لغت نامه دهخدا
قلقلک. [ ق ِ ق ِ ل َ ] ( اِ ) غلغلک. رجوع به غلغلک شود.
فرهنگ فارسی
فرهنگ عمید
* قلقلک دادن: (مصدر متعدی ) [عامیانه] = قلقلک
واژه نامه بختیاریکا
دانشنامه عمومی
غلغلک ( غلط مصطلح قلقلک ) عملی است که با تحریک سطح بدن فردی موجب به خنده درآمدن آن فرد می شود. بیشترین نقاطی که در بدن باعث ایجاد قلقلک در انسان می شوند کف پا، انگشتان پا ، زیر بغل و شکم و همچنین پهلوها و سینه ها هستند که علت این امر حساس بودن پوست در این نقاط می باشد. واکنش مغز نسبت به این عمل مانند احساس خارش بوده و با انجام این عمل فشارخون بالا رفته و نبض تند می شود و فعالیت مغز افزایش می یابد. همچنین قلقلک باعث ایجاد حس ترس و اضطراب در انسان می شود.
مرکز قلقلک در قسمت پایینی پشت مغز و تقریباً بالای مخچه است. رشته های عصبی ای که از این قسمت منشعب می شوند و در نقاط مختلف بدن پراکنده اند در بعضی از قسمتها تراکم بیشتری دارند و همین قسمتها در مقابل تحریک خارجی حساسیت نشان می دهند و فرد به خنده می افتد. این قسمت از مغز به سرعت تشخیص می دهد که تحریک خودی است یا غیرخودی. در صورتی که خودی بود قلقلک به وجود نمی اید و شخص نمی خندد. تشخیص خودی یا غیرخودی بودن تحریک در مغر احتمالاً با استفاده از کدهای مختلف انجام می شود. از آنجا که واکنش افراد قلقلک به تحریکات خارجی یک حالت دفاعی است که بدن به خود می گیرد وقتی خود شخص تحریک را انجام می دهد مغز احساس خطر نمی کند و مکانیسم واکنش فعال نمی شود.
قلقلک در بین خانواده ها یک سرگرمی و شوخی محسوب می شود. قلقلک در بین دو برادر دو خواهر و برادر زن و شوهر، دوست دختر و دوست پسر در همه جای دنیا و در بین همه خانواده ها متداول است اما بیشترین قلقلک در خانواده بین والدین و فرزندان مخصوصاً مادران و کودکان است. وقتی یک مادر اندام حساس دختر یا پسر بچه اش را با انگشتانش قلقلک می دهد و خنده و تکان خوردن یا التماس کردن کودکش را می بیند می خندد و بسیار لذت می برد. بچه هایی که مادرانی قلقلک دارند نیز معمولاً متقابلاً مادرشان را قلقلک می دهند و می خندانند. دلیلش این است که قلقلک باعث ایجاد محبت بین انسانها می شود به همین دلیل وقتی مادری کودکش را قلقلک می دهد در همان حال فرزندش را می بوسد و محبت شدیدی نسبت به فرزندش احساس می کند. کودکان و نوجوانان نیز که خود را کوچک می بینند و والدینشان را از نظر شخصیتی و اجتماعی متفاوت با خویش می بینند هنگامی که مادرشان را قلقلک می دهند مادرشان بی اختیار می خندد و التماس می کند و سعی کند خود را برهاند ناخودآگاه او را مثل خودشان می بینند و به همین دلیل لذت می برند و روابط عاطفی عمیقی بین آنها به وجود می آید.
مرکز قلقلک در قسمت پایینی پشت مغز و تقریباً بالای مخچه است. رشته های عصبی ای که از این قسمت منشعب می شوند و در نقاط مختلف بدن پراکنده اند در بعضی از قسمتها تراکم بیشتری دارند و همین قسمتها در مقابل تحریک خارجی حساسیت نشان می دهند و فرد به خنده می افتد. این قسمت از مغز به سرعت تشخیص می دهد که تحریک خودی است یا غیرخودی. در صورتی که خودی بود قلقلک به وجود نمی اید و شخص نمی خندد. تشخیص خودی یا غیرخودی بودن تحریک در مغر احتمالاً با استفاده از کدهای مختلف انجام می شود. از آنجا که واکنش افراد قلقلک به تحریکات خارجی یک حالت دفاعی است که بدن به خود می گیرد وقتی خود شخص تحریک را انجام می دهد مغز احساس خطر نمی کند و مکانیسم واکنش فعال نمی شود.
قلقلک در بین خانواده ها یک سرگرمی و شوخی محسوب می شود. قلقلک در بین دو برادر دو خواهر و برادر زن و شوهر، دوست دختر و دوست پسر در همه جای دنیا و در بین همه خانواده ها متداول است اما بیشترین قلقلک در خانواده بین والدین و فرزندان مخصوصاً مادران و کودکان است. وقتی یک مادر اندام حساس دختر یا پسر بچه اش را با انگشتانش قلقلک می دهد و خنده و تکان خوردن یا التماس کردن کودکش را می بیند می خندد و بسیار لذت می برد. بچه هایی که مادرانی قلقلک دارند نیز معمولاً متقابلاً مادرشان را قلقلک می دهند و می خندانند. دلیلش این است که قلقلک باعث ایجاد محبت بین انسانها می شود به همین دلیل وقتی مادری کودکش را قلقلک می دهد در همان حال فرزندش را می بوسد و محبت شدیدی نسبت به فرزندش احساس می کند. کودکان و نوجوانان نیز که خود را کوچک می بینند و والدینشان را از نظر شخصیتی و اجتماعی متفاوت با خویش می بینند هنگامی که مادرشان را قلقلک می دهند مادرشان بی اختیار می خندد و التماس می کند و سعی کند خود را برهاند ناخودآگاه او را مثل خودشان می بینند و به همین دلیل لذت می برند و روابط عاطفی عمیقی بین آنها به وجود می آید.

wiki: قلقلک
قلقلک (فیلم ۱۹۹۷). قلقلک ( هندی: गुदगुदी ) فیلمی هندی است که در سال ۱۹۹۷ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به انوپم کهیر، جوگال هانسراج، و شاهرخ خان اشاره کرد.
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف
wiki: قلقلک (فیلم ۱۹۹۷)
پیشنهاد کاربران
منبع. عکس غلط ننویسیم
منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
واژه ی قلقلک از ریشه ی واژه ی قله فارسی هست خود واژه ی قله از ریشه ی واژه ی کله فارسی هست.
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
... [مشاهده متن کامل]
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹






منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
واژه ی قلقلک از ریشه ی واژه ی قله فارسی هست خود واژه ی قله از ریشه ی واژه ی کله فارسی هست.
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
... [مشاهده متن کامل]
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹






در گویش کُتیچی از زبان بلوچی، کِلکِلی می گویند.
گلغیچه. [ گ ُ چ َ / چ ِ ] ( اِ ) گلغچه. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ) . بمعنی گلغچه است که جنبانیدن انگشتان باشد در زیر بغل تا بخنده آیند. ( برهان ) . غلغلچ. ( فرهنگ رشیدی ) ( آنندراج ) . رجوع به غلغلج و غلغلیچ و گلغچه شود.
منبع. عکس فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی
واژه قُلقُلک از ریشه ی واژه ی کلکلک فارسی هست خود این واژه از ریشه ی واژه ی کل فارسی هست




واژه قُلقُلک از ریشه ی واژه ی کلکلک فارسی هست خود این واژه از ریشه ی واژه ی کل فارسی هست




ما تو کرمانجی به قلقلک میگیم قِدی قِدی
قلقلک مثل قلقلک کف پا - زیر بغل - شکم
در گویش لری
خُجُلوک
خُجُلوک
گلگلو/gelgelu
در گویش شهرستان بهاباد به قلقلک، گلگلو گفته می شود.
در گویش شهرستان بهاباد به قلقلک، گلگلو گفته می شود.
قلقلک: حساس بودن قسمتهایی از بدن فرد به تماس انگشتان فرد دیگر و عکس العمل ناخودآگاه همراه با خنده به جهت این حساسیت فوق العاده
قلقلک به ترکی: قیدیق، قیدیقلاماق
قلقلک به ترکی: قیدیق، قیدیقلاماق
در گویش مردم شهرستان زرند
پخ پخ ، پخ پخو
پخ پخ ، پخ پخو
پخپخو!
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١١)