پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٨٠٦
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

[کامپیوتر] قطاع های از دست رفته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کوشش بیهوده، زحمت بیخود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

حرکت گم گشته، حرکت مفقود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

lost the use of an eye, went blind in one eye

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

arm was amputated

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

leg was amputated

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

lost his privilege, had his right taken from him, was no longer entitled

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

malfunction in which it is recorded that a certain disk area is occupied when it is not actually being used by any file

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

lost control of the steering wheel, crashed

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

faded, became lighter in color

پیشنهاد
٢

[نفت] آشکار گر هرز روی گل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

[نفت] آژیر هرز روی گل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

struggle in which there is no chance of gaining victory

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

became blind

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

went bald

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

had sexual intercourse for the first time

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

[عمران و معماری] میخ سرگم - میخ ناپدید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

lost the respect of

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

[آب و خاک] انرژی تلف شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

[نساجی] نخ بی سر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

lost his self control, lost the ability to think rationally

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

went crazy, became insane

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

lost his tolerance, his patience lapsed

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

lost track of his thoughts and ideas

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[نفت] چاه از دست رفته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

went astray, got lost, took a wrong turn

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

was speechless, couldn't talk, fell silent

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

lost everything he owned

پیشنهاد
١

[برق و الکترونیک] گزینندگی کانال مجاور توانایی کی گیرنده در رد سیگنالهای مربوط به کانالهای مجاور ایستگاه مورد نظر .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[برق و الکترونیک] کانال مجاور کانالی که بلا فاصله بالاتر از کانال مورد نظر قرار دارد .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[برق و الکترونیک] حامل صدای مجاور حامل ( آر - اف ) که صدای مدوله شده ی یک کانال تلویزیونی را که بلافاصله پایین تر از کانال تنظیم شده توسط گیرنده قرار ...

پیشنهاد
١

[برق و الکترونیک] داخل کانال مجاور ، تداخل باند کناری، پاشش باند کناری تداخل ناشی از کار یک فرستنده در کانال همسایه . موقعی که باندهای کناری فرستنده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[ریاضیات] زاویه ی مجاور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

area which is nearby, area which is close to

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[برق و الکترونیک] حامل تصویر مجاور

پیشنهاد
١

[ریاضیات] زوایای مجانب مکمل، زوایای مجانب، زوایای مکمل مجاور

پیشنهاد
١

[نفت] لایه های مجاور

پیشنهاد
١

[نفت] سنگ مجاور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[نساجی] واهدهای تکرار شونده کنار هم - واهدهای تکرار شونده مجاور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[ریاضیات] نقطه های مجاور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[ریاضیات] نقطه ی مجاور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[شیمی] خطهای مجاور

پیشنهاد
١

[ریاضیات] حاصل ضرب اساسی مجاور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[ریاضیات] نقطه ی غایی مجاور، نقطه ی فرین مجاور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[ریاضیات] پایه ی مجاور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[ریاضیات] رأس مجاور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[ریاضیات] ضلع مجاور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

contracted form of "who would" contracted form of "who had"

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[عمران و معماری] کنف توخالی - کنف مجوف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[نساجی] لیف توخالی