دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
٣,٢٢٧
رتبه
رتبه در دیکشنری
١,٤٣٧
لایک
لایک
١١٦
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٥

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٦
رتبه
رتبه در بپرس
١٠,٢٣٥
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
١٩ ساعت پیش
دیدگاه
٠

adj. برگشت ناپذیر / جبران ناپذیر e. g. Scientists believe that the damage to this area is irreversible

تاریخ
١ روز پیش
دیدگاه
٠

syn. persistent

تاریخ
١ روز پیش
دیدگاه
٠

adj. همه گیر / فراگیر syn. pervasive e. g. This is not easy, but it is vital, because pollution is omnipresent and often life - threatening

تاریخ
١ روز پیش
دیدگاه
٠

adj. حل نشدنی syn. insoluble e. g. They were now faced by insurmountable technical problems

تاریخ
١ روز پیش
دیدگاه
٠

adj. نافذ / همه گیر syn. extensive e. g. This is not easy, but it is vital, because pollution is pervasive and often life - threatening

جدیدترین ترجمه‌ها

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The house was wrapped in darkness.
دیدگاه
١

خانه در تاریکی احاطه شده بود

تاریخ
٣ سال پیش
متن
He wrapped his neck with a scarf.
دیدگاه
٠

او گردنش را با روسری ای پوشانده بود

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

پاسخی موجود نیست.