برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

H ١٤:٢٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی sand box: استخر ماسه

🧕🏻🧕🏻 ١٤:٢٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی راهیابی: پيدا كردن راهي كه در آن اشتباه نميشود

رهگذر ١٤:٢٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی interpersonal communication: ارتباط بین فردی

رهگذر ١٤:٢٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی directionality: جهت نمایی

محسن ١٤:٢٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی persona: وجه
جمع آن: \personae= وجوه

پویامرادی ١٤:٢٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی پر نشاط: بسیار شاد و خوشحال

رهگذر ١٤:٢٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی coaching model: مدل آماده سازی

اسدی منجزی ١٤:٢٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی طایفه لوخرده: بزرگان ایل منجزی ایل بختیاروند

رستم خان بختیاروند

شاه حسین خان بختیاروند ایلخان بختیاری

جهانگیر خان بختیاروند ایلخان
بختیاری
خلیل خان ایل بیگی بختیاروند ایلخان بختیاری

شاه منصور خان بختیاروند ایلخان بختیاری
مهدی خان بختیاروند
بلیتی خان بختیاروند
اردشیر خان بختیاروند
خیرالدین خان بختیاروند
تاج الدین خان بختیاروند
احمد خان بختیاروند

نجف خان بختیاروند
عبدالله خان بختیاروند
باور خان بختیاروند
باران خان بختیاروند
رشید خان بختیاروند
سلاطین خان بختیاروند
محمود خان بختیاروند

رستم خان آقاسی بختیاروند ایلخان بختیاری

تاج الدین امیر قنبر خان بختیاروند (تنبر کلو -تاجمیر )
صادق خان بختیاروند
جلال خان بختیاروند
یوسف خان بختیاروند
شمس الدین خان میرگپ
شفیع خان بختیاروند
عالی ویسی خان بختیاروند
عزیز خان بختیاروند




قاسم خان بختیاروند ایلخان
بختیاری

احمد خان بختیاروند ایلخان
بختیاری
بهرام خان بختیاروند
حاتم خان بختیاروند
ابوالفتح خان بختیاروند ایلخان
بختیاری



علی صالح خان بختیاروند ایلخان بختیاری

آدینه خان بختیاروند مستوفی
مندنی خان بختیاروند
شیخ خان بختیاروند
سلیمان خان بختیاروند
کرم الله خان بختیاروند

ابدال خان بختیاروند ایلخان
بختیاری

حسام الدین خان بختیاروند ایلخان بختیاری
کاید ویسی خان بختیاروند
هادی خان بختیاروند
مرتضی خان بختیاروند
مصطفی خان بختیاروند
علی اکبر خان بختیاروند
نامدار خان بختیاروند ایلخان منجزی
محمد حسن خان بختیاروند
محمد حسین خان بختیاروند
اسد خان بختیاروند ایلخان منجزی
تنبر خان بختیاروند
عزیز خان بختیاروند
محمد باقر خان بختیاروند
شنبه خان بختیاروند
امیر حسین خان بختیاروند
گودرز خان بختیاروند
اسمی خان بختیاروند

رهگذر ١٤:٢١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی consumer perception: ادراک مصرف کننده

ملکه ١٤:٢٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی می ستایند: می پرستند

مرتضی بزرگیان ١٤:٢٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی Gini Impurity: ناخالصی جینی

رهگذر ١٤:١٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی return on equity: بازده سهام

رهگذر ١٤:١٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی depository institutions: موسسات سپرده گذاری

النا ١٤:١٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی proper: خاص -به ویژه

رهگذر ١٤:١٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی program evaluation and review technique(pert): تکنیک ارزیابی و بازبینی برنامه

رهگذر ١٤:١٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی elaboration likelihood model (): مدل احتمالی موشکافی

رهگذر ١٤:١٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی subjective norm: هنجار ذهنی

رقیه طاهری ١٤:١٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی لشنی: با کمال افتخار من هم از لشنی های آباده طشک هستم مادر بزرگم که روحش قرین رحمت الهی باشه می گفت ما لشنی علی مردان خانی هستیم ولی من دقیقا نمی دانم کدام علی مردان خان بختیاری و یا علی مردان خان بی مریم و یا؟اگر اطلاعی در این زمینه دارید بگذاریدممنون میشوم

Dana Ghaffari ١٤:١٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی impeach: صدور کیفرخواست

رهگذر ١٤:١٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی brand popularity: محبوبیت نام تجاری

فرهود ١٤:٠٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی get happy: become happy=
خوشحال شدن

سلیمانی فخیم ١٤:٠٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی rivet, bevel pointed: پرچ، سر پخ

Majid ١٤:٠١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی From morning till evening: از صبح تا شب

محمد ١٣:٥٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی مسکنة: مسکنه از ماده سکن است نه از ماده مکن

مجتبی م ١٣:٥١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی bleeding money: پول از دست دادن

مجتبی م ١٣:٥١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی blooding money: پول از دست دادن

مجتبی م ١٣:٥١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی blood money: پول از دست دادن

Mahgol ١٣:٥١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی نهراسیم: (خراشیدن:ترسیدن) ببخشید هراسیدن

عسل ١٣:٤٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی رستنم: رهايي ،فرار كردن

اسدی منجزی ١٣:٤٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی بهداروند: آدینه خان بختیاروند فاتح قندهار برادر زاده علی صالح خان بختیاروند فرمانده کل بختیاری در زمان نادرشاه افشار

النا ١٣:٤٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی based: مبنی-براساس-برپایه

ضحا ١٣:٤٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی کت نوار: کلمه ی فرانسوی کت نوار معنی کت گربه نوار سیاه معنی کت نوار می شه گربه ی سیاه

صبا ١٣:٤٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی صبا: صبا یعنی نسیم خنکی که از طرف شمال میوزد و پیام رسان بین عاشق و معشوق هست و فکر نکنم ریشش عربی باشه چون شاعران پارسی از ان توی شعر هایشان استفاده میکنند صبا اسم خیلی زیبایی هست

چقدر اسمم قشنگه😁😍

ضحا ١٣:٤٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی کت نوار: کت نوار کلمه ی فرانسوس هست و معنی کت یعنی گربه و نوار سیاه و اگه این 2 کلمه رو کنار هم قرار بدیم می شه بهترین دوست مرینت یا دختر کفشدوزکی

فرشته شاه خسروی ١٣:٤١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی سهام عدالت: سهام عدالت

omid ١٣:٣١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی archrival: دشمن اصلی

لیدی باگ ١٣:٣٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی حسرت خوردن: افسوس خوردن , آرزو کردن برای بودن مانند کسی

حریری ١٣:٢٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی cardiovascular: قلبی عروقی

T.K ١٣:٢٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی memories: خاطرات

ناشناس ١٣:١٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی گونای: گونای نام روستای من است و به معنی یک روستای آفتابی است😎

حسین ١٣:١١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی رقاشت: بلند. استوار . چهار شانه. رقاشت قد. بلند قد. زن گرجی به صباحت خد و رقاشت قد و عارض زیبا...

فرشتهِ عشق ١٣:٠٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی My own Special chair: صندلی مخصوص خودم

علی اصغر سلحشور ١٣:٠٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی trademark: نام و نشان

مبینا ١٣:٠٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی گسیخت: پراکنده

فرشتهِ عشق ١٣:٠٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی diary: یک خاطرات روز خاصی

مهدی خانی فراشبندی ١٣:٠٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی بنفسج: بنفسج
به فتح با و نون و سکون فا و فتح سین مهمله و جیم معرب از "بنفشه" فارسی است و به عربی فرفیر و ب ه یونانی ابرو نامند .
ماهیت آن : گیاهی است بلندي آن یک شبر تا یک شبر و نیم با شاخهاي باریک بسیار از یک بیخ رسته که همانها ساقهاي برگ آن است و برگ آن شبیه به برگ انار و حنا الاّ آنکه پایین برگ آن عریضتر و بزرگتر و هر دو گوشه آن اندك برآمده و فی الجمله صنوبري شکل از میان گیاه آن شاخهاي باریک رسته و بر سر هر شاخی یک گل کوچک خوشبو فبن ي ش رنگ و در کوهستان نیپال و نوا ح آن نیز میشود ولیکن گل آن اندك کوچکتر و زرد رنگ میباشد و مستعمل بیشتر گل لاجوردي رنگ خوشبوي آن است که کهنه و فاسد نشده باشد .
طبیعت آن : در اول سرد و در دویم تر و بعضی در اول سرد و تر و بعضی در اول گرم و تر نیز دانسته اند.
افعال و خواص آن : مسهل صفرا به رفق خصوص آنچه محتبس باشد در معده و امعا و مسکن عطش و حدت خون و جهت حمیات حاره و خفقان و غشی با ماءالشعیر و آلو و تحلیل اورام لطیفه و صلبه و صداع حار و صرع اطفال و نزلات و زکام و سرفه و خشونت سینه و حلق و خناق و ذات الجنب و ذات الریه و جهت معده و کبد و طحال و بروز مقعده و حرقت مثانه و بول و احتباس آن و درد گ رده شرباً و نطولاً و ضماداً و بوییدن تازه آن منوم و مداومت آشامیدن آن چند روز هر روز دو درهم تا چهار
درهم به طریق سفوف با آب سرد جهت رفع اسهال صفراوي لذاع مجرب و سه مثقال یسا یده آن با شیر خشت و شکر و امثال آن مسهل سریع العمل و سرشته آن با شیره گلقند جهت تبهاي مرکبه بیعدیل و گویند گل تازه آن فادزهر سموم و منوم است و نطول طبیخ آن با بابونه بر سر جهت تسکین وجع و ازاله حرارت و جهت سرفه و یبوست دماغ و اعضا نافع و ضماد بسیار نرم ساییده
آن بر سر و جبین جهت صداع و امراض حاره معده و کبد و سایر اورام و شقاق و ورم مقعده مفید.
المضار : اکثار آن مورث ضعف دل و باعث کرب و ثقل معده و غثیان و التهاب بت هاي حاره و بعضی این مضار را مخصوص به خشک آن دانستهاند و مصلح آ ن اندکی انیسون و بوییدن آن باعث زکام و مصلح آن خیري و مرزنجوش و بدل آن نیلوفر و برگ خبازي و در سرفه گل گاوزبان و به وزن آن اصل السوس .
مقدار شربت : از جرم آن تا پنج مثقال و در مطبوخ تا ده مثقال و گفته اند بنفشه را چون با ود اهاي عاصري یعنی دوایی که فعل آن به عصر باشد مانند هلیله ترکیب کنند باید مراعات آن نمایند که قوت یکی متصادم و مبطل قوت دیگري نگردد و نیز بسیار باید که جوش ندهند زیرا که جوش بسیار مبطل فعل آن است و استعمال آن با شکر مقوي فعل آن است در اسهال و با عسل مضعف آن و استعمال مطبوخ آن سبکتر است بر معده و سریع
الانحدارتر از جرم آن و با آلو و عناب و تم ر هندي و شاهتره و هلیلج قوي الاسهال خصوصاً که صاف نمایند بر روي ترنجبین و شیر خشت و فلوس خیارشنبر مالیده باز صاف نموده روغن بادامآ بر ن چکانیده بیاشامند و خورانیدن آب برگ آن مقدار یکدرهم با ثلث آن شکر جهت خروج مقعده اطفال بغایت مؤثر و ضماد آن جهت اورام حاره و التهاب معده و حرارت چشم و برآمدگی مقعده و جرب صفراوي و حکه بیعدیل است و آشامیدن شراب یو ا مرباي آن یعنی گلقند گل آن جهت ذات الجنب و ذات الریه و تسکین التهاب معده و روغن آن سرد و تر و منوم و جهت جرب و جراحت جسد و خشکی سینه و سرفه و ریختن موي و نرم کردن اعضا و مفاصل و حفظ صحت ناخن و
مکرر آشامیدن دو درهم آن بعد از تعریق در حمام جهت ضیق النفسو ضماد آن با موم بر سینه اطفال جهت سعال بغایت نافع و موثر و قطور آن در احلیل جهت حرقۀ البول و حرارت مثانه و سعوط آن جهت درد سر حار و بیخوابی مفید و تدهین ناف بدان جهت سعال مزمن مجرب و چون اسفنج را و یا پنبه را با روغن بنفشه آلوده بر مقعد ضماد نمایند در تنویم عدیل ندارد و بد ل آن روغن نیلوفر و طریق گرفتن روغن آن به چند نوع است : یکی
آنکه با کنجد مقشر یا بادام مقشر در کیسه کرباسی کرده مکرر بمالند و خشک کنند و گل را تجدید کنند تا آنکه مغز بادام یا کنجد رنگین شود به رنگ آن پس هر وقت که خواهند کوبیده روغن آن را بگیرند نوع دیگر آنکه گل بنفشه تازه را در روغن کنجد در هر رطلی سی مثقال اندازند و در آفتاب گذارند و بعد از هر چند روز صاف نموده بنفشه را تازه کنند تا رنگ و بوي بنفشه را بردارد و شراب معمول آن با شکر نافع است از براي سرفه و همچنین مرباي آن جهت ذات الجنب و هیر و شوصه و وجع گرده و ادرار بول مفید .

آرنیکا ١٢:٥٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی از هم گسیخت: از هم جدا شد

حامد ١٢:٥٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی Flat spins: صاف چرخیدن چجوری

پوریا بهارلو ١٢:٥٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی Easier said than done: حرف نزنید ، عمل کنید

Z ١٢:٥٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی a cruel boy: یک پسر زورگو