برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

علی باقری ١١:٠٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی تلیمان (پهلوان): تلیمان نژاد:دکتر کزازی در مورد واژه ی "تلیمان نژاد" می نویسد : ((تلیمان نژاد ویژگی یکی از پهلوانان منوچهر که از وی با نام " گُرد" سخن رفته است و تلیمان نام دوده و تبار اوست. مان در تلیمان به گمان بسیار، به معنی دودمان است و همان است که نمونه را در" سپیدمان" به کار رفته است که نام دودمان زرتشت است و چونان ویژگی او در اوستا و نوشته های پهلوی به کار برده شده است. ریشه و معنای بخش نخست این نام بر من روشن نیست))
(( طلایی به پیش اندرون، چون قَباد
کمین ور چو گرد تلیمان نژاد))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص ۳۷٠ )

Maysa ١١:٠٤ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی way: در کانون زبان ایران reach4
درس ۶ به معنی very much

مجید ١١:٠٠ - ١٤٠٠/٠١/٢٦

سهیلا مهرزاد ثمرین ١٠:٥٧ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی Get ready: آماده کردن
حاضر و آماده کردن

Samira chv ١٠:٥٧ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی own: On my own:تنها

تارا ١٠:٥٤ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی ساحت ربوبی: ساحت ربوبی

علیرضا ١٠:٥١ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی تحمل: صبر کن- کمکن

نیکی ١٠:٤٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی شومیز: شومیز در اصطلاح امروزی نوعی لباس هست که معادل انگلیسی اون
Plaid shirt
هست

Soma ١٠:٤٨ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی refresher: نوآموز

Niki ١٠:٤٨ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی Sneakers: کفش اسپورت،کفش ورزشی و...👟

علی باقری ١٠:٤٧ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی افراز: افراز: در معنی فراز است و بن اکنون از افراختن.
"همی تافت چون مَه میان گروه
و گر مهر تابان، بر افراز کوه"
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص ۳۷٠ .)

Parsa Hayati ١٠:٤٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی امسْ: دیروز

جلال قاسمی ١٠:٤٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی niche: تک‌مخاطبه

Ali ١٠:٣٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی conversation: گفت و گو

Mmm ١٠:٣٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی coaster: زیر کیر

جلیل جعفری ١٠:٣٤ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی take some getting used to: پذیرش واقعیتی به مرور زمان

آناهیتا ١٠:٣٠ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی consists of: تشکیل شده از

حسین ١٠:٢٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی Laggy: تاخیردار

aydin ١٠:٢٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی frozen yogurt: ماست بستنی

Dark Light ١٠:١٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی Anti cure: Opposed to a cure, especially where the condition being cured may be regarded as an acceptable alternative state of being.

صفت هست

مهدیار ١٠:١٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی مدقق: نکته سنج
باریک بین

مجید ١٠:١٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٦

مجید ١٠:١٢ - ١٤٠٠/٠١/٢٦

وثوق سائنی ١٠:١٠ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی there you have it: ترجمه اش می شود : "به همین سادگی, اینجا رو داشته باشید ,همان طوری که گفتم , همین و بس , ایناهاش خودشه ." فرق این اصلاح با اصطلاحات ديگر اين است كه بقیه معني خاص و معيني دارند , ولی این اصطلاح معني مشخصي ندارد و اشاره ي تأكيدی و تأییدی به حرف , سخن, فرایند يا عملي دارد که قبلا ذکر شده است (منظورم در همان عبارت یا سخن هست ).

ak ١٠:١٠ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی badger: وسوسه و تحریک کردن.

پرهام گودرزی ١٠:٠٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی غلتید: قل خورد-چرخید

فرینام ١٠:٠٤ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی impluse: هوا و هوس

Dark Light ١٠:٠٤ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی Explosion Wave: موج انفجار

ساجد ١٠:٠٠ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی متجاسرین: متجاوزان - متمردان - یاغی

نعمت الله سیادت مقدم(شاعر) ٠٩:٥٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی مرتضی: معنی هر اسمی قشنگه اما تن مرد و نامردم یکیه.به نظرتون همه مردا مثل اسمشون زیبان؟😕

نرگس ٠٩:٤٤ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی made into: Wheat is a crop that is made into bread.
گندم محصولبه که تبدیل میشه به نون

نرگس ٠٩:٤٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی made into: تبدیل میشه به،میسازه ....

حامد احمدی ٠٩:٤٢ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی مصائب: دشواری

Mahdi ٠٩:٤٠ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی immune system: سیستم ایمنی

ak ٠٩:٣٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی bogey: مخاط بینی برابر با کلمه booger

حسین چارطاق ٠٩:٢٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی vehicle analysis: تحلیل حامل

بابک ٠٩:٢٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی roundup: جمع بندی مطالب

پرند ٠٩:٢١ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی پرند: حریر زیبا وساده و بینقش ونگار.در متون قدیمی معنای شمشیر هم میدهد.من بینهایت اسممو دوست دارم.علاوه بر اصیل بودنش در زبان فارسی خیلی کمیاب هست

مبینا ٠٩:٠٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی مبينا: ازنظر من هرکی اسمش مبینا است معنشی اینه گل و روشنای روز

زهرا روشنی ٠٩:٠٨ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی theriogenology: تولید مثل شناسی یا مامایی دامپزشکی

امین شیرین وند ٠٩:٠٧ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی بری الذمه: آنکه تعهد خود را انجام داده و دین خود را پرداخت کرده است

Zohre ٠٩:٠٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی W.E.: اروپای شرقی

Fatemeh ٠٩:٠٢ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی پیشتاز: پیشتاز یعنی کسی که جلو تر از همه راه می رود

فهیمه کاظمی ٠٨:٤١ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی face to face talk: گفتگوی حضوری

معین ٠٨:٣٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی rob the cradle: فیلش یاد هندوستان کرده

رضا قاسمی ٠٨:٢٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی حرف وحدیث: با انجام کاری یا سخنی نادرست بهانه دادن دست دیگران برای گلایه، انتقاد، تهمت، غیبت.
وقتی کاری چه خوب و چه بد انجام دهی و روشن گری و توضیح نداشته باشی باعث به وجود آمدن حرف و حدیث و عیب گذاری دیگران خواهی شد

Mahdi ٠٨:٢٧ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی cockpit: The place that pilot and co-pilot contoll the aeroplane

رضا قاسمی ٠٨:٢٢ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی ادبا: خبرگان و دانشمندان ادبیات را گویند

Seyyedalith ٠٨:١٧ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی i'm game: من پایه‌ام!

رسول قنبری ٠٨:١٧ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی sacked: اخراجی