فرگشت هوش بشر با فرگشت مغز او و منشأ زبان ارتباط مستقیمی دارد. سیطره فرگشت انسان تقریباً به هفت میلیون سال پیش بر می گردد؛ که آغاز آن برمیگردد به جدایی نوعی از شامبانزه های منقرض شده تا ظهور تجدد گرایی رفتاری ۵۰۰۰۰ سال قبل.
بوزینه های بزرگ ( هومینیدا ) توانایی های فکری وقابلیت های ذهنی قابل توجهی از خود نشان می دهند. شامپانزه ها می توانند ابزار بسازند و از آنها برای به دست آوردن غذا و نشانه های اجتماعی استفاده کنند همچنین برای شکار از روشهای ماهرانه ای استفاده می کنند که به همکاری، تأثیرگذاری و نظم و ترتیب نیاز دارد. این جانوران هشیاری اجتماعی دارند، تأثیر گذارو سازنده اند و قابلیت فریب دادن دارند. آنها قابلیت آموزش استفاده از نشانه ها و دیگر جنبه های صرف و نحو زبان انسانها و اعداد و ترتیب آنها را دارا می باشند. [ ۱]
حدود ده میلیون سال پیش، آب و هوای زمین وارد مرحله ای سردتر و خشک تر شد که آغاز گر انجماد چهارگانه بود.
فرضیه مغز اجتماعی اولین بار توسط دانشمند مردم شناسی به نام رابین دونبار ارائه شد. با این استدلال که فرگشت هوش بشری وسیله ای برای حل مشکلات زیستی نبوده؛ بلکه ابزار بقا و تولیدمثل انبوه و گروه های پیچیده اجتماعی است. [ ۲] [ ۳]
نظریه دیگری که سعی در توضیح رشد هوش انسانها دارد، نظریه کاهش خشونت است ( نظریه خود آموختگی آکاد ) که بنا به چنین طرز تفکری آنچه که منجر به فرگشت هوش پیشرفته درد هومو ساپین ها شده کاهش قابل توجه تمایل به خشم است. [ ۴]
مطالعات دیگر حاکی از آن است که، مبادلات بین افراد برای سازگاری مغز آنها حیاتی است تا جایی که ذهن بشر را مجهز به سیستم فکری عصبی مخصوص در استدلال و تغییرات اجتماعی می کند.
این مدل که اشاره به انتخاب جنسی دارد توسط جفری میلر ارایه شده که مدعی است هوش انسانی برای احتیاجات شکارمابانه در جهت حفظ بقا لزوماً پیچیده نیست.
تخمین زده می شود که تعداد افرادی که به اختلالات شناختی شدید ناشی از عفونت های ویروسی در دوران کودکی مانند مننژیت، پروتئین هایی مانند توکسوپلاسما و پلاسمودیوم و انگل های حیوانات مانند کرم های روده و شیستوزوم مبتلا هستند، صدها میلیون نفر باشند. [ ۵]
یک مدل غالب که توصیف فرگشت هوش انسانی است، رقابت غالب زیست محیطی - اجتماعی ( EDSC ) است، [ ۶] که توسط مارک وی فلین، دیوید سی گری و کارول وی وارد توضیح داده شده است. توضیح آنها عمدتاً براساس کار ریچارد دی الکساندر است.
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلفبوزینه های بزرگ ( هومینیدا ) توانایی های فکری وقابلیت های ذهنی قابل توجهی از خود نشان می دهند. شامپانزه ها می توانند ابزار بسازند و از آنها برای به دست آوردن غذا و نشانه های اجتماعی استفاده کنند همچنین برای شکار از روشهای ماهرانه ای استفاده می کنند که به همکاری، تأثیرگذاری و نظم و ترتیب نیاز دارد. این جانوران هشیاری اجتماعی دارند، تأثیر گذارو سازنده اند و قابلیت فریب دادن دارند. آنها قابلیت آموزش استفاده از نشانه ها و دیگر جنبه های صرف و نحو زبان انسانها و اعداد و ترتیب آنها را دارا می باشند. [ ۱]
حدود ده میلیون سال پیش، آب و هوای زمین وارد مرحله ای سردتر و خشک تر شد که آغاز گر انجماد چهارگانه بود.
فرضیه مغز اجتماعی اولین بار توسط دانشمند مردم شناسی به نام رابین دونبار ارائه شد. با این استدلال که فرگشت هوش بشری وسیله ای برای حل مشکلات زیستی نبوده؛ بلکه ابزار بقا و تولیدمثل انبوه و گروه های پیچیده اجتماعی است. [ ۲] [ ۳]
نظریه دیگری که سعی در توضیح رشد هوش انسانها دارد، نظریه کاهش خشونت است ( نظریه خود آموختگی آکاد ) که بنا به چنین طرز تفکری آنچه که منجر به فرگشت هوش پیشرفته درد هومو ساپین ها شده کاهش قابل توجه تمایل به خشم است. [ ۴]
مطالعات دیگر حاکی از آن است که، مبادلات بین افراد برای سازگاری مغز آنها حیاتی است تا جایی که ذهن بشر را مجهز به سیستم فکری عصبی مخصوص در استدلال و تغییرات اجتماعی می کند.
این مدل که اشاره به انتخاب جنسی دارد توسط جفری میلر ارایه شده که مدعی است هوش انسانی برای احتیاجات شکارمابانه در جهت حفظ بقا لزوماً پیچیده نیست.
تخمین زده می شود که تعداد افرادی که به اختلالات شناختی شدید ناشی از عفونت های ویروسی در دوران کودکی مانند مننژیت، پروتئین هایی مانند توکسوپلاسما و پلاسمودیوم و انگل های حیوانات مانند کرم های روده و شیستوزوم مبتلا هستند، صدها میلیون نفر باشند. [ ۵]
یک مدل غالب که توصیف فرگشت هوش انسانی است، رقابت غالب زیست محیطی - اجتماعی ( EDSC ) است، [ ۶] که توسط مارک وی فلین، دیوید سی گری و کارول وی وارد توضیح داده شده است. توضیح آنها عمدتاً براساس کار ریچارد دی الکساندر است.

wiki: فرگشت هوش بشر