سائق در زبان دارجه عربی، به معنی راننده هم به کار می برد که یکی از عزیزان اشارت کردند و البته این موضوع بحث روانشناسی یا فلسفه نیست چرا که یک کلمه اصطلاحی در زبان عربی است. از نظر فقه اللغة و تجزیه اسمی؛ سائ اسم فاعل از ریشه ( س و ق ) معتل اجوف واوی است و اسم فاعل آن و تبدیل به همزه می شود و اعلال آن به این صورت است؛ سائق یعنی سوق دهنده. که در اصطلاه در کشور ع اق من شنیدم که به راننده ها هم سائق گفته میشود. مثلاً اگر بخواهی با راننده تاکسی صحبت کنی مکالمه اینطور آغاز می شود :
... [مشاهده متن کامل]
من فضلک اخی السائق : برادر راننده لطفا . . .
اما در مورد دوستی که سائق را از عبات عبرات منفلوطی آورده است، گمان میکنم آنجا سارق باشد. آنگونه که در خاطر حقیر است!!! چون در گتاب عبرات به معنی اشک ها یا گریه که یک از از داستان ها با این عبارت شروع میشود که: ایها الفاتک. . . و من در آنجا سائق ندیدن البته ندیدن من دلیل بر نبودن نیست و حتما باید با دقت بیشتری بخوانم
راننده|
حتی امرت السائق بالوقوف و . . .
یومیات نائب فی الاریاف، لتوفیق الحکیم، ص21
و قال للسائق
منفلوطی، صفوة المولفات الکاملة العبرات الفضیلة، ص٩٤
رانه یا سائق ( drive ) به شرایطی داخلی گفته میشود که رفتار را فعال می کند و به آن جهت می دهد. طبق نظریه سائق، غرایز ذاتی مشخص معینی وجود دارند ( غریزه هاى جنسی و پرخاشگری ) که بنیادشان کاملا بیولوژک است و تبیین کننده خواست ها و آرزوهاى گوناگون آدمی در طول مراحل مختلف رشد هستند. مفهوم سائق ( غریزه ) یک ابزار مفهومی براى توضیح رابطه پیچیده بین بدن وذهن است. امروزه در علوم اعصاب، سائق ها را به عنوان الگوهاى فعالیت شبکه هاى عصبى و هورمونی می شناسیم.
... [مشاهده متن کامل]
تعریف بالا از سایت دانشنامه روانشناسی مردمی برداشته شده، البته این تعریف تخصصی در روانشناسی بالینی است، اما در فلسفه و زیر مجموعه های کلام های فلسفی در هر علمی ( ادبیات، جامعه شناسی، علوم سیاسی و . . . . ) در معنی انگیزه درونی ( ذهنی ) که باعث حرکت بیرونی ( فعلی ) می شود، در ترجمه متون این واژه و نیز واژه �رانه� ابداع شده است.
برای جستو در اینترنت باید حتما در مقابل این واژه نام علمی مانند فلسفه یا روانشناسی یا علوم انسانی قرار دهید و معنایی که در لغت نامه ها و فرهنگ لغت های پیشین چون دهخدا، معنی وضع شده ی جدید را در بر ندارند.
سائق در علم روانشناسی و فلسفه به حالتی درونی اطلاق می شود که موجود زنده را به فعالیت وا می دارد. ( انگیزه )
حالی از برانگیختگی یا فشار درونی را که بر موجود زنده وارد می شود سایق می نامند
۱. برانگیزاننده، تحریک کننده،
۲. عادت
کشش
دوستان من در کتابی کلمه سوائق را چندین بار توسط مترجم دیدم اما معناش در جستجوی گوگل در هیچ دیکشنری ندیدم , فقط در این جستجو در برخی صفحات اینترنتی چند بار دیدم که از این کلمه استفاده شده ، لطفاً راهنمایی بفرمایید راجع به این واژه.
پیشاپیش متشکرم
در گوگل سرچ کنید: معنی سائق در روانشناسی
نظریه سائق
نظریه توسط �کلارک هال� در سال 1933 ارائه شده و توسط �کنت اسپنس� ( 1966 ) تکمیل شد. بر اساس این نظریه، �اجرا� نتیجه برهم کنش �سائق� در �عادت� است.
بسط = ( H ) عادت * ( D ) سائق
... [مشاهده متن کامل]
سائق را به عنوان سطح انگیختگی فیزیولوژیک تعریف می نمایند و عادت به پاسخهای غالب اطلاق می شود. تقویت سبب غالب شدن پاسخهای صحیح در برابر پاسخ های غلط در سلسله مراتب عادت می شود. از طرفی با افزایش میزان سائق احتمال بروز عادت ( یا رفتار غالب ) بیشتر می شود.
در ابتدای آموزش مهارت که فرد مبتدی است با افزایش میزان سائق پاسخ های غلط که غالب تر هستند بیشتر بروز می یابند. با افزایش سطح مهارت و ماهر شدن فرد، با افزایش سطح سائق پاسخ غالب که پاسخ های صحیح می باشد بیشتر بروز می یابد. بنابراین افزایش سائق برای مبتدی کاهش سطح عملکرد و برای فرد ماهر افزایش سطح اجرا و مهارت را به دنبال دارد.
رانه
برانگیز/سونما/سو نما
ساربان. جلودار
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٤)