شاید مفید، ثمربخش و راه گشا باشد بدانیم که تئوری های زمان و مکان مطلق رازی - نیوتون از یکطرف و زمانمکان نسبی رازی - انشتاین از طرف دیگر، هرکدام به تنهائی یک چهارم و هردو بر رویهم نیمی از حقیقت فیزیکی را بیان داشته اند و نیمه ی مفقوده یا گمشده عبارت است از بیزمانی و بیمکانی مطلق و نسبی به عنوان نیمزوج های بنیادی همزاد و هم ارز آنها با کمیت های مساوی و ماهیت ها یا کیفیت های معکوس.
... [مشاهده متن کامل]
خدای حقیقی و واقعی ( و نه خدای کلمه ای با الفاظ و نام های گوناگون در زبان ها و خط های مختلف بشری که فقط در زبان و خط و فهم و عقل ناقص و محدود انسانی از موجودیت برخوردار ست و در خارج از آنها هیچگونه مصداق و مثال بیرونی ندارد، یعنی از هیچگونه موجودیت دیگری چه عینی و چه غیبی برخوردار نمیباشد و درست به همین علت و دلیل کلیه سعی ها و کوشش های برهانی و استدلالی انسان در اثبات وجود این نوع خدا در اعصار گذشته و حال و آینده همیشه با شکست مواجه بوده و هست و خواهد بود ) در محیط و محتوای هرکدام از گیتی ها یا کیهان ها و یا جهان های متناهی، مساوی، موازی و بیشمار بطور مطلق یکسان و برابر از لحاظ زمانی و مکانی و از لحاظ بیزمانی و بیمکانی دارای شانزده
( ۱۶ ) مجرد و تنیده درهم میباشد؛ هشت ( ۸ ) تا مطلق و هشت ( ۸ ) تا نسبی، نه یکی بیشتر و نه یکی کمتر.
محتوای این گیتی، کیهان و یا این جهان دارای هفت ( ۷ ) سامان یا نظام کلی میباشد در قالب هفت عالم یا دنیا به شکل آسمان ها و زمین های هفتگانه و هرآنچه که بین آنهاست.
محتوای این کیهان یا جهان ( و نه محیط آن ) به عنوان یک کل متناهی در سفر بسر میبرد بین دو بهشت برین متوالی که فقط از یک راه و به یک روش مطلق، معقول و منطقی طی میشود، یعنی از طریق گردش دایره وار وقوع مهبانگ های هفتگانه بر اثر نوسانات خودکار و متوالی انبساط و انقباض در چهارچوب طرح مطلق آفرینش و بر اساس قوانین جاودانه و آئین نامه های اجرایی ثابت و پایدار و تغییر ناپذیر آن، در مدارات، مراتب یا درجات فراوان تکاملی بین دو حد دنیوی؛ یکی نهایت نزول و نقصان و امکان اَخَس در پایین ترین حالت نئشگی طبیعی و دیگری نهایت صعود و کمال و امکان اشرف دنیوی در بالاترین حالت نئشگی طبیعی قبل از وقع آخرین مهبانگ و بازگشت به همان نظام احسن و اشرف آفرینش سرمدی، مبدئی، ازلی و ابدی یا اولیه و آخری در نهایت کمال ایده آل خوبی و زیبایی، اعتدال و نظم و هماهنگی با کمیت و کیفیت بهشت برین بدون نیاز به برانگیخته شدن یا رستاخیز مردگان از قبور یا گورها و تجمع آنها در یک صحرای خیالی بنام محشر در دم دروازه ی دادسرائی خیالی - اوهامی تحت عنوان دادگاه عدل الاهی بر اساس معارف وحیانی و حدیثی و روائی آئینی و دینی.
این سفر های مقطعی و متوالی محتوای این کیهان یا جهان ( محتوای هرکدام از گیتی ها، کیهان ها یا جهان های متناهی، مساوی، موازی و بیشمار ) از لحاظ عددی دقیقن مساوی خواهند بود با تعداد حلقه های زنجیره ی دایره وار علت و معلول و یا به بیانی دیگر دقیقا مساوی با کلیه ی کنگره های سلسله دایره وار دهّر ها.
طول زمانی اولین سفر مقطعی مساوی بوده با معکوس زمان پلانک در علم فیزیک، یعنی ۱۰ بتوان ۴۳ ثانیه و طول زمانی سفر های مقطعی بعدی هر بار منهای فاصله ی زمانی بین وقوع دو مهبانگ متوالی خواهد بود تا رسیدن به صفر و آنگاه این سفر های دایره وار و مقطعی و متوالی برای همیشه به پایان خواهند رسید.
در پاسخ این سوال که آیا زمانمکان نسبی انشتاین
( Einstein با تلفظ آینشتاین به زبان آلمانی به معنی یکسنگ یا سنگ واحد ) در اولین لحظه ی وقوع مهبانگ برای اولین بار در دل نیستی به موجودیت و پیدایش رسیده یا قبل از مهبانگ وجود داشته اند؟!!
جواب این پرسش از دیدگاه فردی من اینست که هستی یا وجود خدای حقیقی و واقعی ( نه خدای کلمه ای دینی که در خارج از خط و زبان فاقد هرگونه هستی و وجود عینی و غیبی میباشد ) از لحاظ زمانی و بیزمانی بسوی گذشته بی آغاز و بسوی آینده بی پایان میباشد و از لحاظ مکانی و بیمکانی در کلیه ی جهات در بیرون از مجموعه ی وسیع فعلی جهان ها بسوی بیکرانی و بیشماری بینهایت یعنی بدون نهایت، اما آفرینش جهان ها از لحاظ زمانی و بیزمانی بسوی گذشته دارای آغاز بوده و بسوی آینده بدون پایان.
این عالم یا دنیا به شکل این آسمان و زمین و هرآنچه که بین آنهاست، در طی این سفر بسیار طولانی و دایره وار دنیوی، مقعطی، نزولی و صعودی محتوای کیهان یا جهان بین دو بهشت برین متوالی و تا پایان آن همیشه و هربار پس از وقوع مهبانگ های هشتم ( ۸م یا 8m ) در یک درجه تکاملی برتر از قبل از نو آفریده میشود.
لذا ما انسان ها در طی این سفر دقیقا به تعداد یکهفتم کلیه ی حلقه های زنجیره دایره وار علت و معلول از زندگی های دنیوی در بین دو حد اشاره شده در بالا برخوردار میباشیم، برخلاف بینش و باور ادیان ابراهیمی یعنی یهودیت و مسیحیت و اسلام که بر اساس آن انسان فقط از یک زندگی دنیوی برخوردار است.
این گیتی یا کیهان و یا این جهان چه باشد با این همه وسعت و گستردگی و فراخی از دید محدود ما انسان ها در بین جهان های بیشمار / جز قطره ی ناچیزی جاودانه گرفتار در بند و کمند عشق و در پیچ و خم زلف تو ای یار! ای پروردگار ! یا در بطن وجود و ماهیت و ذات مطلق و بیکران و بی نهایت تو ای آفریدگار ؟!!/.