بورق
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
بورق (تفت). بورق روستایی در دهستان دهشیر بخش مرکزی شهرستان تفت استان یزد ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این روستا ۹۳ نفر ( ۳۵خانوار ) بوده است. [ ۱]
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلفبر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این روستا ۹۳ نفر ( ۳۵خانوار ) بوده است. [ ۱]

wiki: بورق (تفت)
پیشنهاد کاربران
منبع. عکس فرهنگ ریشه واژگان فارسی دکتر علی نورایی
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
... [مشاهده متن کامل]
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹




زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
... [مشاهده متن کامل]
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹




نوعی خوردنی از خمیر اعلا و گوشت.
«اما صفت بورق آنست که آرد العلا را از آردبیز والا به در کنند و با روغن اعلا و خمیرمایه و شیر خمیر نمایند، به دستمال دستار سفید آب کشیده بپوشانند تا ساعتی بایستد و بعداز آن قیمه اعلی با دنبه بمالند به مانند دانه خشخاش بکشند و تف داده بگذارند که مهرا شود و به روغن مبدل شود و پیاز بسیار و ادویه به حد اعتدال در او بریزند و بعد از آن آب لیمو داخل نمایند و قند چاشنی نمایند و بلدرچین یا کبوتربچه، اگر اینها نباشد مرغ مهرا شده ریزه کنند و داخل قیمه نمایند و ادویه تا مزه ادویه و آب لیمو جذب کند. بعد از آن بگذارند که قیمه سرد شود و خمیر مذکور را کنده مقابل گردوی پوست دار بگیرند و او را تنک نموده به طبق نقره یا مس سفید روغن آب کرده و صاف نموده بریزند تا شش ورق و بعد از آن مرغ را چیده و قیمه بر سر او ریزند و به قاعده مذکور شش ورق دیگر بر سر او بیاندازند و بعد از آن کنار او را برابر طیق بلکه پایینتر برند و طبق دیگر بر سر او نهاده بالا و زیر او آتش بریزند و به هوای آتش سرخ نمایند که نسوزد و اندرونش خام نباشد و بعد از آنکه سرخ شود، روغن او را گرفته به طرف دیگر بگردانند و قند را با آب و سماق پخته بدو بپاشند و بلکه بر روی بورک بانثار مذکور چیزهایی مناسب می نویسند و اینها صنعت طباخ است».
... [مشاهده متن کامل]
نورالله ( آشپز شاه عباس ) : مادة الحیاة، با مقدمه و تصحیح ایرج افشار، در: «فرهنگ ایران زمین» ( جلد اول ) - 1332.
«اما صفت بورق آنست که آرد العلا را از آردبیز والا به در کنند و با روغن اعلا و خمیرمایه و شیر خمیر نمایند، به دستمال دستار سفید آب کشیده بپوشانند تا ساعتی بایستد و بعداز آن قیمه اعلی با دنبه بمالند به مانند دانه خشخاش بکشند و تف داده بگذارند که مهرا شود و به روغن مبدل شود و پیاز بسیار و ادویه به حد اعتدال در او بریزند و بعد از آن آب لیمو داخل نمایند و قند چاشنی نمایند و بلدرچین یا کبوتربچه، اگر اینها نباشد مرغ مهرا شده ریزه کنند و داخل قیمه نمایند و ادویه تا مزه ادویه و آب لیمو جذب کند. بعد از آن بگذارند که قیمه سرد شود و خمیر مذکور را کنده مقابل گردوی پوست دار بگیرند و او را تنک نموده به طبق نقره یا مس سفید روغن آب کرده و صاف نموده بریزند تا شش ورق و بعد از آن مرغ را چیده و قیمه بر سر او ریزند و به قاعده مذکور شش ورق دیگر بر سر او بیاندازند و بعد از آن کنار او را برابر طیق بلکه پایینتر برند و طبق دیگر بر سر او نهاده بالا و زیر او آتش بریزند و به هوای آتش سرخ نمایند که نسوزد و اندرونش خام نباشد و بعد از آنکه سرخ شود، روغن او را گرفته به طرف دیگر بگردانند و قند را با آب و سماق پخته بدو بپاشند و بلکه بر روی بورک بانثار مذکور چیزهایی مناسب می نویسند و اینها صنعت طباخ است».
... [مشاهده متن کامل]
نورالله ( آشپز شاه عباس ) : مادة الحیاة، با مقدمه و تصحیح ایرج افشار، در: «فرهنگ ایران زمین» ( جلد اول ) - 1332.