چرخش زمان

دانشنامه عمومی

چرخش زمان ( انگلیسی: Swing Time ) فیلمی در ژانر موزیکال و کمدی به کارگردانی جرج استیونز است که در سال ۱۹۳۶ منتشر شد.
این فیلم در ( بازبینی ۲۰۰۷ ) صد فیلم برتر ۱۰۰ سال تاریخ سینمای آمریکا از دید بنیاد فیلم آمریکا در رده ۹۰ این فهرست قرار دارد.
بفا هر ده سال یکبار این فهرست را بروز کرده و فیلم های جدید را در آن جای می دهد. فهرست ۲۰۰۷ دهمین ویرایش از این انتخاب است و آخرین بروزرسانی ها بر روی آن انجام شده است.
فرد آستر
جینجر راجرز
ویکتور مور
اریک بلور
هلن برودریک
هاوارد هیکمن
• توماس ای. کارن
هری برنارد
• فرن اِمِت
عکس چرخش زمان
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف

پیشنهاد کاربران

برخلاف بینش و باور خاص و عام، از دیدگاه یا بر اساس بینش و باور فردی من، پدیده های زمان و مکان مطلق و نسبی تنها و منزوی نیستند بلکه دارای نیمزوج های بنیادی همزاد، همبازی و هم ارز خویش اند با کمیت های مساوی و ماهیت ها یا کیفیت های معکوس، یعنی پدیده های بیزمانی و بیمکانی مطلق و نسبی که در طول تاریخ پیدایش این واژه ها تاکنون از طرف انسان خاص و عام مترادف، معادل و هم معنا با عدم وجود زمان و مکان پنداشته شده و میشوند.
...
[مشاهده متن کامل]

مسیر حرکت لحظه ی جاودانه ی حال یا نوسانگر دوقطبی متشکل از زمان مطلق و بیزمانی مطلق ( ابعاد چهارم مکان مطلق و بیمکانی مطلق، جنس یا خمیرمایه ی ساختاری ظرف نگهدارنده ی محتوای کیهان یا جهان ) به عنوان عظیم ترین نیروی محرکه ی موجود در محتوای کیهان یا جهان، دایره وار میباشد و حرکت آن همیشه پس از یک دور کامل از نو آغاز میگردد و منجر به وقوع مه بانگ بعدی و بعدی میگردد.
مدل های چرخه های ی زمان و کیهان شناختی چرخه ای همدیس راجر پِنروز برنده ی جایزه ی نوبل، از دیدگاه یا بر اساس بینش و باور فردی من، ناقص و ناکامل و حتا گمراه کننده میباشند. زیرا محتوای این گیتی، کیهان و یا این جهان ( محتوای هرکدام از گیتی ها، کیهان ها و یا جهان های متناهی، مساوی، موازی و بیشمار ) بین دو بهشت برین متوالی در راه و سفر به سر میبرد و این سفر بسیار طولانی و دایره وار دنیوی، مقطعی، نزولی و صعودی فقط و فقط از یک راه و به یک روش مطلق، معقول و منطقی طی میشود یعنی از طریق گردش دایره وار وقوع مهبانگ های هفتگانه بر اثر نوسانات خودکار و متوالی انبساط و انقباض در چهارچوب طرح مطلق آفرینش و بر اساس قوانین جاودانه و آئین نامه های اجرایی ثابت و پایدار و تغییر ناپذیر آن و آنهم نه تنها یک یا صد و یا هزار و یکبار بلکه دقیقا به تعداد کلیه ی حلقه های زنجیره دایره وار علت و معلول و یا به بیانی دیگر به تعداد کلیه ی کنگره های سلسله دایره وار دهّر ها در مدارات، مراتب یا درجات فراوان تکاملی بین دو حد دنیوی؛ یکی نهایت نقصان و امکان اخس در پائین ترین حالت نئشگی طبیعی ( یعنی اولین زندگی دنیوی روی پائین ترین پله و درجه تکاملی پس از وقوع اولین مهبانگ ) و دیگری نهایت کمال و امکان اشرف دنیوی در بالاترین حالت نئشگی طبیعی ( یعنی آخرین زندگی دنیوی روی بالاترین پله یا درجه تکاملی ) قبل از وقوع آخرین مهبانگ و بازگشت به همان نظام احسن و اشرف آفرینش سرمدی، مبدئی و معادی، ازلی و ابدی یا اولیه در نهایت کمال ایده آل خوبی و زیبایی، اعتدال و نظم و هماهنگی با کمیت و کیفیت بهشت برین بدون هیچگونه نیازی به رستاخیز یا برانگیخته شدن اموات یا مردگان از قبور یا گورها و بدون نیاز به حضور انسان در دادگاه عدل الهی بر اساس حکمت های موسائی - تورائی؛ ایسائی - ایوانگلیئی ( عیسوی - انجیلی ) ؛ محمّدی - قرآنی ؛ زرتشتی - مزدیسنائی؛ هندوئی و بودائی - وِدائی و اوپانیشادی؛ غیره و غیره و اعم و ذالک.
این عالم یا دنیا به شکل این آسمان و زمین و هرآنچه که بین آنهاست، در طی این سفر بسیار طولانی و دایره وار دنیوی و تا پایان آن، همیشه و هربار پس از وقوع مهبانگ های هشتم ( ۸م، 8m ) در یک درجه تکاملی برتر از قبل از نو آفریده میشود.
سوال : چرا مه بانگ های متوالی در محتوای هرکدام از گیتی ها، کیهان ها و یا جهان های متناهی، مساوی، موازی و بیشمار در طی این سفر بسیار طولانی و دایره وار دنیوی، مقطعی، نزولی و صعودی بین دو بهشت برین متوالی، هفتگانه یا هفت نوع میباشند؟!!.
در این زمینه یا در پاسخگوئی به این پرسش، لازم به اشاره میدانم که فرمولبندی لفظی یا کلمه ای یکی از مهمترین آیات قرآنی بصورت السموات سبع و الارض و ما فی بینهم، درست و صحیح نمیباشد بلکه بصورت السموات و الارضین سبع و ما فی بینهم، با ترجمه ی آن به زبان فارسی به شکل : آسمان ها و زمین های هفتگانه و هرآنچه که بین آنهاست که مترادف، معادل و هم معنا میباشد با معنای پیام آسمانی هفت سین نهفته در پشت پرده ی مراسم چیدن سفره یا میز هفت سین به معنای هفت سامان یا نظام کل گیتیائی، کیهانی و یا جهانی در قالب هفت عالم یا دنیا به شکل آسمان ها و زمین های هفتگانه و هرآنچه که بین آنهاست.
در دایره ای که میدان آمدن ها و رفتن ها و باز گشتن های فراوان و متوالی حکیم عمر خیام و ماست/ اورا هم بدایت و هم نهایت هردو همیشه و هر بار در پایان هر دوری بهشت برین متوالی هاست/
آنکه دائم پندارد خود را بنی آدم و آدمی زاده/ زین به بعد نشاید که نهند نامش فرزند انسان و انسان زاده/
این گیتی یا کیهان و یا این جهان چه باشد با این همه وسعت و گستردگی و فراخی از دید محدود ما انسان ها در بین جهان های بیشمار/ جز قطره ی ناچیزی جاودانه گرفتار در بند و کمند عشق و در پیچ و خم زلف تو ای یار! ای پروردگار! یا در بطن وجود و ماهیت و ذات مطلق و بیکران و بینهایت تو ای آفریدگار !!؟/.