پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٧٣٥
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

فیلتر های پس تاکید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

one of two chief judges on the isle of man

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

office or position of chief justice on the isle of man

پیشنهاد
٢

تقویت زدایی فرایندی برای کاهش شدت نسبی بسامدهای شنیداری بالا قبل از بار تلید آنها با این عمل، اثر پیش تقویت این بسامدها در محل فرستنده، که به منظور ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شبکه ی تقویت زدا پالایه ی مقاومتی - خازنی که سیگنالهای پیش تقویت شده را به شکل اولیه ی خود بر می گرداند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

believed it to be his responsibility

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

copy improperly

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

incorrect duplication

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بد ترجمه کردن ترجمه غلط کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

incorrectly translated

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بانو دریاها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

woman in charge of a household

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

این عبارت به معنای “کمی احمقانه” و عذرخواهی برای یک اشتباه کوچک است. آخ، عیبی نداره، چیزی نشد!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مومانند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

خط بسیار باریک خط نازک بالا یا پایین حروف نوشته یا چاپی نازک کاری درخوشنویسی خط نازک وسربالایی درنوشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

طاس، بی مو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

پارچه مویی ( که برای روکش مبل به کار می برند )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

formation of cracks in the wall of a structure as a result of faulty construction

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

( گیاه شناسی ) ماشک گل خوشه ای راسته: باقلاسانان تیره: باقلاییان زیرخانواده: باقالی ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

از روی بی گناهی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شایستگی سرزنش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بیگناهی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

repeat offender

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

حرکت اجباری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مقدار مجاز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

تفاوت مجاز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

being permissible

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

سرعت مجاز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

سطح مجاز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

انحنای مجاز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

خطای مجاز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بار مجاز

پیشنهاد
٢

نیروی مالش مجاز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

relaxed approach that allows a great deal of freedom

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

daring and liberal behavior

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

قانون ـ فقه : اباحه اِباحه ( به عربی: إباحَة ) از ریشهٔ �بَوح� و �بُؤوح� به معنی اجازه دادن است و به فعلی گفته می شود که بر اِتیان و ترک آن، پاداش و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

قانونی که مردم را بکردن کاری مخیر کند ولی موظف نکند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

طرف شوته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

�عقلش قد نمیده�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

�بچه محل ( پسر یا دختر )

پیشنهاد
٢

�مایه تیله چی داری؟

پیشنهاد
٢

شما مجرد هستید یا متاهل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

گوش به فرمان بودن

پیشنهاد
٢

بدی رو با بدی جواب نده نباید جواب داد

پیشنهاد
٢

�سعی کن چشم ازش بر نداری

پیشنهاد
٢

�سعی کن چشم ازش بر نداری

پیشنهاد
٢

کاملا متفاوت بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

�از خود تعریف کردن

پیشنهاد
٢

�گذشته ی فراموش شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

تا آخرین نفس