سرمدی

/sarmadi/

مترادف سرمدی: ازلی، بی آغاز، دایمی، دیرین، دیرینه، فناناپذیر، قدیم، لایزال، همیشگی

متضاد سرمدی: ناپایا، فناپذیر

معنی انگلیسی:
eternal

لغت نامه دهخدا

سرمدی. [ س َ م َ ] ( ص نسبی ) دائم و جاودان و ابدی و ربانی و الهی. ( ناظم الاطباء ). ما لا اول له و لا آخر. ( تعریفات ). ازلی و ابدی :
آن گفت این جهان نه فنا نیست سرمدی است
این گفت کاین خطاست جهان ازدر فناست.
ناصرخسرو.
آرایش سرمدی است امشب
معراج محمدی است امشب.
نظامی.
|| خدایی. الهی. منسوب به سرمد که صفت پروردگار است :
زآنکه او بودنی و سرمدی است
کآنچه بوده شود نمی پاید.
ناصرخسرو.
چون در حکمت ازلی و عنایت سرمدی پوشیده نبود. ( سندبادنامه ).
کلام سرمدی بی نقل بشنید
خداوند جهان را بی جهت دید.
نظامی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) دایمی همیشگی ابدی .

فرهنگ معین

(سَ مَ ) [ ع . ] (ص نسب . ) دایمی ، همیشگی .

فرهنگ عمید

۱. آنچه آغاز و انجام برای آن نباشد، همیشگی، ابدی.
۲. [مجاز] خدایی.

پیشنهاد کاربران

جناب قندی، در صورت امکان این بحث و توضیحات مفصل شما در مورد " حدث سرمدی" که شامل نوشته شما در توضیح"حدث" هم می شود را لطفا به شکل ترتیب دار، با جملاتی ساده و کوتاه تر بیان بفرمایید ومشخص نمایید کدام مکتب
...
[مشاهده متن کامل]
یا تفکر فلسفی بر باور گفته شده است؟ عنایت بفرمایید جستجوی این دو در گوگل ما را به سمت تبین مفهوم خدا و آفرینش نبرد.

سلیم
سرمدی: بی آغاز و پایان، جاودان، جاودانه
منِ سرمدی :
من قبل از اینکه برای اولین بار در قوای ادراکی فهم و عقل خداوند متعال ( خداوند علمی و نه دینی ) به اندیشه و تفکر و تخیل در آیم معدوم بوده ام یعنی هستی و وجود و نام و نشان نداشته ام. آن مرحله در تاریخ پیدایش من عدم وظلمت یا تاریکی اول محسوب می شود. در طی اندیشیدن و تفکر و تخیل به یک مفهوم محض در فهم و پس از آن در عقل خداوند به یک ایده انتزاعی در سطح کمال خوبی و زیبایی تبدیل شده ام ، یعنی بصورت یک موجود مفهومی و ایده ای آفریده شده و فاقد هرگونه فعلیت بوده ام. این مرحله عدم و ظلمت یا تاریکی دوم در تاریخ پیدایش من محسوب می شود. پس از آن مرحله همان مفهوم محض و ایده انتزاعی در سطح کمال خوبی و زیبایی به عنوان مثال یا سرمشق و یا الگوی پایدار و تغییر ناپذیر و جاودانه بهمراه یک نام به زبان خداوند در حافظه یا خاطره مطلق و بیکران خداوند متعال یک بار برای همیشه و دائمیت و ابدیت و جاودانگی به شکل یک امکان بالقوه انسانی ثبت و ضبط گردیده ام . آن امکان بالقوه از هیچگونه فعلیت برخوردار نبوده است و لذا آن مرحله تا لحظه ابلاغ امر به آفرینش ، عدم و ظلمت یا تاریکی سوم در تاریخ پیدایش من محسوب می شود.
...
[مشاهده متن کامل]

خوانندگان گرامی در صورت علاقه به این موضوع می توانند به ظلمات ثلاثه یا تاریکی های سه گانه در قرآن مراجعه نمایند که کلیه مترجمین و مفسرین و فقیهان و متکلمین و الاهی دانان و حکیمان و عارفان فارسی زبان پیرو دین اسلام و حاملین یوغ سنگین شریعت محمدی از دیر باز تاکنون عاجز و ناتوان از فهم و درک معنای آیات مربوط به آن ( ظلمات ثلاثه ) بوده و می باشند.
من پس از آن مرحله و بهمراه آفرینش اولیه یا بنیادین و یا آغازین همین واقعیت و طبیعت و کیهان در سطح کمال ایده آل خوبی و زیبایی با کمیت و کیفیت بهشت برین ، از ابعاد فراوان و بیکران خود خداوند متعال و نه از عدم و نیستی و در بطن وی و نه در خارج یا در بیرون از وی از حالت قوه امکانی به همان خوبی و زیبایی به فعلیت در آمده و از عشق و زندگی جاودانه و هنرمندی و دانایی و توانایی برخوردار گردیده ام. مدت زمان پایداری آن نظام احسن و اشرف مبدئی - ازلی - ابدی و زندگی بسیار طولانی درون آن در سطح کمال ایده آل خوبی و زیبایی در حال حاضر توسط انسان علمی ( انسان دینی هیج گونه میلی به شناخت حقیقت ندارد ) غیر قابل تخمین و برآورد و محاسبه و تعیین می باشد، اما برای سهولت در تفکر و تخیل می توان طول عمر آنرا برابر با طول عمر کلی محتوای کیهان یا یک دهر کیهانی نامید. در طول آن زندگی من یک لحظه پیر یا بیمار نشده ام بلکه در کلیه لحظات آن عمر در همان سن معتدل ملکوتی یا آسمانی آفرینش اولیه جوان باقی مانده و سراسر زندگی من ممّلو از صلح و صفا و شادی و خرّمی و لذت و آزادی بوده است . در آن زندگی مرگ های انفرادی وجود نداشته اند و همه موجودات زنده پس از برگزاری جشن یا بزم خدا حافظی از همدیگر و قبل از آغار سفر جملگی به خواب ژرف و شیرین مرگ فرو رفته اند و به موازات آن دوباره از همان زندگی در سطح کمال ایده آل خوبی و زیبایی با کمیت و کیفیت بهشت برین، در قالب رویاهای حقیقی و روشن برخوردار گردیده اند. در اینجا لازم به اشاره می دانم که در نظام احسن و اشرف مبدئی و ازلی و ابدی هیچ موجود زنده و هیج فرد انسانی از خود دارای اختیار و اراده و خواست آزاد چه غریزی و چه فهمانی و عقلانی نبوده است بلکه در کلیه لحظات آن زندگی اختیار و اراده و خواست آزاد خداوند متعال در کلیه تار و پوده های هر موجودی بطور مستقیم و بدون واسطه جاری و ساری و روان بوده است و لذا هیچ موجودی و هیجکدام از افراد انسانی در آن زندگی مرتکب هیچگونه خطا و گناهی نشده اند که بابت آن محکوم و از باغ بهشت و آسمان و پیشگاه بیکران خداوند متعال به خارج یا بیرون طرد و تبعید گردند ( مانند بابا آدم و ننه حوای موسا و ایسا و محمّد ) . بعد از آغاز سفر در طول سلسله بسیار طویل نظم ها و حیات های دنیوی ( حدوث اصغر یا به زبان میرداماد حدوث دهری یا آفرینش های کوچک ) من یا خود یعنی نفس مجرد ( نه روح نه روان نه جان نه فهم و نه عقل ) قبل از بسته شدن نطفه کالبدم در رحم مادر در خواب ژرف و شیرین مرگ بسر می برده و از آن روئیا های حقیقی و شیرین برخوردار بوده ام و پس از مشاهده زندگی دنیوی و پیر شدن کالبد و مردن، دوباره بخواب ژرف و شیرین فرو خواهد رفت و از همان زندگی رویائی در سطح کمال ایده آل خوبی و زیبایی برخوردار خواهم گردید تا تولد دوباره در همین عالم و دنیا و آنهم بهمراه و در بطن آن و نه جدا از آن. زیرا همین دنیا یا عالم عمر کلی خودرا به پایان خواهد رساند و بعد از وقوع مه بانگ هشتم در یک مرتبه و درجه تکاملی برتر از حالت فعلی از نو آفریده خواهد شد و به پیدایش و ظهور و کثرت خواهد رسید و از حالت قوه در قالب کلی و جزئیات به فعلیت در خواهد آمد. در طول این زندگی کالبد من از لحظه بسته شدن نطفه در رحم مادر تا لحظه مرگ فقط در یک مدار و مرتبه و درجه تکاملی به فعلیت درآمده است و لذا کالبد من در طول این زندگی مشمول حال حرکت انفصالی اشتدادی یا تکامل پرشی یا جهشی نمی باشد بلکه حرکت متصل تدریجی و رشد و نمّو و رسیدن به بلوغ نسبی و پس از آن رو به ضعف نهادن و پیری و فرسودگی و مردن و به تحلیل رفتن و تجزیه شدن و جذب خمیر مایه طبیعت گردیدن می باشد. حرکت های منقطع یا انفصالی و غیر پیوسته و پرشی و جهشی اشتدادی یا تکاملی همیشه بهمراه و در بطن محتوای کیهان یا جهان اتفاق می افتند و آنهم از طریق گردش وقوع مه بانگ های هفتگانه و متوالی بر اثر نوسانات متوالی باز و بسته شدن یا انبساط و انقباض محتوای کیهان یا جهان و نه از راه یا طریق دیگری. لذا تعریف حرکت فلسفی یا تعریف حرکت از دیدگاه حکیمان دینی به شکل : حرکت عبارت است از خروج تدریجی شیئ یا موجود از قوه به فعل، بطور واضح و آشکار اشتباه می باشد و حقیقت ندارد.
نوسانات کلی نزول و صعود و نوسانات وحدت دمایی - کثرت - وحدت دمایی از طریق نوسانات متوالی باز و بسته شدن یا انبساط و انقباض و محتوای کیهان یا جهان صورت می پذیرند و نه از راه لیز خوردن روی قوس نزولی و رسیدن با پایین سپس بالا رفتن روی قوس صعودی و رسیدن دوباره به بالا و یا پایین آمدن و بالا رفتن از پله کان یا نردبان بلکه به شکل وادی به وادی یا منزل به منزل یا پله به پله و یا ایستگاه به ایستگاه از طریق وقوع مه بانگ های هفتگانه و متوالی.
چرا مه بانگ های متوالی هفتگانه می باشند ؟
هیچکدام از متفکرین و اندیشمندان دینی ( بهتر است بگوئیم: خیالپردازان وهمگرا ) به کمک کلیه معارف وحیانی و حدیثی و روائی دینی و کلیه تفاسیر کلامی و معارف حاصل از استدلالات منطقی و عقلانی فلسفی و معارف حاصل از کشف و شهودات عرفانی در طول زندگی دنیوی خود قادر به ارائه یک پاسخ روشن و حقیقی و منطبق بر واقعیت به این سوال نخواهند بود بلکه فقط پس از لحظه مرگ.

حدث سرمدی با علامت فتحه روی ح و علامت سکون روی دال و ث : یعنی احداث یا آفرینش اولیه یا بنیادین و یا آغازین همین واقعیت و طبیعت یا این کیهان و جهان ( هم محیط و محتوای آن ) در نهایت کمال ایده آل خوبی و زیبایی با کمیت و کیفیت بهشت برین یا به بیانی دیگر آفرینش نظام احسن و اشرف مبدئی - ازلی - ابدی که یک بار برای همیشه و دائمیت و ابدیت و جاودانگی آفریده شده و آنهم به امر خداوند متعال علمی ( و نه خداوند دینی ) و از ابعاد فراوان و بیکران خود وی و نه از عدم و نیستی و آنهم در بطن خود وی و نه در بیرون یا خارج از وی و آنهم به این دلیل عقلانی ساده و بدیهی که هستی و وجود خداوند متعال کرانه و ساحل و حد و مرز و محیط ندارند که چیزی در خاج یا بیرون از آنها بتواند آفریده شود یا وجود داشته باشد. خداوند متعال فقط یک گیتی یا کیهان و یا یک جهان را نیافریده است بلکه در یک منطقه بسیار وسیع از هستی و وجود خویش مجموعه وسیعی از گیتی ها یا کیهان ها و یا جهان های متناهی و مساوی و موازی را آفریده است که در اطراف آنها و در کلیه جهات مکانی و بیمکانی بسوی بیکرانی و بیشماری و در طول زمان و بیزمانی بسوی آینده های دور دست آفرینش جهان های نو هرگز به پایان نخواهد رسید. از همه مهمتر اینکه کلیه جهان هائی که از لحظه آغاز آفرینش تا کنون آفریده شده و کلیه جهان هائی در آینده ها بصورت لایه به لایه در اطراف آنها آفریده خواهند شد از لحاظ محیط و محتوا بطور مطلق یکسان و برابر می باشند بدون اینکه یکی از آنها به اندازه یک اتم بزرگتر یا کوچکتر و یا طوری دیگر باشد. بر محیط جهان ها و طرز چیدمان آنها در کنار همدیگر نظم و ثبات و سکون مطلق حکم فرماست و فقط محتوای هرکدام از آنها بطور مطلقا یکسان و مساوی مشمول حال تغییر و تحول و دگرگونی و گذر زمان و نوسانان باز و بسته شدن یا انبساط و انقباض و وقوع مه بانگ های هفتگانه و متوالی می باشند و نه محیط آنها. نکته مهم دیگر اینکه محیط و محتوای هرکدام از جهان هیچ چیز دیگری نیستند غیر از خود خداوند و خداوند متعال هرکدام از جهان ها را بطور مطلق مستقل از همدیگر و خود کفا و خود مختار و خود حرکت آفریده است طوریکه محتوای هرکدام از آنها در چارچوب طرح مطلق آفرینش و بر اساس مفاد و آئین نامه های اجرایی ثابت و پایدار و تغییر ناپذیر و جاودانه آن عمل می کنند و به هیچگونه دخالت مجدد و دخالت از بیرون هیچگونه نیازی ندارند. همانطور که عدد یک واحد کل بیشمار اعداد صحیح و طبیعی می باشد ( و صفر واحد عدد ۰ ) درست به همان ترتیب هرکدام از جهان ها واحد کلیه آنها می باشد. هرکدام از جهان ها برای اولین بار در سطح کمال ایده آل خوبی و زیبایی با کمیت و کیفیت بهشت برین آفریده می شوند و پس سپری نمودن زندگی بسیار طولانی درون آن در سطح کمال ایده آل خوبی و زیبایی، سفر های مقطعی و نزولی و صعودی آغاز میشود و همیشه با هدف بازگشت به همان حالت کمال اولیه در مدارات و مراتب و درجات مختلف تکاملی بیشمار با هدف غائی یا نهائی رسیدن هرکدام از نظم ها و زندگی دنیوی فراوان در نوع خاص و ویژه خویش به سطح کمال ایده آل خوبی و زیبایی با کمیت و کیفیت بهشت برین و برای رسیدن به آن هدف نیازمند گذر بی نهایت زمان. یک نکته بسیار مهم دیگر اینکه خداوند متعال در محتوای هرکدام کیهان یا جهان فقط یک سامان یا نظم کلی کیهانی یا جهانی و یک عشق و زندگی انسانی نیافریده است بلکه در محتوای هرکدام از آنها بطور مطلقا یکسان و برابر هفت سامان یا نظم کلی کیهانی یا جهانی و هفت عشق و زندگانی انسانی آفریده است و یا به بیانی دیگر در محتوای هرکدام از آنها فقط یک دنیا یا یک عالم بهمراه یک آسمان و یک زمین نیافریده بلکه هفت دنیا یا عالم بهمراه هفت آسمان و هفت زمین . این حقیقت توسط حکیمان بزرگ مسلمان و ایرانی و بنیانگذاران حکمت های اربعه یا چهارگانه مشائی و اشراقی و متعالیه و بدایه و نهایه و حکیمان پیرو آنها مورد لطف و توجه قرار نگرفته و توسط آنان کشف نشده است و تقسیماتی که از طرف آنها صورت گرفته است از قبیل عالم عقل و مثال یا خیال و ماده و یا عوالم مبدء المبادی و لاهوت و جبروت و ملکوت اعلا و سفلا و طبیعت و تقسیمات دیگر ، جملگی اعتباری - اوهامی - ابهامی و تهی از حقیقت و بریده از واقعیت می باشند البته با کمال احترام. تعاریفی که میرداماد و بانی حکمت یمانی ( در اصل و ریشه حکمت یا منی ) از واژه سانسکریتی دهر ( dhr با جمع dhar با تلفظ دهار ) که در قرآن به روزگار تعریف و معنی گردیده است ، به مثابه روح زمان و زمان کالبد آن و واژه سرمد بمثابه روح دهر و دهر کالبد آن، از دیدگاه فردی من اشتباه می باشند. اما حَدث اکبر یا آفرینش بزرگ سرمدی فقط به شکل نظام احسن و اشرف آفرینش مبدئی - ازلی - ابدی و حدوث اصغر یا آفرینش های کوچک بصورت سلسله طول نظم ها و حیات ها یا زندگی های دنیوی با مراتب و درجات مختلف و فراوان تکاملی بین دو حد یکی نهایت نقصان و امکان اخس و دیگری نهایت کمال و امکان اشرف در طول راه و سفر بسیار طولانی مقطعی و نزولی و صعودی محتوای کیهان یا جهان بین مبداء و معاد یعنی بین دو حالت بهشت برین، حقیقت دارند و نه آنطوریکه میرداماد آنها را شرح و توضیح داده است.
...
[مشاهده متن کامل]

به قول هگل فیلسوف بزرگ غرب در علم منطق چیزی یا موجودی می تواند از استعداد خود حرکتی برخوردار باشد که در این لحظه و در اینجا در عین حال و واحد هم وجود داشته باشد و هم وجود نداشته باشد و الا آن چیز یا موجود فاقد استعداد خود حرکتی بنیادی خواهد بود و نه اینکه در یک لحظه در اینجا باشد و در لحظه دیگر در جای دیگر . به عنوان مثال یک خودرو در یک لحظه در یک شهر است و در لحظه ای دیگر در آینده در شهری دیگر با اینکه از استعداد خود حرکتی برخوردار نیست. این حکم فلسفی هگل را میتوان طوری دیگر و به شکل زیر بیان کرد: اگر یک چیز یا یک موجود در عین واحد هم زمانی و مکانی از یک طرف و هم بیزمانی و بیمکانی از طرف دیگر نباشد، فاقد استعداد خود حرکتی و خود تصمیم گیری خواهد بود.
نتیجه کلی اینکه تصورات و بینش ها و باور های دینی و کلام و تفسیر و الاهیات و حکمت ها و عرفان های گوناگون دینی به خداوند متعال غیر از چند جمله و بیت جملگی اوهامی و ابهامی و تهی از حقیقت و بریده از واقعیت می باشند. البته با کمال احترام و فرود آوردن سر تعظیم و تواضع و فروتنی در پیشگاه والای سرایندگان و تنیدگان و بافندگان آنها .

ابدی ، جاویدان
گل باغ سرمدی:کنایه ای است از برگزیده ی ابدی و اشاره است بر خاتم انبیاءمحمد ص و به تعبیر قران یا هر کتاب الهی ابدی.
چون گل باغ سرمدی داری
مُهر نام محمدی داری
هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص۴۳۶.

بپرس