جوانه زدن بذر

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] جوانه زدن بذر (قرآن). جوانه زدن بذر، اولین مرحله رویش گیاه می باشد.
محمد رسول الله والذین معه... ومثلهم فی الانجیل کزرع اخرج شطـه فـازره فاستغلظ فاستوی علی سوقه...محمد صلی الله علیه و آله وسلّم فرستاده خداست و کسانی که با او هستند .... این توصیف آنان در تورات و توصیف آنان در انجیل است، همانند زراعتی که جوانه های خود را خارج ساخته، سپس به تقویت آن پرداخته تا محکم شده و بر پای خود ایستاده است . نتیجه وصف مؤمنین در تورات همان است که فرمود: اشداء علی الکفار، تا جمله، من اثر السجود. و وصفشان در انجیل این است که: ایشان مانند زرعی هستند که در اطرافش جوانه زده باشد...کزرع اخرج شطاه فآزره فاستغلظ فاستوی علی سوقه یعجب الزراع، شطا، گیاه به معنای آن جوانه هایی است که از خود گیاه به وجود می آید و در اطراف آن می روید، و کلمه، ایزار، که مصدر، ازره است، به معنای اعانت و یاری است. و کلمه، استغلاظ، به معنای رو به غلظت نهادن است. و کلمه، سوق، جمع ساق است. و کلمه، زراع، جمع زارع است.و معنای آیه این است که: مثل مؤمنین مثل زراعت و گیاهی است که از کثرت برکت جوانه هایی هم در پیرامون خود رویانده باشد، و آن را کمک کند تا آن نیز قوی و غلیظ شده، مستقلا روی پای خود بایستد، بطوری که برزگران از خوبی رشد آن به شگفت درآمده باشند. و این آیه به این نکته اشاره می کند که خدای تعالی در مؤمنین برکت قرار داده، و روز بروز به عده و نیروی آنان اضافه می شود. و به همین جهت دنبال این کلام فرمود: لیغیظ بهم الکفار، تا خداوند به وسیله آنان کفار را به خشم آورد.
منشأ جوانه زدن بذر
خداوند، منشا جوانه زدن دانه ها و هسته های گیاهان است:ان الله فالق الحب والنوی...خداوند، شکافنده دانه و هسته است .

پیشنهاد کاربران

جوان و جوانه ؛
مصدر و بن واژه و ریشه ی این کلمه دو حرف ( ج ن ) می باشد.
منشعب از کلمه ی جان و مرتبط با کلمه ی جنین به معنی جان افزایی و دارای افزایش جان و در حال جان گرفتن و جنبیدن و در حال جنب و جوش و جوشیدن.
...
[مشاهده متن کامل]

روند جریان مفهوم در ساختمان کلمه ی جان در آبراه سیال مفاهیم کلمات باعث مشاهده ی مفهوم جنبیدن و جنب و جوش می شود.
بر همین مبنا ردیف کلمات با بن واژه ی جن عبارتند از ( جن جان جنین جوانه جوان جنبیدن جنوب جنبه جنم جناب و. . . )
چنانچه از زاویه ی قانون و قواعد ایجاد کلمات هم بخواهیم این کلمه را بررسی کنیم کلیدواژه ی شنبه را هم می توانیم در این مسیر مشاهده کنیم.
روز شنبه روز شروع جنبیدن و جنب و جوش در نامگذاری ایام هفته می باشد.
هر چند در قانون قلب به میم، شمبه هم قابل تلفظ می باشد مثل انبار و امبار یا دنبه و دمبه یا پنبه و پمبه یا دنبال و دمبال و فراوان از این دست کلمات در این قانون.
البته لازم به ذکر مجدد می باشد که در روند ایجاد کلمات از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات گاها کلماتی مشابه با معانی بسیار متفاوت ایجاد می شوند که ممکن است در نگاه اول ما را در رسیدن به مفهوم اصلی کلمات به دشواری و سختی بیندازد.
به عنوان مثال ؛
کلمه ی برید دارای دو مسیر متفاوت با دو معنای متفاوت در ایجاد این کلمه در قانون و قواعد ایجاد کلمات می باشد.
کلمه ی برید از یک زاویه به معنی بُردَن دارای معنا و مفهوم می باشد به طوری که از این کلمه در زمانه ی ما در اتوماسیون اداری برای نامگذاری بر روی یک نرم افزار جهت بُرده شدن نامه در نرم افزار بَرید در حال استفاده امروزی می باشد.
و از یک زاویه ی دیگر به معنی برودت و سرما دارای معنا و مفهوم می باشد
در جریان سیال مفاهیم کلمات در آبراه ترکیب و متارکه یا تفریق و مرافقه ی حروف، گاهاً کلماتی ایجاد می گردند که دارای یک شکل آوایی و نگارشی شبیه به هم می باشند ولی با توجه به مسیر ایجادشان دارای دو یا چند معنای متفاوت می باشند مانند کلمه ی حیات و حیاط که از دو مفهوم حی و حاضر و حیطه و محوطه ایجاد شده اند.
و یا مانند کلمه ی ( داد ) در شعر زیر با سه معنی متفاوت ؛
فلک داد و فلک داد و فلک داد
فلک مُلک سلیمان را داد بر باد
سلیمانی که حکم بر باد می کرد
خودش می دید که تختش را می برد باد
در این شعر کلمه ی داد با سه معنی دادن در اصطلاح داد و ستد و داد به معنی فریاد و داد به معنی دادگستری دارای معنا و مفهوم می باشد.
بر همین مبنا باید دید در جمله بندی کلمات دارای چه بار معنایی می باشند تا به مسیر ایجاد کلمه پی ببریم