پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
بیماری مخصوص نواحی حاره آفریقا که تصور میرود بعلت یک تک یاخته که انگل خون واقع می شود پدید می آید
یک داروی ضد تشنج و ضد درد که در جهت درمان درد حاصل از نورالژی عصب سه قلو و در انواعی از صرع که تشنج های خاصی داشته باشد و به کار می رود
زائده ی غرابی ، زائده ی استخوانی کتف که شبیه منقارکلاغ ( CORA ) است
مشتقی است از دی متیل اتیلامین که بعنوان ضد هیستامین و مسکن بکار میرود
مشتقی است از دی متیل اتیلامین که بعنوان ضد هیستامین و مسکن بکار میرود
سر یا چیزی شبیه به سر یک عضو
بخیه زدن کپسول ، دوختن کپسول مفصلی
مشتقی است از دی متیل اتیلامین که به عنوان ضد هیستامین و مسکن بکار می رود
تومر کپسولی کلیه
ترمیم کپسول ، ترمیم پلاستیکی کپسول مفصلی
کپسولی - عدسی ، مربوط به کپسول و عدسی
کپسولی ، مربوط به کپسول
حالت در کپسول قرار دادن یا کپسول دار کردن
حالت در کپسول قرار دادن یا کپسول دار کردن
پوشه پار ، پوشه ، واخد ریخت شناختی کپسید ویروس
برش کپسول ، پوشه بری ، مثل برش کپسول عدسی چشم یا یک کپسول مفصلی
کپسول ، پوشه ، - 1 غشا یا ساختمان کیسه ای شکلی که عضو یا قسمتی را در بر گیرد - 2 محفظه کوچک قابل حلی است که مواد داروئی بد طعم را درون آن میریزند ...
کپسولی ، مربوط به کپسول
کپسولی ، مربوط به کپسول
نام تجارتی سوسپانسیونی از سولفید کادمیوم
کپسولیت ، التهاب یک کپسول
صدای مخصوص ناشی از اتساع معده
لایه خاکستری جسم چهارقلو که درست در زیر محل باز شدن راههای بصری قرار دارد
مربوط به سر یک استخوان
نام تجارتی فرآورده ای از مبوتامات
پرتونگاری کبد بعد از تزریق داخل وریدی گاز دی اکسید کربن
بستن یک کیست از طریق نزدیک کردن دو دیواره مقابل آن به یکدیگر
بستن یک کیست از طریق نزدیک کردن دو دیواره مقابل ان بیکدیگر
پرداخت بر سرانه
استخوان درشت ( در مچ دست )
غشای پایه مویرگی
مو
تنگی پوست حشفه ، تنگی پوست حشفه بطوریکه نتواند از روی گلاند ( حشفه ) عقب کشیده شود
التهاب مویرگها
کاپیلاریا ، تیره ای از کرمهای گرد انگلی
اتساع مویرگها
مربوط به کنترل قطر مویرگها
مربوط به کنترل قطر مویرگها
نوعی داروی ضد نئوپلاسم که در درمان کارسینوم متاستاتیک پستان یا کولورکتال کاربرد دارد
ورمی است که روی زانو یا آرنج اسب ایجاد می شود
نام تجارتی فرآورده ای از برومور مپنزولات
کوچوک ، نوعی صمغ الاستیک که به لاستیک هند معروف است و در دندانپزشکی و جراحی بکار برده می شود
برش زاویه پلک
کانتارید ، ذراریح یا ذیاب هندی ، حشره خشک شده ای از گونه کانتاریس و زیکاتوریا ( که از آن کانتاریدین �جوهر یا روغن ذراریح� می گیرند ) محرک
جوهر ذراریح یا کانتاریدین ماده متبلوری است به فرمول C20H24O8 که از حشره کانتارید بدست میاید ( دارای طعم تلخ بوده روی پوست ایجاد طاول می کند )
مسمومیت با کانتارید ، بیماری که در اثر مصرف زیاده از حد کانتارید تولید می شود
عمل میل زدن ، فرو کردن یک میل کوچک یا کانول در اندام لوله ای شکل بدن
روغن کلزا
کاربری و استفاده معتادانه از مشتقات شاهدانه بعنوان سرکیف آمدن و از خود بیخود شدن ، اعتیاد به حشیش
غذای فراوری شده