پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
[ریاضیات] فرم از رده ی
[زمین شناسی] اشکال زمین
took on a form
affected an appearance of
[حقوق] سند قرضه تضمین شده
[زمین شناسی] شمال فرضی
[کامپیوتر] نقطه اعشار فرضی
be crowned
طالع
قابل اطمینان
[ریاضیات] قبول کردن یک مقدار
show off
act as if one was important
false identity
supposedly
دلگرم کننده
پرچم کبودی که در وسط آن مربع سفیدی دارد و نشان آمادگی کشتی تجارتی برای حرکت است
[نفت] نقطه ی انجماد
[زمین شناسی] بالا آمدگی در اثر پدیده یخبندان
[عمران و معماری] عمق یخبندان
fixing prices at a certain level by the government
act of making funds or property unusable and inaccessible
کاسنی تلخ
ریشه کاسنی
city in massachusetts ( usa )
( slang ) liar
feeble - minded person ( derogatory slang )
wet collodion process
[آب و خاک] الک کردن تر
[عمران و معماری] مته زنی تر - مته زنی آبی
[برق و الکترونیک] خازن الکترولیتی تر خازن الکترولیتی که دارای الکترولیت مایع است .
[مهندسی گاز] گاز مرطوب
[عمران و معماری] برج آبگیر تر
[زمین شناسی] سرزمین مرطوب
[زمین شناسی] عیاریابی تر - هر نوع روش عیارزنی که شامل مایعی معمولاً آب به عنوان ابزار جدایش می باشد.
wet plate process
dock where the water is shut in and maintained at a certain level in order to make the loading and unloading of ships easy
[زمین شناسی] ذوب بخشی مرطوب - آب سبب ذوب سنگها در دماهایی بسیارپایین یا دماهایی در حد نزدیک سطح زمین می شود. با این وجود از آنجاییکه سنگها از کانیهای ...
[زمین شناسی] دمای تر، دمای مرطوب - پایین ترین دمایی که نسبت به آن هوا می تواند در یک فشار ثابت بوسیله تبخیر آب به داخل آن، سرد شود. در طی این فرآیند، ...
[زمین شناسی] اقلیم استوایی مرطوب
( informal ) to take a drink
جامه ی شسته شده ( ولی هنوز خیس )
[مهندسی گاز] بخار مرطوب
گل رس نرم که شکل پذیر است
سازنده چلیک برای مایعات
درمان از راه پیچیدن بیمار در ملافه یا پتوی خیس
soaked through
رطوبت دار
قابل خیس کردن
طعمه ی مصنوعی ( شناور در زیر آب )