پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
دروازه همزمان
خاک های قیراندود و بیتومینوزدار را گویند
be an alcoholic
علامت سئوال = ؟
فضله سمور ابی
one who pricks lightly
hater
cannot take air into the lungs
شوخی خوش مزگی بذله گویی
بلیط فروش
هزینه ( یا ) مبلغ کرایه
لطیفه
صفت 1 - سرگرم کننده، ( در مورد اشخاص ) خوشمزه، بامزه، لوده، شوخ 2 - خنده آور، فرح بخش، مسرورکننده، مسرت بخش
doing something that one enjoys
مدیر بنگاه کفن و دفن
پناهگاه موقتی استراحتگاه بی خطر
بیلچه باغبانی
brawl with soldiers
participant in a minor fight
سگک کمربند
got his hands dirty
تار کثیف در پارچه
پود کثیف در پارچه
تار چله کثیف در پارچه
( مردانه و پسرانه ) پیراهن خواب
unusual experience
( در کشتی و اتومبیل و غیره ) چیزهایی که از فلز آبدیده ساخته شده و باید با مالش براق نگاه داشته شوند
city in east sussex ( england )
something which brightens
سطح روشنایی
بریانتین ( روغن موی سر ) نوعی پارچه ی براق ( از پشم نرم و پنبه )
act of hugging
synthetic fabric
لیف مصنوعی
نویز مصنوعی
پوست /چرم خوک
خوک صفت خوک مانند پرخور، آزمند
( پزشکی - دارای انگشتان پا که به داخل خمیده اند ) پا کفتری
( گیاه شناسی ) تاج خروس گسترده
خوک وار با هم جمع شدن توی هم پیچیدن
گنداب اشپزخانه که به خوکان میدهند
سطل چوبی ( دسته دراز )
شکار خوک وحشی ( به ویژه با نیزه و از روی اسب )
خودسرانه از روی کله شقی
خوراک نیمه هضم شده ای که کبوتر از چینه دان خود دراورده به جوجه های خود میدهد
خوک منشی/صفتی ناپاکی خودسری
گرو گذاشتن
پسر و دختر دوقلو
از روی خوک منشی
( رقص و اسکی روی یخ ) پرش به هوا و به هم زدن پاها