برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

هلیا ١٧:٢٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی ویدا: به زبان فرانسوی و اسپانیایی یعنی زندگی و به زبان فارسی یعنی اصیل زاده
به زبان عربی یعنی مهربون و البته فکر کنم توی زبان کره ای به معنای خورسید هستش (فک کنم)
البته یه معنی دیگش هم آشکار هستش
در هر حال اسم اسمه و لیاقت و فلان و اینا نداره مثلا اسم منو رو اون دختره (هلیا قمه کش گذاشتن)/:
*خطاب به اونایی که میگن اسم لیاقت میخواد*

Heliya ١٧:٢٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی Adventureous: ماجرا جو . ماجرا جویانه

محمدحسین رضامهر ١٧:٢٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی annoying: Irritating

محمدحسین رضامهر ١٧:٢١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥

Negin ١٧:٢٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی Fender bender: تصادف کوچک،جزئی

Matin ١٧:٢٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی raining: هوا ی بارانی

زهرا سعیدی ١٧:١٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥

Negin ١٧:١٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی Fender bender: تصادف کوچک،جزئی

شاهرخی ١٧:١٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی موگویی: باسلام بعدازکلی تحقیقات بنده توانستم ازطایفه خود تعدادی ازاجداد م رابیابم بنده فرزندعلی صالح ،بختیار،ملکی ،علی دوست،علی نقی،شاهرخ هستم ازطایفه موگویی که هم اکنون اقوامم درروستای وستگان ازتوابع فریدونشهراصفهان ساکن هستند عزیزانی که ازاین طایفه اطلاعات درستی دارند به اشتراک بگذارند ای کاش می شد به راحتی شجره نامه خودرابیابیم

الف ١٧:١٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی مولتی مدیا: چند رسانه ای

ستاره ١٧:١٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی ترش تر: More sour، مثل البالو که از گیلاس ترش تره

راستین ١٧:١٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی پتانسیل: جان‌نهان
توانش
درون‌داشت

Asal ١٧:٠٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی full: به معنی سیر

!!ard!1 ١٧:٠٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی towels: حوله حمام' حوله

ناسناس ١٧:٠٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی الحربا: افتاب پرست

Mohammad Todoie ١٧:٠٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی cant wait: مشتاقانه منتظر بودن

Seta ١٧:٠١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی ice pop: احتمالا آلاسکا...

السا ١٧:٠١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی lamp: فانوس، چراغ نفتی

رضا فولادی وندا ١٦:٥٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی ارگاسم: لذت جنسی ,خودارضایی

نادر ١٦:٥٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی given: یکی از معانی: � فرضأ �

RM ١٦:٥٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی in back: مثلا عبارت in the back of the fridge معنا می‌دهد: در عقب (در مقابل جلو) یخچال.

حمزه امیری ١٦:٥٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی hogwash: مزخرف
چرند
چرت و پرت

فرهاد ربیعی ١٦:٥٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی formerly: مربوط به گذشته
Formerly unconscious fears :
ترس‌های ناخودآگاه (و) مربوط به گذشته

کیان ١٦:٥٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی چاره: در فارسی تاجیکی، به معنای محلول نیز است.

شکاری ١٦:٥٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی nose around: سرک کشیدن

... ١٦:٥٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی زن شلیته: یعنی زن بد اهل دعوا و مرافعه

H ١٦:٥٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی iecture: به معنی سخنرانی است

arash ١٦:٥٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی roast: کباب کردن پختن

شکاری ١٦:٥٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی nose around: سرک کشیدن

FATEMEH ١٦:٥٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی this too shall pass: این نیز بگذرد

Majid ١٦:٥٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی be in safe hands: احساس امنیت داشتن با وجود کسی

کرام ١٦:٤٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی chrono: پیشوند "زُرو-"
کوتاهیده شده (از طریق فرآیند بُرش = blending) از اسم "زُروان(ایزد زمان"

zhilvan ١٦:٤٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی cope with something: از عهده ی کاری برآمدن، مدیریت کردن
?Will she be able to cope with the work
آیا او از عهده ی این کار برمیاد؟
آیا او قادر به مدیریت این کار می باشد؟

کرام ١٦:٤٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی osteopathy: Osteopath
اُستُخودرماننده
Ostepathy
اُستخودرمانی
Ostepathist
اُستخودرمانگر
Ostephatic
استُخودرمانیک
Osteopathically
اُستخودرمانیکانه

آیناز ١٦:٤٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی آیناز: آیناز یعنی ماه ناز آی یه ترکی میشه ماه

کرام ١٦:٤٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی osteopath: Osteopath
اُستُخودَرمانَنده
Ostepathy
اُستخودَرمانی
Ostepathist
اُستخودرمانگر
Ostephatic
استُخودَرمانیک
Osteopathically
اُستخودرمانیکانه

کرام ١٦:٤٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی osteopathic: Osteopath
اُستُخودرماننده
Ostepathy
اُستخودرمانی
Ostepathist
اُستخودرمانگر
Ostephatic
استُخودرمانیک
Osteopathically
اُستخودرمانیکانه

کرام ١٦:٤٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی osteopathically: Osteopath
اُستُخودرماننده
Ostepathy
اُستخودرمانی
Ostepathist
اُستخودرمانگر
Ostephatic
استُخودرمانیک
Osteopathically
اُستخودرمانیکانه

کرام ١٦:٤٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی osteopathist: Osteopath
اُستُخودرماننده
Ostepathy
اُستخودرمانی
Ostepathist
اُستخودرمانگر
Ostephatic
استُخودرمانیک
Osteopathically
اُستخودرمانیکانه

هیژاولی ١٦:٤٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی اسباط حمول لزوم: اثبات حمل لزوم

عاطفه موسوی ١٦:٤١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی مبصر: Surveillant

Moe ١٦:٣٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی Moe: وزارت دفاع

روناک ١٦:٣٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی روناک: روناک یعنی درخشنده و تابناک

امیر تتلو ١٦:٣٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی اسلایم: خمیر بی ارزش

ak ١٦:٣٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی high stakes: موقعیت خیلی مهم

حمیدرضا ١٦:٣٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی I'll tell you what: ببین چی میگم.

کرام ١٦:٣٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی osteo: اُسختوُ-

ارشاویر ١٦:٣٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی شیراز: اقای اریا شی به لری یعنی شوهر کردن

ak ١٦:٣٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی Match made in heaven: ترکیبی کامل از افراد یا چیزهایی که در پایان موفق یا خوشحال خواهند بود.

akamrahimi50@gmail.com ١٦:٢٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی consensus: مورد رضایت همه