پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
معمولا بعد از ناهار یه چرتی می زنم.
سلام، جو. پارسال دوست، امسال آشنا. خیلی وقته ندیدمت
سلام. چه سورپرایزی؟ چه عجب از این طرفا؟
اگر نمی خواهی با من بیایی، اشکالی نداره. راحت باش.
بعد از این همه سال اصلا عوض نشدی، بزنم به تخته!
البته که می تونی از ماشین من استفاده کنی. مشکلی نیست.
خب شام حاضره، بزن تو رگ.
متأسفم در امتحان رد شدی
واقعا از کلاستان لذت بردم. خسته نباشید.
امتحان را دوباره رد شده ولی عین خیالش نیست.
واسه من دروغ سرهم نکن. من بچه نیستم.
نمی تونم این ساندویچ را بخورم. بیخوده
میخوام همه این ایمیلها را بفرستی، بجنب!
عین خیالش نیست.
سخت نگیر رفیق. چیز مهمی نیست.
برو پی کارت وگرنه پلیس را خبر می کنم.
بسه دیگه. بیش از این تحملش را ندارم.
تو دیگه بچه نیستی، مطابق سنت رفتار کن
صورتحساب پای منه. نمی ذارم تو پول بدی. غیر ممکنه
با خودت یک چتر بردار، محض احتیاط.
بسه دیگه! حرفاتو باور نمی کنم. داری یه مشت دروغ تحویل من میدی.
اینجا به تو احتیاجی نداریم. چرا نمیری پی کارت؟
آهای فضول، سرت به کار خودت باشه.
دیگه نمی تونم بیدار بمونم. میخوام برم بخوابم.
اینقدر به من گیر نده، دست از سرم بردار!
باشه، تو راه خودته برو منم راه خودمو میرم. قبوله؟
من شیرینی خورم. نمی توانم جلوی شیرینی خوردنم را بگیرم.
دلم می خواد قبل از آنکه غزل خداحافظی را بخونم دنیا را ببینم.
باور بشه یا نه، تو تنها آدمی هستی که بهش اعتماد دارم.
خیلی شیک کردی. کجا می خوای بری؟
می دانم چرا مرا دعوت نکرد. چشم دیدنم را نداره
چیزی که ازش متنفرم اینه که مجبور بشم تو صف بایستم.
نمی تونیم کل روز را منتظر باشیم. تکون بخور.
اگر یه دفعه دیگه دیر سر کارم برم، رئیسم با لگد بیرونم می کنه.
مواظب آن گلدان بلور باش. احتیاط کن!
بیا شروع کنیم به کار و آپارتمان را رنگ کنیم.
پس زنی شعله
[عمران و معماری] زاویه گسترش - زاویه گشادگی
exacerbate tension
( پزشکی ) فلج اسپاسمی
مبتلا به فلج تشنجی
in a spastic manner
[نفت] کند شدگی
stupid ( slang )
ridicule make fun of
تسلیم خواهش های نفس
let oneself give into one's dreams
allowed one's imagination to run wild
lose oneself in thoughts of the past
[حقوق] تبلیغ سوء راجع به کالا