مرجانی

/marjAni/

معنی انگلیسی:
coral, coralloid, coral(ine)

لغت نامه دهخدا

مرجانی. [ م َ ] ( ص نسبی ) منسوب به مرجان. از جنس مرجان.
- جزیره مرجانی ؛ جزیره ای که از مجموع مرجانها تشکیل شود. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به جزیره در این لغت نامه شود.
|| سرخ. به رنگ مرجان. سرخ گلگون :
دهند اگر به نباتات آب شمشیرش
همه شکافته سر بردمند و مرجانی.
وحشی ( از یادداشت مؤلف ).
|| قسمی کافور. ( دمشقی ، از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به مرجان : دهند اگر به نباتات آب شمشیرش همه شکافته سر برد مند و مرجانی . ( وحشی بافقی ) یا جزیر. مرجانی . جزیرهای که از مجموع مرجانها تشکیل شود .

دانشنامه عمومی

مرجانی (رنگ). رنگ مرجانی سایه سرخ یا صورتی از رنگ نارنجی است. نام این رنگ برگرفته از یک نوع گل سان زی دریایی به نام مرجان است.
کمپانی پنتون رنگ مرجانی را رنگ سال ۲۰۱۹ معرفی کرد! شاید مهم ترین دلیل انتخاب این رنگ جلب توجه مردم به جزایر مرجانی living corals باشد. این جزایر محل زندگی بسیاری از موجودات دریایی است که در معرض خطر نابودی قرار دارند.
عکس مرجانی (رنگ)

مرجانی (سرده). مرجانی، آرناریا ( نام علمی: Arenaria ) نام یک سرده از تیره میخکیان است.
عکس مرجانی (سرده)
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف

دانشنامه آزاد فارسی

مترادف ها

coral (صفت)
مرجانی

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
واژه ی مرجانی از ریشه ی واژه ی مرجان فارسی هست.
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

مرجانیمرجانیمرجانیمرجانی
مرجانی = بُسدین