قراتکین

فرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

قراتکین. [ ق َ ت َ ] ( اِخ ) یکی از فرمانروایان سامانی است که به سال 308 هَ. ق.حکومت داشت. ( از معجم الانساب چ زامباور ج 1 ص 79 ).

قراتکین. [ ق َ ت َ ] ( اِخ ) ( مرغزار... )جائی است که در یک منزلی همدان واقع است. رجوع به اخبارالدولة السلجوقیه چ لاهور ص 104، 119 و 146 شود.

فرهنگ فارسی

یکی از امرای سامانی که بسال ۳٠۸ ه ق . حکومت داشت .
جائی است که در یک منزلی همدان واقع است .

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:منصور بن قراتکین ( ـ۳۴۰ق)

پیشنهاد کاربران

شاید این نام نامی تورکی نباشد و تنها پس از تاخت و تاز اعراب و تاتارهای چنگیزی و تیموری بی درنگ، و در پی سده ها چیرگی و فرمانروایی اعراب بر ایران و ایرانشهر به ابن برَهم ( شکل ) درآمده باشد. گراتگین از گرات و پسوند - گین می تواند به چیم شوریده ور آمیخته با شور باشد و ریشه پارسی داشته باشد. اگرچه ناپیوسیدنی ( غیر قابل انتظار ) است که ایرانیان دربار سامانیان فرزند خود را بر پایه کین و کینه ورزی نامگذاری کرده باشند، با این همه گراتکین با کاف می تواند به چیم کین شوریدگی یا شور ِ کین باشد و باز اگرچه اَپیوسین ( غیرقابل انتظار ) ، بی ( ولی ) باز واژه ای و نامی پارسی باشد.
...
[مشاهده متن کامل]

باید دانست که بسیاری از واژگان پارسی پس از تاخت و تاز اعراب مسلمان و دگرگونی دبیره ایران و ایرانشهر از الفبای پهلوی به الفبای کنونی، و پَتروت ( حمله ) سپَسین ( بعدی ) و بی درنگ تاتارهای چنگیزی و تیموری با دبیره نو نوشته شده اند و در رهگذر داد ( تاریخ ) ایران و ایرانشهر برَهمشان دگرگونی یافته است، و ستمی بزرگ بر زبان و فرهنگ پارسی خواهد بود، چنانچه ایرانیان و بویژه فرهیختگان ادب ایران و ایرانشهر بی از هیچ پژوهشی، ساده انگارانه و تن آساییده، تنها بر پایه شیوه نگارش و ایز ( حتی ) گویش واژگان پس از سده ها چیرگی بیگانگان بر ما ایرانیان و ایرانشهریان، واژگان نیاکان را واژگان بیگانه بشمارند و آنها را ننَخشَند ( اصلاح نکنند ) و بازشناسی نفرمایند. این کار چون دوری کردن از شناسایی جانباخته ای از جان گذشته برای میهن است که فرزند ایران و ایرانشهر است بی ( اما ) چهره زیبایش از هم پاشیده و در خون پاکش گلگون گشته است.