نفرین

/nefrin/

مترادف نفرین: فریه، لعن، لعنت

متضاد نفرین: آفرین

معنی انگلیسی:
curse, imprecation, anathema, ban

لغت نامه دهخدا

نفرین.[ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) دعای بد. ( لغت فرس اسدی ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) ( ناظم الاطباء ). لعنت. بسور. پسور. سنه. غورا. یارند. پشول. پشور. دشنام. ( از ناظم الاطباء ). از: نَ ( نفی ، سلب ) + فرین ( آفرین )؛ ضد آفرین. مقابل آفرین درتمام معانی. لعن. لعنت. بوه. مرغوا. فریه. ذم. تقبیح. نکوهش. لعان. نفری. ( یادداشت مؤلف ) :
اکنون که ترا تکلفی گویم
پیداست بر آفرینم ار نفرین .
دقیقی.
فریدون شد و زو ره دین بماند
به ضحاک بدبخت نفرین بماند.
فردوسی.
که نفرین بر این تخت و این تاج باد
براین کشتن و شور و تاراج باد.
فردوسی.
پس از مرگ نفرین بود بر کسی
که ز او نام زشتی بماند بسی.
فردوسی.
منه نو رهی کآن نه آیین بود
که تاماند آن بر تو نفرین بود.
اسدی.
روز رخشان ز پی تیره شبان گوئی
آفرین است روان بر اثر نفرین.
ناصرخسرو.
زهی صدری که خصمت را گیا نفرین همی خواند
نگر تا آنکه جان دارد چه نفرین بر زبان راند.
خاقانی.
حصاری کاندر او عزاست و راحت
ز بیرونش همه نفرین و خذلان.
ناصرخسرو.
نفرین مظلومان در تشویش کار... و تنکیس رایت دولت او مؤثر آمد. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 230 ). نفرین بر دنیای فانی و روزگار غدار باد. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 146 ).
گهی دل را به نفرین یاد کردی
ز دل چون بیدلان فریاد کردی.
نظامی.
هر که او بنهاد ناخوش سنتی
سوی او نفرین رود هرساعتی.
مولوی.
چه خوش گفت شاه جهان کیقباد
که نفرین بد بر زن نیک باد.
سعدی.
|| مصیبت. بلا. محنت. ( یادداشت مؤلف ) :
بخواهد مگر ز اژدها کین من
گر او بشنود درد و نفرین من.
فردوسی.
( یادداشت مؤلف از ص 2807 شاهنامه بروخیم ).
|| فغان. ناله و زاری. رجوع به شواهد ذیل معنی اول و رجوع به نفرین کردن شود. || کراهت. نفرت. || ملامت. گفتگوی به طور مذمت و استهزاء. رجوع به نفرین بردن شود. || خوف. ترس. || با انگشتان اشاره کردن به سوی روی کسی و یا به پشت سر آن و بددعائی ، یا بلند کردن دستها را بجانب آسمان. ( ناظم الاطباء ).
- به نفرین ؛ ملعون. رجیم. گجسته. نفرین کرده. لعین. ( یادداشت مؤلف ). نفرین شده :
هر آن خون که ریزی از این پس به کین
تو باشی به نفرین مرا آفرین.
بیشتر بخوانید ...

فرهنگ فارسی

دشنام، لعنت، دعای بد، ضد آفرین
( اسم ) دعای بد لعن مقابل آفرین : روز رخشان ز پس تیره شبان گویی آفرین است روان بر اثر نفرین . ( ناصر خسرو . ۳۴۱ )

فرهنگ معین

(نِ ) (اِ. ) دعای بد، لعنت .

فرهنگ عمید

دشنام، لعنت، دعای بد.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] نفرین (قرآن). نفرین، دعاى بد، ضدّ آفرین، دشنام، لعنت و مقابل آفرین در تمام معانى است.
۱. ↑ لغت نامه، ج ۱۳، ص ۲۰۰۰۷، «نفرین»۲. ↑ یونس/سوره۱۰، آیات۸۸-۸۹.
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۳۱، ص۲۸۰، برگرفته از مقاله «نفرین».
...

دانشنامه عمومی

نفرین به معنی دعای بد یا آرزو کردن وقوع حوادث ناگوار برای یک شخص یا چیز است. نفرین نام هایش چندین بار در افسانه گفته شده و در فیلم ها انیمیشن ها و انیمه٬ها و سریال های متعددی آمده است. [ ۱]
برخلاف دعا درخواست عذاب و ناراحتی برای کسی به صورت نفرین مطرح میگردد در قرآن کریم مواردی از نفرین وجود دارد که در زیر به بخشی از آنها اشاره می گردد:
۱ - ویل للذین کفروا۳۷مریم
۲ - ویل لکل همزه لمزه ۱همزه
۳ - ویل لکل افاک اثیم۷جاثیه
۴ - ویل للمصلین ۱مطففین[ ۲]
عکس نفرین

نفرین (آلبوم). نفرین نخستین آلبوم غیررسمی محسن چاوشی بود که در دی ۱۳۸۲ بدون مجوز رسمی از جانب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی روانه بازار شد و موفقیت قابل توجهی برای چاوشی به ارمغان آورد. آهنگ سازی و تنظیم تمام ۸ آهنگ این آلبوم را خود محسن چاوشی انجام داده است[ ۱] و ترانه سرایان حمید مصدق، حسین صفا، ستاره کاظمی، مژگان عباسی، مریم حیدرزاده، محسن چاوشی میباشند.
عکس نفرین (آلبوم)

نفرین (فیلم ۱۹۸۷). «نفرین» ( انگلیسی: The Curse ( 1987 film ) ) فیلمی در ژانر ترسناک و علمی–تخیلی به کارگردانی دیوید کیت است که در سال ۱۹۸۷ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به ویل ویتون، کلود ایکینز، و کوپر هاکبی اشاره کرد.
عکس نفرین (فیلم ۱۹۸۷)

نفرین (فیلم ۱۹۸۸). نفرین ( به مجاری: Kárhozat ) فیلمی سیاه وسفید به کارگردانی بلا تار محصول ۱۹۸۸ مجارستان است. فیلم نامه اثر را بلا تار با همکاری لاسلو کراسناهورکایی نوشته است. نفرین یکی از فیلم های مورد علاقه سوزان سانتاگ بوده است. [ ۱] همچنین این فیلم با آثار آندری تارکوفسکی و میکل آنجلو آنتونیونی مقایسه شده است. [ ۱]
نفرین داستان کارِّر ( میکلوش سِکِی ) را روایت می کند، مردی افسرده که عاشق خواننده ای متأهل ( والریا کِرِکِش ) در یک بار محلی به نام تیتانیک است. خواننده به این رابطه پایان می دهد؛ چرا که در آرزوی مشهور شدن است. نوشیار بار ( دیولا پائِر ) نقشهٔ کاری قاچاقی را با کارِّر در میان می گذارد و او نیز آن کار را برای دور کردن شوهر ورشکستهٔ خواننده پیشنهاد می کند که سفری سه روزه برای رساندن بسته ای در ازای بیست درصد پورسانت است اما همه چیز طبق برنامه پیش نمی رود و کارر مأیوس می ماند. [ ۲]
عکس نفرین (فیلم ۱۹۸۸)

نفرین (فیلم ۲۰۰۵). نفرین ( به ژاپنی: ノロイ Noroi ) یک فیلم ترسناک ژاپنی در قالب یک فیلم مستند است که در سال ۲۰۰۵ منتشر شد.
عکس نفرین (فیلم ۲۰۰۵)

نفرین (مجموعه تلویزیونی آمریکایی). نفرین ( انگلیسی: The Curse ) مجموعهٔ تلویزیونی کمدی سیاهِ طنز آمریکایی است که به دست نیتان فیلدر و بنی سفدی ساخته شده است. اما استون، فیلدر و سفدی از بازیگران آن هستند. سه قسمت نخست در ۱۲ اکتبر ۲۰۲۳ در جشنواره فیلم نیویورک به نمایش درآمد. [ ۶] این مجموعه از ژوئن تا اکتبر ۲۰۲۲ فیلم برداری شد و در ۱۰ نوامبر ۲۰۲۳ به صورت درخواستی پخش شد. این مجموعه نخستین پخش خود را در ۱۲ نوامبر از شبکهٔ شوتایم آغاز کرد. [ ۷] [ ۸]
The Curse به بررسی اثرات یک نفرین بر روابط یک زوج تازه ازدواج کرده می پردازد. آنها در حین بازی در برنامه مشکل ساز جدید خود، Flipanthropy ، سعی می کنند بچه دار شوند ولی نفرینی که بر آنها اعمال شده، روند زندگی آنها را به چالش می کشد.
کریستوفر نولان مجذوب سریال The Curse شده. در نشستی پیرامون سریال گفته: «این سریال شبیه هیچ چیزی نیست که تا کنون در تلویزیون دیده ام. یک نمایش باورنکردنی. مثل توئین پیکس و The Singing Detective. اجرای اما استون فوق العاده و باورنکردنی است.
عکس نفرین (مجموعه تلویزیونی آمریکایی)
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف

جدول کلمات

سب

مترادف ها

curse (اسم)
فحش، سب، دشنام، بلاء، نفرین، لعنت

cuss (اسم)
فحش، نفرین، لعنت

imprecation (اسم)
لعن، نفرین، تضرع

malison (اسم)
فحش، ناسزا، نفرین

execration (اسم)
تنفر، نفرت، زشتی، نفرین، لعنت، مایهءنفرت

فارسی به عربی

خطاف , لعنة

پیشنهاد کاربران

آن نفرین و نفرتیتی را به کاربر محمد علی عطار گفتم
شما هم بزرگوار!!! نفرتیتی واژه ای مصری ست چه پیوندی به زبان تازی و پارسی دارد؟
این چه کاری ست که هر واژه ای را می بینید که با واژه ای دیگر تنها در چند وات ( حرف ) همانندی دارند می گویید از دید واژگانی و ریشه شناسی هم درپیوندند؟
...
[مشاهده متن کامل]

این کار پایهٔ دانشی دارد؟ مگر ریشه شناسی به همین آسانی ست؟
بن مایه ( منبع ) شما برای سخنانتان چیست؟ تنها گمان پوچ ست؟
خواهش می کنم یک بن مایهٔ دانشی و دانشگاهی بنمایید تا ما هم بهره ببریم
برای نمونه اگر بخواهم چیزی مانند کار شما نشان دهم شما می فرمایید تو و تو ( داخل ) و توپ و تور و توف و توز و توس یک ریشه اند تنها چون دو وات نخست آنها همانندی دارد. خب کودک هم به این گزافه ها می خندد چه برسد به ما مردم بزرگسال.
شما واژگان ناپارسی را هم می آورید برای نمونه در همین پیام گفته اید که نفرتیتی ( مصری ) و نفع رسان ( تازی - پارسی ) با هم درپیوندند.

عرض سلام دارم خدمت کاربر محترم با نام o
بنده کاربر ملاقات و تلاقی لغات به نام آقای شفیع آبادی هستم.
عارضم خدمت شما که من توضیحی در خصوص کلمه ی نفرتی تی و ارتباط آن با کلمه ی نفرین در جایی نداده ام.
...
[مشاهده متن کامل]

ولی از آنجایی که بنده را مورد لطف و تفقد خودتون قرار دادید عارضم که کلمه ی نفرتی تی علارغم اینکه دارای شباهت در نمای ساختمان با کلمه ی نفرت می باشد ولی به لحاظ بار معنایی دارای معنای متفاوت با کلمه ی نفرت می باشد.
معنا و مفهومی که در کلمه ی نفرتی تی قابل مشاهده است به معنی نفع رسان و نفع دهنده قابل مشاهده است.
از آنجایی که در فرهنگ نام ها و نامگذاری ها از کلمات با بار مثبت در جوامع مختلف برای اشخاص استفاده می شود در فرهنگ مصر باستان نیز که بی تاثیر از فرهنگ ایران باستان نبوده این رویه در آن فرهنگ رایج بوده است.
خدمت شما کاربر محترم عرض کنم که مدل دیدگاه بنده جهت تحلیل و تفسیر کلمات به صورت خلاصه در متن زیر توضیح می دهم امیدوارم نسبت به آشنایی و نقد دیدگاه بنده جهت بهتر شدن دیدگاه من در این مسیر با مطالعه ی متن زیر بنده را در این مسیر کمک کنید ممنون از لطف و توجه شما.
انسان، کلمه ای که چهارده بُعد در این کلمه نهفته است و از هر بُعدی نیاز به خودشناسی دارد بر همین مبنا دو مقوله هست که هر چه به گذشته برگردیم این دو مقوله به یک ریشه مشترک می رسند. و هر چه به آینده به پیش برویم احتمال پراکندگی و شاخ و برگ بیشتری در این دو مقوله وجود دارد و آن دو مقوله عبارتند از زبان و نژاد.
اینکه عرفا و شعرای ما می گویند بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهرند بر همین مبناست.
و از آنجایی که زبان به عنوان یک ابزار ارتباط و به عنوان عضوی از اعضای وجودی ما که باعث زیب شدن حروف و ساخت کلمات زیبا می شود و کلمات ابزار راهبری فاهمه برای ایجاد دیدگاه و بینش و جهان بینی در عالم هستی است بنابراین انسان قبل از اینکه خط رو اختراع کند یک پیشینه ارتباط آوایی یا واژه ای و کلامی داشته است و با آوا و کلام ارتباط برقرار می کرده است. کلام هم برای اینکه ثبت بشود و تفکرات و تجربیات بشر برای نسل های بعد با نوشتن به زنجیر کشیده بشه، نیاز به ایجاد خط در بشر به وجود آمد.
خط در ابتدا به صورت نقش و نگار و تصویری از اشیاء و موجودات مثل تصویر درخت شیر و گوزن اسب و آهو و غیره بر روی سنگ ها و دیوار غارها حکاکی یا با رنگ ها نقش اندازی می شده است با گذشت زمان ثبت مفاهیم غیرفیزیکی مثل عشق سرما گرما درد غم شادی دوستی و غیره نیاز دیگری را در بشر ایجاد کرد لذا خطوط نوشتاری زیادی در نقاط مختلف به صورت های قراردادی ایجاد شد. هر منطقه ای از تجمع ساکنین بشر برای هر شکلی از صوت، تحت عنوان حروف که از ابزارهای دهان مثل لب و دندان و حلق و سقف دهان صادر می شد یک نمادی رو برای حروف حرفها و کلماتشان، قرارداد و نگارگری و نگارش کردند و خط پدیدار شده کامل تر شد. و هر چه گذشت شکل تکاملی تری به خود گرفت و مکالمات آوایی به کمک صورتگری و نگارگری و نگارشِ حروف، شکل و شمایل نگارشی کامل تری به خود گرفت ولی چیز دیگری که هست و باعث شده بشر برای رسیدن به مفاهیم کلمات، علاوه بر زبان ها و گویش ها و لهجه ها دچار سختی هایی بشود خود همین پراکندگی خطوط نگارشی و نقاشی و صورتگری حروف است که باعث شده است، برای تعریف یک کلمه از یک زبان به زبان دیگر، یک جمله با کلی کلمات غیر انطباقی به موازات همان مفهوم بیاوریم که بتوانیم یک چیزی از آن مفهوم رو درک کنیم. ولی وقتی از رویه تلفظ و آوای کلمات به کلمات در همه زبان ها نگاه می کنیم و کلمات رو به صورت آوایی و هویت و ذات حروف و انطباق آن با عالم واقع که ماهیت کلمات را ایجاد می کند بررسی می کنیم و به آواز حروف و کلمات گوش می دهیم در این صورت متوجه می شویم که یک زبان به عنوان یک نیای مشترک در کل جوامع بشری وجود دارد. گویی که یک اتحاد مفاهیمی در کلمات وجود دارد که همه این مفاهیم یک نگاه جامع و یک تصویر کامل رو از همه زوایا در انسان ایجاد و به مانند انگشت اشاره ای نگاه انسان رو به یک سمت هدایت می کند. و انسان رو از یک گمراهی در پیدایش معنا و مفهوم و پیدایش هدف زندگی نجات می دهد. این آوای واژه ها و کلمات با توجه به ذاتی که حروف در دل کلمات دارند و هویت حروف، ماهیت کلمات رو ایجاد می کند نشان دهنده یک تفکر هوشمندی جدای از تفکرات محدود بشری در ایجاد کلمات اصیل به این قضیه ورود کرده و کلمات را این چنین به مانند آینه ای که نور خورشید را انعکاس بدهند، حساب شده و هوشمندانه و دقیق خلق کرده است. به طور کلی چیزی که قابل مشاهده است ارتباط کلامی تحت عنوان زبان که ابزار ارتباط و رساندن مفهوم و منظور در بشر و در عالم ماده می باشد به سه دسته زبان گویش و لهجه تقسیم بندی می شود به عنوان مثال یک زبان جامع به نام فارسی وجود دارد و زبان فارسی مثلاً با گویش اصفهانی و گویش اصفهانی با لهجه نجف آبادی. در مقوله زبان کلمات از ریشه و محل صدور حروف از ابزارهای دهانی مثل لب دندان و زبان تا حدود زیادی باهم متفاوت می باشند مثلاً کلمه لاین line در زبان لاتین ولی در زبان فارسی خط جاده و مسیر گفته می شود به طوریکه حروف در کلمات از محل صدور آوا متفاوت می باشد. ولی در مقوله گویش همان کلمات با کم و زیاد شدن حروف ولی در لهجه حروف صدادار و مُصَوَّت ها به صورت متفاوت استفاده می شود. مثلاً کلمه home در زبان لاتین و در زبان فارسی خانه گفته می شود و در گویش و لهجه، خانَ و خَنَه و خونه تفاوت زبان گویش و لهجه را می توان پی برد. هرچند از کلمه ی home تحت عنوان حومه به معنی به هم آمدن یا مکان به گرد هم آمدن در زبان فارسی در حال استفاده می باشد.

درود
نفرتیتی نامی مصری است و هیچ پیوندی به نفرین ندارد
کاربر ملاقات و تلاقی لغات هم یک گمان پرداز بیش نیست گرچه گاهی می توان پیام هایش را برای خنده خواند ( بسیار دوست دارم با این گمان زده گفتگو کنم شناسهٔ کاربری یا شماره اش را به مهر بفرستد )
...
[مشاهده متن کامل]

چه خوب است مانند کاربر آرش کیانی دیدگاه هایمان را با بن مایه بفرستیم هرچند ایشان نیز گاهی واژگانی بی پیوند را به هم می چسبانند و چکیده گیری ( نتیجه گیری ) های نادرست می کنند.

#۲:
نَفَرَین، نفران . . . :دو نفر.
. . .
نِفِرتیتی: زن نفرین شده در بعض متون فرعونی هست.
مردمان نه ملون و نفرین گردند و نه معصوم وپاک پس باید روند روا را داشته باشند.
نفرین ؛ از مصدر نف و ناف به معنی مورد نفرت قرار گرفتن و نفع نداشتن
ناف ؛ عضو نافع ، نفع رسان

ساختمان این کلمه از ریشه ی نف می باشد

بندی که جنین از طریق آن از وجود مادر در داخل رحم نفع می برد و به نفا یا نوا می رسد.
...
[مشاهده متن کامل]

مرتبط با تحلیل و توضیح متن زیر؛
نفله ؛ نفلة ، نفرت ، نفرین ، نفر ، نفع ، ناف ، نافی ، نافع ، نافله ، انفال و. . .
حرف ( ل ) در قانون قلب ها قابل تبدیل به حرف ( ر ) می باشد
از نفع افتادن ، نفع نداشتن ، نفرت برانگیز ، نفرت شده ، نفرین شده
اصطلاح نفرین کردن برای حالتی ایجاد می شود که از نفری که نفع نداشته باشد نفرت داشته باشیم.
هر نفری که نفرت برانگیز باشد نفرین می شود و هر نفری که نفرین شود نفله می شود.

نافله ؛ مصدر این کلیدواژه ، کلمه ی ناف به معنی نفع رسان می باشد.
حرف ( ف ) از محل صدور آوا به دلیل نزدیکی و محل مشترک صدور آوا قابل تبدیل به حرف ( و ) می باشد.
بر همین مبنا و از طریق این قانون کلمه ی نافله با ریخت ناوله و کلمه ی رایج نوا با اصطلاح به نون و نوایی رسیدن و نفع بردن قابل مشاهده است.
حروف تکاملی به عنوان یک افزونه در ریشه ی ( نف ) و با یک مفهوم مشترک در ساختمان کلمات در ابعاد کاربردی مختلف به عنوان باب خروج در ساختمان کلمات عبارتند از ؛
( ل ر خ ح ع ت د ذ س )
مثل ( نفر نوفل نفخ نفع نفح نفت نوید نفس نفوذ )
به عنوان مثال حکمت حرف س در کلمه ی نفس دارای مفهوم سرایت و مسرت دهنده بودن این منفعت الهی در امر حیات و وجود انسان است.
یا حکمت حرف خ در کلمه ی نَفْخ دارای مفهوم خروج گاز و نافخ بودن این امر می باشد.
یا حکمت حرف ( ر ) در کلمه ی نفر و نفیر دارای مفهوم تکرار نفع رسانی در یک شخص یا یک عمل می باشد.
کلمات مرتبط با کلمه ی نافله در یک راسته ی مفهومی عبارتند از ؛
( نافله نوفل انفال انفاس ناف نافع نفع نفت منفعت نفر نفیر نفرین نفله ناو ناویا نوا نوه نوید ناودانی و. . . )
در قانون مُصَوِّت ها در دو کلمه ی نَف و نِف دو مفهوم دهنده بودن و گیرنده بودن یک منفعت دارای بار معنایی می باشد.
نِف ؛ نفع رساندن مثل نِفادا با ریخت نِوادا به معنی کوه نفع رسان
نَف ؛ نفع رسیدن ، نفع دیدن مثل نَفَر و نفیر و نَفَس و نبیره و نفت
ناف ؛ نافع ، نفع رسان و نفیر و ناو و نوا دهنده
نافله ؛ زمانی برای به نفع نوا رسیدن
نوفل ؛ محل و مکانی برای به نفع نوا رسیدن یا رساندن
نِفله ؛ از نفع افتادن
ناو ، ناف ؛ نوا دهنده
نوه ؛ نفع و نوای زندگانی
ناودانی ؛ کانال و مسیری برای نفع و نوا رساندن
ناویا ؛ مکان به نوا رسیدن
انفال ؛ نُفوس ، افراد نوا گیرنده
نوید ؛ نوا دهنده ، نوید بخش
ناوند ؛ بالشتک خمیر نان برای به نان و نوا رسیدن
نفت ؛ ماده ی پُر منفعت
چنانچه از زاویه ی قانون قلب ها و منقلب شدن حروف به سمت حروف دیگر جهت ایجاد کلمات کاربردی در موقعیت های مختلف با مفهوم مشترک نفع ورود کنیم حرف ( ف و ) قابل تبدیل به حرف ( ب ) نیز می باشد.
یعنی کلمه ی ناف به مفهوم نفع رسان قابل تبدیل به کلمه ی ناب می باشد.
کلماتی که در یک راسته ی دیگر از این مفهوم قابل مشاهده می شود عبارتند از ؛ ناب نبش نبات نوبل نبیع نبیره و. . .

منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

نفریننفریننفریننفرین
نفرین یعنی نبودن یا مرگ مقابل افرین درواقع نآفرین ک تبدیل ب نفرین شده
منبع. عکس فرهنگ فارسی یافرهنگ عمید
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

نفریننفریننفریننفریننفرین
منبع. عکس فرهنگ ریشه واژگان فارسی دکتر علی نورایی
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

نفریننفریننفریننفرین
فریه
نفرین فیلمی به کارگردانی و نویسندگی ناصر تقوایی و بازیگری بهروز وثوقی، فخری خوروش و جمشید مشایخی است که به صورت سیاه و سفید ساخته شده است. این فیلم در سال ۱۳۵۲ منتشر و تنها در یکی دو سینمای شهر تهران به نمایش درآمد. فیلم اقتباسی از داستان باتلاق، نوشته میکا والتاری است .
...
[مشاهده متن کامل]

پیرمردی یک کارگر نقاش ساختمان را از آبادان به جزیرۀ مینو می برد تا خانه اربابش را که پسر شیخ جزیره و عقل باخته و الکلی است، رنگ آمیزی کند. ارباب که زندگی پررخوتی دارد قادر به همراهی با همسر جوانش نیست. زن با اینکه معتقد است شوهرش زندگی او را تباه کرده، به کمک پیرمرد وضع خانه و مزرعه را رونق می دهد. کم کم تنهایی زن او را به کارگر جوان نزدیک می کند. مرد که همسرش را از دست داده می بیند، با تفنگ اجدادش کارگر را به قتل می رساند. زن نیز به تلافی، شوهرش را از پای درمی آورد و بر جسد هر دو مویه می کند.
• بهروز وثوقی
• فخری خوروش
• جمشید مشایخی
• محمدتقی کهنمویی

نفریننفریننفرین
منابع• https://fa.wikipedia.org/wiki/نفرین_(فیلم_۱۳۵۲)
نفرین: فارسیه و ریشه در کهن ترین زبان های ایرانی داره.
نفرت: از زبان عربی وام گرفته شده و ریشه ناایرانی داره.
نفرین: اوستایی: نَئِد naed؛ سغدی: نیفرین، نیفریون nifrivan، nifrin؛ مانوی: نیفرین nifrin پهلوی: نَفرین nafrin؛ واژه ای توهین آمیز از روی خشم، نفرت و یا کینه که با آن همه ی آسیب های ممکن یا مرگ و نابودی
...
[مشاهده متن کامل]
را برای یک فرد، یک خانواده، یک شهر، یک کشور و . . . آرزو می کنیم در هنگامی که خود از گرفتن انتقام یا رسیدن به خواسته ناتوانیم . ( https://www. cnrtl. fr/definition/malediction )

لعین: طرد شده از رحمت الله.
ای هیچ کاری یا کمکی خارج از قوانین معمول طبیعت؛ نصیبش نخواهد شد دعائش مستجاب نمیباشد وسرگردان با هوای خودش در دنیا می موند تا مرگ سراغش بیاد.
مانند جادوگر، دروغگو، خائن، مسرف، لمّاز، همّاز، غاصب، . . .
وصرفاً دعاء یا ناسزا نیست.
اثر وضعی دارد.
مرغوا#مروا
نا آفرین که در گویش بعضی از مناطق ایران مانند مازندران به صورت نَفرین ( ن و فتحه بجای ن و کسره ) تلفظ می گردد و از نظر بنده نَفرین تلفظ صحیح تری نسبت به نِفرین هست
واژه ی �نفرین� که به شیوه ی دستور زبان عربی از آن واژه هایی چون �نفرت�، �تنفر� و �متنفر� نیز ساخته شده، در بنیاد خود، آمیخته واژه ای پارسی، دربرگیرنده ی پیشوند �ن� یا �نا�ی نفی و �آفرین� ( �ناآفرین ) است که آرش �آفرین� را واژگون کرده و به �نفرین� کوتاه شده است.
...
[مشاهده متن کامل]

برگرفته از پی نوشت یادداشتی در پیوند زیر:
https://www. behzadbozorgmehr. com/2015/06/blog - post_90. html

آفرین ( آلقیش ) ، نفرین ( قارقیش ) تورکی هستند.
نِفرینیدن کسی/چیزی/جایی
راضی بودن به گرفتار شدن طرف مقابل
آه صدایی است که برای نشان دادن درد و رنج و اندوه از سینه برآید یکی از عوامل بروز آن ظلم است که می تواند به انتقام از ظالم لفظا یا عملا منتهی شود اما گاهی بعلت عدم توانایی از انتقام در همین مرحله ی آه می
...
[مشاهده متن کامل]
ماند و اگر ان را به خدا واگذار کند و ضرر را برای او طلب کند به آن نفرین گفته می شود که نوعی دعاست دعا به شر در مقابل دعای خیر، که می تواند خطرناک باشد. لذا آه و نفرین از نفرینی حکایت می کند که از آه بوجود آمده است گویا در مقابل ظالم توانایی دیگری جز این را ندارد. اما تف و لعنت تقریبا معادل آه و نفرین است که در واقع یعنی تنها کاری که فرد می تواند انجام دهد ان هم پشت سرش تف کردن است که نشانه ای از ابراز تنفر و خشم است و لعنت یعنی می خواهد که مورد طرد قرار گیرد و مطرود شدن از ناحیه ی خداوند یعنی این که خدا بخاطر ظلمی که انجام داده است از رحمتش دور سازد که دور شدن از رحمت خداوندی یعنی زمینه پدید آمدن گرفتاری ها و بدبختی ها خواهد بود نا گفته نماند نفرین و لعن در کل مورد مذمت واقع شده است مگر در موارد استثنا یعنی بعد از ارشاد و دعا کردن در حق آنها، آن گاه اگر می دیدند افراد دست از شرارت و اذیت و آزار بر نمی دارند و وجودشان منشاء ضرر و زیان براى افراد جامعه است، در مورد آنها لب به نفرین می گشودند و نتیجه ى آن را به خدا واگذار می کردند.

نفرین بر دیوان ایرانی
که بانی ظلمند و ویرانی
نفرین = نا آفرین
نفرین:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " نفرین" می نویسد : ( ( نفرین در پهلوی با همین ریخت بکار می رفته است. از ستاک باستانی "فْری " اوستایی در سانسکریت pary بوده است و نفرین در آن زبان ، نفرینه ni - frina. ) )
...
[مشاهده متن کامل]

( ( دو رخساره روز و دو زلْفینش شب
گشاده ، به نَفرین ضحّاک لب. ) )
( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 318. )
واژه نفرین در سانسکریت pary بوده است امروزه آن را در واژه ی انگلیسی prayer به معنی دعا می بینیم نفرین در اصل متضاد آفرین است به شکل "نا آفرین" و یا "نه آفرین" و یا آفرین منفی ( نگارنده )

لعن، لعنت، سب

سلام، برابر با وازه نامه های دهخدا و معین، نفرین کلمه ای پارسی است و چرا باید برای آن برابری پارسی بیابیم؟
سب
لعن
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٩)