فضای مینکوفسکی

دانشنامه عمومی

در فیزیک و ریاضیات، فضای مینکوفسکی ( به انگلیسی: Minkowski space ) یا فضازمان مینکوفسکی ( که به افتخار ریاضی دان معروف هرمان مینکوفسکی نامیده شده است. ) یک تنظیم ریاضی است که اکثر نسبیت خاص آلبرت اینشتین به شکل آن فرمول بندی شده است و عبارتست از در نظر گرفتن زمان به عنوان بعد چهارم. در فضای مینکوفسکی به جای بردارها از نمادگذاری چهاربردارها استفاده می شود.
عکس فضای مینکوفسکیعکس فضای مینکوفسکی
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف

پیشنهاد کاربران

شاید مفید، ثمربخش و راه گشا باشد بدانیم که تئوری های زمان و مکان مطلق رازی - نیوتون از یکطرف و زمانمکان نسبی رازی - انشتاین از طرف دیگر، هرکدام به تنهائی یک چهارم و هردو بر رویهم نیمی از حقیقت فیزیکی را بیان داشته اند و نیمه ی مفقوده یا گمشده عبارت است از بیزمانی و بیمکانی مطلق و نسبی به عنوان نیمزوج های بنیادی همزاد و هم ارز آنها با کمیت های مساوی و ماهیت ها یا کیفیت های معکوس.
...
[مشاهده متن کامل]

خدای حقیقی و واقعی ( و نه خدای کلمه ای با الفاظ و نام های گوناگون در زبان ها و خط های مختلف بشری که فقط در زبان و خط و فهم و عقل ناقص و محدود انسانی از موجودیت برخوردار ست و در خارج از آنها هیچگونه مصداق و مثال بیرونی ندارد، یعنی از هیچگونه موجودیت دیگری چه عینی و چه غیبی برخوردار نمیباشد و درست به همین علت و دلیل کلیه سعی ها و کوشش های برهانی و استدلالی انسان در اثبات وجود این نوع خدا در اعصار گذشته و حال و آینده همیشه با شکست مواجه بوده و هست و خواهد بود ) در محیط و محتوای هرکدام از گیتی ها یا کیهان ها و یا جهان های متناهی، مساوی، موازی و بیشمار بطور مطلق یکسان و برابر از لحاظ زمانی و مکانی و از لحاظ بیزمانی و بیمکانی دارای شانزده
( ۱۶ ) مجرد و تنیده درهم میباشد؛ هشت ( ۸ ) تا مطلق و هشت ( ۸ ) تا نسبی، نه یکی بیشتر و نه یکی کمتر.
محتوای این گیتی، کیهان و یا این جهان دارای هفت ( ۷ ) سامان یا نظام کلی میباشد در قالب هفت عالم یا دنیا به شکل آسمان ها و زمین های هفتگانه و هرآنچه که بین آنهاست.
محتوای این کیهان یا جهان ( و نه محیط آن ) به عنوان یک کل متناهی در سفر بسر میبرد بین دو بهشت برین متوالی که فقط از یک راه و به یک روش مطلق، معقول و منطقی طی میشود، یعنی از طریق گردش دایره وار وقوع مهبانگ های هفتگانه بر اثر نوسانات خودکار و متوالی انبساط و انقباض در چهارچوب طرح مطلق آفرینش و بر اساس قوانین جاودانه و آئین نامه های اجرایی ثابت و پایدار و تغییر ناپذیر آن، در مدارات، مراتب یا درجات فراوان تکاملی بین دو حد دنیوی؛ یکی نهایت نزول و نقصان و امکان اَخَس در پایین ترین حالت نئشگی طبیعی و دیگری نهایت صعود و کمال و امکان اشرف دنیوی در بالاترین حالت نئشگی طبیعی قبل از وقع آخرین مهبانگ و بازگشت به همان نظام احسن و اشرف آفرینش سرمدی، مبدئی، ازلی و ابدی یا اولیه و آخری در نهایت کمال ایده آل خوبی و زیبایی، اعتدال و نظم و هماهنگی با کمیت و کیفیت بهشت برین بدون نیاز به برانگیخته شدن یا رستاخیز مردگان از قبور یا گورها و تجمع آنها در یک صحرای خیالی بنام محشر در دم دروازه ی دادسرائی خیالی - اوهامی تحت عنوان دادگاه عدل الاهی بر اساس معارف وحیانی و حدیثی و روائی آئینی و دینی.
این سفر های مقطعی و متوالی محتوای این کیهان یا جهان ( محتوای هرکدام از گیتی ها، کیهان ها یا جهان های متناهی، مساوی، موازی و بیشمار ) از لحاظ عددی دقیقن مساوی خواهند بود با تعداد حلقه های زنجیره ی دایره وار علت و معلول و یا به بیانی دیگر دقیقا مساوی با کلیه ی کنگره های سلسله دایره وار دهّر ها.
طول زمانی اولین سفر مقطعی مساوی بوده با معکوس زمان پلانک در علم فیزیک، یعنی ۱۰ بتوان ۴۳ ثانیه و طول زمانی سفر های مقطعی بعدی هر بار منهای فاصله ی زمانی بین وقوع دو مهبانگ متوالی خواهد بود تا رسیدن به صفر و آنگاه این سفر های دایره وار و مقطعی و متوالی برای همیشه به پایان خواهند رسید.
در پاسخ این سوال که آیا زمانمکان نسبی انشتاین
( Einstein با تلفظ آینشتاین به زبان آلمانی به معنی یکسنگ یا سنگ واحد ) در اولین لحظه ی وقوع مهبانگ برای اولین بار در دل نیستی به موجودیت و پیدایش رسیده یا قبل از مهبانگ وجود داشته اند؟!!
جواب این پرسش از دیدگاه فردی من اینست که هستی یا وجود خدای حقیقی و واقعی ( نه خدای کلمه ای دینی که در خارج از خط و زبان فاقد هرگونه هستی و وجود عینی و غیبی میباشد ) از لحاظ زمانی و بیزمانی بسوی گذشته بی آغاز و بسوی آینده بی پایان میباشد و از لحاظ مکانی و بیمکانی در کلیه ی جهات در بیرون از مجموعه ی وسیع فعلی جهان ها بسوی بیکرانی و بیشماری بینهایت یعنی بدون نهایت، اما آفرینش جهان ها از لحاظ زمانی و بیزمانی بسوی گذشته دارای آغاز بوده و بسوی آینده بدون پایان.
این عالم یا دنیا به شکل این آسمان و زمین و هرآنچه که بین آنهاست، در طی این سفر بسیار طولانی و دایره وار دنیوی، مقعطی، نزولی و صعودی محتوای کیهان یا جهان بین دو بهشت برین متوالی و تا پایان آن همیشه و هربار پس از وقوع مهبانگ های هشتم ( ۸م یا 8m ) در یک درجه تکاملی برتر از قبل از نو آفریده میشود.
لذا ما انسان ها در طی این سفر دقیقا به تعداد یکهفتم کلیه ی حلقه های زنجیره دایره وار علت و معلول از زندگی های دنیوی در بین دو حد اشاره شده در بالا برخوردار میباشیم، برخلاف بینش و باور ادیان ابراهیمی یعنی یهودیت و مسیحیت و اسلام که بر اساس آن انسان فقط از یک زندگی دنیوی برخوردار است.
این گیتی یا کیهان و یا این جهان چه باشد با این همه وسعت و گستردگی و فراخی از دید محدود ما انسان ها در بین جهان های بیشمار / جز قطره ی ناچیزی جاودانه گرفتار در بند و کمند عشق و در پیچ و خم زلف تو ای یار! ای پروردگار ! یا در بطن وجود و ماهیت و ذات مطلق و بیکران و بی نهایت تو ای آفریدگار ؟!!/.