کالیگولا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
کالیگولا (نمایش نامه). کالیگولا ( به فرانسوی: Caligula ) نمایش نامه ای است که آلبر کامو، نویسندهٔ الجزایری - فرانسوی، نوشتن آن را در سال ۱۹۳۹ آغاز کرد و اولین نسخه آن در ماه مه ۱۹۴۴ بدست انتشارات گلیمر به چاپ رسید. او بعدها در این نمایش نامه، رمان بیگانه و نیز مقاله افسانه سیزیف تغییرات و بازبینی های بسیاری انجام داد که خود آن را را دور باطل∗ نامیده است. بعضی از منتقدین، این کتاب را متعلق به مکتب اگزیستانسیالیسم می دانند در حالیکه خود کامو همیشه تعلق خود به این مکتب را نفی می کرد.
آخرین نسخه این نمایش نامه که در ۴ پرده در سال ۱۹۴۴ نوشته شده، در سال ۱۹۴۴ میلادی به همراه نمایش نامه سوءتفاهم منتشر شد و سپس در همان سال به طور جدا منتشر گردید. نسخه ای نیز در ۳ پرده در سال ۱۹۴۱ منتشر شده بود که در سال ۱۹۸۴ تجدید چاپ شده است. تفاوت بین این دو نسخه نشان دهنده تأثیر جنگ دوم جهانی بر کامو است.
این نمایش بر پایه زندگی کالیگولا، سومین امپراتور روم نوشته شده است که در ۲۱ سالگی بر تخت امپراتوری نشست و در سال ۴۱ میلادی کشته شد. البته آلبر کامو نیز برداشتی خاص از زندگی این امپراتور جوان داشته است. نمایش نشان می دهد که کالیگولا، امپراتور جوان رومی، با مرگ خواهرش، دروسیلا، که معشوقه اش نیز بود دچار پریشان احوالی می شود. در بیان حوادث از دیدگاه کامو، کالیگولا نهایتاً به طور عمد زمینه قتل خود را فراهم می کند.
پس از مرگ خواهر، کالیگولا که به حقیقت مرگ آگاه شده، حکومت وحشت را آغاز می کند: مرگ سایه خود را بر سر اطرافیان کالیگولا می گستراند. دیگر هیچ کس، جز تنی چند که با راستی زندگی می کنند بر فردای خود ایمن نیست. کالیگولا که اینک قدرت مطلق در اختیار اوست با پوچی درمی افتد. هربار که ابرمردی بر تخت می نشیند محنت و آزمون بزرگی برای خلق آغاز می شود. غرض آن نیست که کالیگولا با هیتلر مقایسه شود چرا که کالیگولا حتی مستبد هم نیست: «مستبد کسی است که ملت ها را فدای عقایدش یا جاه طلبی اش می کند. » بااین همه، گرچه زیر بار چندین جنگ نرفته است، گرچه پیروزی و فتح را به سخریه می گیرد، در آخر او هم کاری جز جنایت نمی کند. البته جنایتی «هنرمندانه». قتل که در نظر او یکی از شاخه های هنرهای زیباست نتیجه منطقی، و نیز حقیرانه ستیز با مطلق است. کیریلوف، قهرمان جن زدگان داستایوفسکی تنها با کشتن خود می تواند آزادی خود را نشان دهد و کالیگولا با کشتن دیگران. قدرت استدلال و استنتاج کالیگولا تا به حدی است که ما خوانندگان یا تماشگران، با نخستین جنایات او هم آواز و حتی هم گام می شویم. آنجا که برای نجات خزانه، بزرگزادگان را وادار به وصیت به نفع دولت می کند و سپس دستور قتل آن ها را می دهد، آنجا که سناتورهای ابله و ترسو را می کشد. اما طلب آزادی از راه پوچی به زودی موجب عصیان می شود و سرانجام لحظه ای می رسد که کالیگولا، حتی در مطلق، به خطا می رود. تا جایی که خود نیز به خطای خود پی می برد: «بیا منصفانه قضاوت کنیم: فقط حماقت نیست که بر ضد من است، راستی و دلیری کسانی هم هست که می خواهند خوشبخت باشند. »[ ۱]
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلفآخرین نسخه این نمایش نامه که در ۴ پرده در سال ۱۹۴۴ نوشته شده، در سال ۱۹۴۴ میلادی به همراه نمایش نامه سوءتفاهم منتشر شد و سپس در همان سال به طور جدا منتشر گردید. نسخه ای نیز در ۳ پرده در سال ۱۹۴۱ منتشر شده بود که در سال ۱۹۸۴ تجدید چاپ شده است. تفاوت بین این دو نسخه نشان دهنده تأثیر جنگ دوم جهانی بر کامو است.
این نمایش بر پایه زندگی کالیگولا، سومین امپراتور روم نوشته شده است که در ۲۱ سالگی بر تخت امپراتوری نشست و در سال ۴۱ میلادی کشته شد. البته آلبر کامو نیز برداشتی خاص از زندگی این امپراتور جوان داشته است. نمایش نشان می دهد که کالیگولا، امپراتور جوان رومی، با مرگ خواهرش، دروسیلا، که معشوقه اش نیز بود دچار پریشان احوالی می شود. در بیان حوادث از دیدگاه کامو، کالیگولا نهایتاً به طور عمد زمینه قتل خود را فراهم می کند.
پس از مرگ خواهر، کالیگولا که به حقیقت مرگ آگاه شده، حکومت وحشت را آغاز می کند: مرگ سایه خود را بر سر اطرافیان کالیگولا می گستراند. دیگر هیچ کس، جز تنی چند که با راستی زندگی می کنند بر فردای خود ایمن نیست. کالیگولا که اینک قدرت مطلق در اختیار اوست با پوچی درمی افتد. هربار که ابرمردی بر تخت می نشیند محنت و آزمون بزرگی برای خلق آغاز می شود. غرض آن نیست که کالیگولا با هیتلر مقایسه شود چرا که کالیگولا حتی مستبد هم نیست: «مستبد کسی است که ملت ها را فدای عقایدش یا جاه طلبی اش می کند. » بااین همه، گرچه زیر بار چندین جنگ نرفته است، گرچه پیروزی و فتح را به سخریه می گیرد، در آخر او هم کاری جز جنایت نمی کند. البته جنایتی «هنرمندانه». قتل که در نظر او یکی از شاخه های هنرهای زیباست نتیجه منطقی، و نیز حقیرانه ستیز با مطلق است. کیریلوف، قهرمان جن زدگان داستایوفسکی تنها با کشتن خود می تواند آزادی خود را نشان دهد و کالیگولا با کشتن دیگران. قدرت استدلال و استنتاج کالیگولا تا به حدی است که ما خوانندگان یا تماشگران، با نخستین جنایات او هم آواز و حتی هم گام می شویم. آنجا که برای نجات خزانه، بزرگزادگان را وادار به وصیت به نفع دولت می کند و سپس دستور قتل آن ها را می دهد، آنجا که سناتورهای ابله و ترسو را می کشد. اما طلب آزادی از راه پوچی به زودی موجب عصیان می شود و سرانجام لحظه ای می رسد که کالیگولا، حتی در مطلق، به خطا می رود. تا جایی که خود نیز به خطای خود پی می برد: «بیا منصفانه قضاوت کنیم: فقط حماقت نیست که بر ضد من است، راستی و دلیری کسانی هم هست که می خواهند خوشبخت باشند. »[ ۱]

wiki: کالیگولا (نمایش نامه)
دانشنامه آزاد فارسی
کالیگولا (۱۲ـ۴۱م)(Caligula)
(یا: گایوس یولیوس سِزار گرمانیکوس۱) امپراتور روم (حک: ۳۷ـ۴۱م)، پسر گرمانیکوس۲ و آگریپینای مهتر۳ و جانشین تیبریوس۴. کالیگولا زمامداری ستمگر بود و به دست یکی از افسران گاردش کشته شد. از لحاظ روانی بیثبات بود. دوران کودکی را بیشتر در میان لژیون۵های تحت فرماندهی پدرش در کنار رود راین گذراند و چون پوتینهای کوچک سربازی به نام «کالیگای۶» میپوشید به او لقب کالیگولا دادند. کالیگولا در اوایل امپراتوری به سبب آزاداندیشی و شهرت پدرش محبوبیت داشت. ولی پس از ابتلا به یک بیماری شدید در ۳۷م که ظاهراً بر سلامت روحی او اثر گذاشت، خود را خدا خواند و براثر ولخرجی هایش خزانه تهی شد. معبدی برای خود با نام ژوپیتر لاتی یاریس۷ ساخت و تهدید کرد مجسمهای از خود را در قدس الاقداس۸ در بیت المقدس (اورشلیم) بر پا میکند. در ۳۹م به گُل رفت و قصد حمله به بریتانیا را داشت، ولی منصرف شد و چهار ماه پس از بازگشت به ایتالیا به همراه همسر و دخترش به قتل رسید.
Gaius Julius Caesar GermanicusGermanicusAgrippina the ElderTiberiuslegioncaligaeJupiter LatiarisHoly of Holies
(یا: گایوس یولیوس سِزار گرمانیکوس۱) امپراتور روم (حک: ۳۷ـ۴۱م)، پسر گرمانیکوس۲ و آگریپینای مهتر۳ و جانشین تیبریوس۴. کالیگولا زمامداری ستمگر بود و به دست یکی از افسران گاردش کشته شد. از لحاظ روانی بیثبات بود. دوران کودکی را بیشتر در میان لژیون۵های تحت فرماندهی پدرش در کنار رود راین گذراند و چون پوتینهای کوچک سربازی به نام «کالیگای۶» میپوشید به او لقب کالیگولا دادند. کالیگولا در اوایل امپراتوری به سبب آزاداندیشی و شهرت پدرش محبوبیت داشت. ولی پس از ابتلا به یک بیماری شدید در ۳۷م که ظاهراً بر سلامت روحی او اثر گذاشت، خود را خدا خواند و براثر ولخرجی هایش خزانه تهی شد. معبدی برای خود با نام ژوپیتر لاتی یاریس۷ ساخت و تهدید کرد مجسمهای از خود را در قدس الاقداس۸ در بیت المقدس (اورشلیم) بر پا میکند. در ۳۹م به گُل رفت و قصد حمله به بریتانیا را داشت، ولی منصرف شد و چهار ماه پس از بازگشت به ایتالیا به همراه همسر و دخترش به قتل رسید.
Gaius Julius Caesar GermanicusGermanicusAgrippina the ElderTiberiuslegioncaligaeJupiter LatiarisHoly of Holies
wikijoo: کالیگولا_(۱۲ـ۴۱م)
کالیگولا (کتاب). کالیگولا (کتاب)(Caligula)
نمایش نامه ای در پنج پرده، از آلبر کامو، منتشرشده به فرانسوی در ۱۹۴۴. کالیگولا، امپراتور جوان روم، پس از مرگ خواهر و معشوقه اش، در وسیلا، به پوچی زندگی بشر می رسد. از کاخ سلطنتی می گریزد، اما وقتی بازمی گردد، کالیگولایی شده است که می خواهد با بلندپروازی هایش بر پوچی غلبه کند. او با منطق هولناکش درصدد است طرحی نو دراندازد و با کشتار انسان ها آنان را از حالت رذیلانۀ خود خارج کند. کالیگولا در واقع می خواهد در نقش بی رحمانۀ سرنوشت به آدمیان بفهماند که باید در برابر او، یعنی بی رحمی سرنوشت، قیام کنند. سرانجام آنان برای انتقام برمی خیزند، اما کالیگولا برای نجات جانش اقدامی نمی کند، چراکه مرگ نتیجۀ اعمال اوست، مرگی که حاصلش رسیدن آدم ها به انسانیّت است! کامو بهترین نمایش نامه اش، کالیگولا، را که سرشار از هیجان و سبک روایی پُرشوری است، در جوانی نوشته است. این نمایش نامه با بازی درخشان ژرار فیلیپ در نقش کالیگولا به صحنه رفته است.
نمایش نامه ای در پنج پرده، از آلبر کامو، منتشرشده به فرانسوی در ۱۹۴۴. کالیگولا، امپراتور جوان روم، پس از مرگ خواهر و معشوقه اش، در وسیلا، به پوچی زندگی بشر می رسد. از کاخ سلطنتی می گریزد، اما وقتی بازمی گردد، کالیگولایی شده است که می خواهد با بلندپروازی هایش بر پوچی غلبه کند. او با منطق هولناکش درصدد است طرحی نو دراندازد و با کشتار انسان ها آنان را از حالت رذیلانۀ خود خارج کند. کالیگولا در واقع می خواهد در نقش بی رحمانۀ سرنوشت به آدمیان بفهماند که باید در برابر او، یعنی بی رحمی سرنوشت، قیام کنند. سرانجام آنان برای انتقام برمی خیزند، اما کالیگولا برای نجات جانش اقدامی نمی کند، چراکه مرگ نتیجۀ اعمال اوست، مرگی که حاصلش رسیدن آدم ها به انسانیّت است! کامو بهترین نمایش نامه اش، کالیگولا، را که سرشار از هیجان و سبک روایی پُرشوری است، در جوانی نوشته است. این نمایش نامه با بازی درخشان ژرار فیلیپ در نقش کالیگولا به صحنه رفته است.
wikijoo: کالیگولا_(کتاب)
پیشنهاد کاربران
کالیگولا؛ مرتبط و قابل تبدیل به کلمه ی کالی کول به مفهوم کسی که کوله اش خالی از چیزی باشد و برای انسان های کم خرد و نادان و سفیه و قصی القب استفاده می شود. این کلمه صفتی برای انسان های بسیار بی رحم و خونریز می باشد.
... [مشاهده متن کامل]
توضیح و درک بهتر مفهوم این کلمه به شرح زیر می باشد ؛
کالیوْ؛ برگرفته از کلمه ی خالی به معنا و مفهوم تُهی و میان دار.
اصطلاح میوه ی کال، یعنی میوه ای که هنوز پُر نشده و نرسیده است.
به مسیر عبور جریان آب هم که در سطح زمین شکاف ایجاد کرده و خالی کرده باشد و آب نداشته باشد کال گویند. اصطلاح کالشور در نمک زارها و کویرهای ایران بسیار نام گذاری گردیده است. کلمه کالیمانی و کالیمانجارو نیز مرتبط با این مفهوم می باشد.
کلمه ی کالیبر نیز به لوله تفنگ که گلوله در آن حرکت می کند گویند. کلمه کُلْت نیز مرتبط با همین راسته ی مفهومی می باشد.
اصطلاح کالیبره کردن نیز به مفهوم لقّی گیری در صنعت، یک اصطلاح رایج می باشد.
اصطلاح کالیمبا در هنر موسیقی نیز به نوعی ساز که دارای جعبه تو خالی با تیغه هایی نصب شده بر روی آن گفته می شود.
اصطلاح کالِج با ترجمه و برگردان دانشکده و آموزشگاه و کلمه ی کالچر با نگارش culture با ترجمه و برگردان فرهنگ و تمدن و سلول به مفهوم یک کار نرم افزاری و فکری و آموزشی یا پُر نمودن تفکر برای ساختن فرهنگ، ترجمه سلول نیز یک ترجمه موازی و غیرانطباقی برای کلمه ی کالچر می باشد.
کلمه و اصطلاح کِلْک شکردار نیز به نِی تو خالی که داخلش شیره ای شیرین دارد گویند.
اصطلاح کَلَک زدن نیز به مفهوم جیب بری و خالی کردن و فریب دادن یک اصطلاح رایج امروزی می باشد.
اصطلاح کَلَکْ هم که روی آب می اندازند به مفهوم قایق و تَشتَکی تو خالی که روی آب قرار بگیرد مفهوم دارد.
کلمه ی کالبد به معنی غالب، کلمه ای مرتبط که در یک جایگاه کاربردی دیگر با ترجمه ی جسد در حال استفاده امروزی می باشد.
اصطلاح کالون یا گالون به مفهوم پیت و دَبّه و یا پارچ در حال استفاده امروزی می باشد.
کلمه ی کالری یا گالری تحت عنوان پوشه و پوشاندن یا فولدر به مفهوم فضایی برای پُر کردن و گالری ماشین نیز اصطلاح رایج قابل استفاده در زمان ما می باشد. حتی کلمه کالری که واحد سنجش حرارت و گرما و انرژی می باشد مرتبط با این مفهوم می باشد.
میانکاله ؛ این کلمه نیز یک کانسپت کلامی با دو مفهوم موازی در یک کلمه می باشد. تحت عنوان نام شهر و مکانی که در میان یک کال قرار گرفته باشد.
کالسکه؛ نوعی از گاری که دارای یک فضای درون دار باشد.
حرف ک قابل تبدیل به حرف خ در قوانین کلمات است. این دو حرف با توجه به نزدیک بودن محل صدور آوایشان قابل تغییر در کلمات می باشند. مثل مکان و خانه. مثل کروش و خروش یا کورشید و خورشید و فراوان از این دست کلمات.
کلمه ی خَلْته و خِلار به مفهوم کیسه ی کوچک و بزرگ نیز مرتبط با مفهوم خالی بودن و فضا داشتن می باشد. البته کلمه ی خَلته برای اشیاء کوچک و سنگین و خِلار برای چیزهای سبک و پر حجم مثل پنبه و کاه در حال استفاده ی امروزی نیز می باشد.
از زاویه ی قانون تلاطم و چرخش و پخته شدن حروف و تغییر شکل حروف در پاتیل کلمات مرتبط با کلمه ی کَوَلْ نیز می باشد. اصطلاح کور و کَوَل نیز به صورت فیزیکی در اندام انسان در حال استفاده و به صورت معنایی به انسانهای نادان اطلاق می شود. در قنات ها و صنعت فاضلاب نیز اصطلاح کَوَل گذاری یا گلوگذاری برای جلوگیری از ریزش دیواره ی چاه نیز یک اصطلاح رایجی می باشد.
اصطلاح باغ کولیدن نیز در زمانی استفاده می شود که باغبان مسیر عبور آب را با بیل در جوب بخواهد تمیز کند و خالی از چیزهای زائدی که مسیر آب را در جوب بند می آورد کند.
گالیله یا کالیله و کالیستنس ؛ صفتی برای انسان های دانشمند که به مرحله ای از علم می رسند که متوجه نادانی و کال بودن خود می شوند. انسان هایی که مانند یک میوه ی کال که دائماً در حال پُر کردن خود می باشند و دائماً در حال یادگیری و علم آموزی و تشنه ی علم هستند.
کالیسون؛ نوعی شیرینی سنتی فرانسوی به مفهوم شیرینی یا کلوچه و کیکی که با ادویه ها و مغزها، کوله و کلاسش پُر شده باشد.
کالیسَر؛ این کلمه به نوعی دیگر به ریخت کیاسر خودمان می باشد. و مفهوم این کلمه اشاره به جای بلندی مانند کوه و صخره دارد که مُشرف به یک دَرّه و روخانه و کال باشد.
کوکاکولا ؛ به مفهوم کوک کننده ی کول انسان. یا انرژی زا و نیرو بخش. کول از زاویه قانون مصوت ها و ذات حرف ( و ) مرتبطه با کوله پشتی که زاد و توشه ای در آن ذخیره شود می باشد.
اگر از قانون مُصَوِّت ها هم به این کلمه ورود کنیم کلماتی از قبیل کَل کال کول کیل کوله کیله، باز هم حوزه ی مفاهیم را گسترده تر می کند.
... [مشاهده متن کامل]
توضیح و درک بهتر مفهوم این کلمه به شرح زیر می باشد ؛
کالیوْ؛ برگرفته از کلمه ی خالی به معنا و مفهوم تُهی و میان دار.
اصطلاح میوه ی کال، یعنی میوه ای که هنوز پُر نشده و نرسیده است.
به مسیر عبور جریان آب هم که در سطح زمین شکاف ایجاد کرده و خالی کرده باشد و آب نداشته باشد کال گویند. اصطلاح کالشور در نمک زارها و کویرهای ایران بسیار نام گذاری گردیده است. کلمه کالیمانی و کالیمانجارو نیز مرتبط با این مفهوم می باشد.
کلمه ی کالیبر نیز به لوله تفنگ که گلوله در آن حرکت می کند گویند. کلمه کُلْت نیز مرتبط با همین راسته ی مفهومی می باشد.
اصطلاح کالیبره کردن نیز به مفهوم لقّی گیری در صنعت، یک اصطلاح رایج می باشد.
اصطلاح کالیمبا در هنر موسیقی نیز به نوعی ساز که دارای جعبه تو خالی با تیغه هایی نصب شده بر روی آن گفته می شود.
اصطلاح کالِج با ترجمه و برگردان دانشکده و آموزشگاه و کلمه ی کالچر با نگارش culture با ترجمه و برگردان فرهنگ و تمدن و سلول به مفهوم یک کار نرم افزاری و فکری و آموزشی یا پُر نمودن تفکر برای ساختن فرهنگ، ترجمه سلول نیز یک ترجمه موازی و غیرانطباقی برای کلمه ی کالچر می باشد.
کلمه و اصطلاح کِلْک شکردار نیز به نِی تو خالی که داخلش شیره ای شیرین دارد گویند.
اصطلاح کَلَک زدن نیز به مفهوم جیب بری و خالی کردن و فریب دادن یک اصطلاح رایج امروزی می باشد.
اصطلاح کَلَکْ هم که روی آب می اندازند به مفهوم قایق و تَشتَکی تو خالی که روی آب قرار بگیرد مفهوم دارد.
کلمه ی کالبد به معنی غالب، کلمه ای مرتبط که در یک جایگاه کاربردی دیگر با ترجمه ی جسد در حال استفاده امروزی می باشد.
اصطلاح کالون یا گالون به مفهوم پیت و دَبّه و یا پارچ در حال استفاده امروزی می باشد.
کلمه ی کالری یا گالری تحت عنوان پوشه و پوشاندن یا فولدر به مفهوم فضایی برای پُر کردن و گالری ماشین نیز اصطلاح رایج قابل استفاده در زمان ما می باشد. حتی کلمه کالری که واحد سنجش حرارت و گرما و انرژی می باشد مرتبط با این مفهوم می باشد.
میانکاله ؛ این کلمه نیز یک کانسپت کلامی با دو مفهوم موازی در یک کلمه می باشد. تحت عنوان نام شهر و مکانی که در میان یک کال قرار گرفته باشد.
کالسکه؛ نوعی از گاری که دارای یک فضای درون دار باشد.
حرف ک قابل تبدیل به حرف خ در قوانین کلمات است. این دو حرف با توجه به نزدیک بودن محل صدور آوایشان قابل تغییر در کلمات می باشند. مثل مکان و خانه. مثل کروش و خروش یا کورشید و خورشید و فراوان از این دست کلمات.
کلمه ی خَلْته و خِلار به مفهوم کیسه ی کوچک و بزرگ نیز مرتبط با مفهوم خالی بودن و فضا داشتن می باشد. البته کلمه ی خَلته برای اشیاء کوچک و سنگین و خِلار برای چیزهای سبک و پر حجم مثل پنبه و کاه در حال استفاده ی امروزی نیز می باشد.
از زاویه ی قانون تلاطم و چرخش و پخته شدن حروف و تغییر شکل حروف در پاتیل کلمات مرتبط با کلمه ی کَوَلْ نیز می باشد. اصطلاح کور و کَوَل نیز به صورت فیزیکی در اندام انسان در حال استفاده و به صورت معنایی به انسانهای نادان اطلاق می شود. در قنات ها و صنعت فاضلاب نیز اصطلاح کَوَل گذاری یا گلوگذاری برای جلوگیری از ریزش دیواره ی چاه نیز یک اصطلاح رایجی می باشد.
اصطلاح باغ کولیدن نیز در زمانی استفاده می شود که باغبان مسیر عبور آب را با بیل در جوب بخواهد تمیز کند و خالی از چیزهای زائدی که مسیر آب را در جوب بند می آورد کند.
گالیله یا کالیله و کالیستنس ؛ صفتی برای انسان های دانشمند که به مرحله ای از علم می رسند که متوجه نادانی و کال بودن خود می شوند. انسان هایی که مانند یک میوه ی کال که دائماً در حال پُر کردن خود می باشند و دائماً در حال یادگیری و علم آموزی و تشنه ی علم هستند.
کالیسون؛ نوعی شیرینی سنتی فرانسوی به مفهوم شیرینی یا کلوچه و کیکی که با ادویه ها و مغزها، کوله و کلاسش پُر شده باشد.
کالیسَر؛ این کلمه به نوعی دیگر به ریخت کیاسر خودمان می باشد. و مفهوم این کلمه اشاره به جای بلندی مانند کوه و صخره دارد که مُشرف به یک دَرّه و روخانه و کال باشد.
کوکاکولا ؛ به مفهوم کوک کننده ی کول انسان. یا انرژی زا و نیرو بخش. کول از زاویه قانون مصوت ها و ذات حرف ( و ) مرتبطه با کوله پشتی که زاد و توشه ای در آن ذخیره شود می باشد.
اگر از قانون مُصَوِّت ها هم به این کلمه ورود کنیم کلماتی از قبیل کَل کال کول کیل کوله کیله، باز هم حوزه ی مفاهیم را گسترده تر می کند.
کالیگولا ( به انگلیسی: Caligula ) فیلمی تاریخی - زندگی نامه ای به کارگردانی تینتو براس، نویسندگی گور ویدال و تهیه کنندگی باب گوچیونه و فرانکو روسلینی محصول سال ۱۹۸۰ میلادی است.
این فیلم براساس زندگی نامه کالیگولا سومین امپراتور روم از زمان به قدرت رسیدن تا قتل وی ساخته شده است.
... [مشاهده متن کامل]
«کالیگولا» ( مک داول ) به دعوت پدربزرگش، «تیبریوس» به کاپری می رود. «تیبریوس» جاذبه قدرت مطلق را به او می آموزد. «کالیگولا» با کمک «ماکرو»، فرمانده نگهبانان ( تیبریوس ) را می کشد و خود به قدرت می رسد و ازدواج می کند. اما به زودی نشانه های جنون در او هویدا می شود، به زیاده روی های لذت طلبانه می پردازد و بدگمان و مشکوک همه را دشمن خود می پندارد.
• مالکوم مک داول در نقش کالیگولا سومین امپراتور روم
• پیتر اوتول در نقش تیبریوس دومین امپراتور روم
• جان گیلگد در نقش Marcus Cocceius Nerva
• هلن میرن در نقش Caesonia
• تریزا آن ساووی در نقش دروسیلا خواهر کالیگولا
• جان استاینر در نقش Longinus
• گوئیدو ماناری در نقش Naevius Sutorius Macro
• پائولو بوناچلی در نقش Senator Cassius Chaerea
• لئوپولدو تریئسته در نقش Charicles
• آدریانا آستی در نقش Ennia Thrasylla
• جانکارلو بادسی در نقش کلودیوس
• دوناتو پلاسیدو در نقش Proculus
• میرلا دآنجلو در نقش Livia
• برونو برایو در نقش Tiberius Gemellus
• آنکا دی لورنزو در نقش مسالینا
• لوری واگنر در نقش Agrippina the Younger
• آنتونیو کازاله در نقش یک رومی
• اوسیریده پـِـوارِلو

این فیلم براساس زندگی نامه کالیگولا سومین امپراتور روم از زمان به قدرت رسیدن تا قتل وی ساخته شده است.
... [مشاهده متن کامل]
«کالیگولا» ( مک داول ) به دعوت پدربزرگش، «تیبریوس» به کاپری می رود. «تیبریوس» جاذبه قدرت مطلق را به او می آموزد. «کالیگولا» با کمک «ماکرو»، فرمانده نگهبانان ( تیبریوس ) را می کشد و خود به قدرت می رسد و ازدواج می کند. اما به زودی نشانه های جنون در او هویدا می شود، به زیاده روی های لذت طلبانه می پردازد و بدگمان و مشکوک همه را دشمن خود می پندارد.
• مالکوم مک داول در نقش کالیگولا سومین امپراتور روم
• پیتر اوتول در نقش تیبریوس دومین امپراتور روم
• جان گیلگد در نقش Marcus Cocceius Nerva
• هلن میرن در نقش Caesonia
• تریزا آن ساووی در نقش دروسیلا خواهر کالیگولا
• جان استاینر در نقش Longinus
• گوئیدو ماناری در نقش Naevius Sutorius Macro
• پائولو بوناچلی در نقش Senator Cassius Chaerea
• لئوپولدو تریئسته در نقش Charicles
• آدریانا آستی در نقش Ennia Thrasylla
• جانکارلو بادسی در نقش کلودیوس
• دوناتو پلاسیدو در نقش Proculus
• میرلا دآنجلو در نقش Livia
• برونو برایو در نقش Tiberius Gemellus
• آنکا دی لورنزو در نقش مسالینا
• لوری واگنر در نقش Agrippina the Younger
• آنتونیو کازاله در نقش یک رومی
• اوسیریده پـِـوارِلو

گایوس یولیوس سزار کالیگولا اگوستوس گِرمانیکوس ( به لاتین: Gaius Julius Caesar Augustus Germanicus ) ( زادهٔ ۳۱ اوت ۱۲ میلادی – کشته شده در ۲۴ ژانویهٔ ۴۱ میلادی ) سومین امپراتور روم بود که از سال ۳۷ تا ۴۱ میلادی فرمان راند.
... [مشاهده متن کامل]
وی سومین فرمانروای رومی از خانوادهٔ آگوستوس بود. گایوس سزار ( ۱۲–۴۱ میلادی ) ، که به کالیگولا ( به معنی پوتین های کوچک ) معروف بود، در سال ۳۷ میلادی به پادشاهی رسید. سربازان ارتش، که پدرش فرماندهی آنان را برعهده داشت، نام مستعار کالیگولا را به او دادند، چراکه او پوتین های سربازیِ کوچکی به پا می کرد.
پدر کالیگولا، ژرمانیکوس، جانشین تیبریوس، امپراتور وقت روم بود، اما به طرز مشکوکی درگذشت. تیبریوس از او وحشت داشت، اما هیچ سندی در دست نیست که امپراتور روم ژرمانیکوس را کشته باشد. علائم مشاهده شده هنگام مرگ ژرمانیکوس که در کتب تاریخی ذکر شده، شبیه علائمی است که در مسمومان به وسیلهٔ آرسنیک مشاهده می شود. البته بیماری وبا هم علائم مشابهی دارد و در گذشته به خاطر شباهت علائم بیماری وبا و علائم ناشی از مسمومیت با آرسنیک، وقتی از این سم استفاده می شد، اطرافیان متوفی به گمان این که مرگ ناشی از وبا بوده است، پیگیر ماجرا نمی شدند، بعد از مرگ ژرمانیکوس همسر او یعنی مادر کالیگولا، اگریپینا بزرگتر با تمام توان درگیر جنگ خونین با امپراتور تبیریوس شد و در آخر تیبریوس مادر کالیگولا، اگریپینا بزرگتر و دو برادر بزرگترش را هم کشت.
بعداز مرگ پدر، مادر و دو برادر بزرگش، کالیگولا به قصر تیبریوس، که در جزیرهٔ کاپری در ۳۰مایلی جنوب رُم قرار داشت، احضار شد و تا مرگ تیبریوس در آنجا ساکن بود. او در آنجا خوی وحشیگری و بی رحمی را از تیبریوس آموخت. در این جزیره پرتگاهی بود که ۳۰۰۰ متر ارتفاع داشت. در برخی نوشته ها آمده که برای تفریح، هزاران زن و کودک بی گناه را از این صخره ها به پایین پرت کرده اند. همچنین برخی معتقدند که کالیگولا تیبریوس را خفه کرد. بعد از مرگ تیبریوس، نوه اش با کالیگولا در سلطنت شریک بود، ولی چون سنش پایین بود ( ۱۸ سال ) ، کالیگولا سلطنت را ازآنِ خود کرد.
کالیگولا پس از رسیدن به مقام امپراتوری چند ماه نخست بسیار خوب و عالی بود، اما رفته رفته جنون و حس مزایای قدرت بر او وارد شده و سلامت عقل خود را از دست داد. یکی از وقایعی که توسط تاریخ نگار رومی، سیوتاتیوس ( ۶۹–۱۰۴ میلادی ) ثبت شده، این است که کالیگولا به ارتش بسیار زیاد آموزش دیده، مسلح، وسیع و قدرتمند و گارد محافظ آموزش دیده و قدرتمند خود دستور داد در ساحل دریا صدف حلزون جمع کنند. او به اسب مورد علاقهٔ خود لقب کنسول روم ( عنوان مسئولان رده بالا و قدرتمند در اداره روم ) داده بود و برای اسبش کاخی باشکوه ساخته بود و احترام و سجده بر اسب خود را واجب دانسته بود.



... [مشاهده متن کامل]
وی سومین فرمانروای رومی از خانوادهٔ آگوستوس بود. گایوس سزار ( ۱۲–۴۱ میلادی ) ، که به کالیگولا ( به معنی پوتین های کوچک ) معروف بود، در سال ۳۷ میلادی به پادشاهی رسید. سربازان ارتش، که پدرش فرماندهی آنان را برعهده داشت، نام مستعار کالیگولا را به او دادند، چراکه او پوتین های سربازیِ کوچکی به پا می کرد.
پدر کالیگولا، ژرمانیکوس، جانشین تیبریوس، امپراتور وقت روم بود، اما به طرز مشکوکی درگذشت. تیبریوس از او وحشت داشت، اما هیچ سندی در دست نیست که امپراتور روم ژرمانیکوس را کشته باشد. علائم مشاهده شده هنگام مرگ ژرمانیکوس که در کتب تاریخی ذکر شده، شبیه علائمی است که در مسمومان به وسیلهٔ آرسنیک مشاهده می شود. البته بیماری وبا هم علائم مشابهی دارد و در گذشته به خاطر شباهت علائم بیماری وبا و علائم ناشی از مسمومیت با آرسنیک، وقتی از این سم استفاده می شد، اطرافیان متوفی به گمان این که مرگ ناشی از وبا بوده است، پیگیر ماجرا نمی شدند، بعد از مرگ ژرمانیکوس همسر او یعنی مادر کالیگولا، اگریپینا بزرگتر با تمام توان درگیر جنگ خونین با امپراتور تبیریوس شد و در آخر تیبریوس مادر کالیگولا، اگریپینا بزرگتر و دو برادر بزرگترش را هم کشت.
بعداز مرگ پدر، مادر و دو برادر بزرگش، کالیگولا به قصر تیبریوس، که در جزیرهٔ کاپری در ۳۰مایلی جنوب رُم قرار داشت، احضار شد و تا مرگ تیبریوس در آنجا ساکن بود. او در آنجا خوی وحشیگری و بی رحمی را از تیبریوس آموخت. در این جزیره پرتگاهی بود که ۳۰۰۰ متر ارتفاع داشت. در برخی نوشته ها آمده که برای تفریح، هزاران زن و کودک بی گناه را از این صخره ها به پایین پرت کرده اند. همچنین برخی معتقدند که کالیگولا تیبریوس را خفه کرد. بعد از مرگ تیبریوس، نوه اش با کالیگولا در سلطنت شریک بود، ولی چون سنش پایین بود ( ۱۸ سال ) ، کالیگولا سلطنت را ازآنِ خود کرد.
کالیگولا پس از رسیدن به مقام امپراتوری چند ماه نخست بسیار خوب و عالی بود، اما رفته رفته جنون و حس مزایای قدرت بر او وارد شده و سلامت عقل خود را از دست داد. یکی از وقایعی که توسط تاریخ نگار رومی، سیوتاتیوس ( ۶۹–۱۰۴ میلادی ) ثبت شده، این است که کالیگولا به ارتش بسیار زیاد آموزش دیده، مسلح، وسیع و قدرتمند و گارد محافظ آموزش دیده و قدرتمند خود دستور داد در ساحل دریا صدف حلزون جمع کنند. او به اسب مورد علاقهٔ خود لقب کنسول روم ( عنوان مسئولان رده بالا و قدرتمند در اداره روم ) داده بود و برای اسبش کاخی باشکوه ساخته بود و احترام و سجده بر اسب خود را واجب دانسته بود.


