نارمینا
فرهنگ اسم ها
معنی: آتشی که در مینا است، ( به مجاز ) زیبا، شاداب و پر حرارت، [نار= آتش، مینا= ظرف شیشه ای که از مینا ساخته شده است، ( به مجاز ) جام شراب]، روی هم به معنی آتشی که در مینا است
برچسب ها: اسم، اسم با ن، اسم دختر، اسم فارسی، اسم عربی، اسم طبیعت
پیشنهاد کاربران
نارمینا یا همان نارمیناگ یک واژه پارسی پهلوی است:
نارمینیدَن ( نارمین - ) : نیارامیدنی کردن، استراحت نکردنی کردن
نارمیندار: نیارامیدنی کردنی
نارمینین: نیارامیدنی کردنی
نارمینیک یا نارمینیگ: نیارامیدنی کردنی؛ بسته به نیارامیدنی کردن
... [مشاهده متن کامل]
نارمینیدار: نیارامیدنی کننده، استراحت نکردنی کننده
نارمیناگ: نیارامیدنی کننده، استراحت نکردنی کننده
نارمینان: نیارامیدنی کننده، استراحت نکردنی کننده، نارمینا
نارمینیر: نیارامیدنی کننده، استراحت نکردنی کننده
نارمینیشن:نیارامیدنی کردن، استراحت نکردنی کردن
نارمینیشنیگ نیارامیدنی کننده، استراحت نکردنی کننده؛نیارامیدنی کردنی؛ بسته به نیارامیدنی کردن
نارمینیشنیه:نیارامیدنی کردن، استراحت نکردنی کردن
نارمینیشنیها:با نیارامیدنی کردن، با استراحت نکردنی کردن
نارمینَگ: ابزاری برای نیارامیدنی کردن، نیارامیدنی کننده
نارمینینَگ: ابزاری برای نیارامیدنی کردن
پَدیشنارمین: ابزاری برای نیارامیدنی کردن
نارمینید: نیارامیدنی کرد؛ نیارامیدنی کنید؛ نیارامیدنی کردن؛ نیارامیدنی کرده شده
نارمینیدَک یا نارمینیدَگ:؛ نیارامیدنی کرده؛ نیارامیدنی کرده شده
نارمینیدَن ( نارمین - ) : نیارامیدنی کردن، استراحت نکردنی کردن
نارمیندار: نیارامیدنی کردنی
نارمینین: نیارامیدنی کردنی
نارمینیک یا نارمینیگ: نیارامیدنی کردنی؛ بسته به نیارامیدنی کردن
... [مشاهده متن کامل]
نارمینیدار: نیارامیدنی کننده، استراحت نکردنی کننده
نارمیناگ: نیارامیدنی کننده، استراحت نکردنی کننده
نارمینان: نیارامیدنی کننده، استراحت نکردنی کننده، نارمینا
نارمینیر: نیارامیدنی کننده، استراحت نکردنی کننده
نارمینیشن:نیارامیدنی کردن، استراحت نکردنی کردن
نارمینیشنیگ نیارامیدنی کننده، استراحت نکردنی کننده؛نیارامیدنی کردنی؛ بسته به نیارامیدنی کردن
نارمینیشنیه:نیارامیدنی کردن، استراحت نکردنی کردن
نارمینیشنیها:با نیارامیدنی کردن، با استراحت نکردنی کردن
نارمینَگ: ابزاری برای نیارامیدنی کردن، نیارامیدنی کننده
نارمینینَگ: ابزاری برای نیارامیدنی کردن
پَدیشنارمین: ابزاری برای نیارامیدنی کردن
نارمینید: نیارامیدنی کرد؛ نیارامیدنی کنید؛ نیارامیدنی کردن؛ نیارامیدنی کرده شده
نارمینیدَک یا نارمینیدَگ:؛ نیارامیدنی کرده؛ نیارامیدنی کرده شده
نارمینا: این نام در سنسکریت نارمینی nārminey به معنی سر زنده، سرحال، شاداب، با نشاط و نیز نام یک شهرک بوده است. ( فرهنگ سنسکریت - انگلیسی مونیر ویلیامز چاپ 1964 ص. 537 ستون سوم ) ؛ پس نارمینا عربی - پارسی نیست.
نارمینا : زیبا، شاداب و پر حرارت .
نارمینا : آتشی که در مینا است، ( به مجاز ) زیبا، شاداب و پر حرارت .
نارمینا : /nār minā/ نارمینا به معنی زیبا، شاداب و پر حرارت.
رزمینا : 1 - باغ گل مینا، باغ بلورین؛ 2 - ( به مجاز ) زیبارو.
سامینا : 1 - مانند مینا؛ 2 - نام گلی.
نارمینا : [نار= آتش مینا= ظرف شیشه ای که از مینا ساخته شده است؛ ( به مجاز ) جام شراب] 1 - روی هم به معنی آتشی که در مینا است؛ 2 - ( به مجاز ) زیبا، شاداب و پر حرارت.
سامینا : 1 - مانند مینا؛ 2 - نام گلی.
نارمینا : [نار= آتش مینا= ظرف شیشه ای که از مینا ساخته شده است؛ ( به مجاز ) جام شراب] 1 - روی هم به معنی آتشی که در مینا است؛ 2 - ( به مجاز ) زیبا، شاداب و پر حرارت.
شکوفه انار
معنی اسم نارمینا در ثبت احوال
[نار= آتش مینا= ظرف شیشه ای که از مینا ساخته شده است؛ ( به مجاز ) جام شراب] 1 - روی هم به معنی آتشی که در مینا است؛ 2 - ( به مجاز ) زیبا، شاداب و پر حرارت. اسم نارمینا موردتایید ثبت احوال کشور برای نامگذاری دختر است .