فلفلی

/felfeli/

معنی انگلیسی:
peppery, tiny but smart, dapper, precocious

لغت نامه دهخدا

فلفلی. [ ف ِ ف ِ ] ( ص نسبی ، اِ ) نامی است که سگ را گذارند، و نیز هر چابک رونده و تیزرو را. ( یادداشت مؤلف ). || زرنگ و چابک. زبروزرنگ با کوچکی ِ جثه و کمی ِ سال. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

نامی است که سگ را گذارند و نیز هر چه چابک رونده و تیزرو را . یا زرنگ و چابک .

دانشنامه عمومی

فلفلی ( به ترکی آذربایجانی: Filfili ) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری آذربایجان است که در شهرستان اغوز واقع شده است. [ ۱] فلفلی ۷۴۹ نفر جمعیت دارد.
عکس فلفلیعکس فلفلی
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف

مترادف ها

pepperoni (اسم)
فلفلی

peppery (صفت)
تند، با روح، تند و تیز، گرم، فلفلی، فلفل دار

precocious (صفت)
نا بهنگام، با هوش، زود رس، فلفلی، پیش رس

فارسی به عربی

فلفل

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
واژه ی فلفلی از ریشه ی واژه ی پلپلی سانسکریت هست. خود واژه ی پلپلی از ریشه ی واژه ی پلپل سانسکریت هست.
واژه پلپل. [ پ ِ پ ِ ] ( اِ ) فلفل. و فلفل معرب آن است. ( برهان قاطع ) . از ابزار دیگ است و از آن سپید و هم سیاه باشد گرم و خشک است و پلپل سفید قوی تر از سیاه است. ( از ذخیره خوارزمشاهی ) . یکی از ادویه است که در طعام بکار میبرند : و از وی [ اورشفین به هندوستان ] پلپل و نیزه بسیار خیزد. ( حدود العالم ) . بنزدیک ایشان کوهی است بر او خیزران و دارنیزه و پلپل و جوز هندی بسیار روید. ( حدود العالم ) . و از آنجا [ از ملی به هندوستان ] دارنیزه و پلپل بسیار خیزد. ( حدود العالم ) . [ ( زحل دلالت دارد بر ] پلپل و شاه بلوط. ( التفهیم ) .
...
[مشاهده متن کامل]

منبع. لغت نامه دهخدا
ببینیم در زبان سانسکریت آیا زبان های دیگر هستند لینک پایین قرار می دهم.
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

فلفلیفلفلیفلفلیفلفلی
منابع• https://fa.m.wikipedia.org/wiki/زبان_سانسکریت