کوشیار

فرهنگ اسم ها

اسم: کوشیار (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: kušyār) (فارسی: کوشيار) (انگلیسی: kushyar)
معنی: داده ی فرشته، ( = گوشیار )، [از گوش ( نام فرشته )، یار ( پسوند مبدل «داد» به معنی داده ) ]، روی هم به معنی داده ی فرشته، [گونه ی دیگر این واژه ( گوشیار ) در برخی منابع فارسی «نگهبان چهار پایان» معنی شده است]، ( اَعلام ) کوشیار گیلانی [قرن و هجری] ریاضیدان و اخترشناس ایرانی، از مردم گیلان، مؤلف زیج جامع، کتاب اسطرلاب، الابعاد والاجرام، فی اصول حساب الهند، [از گوش ( نام فرشته ) + یار ( پسوند مبدل ' داد ' به معنی داده ) ]، روی هم به معنی داده فرشته، ( در اعلام ) نام ابوالحسن کیا گوشیار بن لبان باشهری گیلانی منجم بزرگ، نام داوری ایرانی در سپاه کیخسرو و در هنگام نبرد با افراسیاب، ]گونه ی دیگر این واژه ( گوشیار ) در برخی منابع فارسی ' نگهبان چهار پایان ' معنی شده است[، از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری ایرانی در سپاه کیخسرو پادشاه کیانی
برچسب ها: اسم، اسم با ک، اسم پسر، اسم فارسی، اسم تاریخی و کهن

لغت نامه دهخدا

کوشیار. ( اِخ ) بر وزن هوشیار نام حکیمی بوده است از گیلان و بعضی گویند نام حکیمی بوده است از فارس و شیخ ابوعلی سینا شاگردی او کرده است و با کاف فارسی هم آمده است. ( برهان ) ( آنندراج ). اصح گوشیار است. ( حاشیه برهان چ معین ) : در حقایق آن علم و دقایق آن فن درجه کمال داشت ، در حل مشکلات مجسطی بوریحان به تفهیم او محتاج بودی و بومعشر به اعشار فضل او نرسیدی ، و فاخر به شاگردی او مفاخر شدی ، کوشش کوشیار از مرتبه او متقاصر آمدی... ( مرزبان نامه ).
برکوشیار آمد از راه دور
سری پرارادت دلی پرغرور.
سعدی ( بوستان ).
رجوع به گوشیار در همین لغت نامه و تعلیقات چهارمقاله چ معین ص 261 و 271 شود.

پیشنهاد کاربران

کسی که کوشش او یار و یاور اوست
من موندم چه جوری کوشیار، یه کلمه فارسیه؟
چرا این قدر میراث معنوی اقوام دیگر ایران زمین رو به نفع فارسی مصادره می کنید؟!
تا صد سال پیش در گیلان و مازندران کسی فارسی بلد نبود! اونوقت 800 سال پیش اسم یک شخصیت گیلانی، کوشیار بوده و بعدش به این نتیجه می رسید که کوشیار اسم فارسیه؟!!
...
[مشاهده متن کامل]

نه خیر، کوشیار یک اسم ایرانی اما گیلکی هست.
اگه دست شما باشه برنارد و سباستین و استنلی و بریتنی رو هم میگید ریشه فارسی دارند!!!
بابا دست بردارید از این کار ها! یه کم فکر، یه کم انصاف. . .

کوشیار مثل هوشیار، با کوش مثل باهوش.
پس کسی که کوشش زیاد می کند. اگر گوشیار معرب شود جوشیار می شود. به عنوان پیشنهاد می توان معنای کوشیار را شخص همیشه در کوشش هم پذیرفت

بپرس