باباطاهر عریان همدانی

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] باباطاهر عریان همدانی شاعر متصوف و ترانه گوی بزرگ قرن پنجم هجری است.
باباطاهر عریان همدانی شاعر متصوف و ترانه گوی بزرگ قرن پنجم هجری است.
ولادت
ولادت او در اواخر قرن چهارم، اتفاق افتاده است.
مسلک
مسلک درویشی و فروتنی او که شیوه های عارفان بزرگ است، سبب شد که گوشه گیری را اختیار نماید و در نتیجه، شرح احوال مفصلی از او در دست نماند، فقط در بعضی از کتب صوفیه ذکری از مقام معنوی و ریاضت و درویشی و استغنای طبع او آمده است. قدیمی ترین متنی که چیزی از او یاد کرده، «راحة الصدور» راوندی است که از ملاقات طغرل بیک با باباطاهر سخن گفته است. محتمل است ملاقاتی که میان طغرل بیک و باباطاهر رخ داده در سال ۴۴۷ یا ۴۵۰ باشد، بنابراین وی را از شاعران قرن پنجم می دانیم.
وجه تسمیه عریان
...

پیشنهاد کاربران

آیا باطاهر عریان لک زبان بوده ؟
آیا آوردن لغات لکی در اشعارش اتفاقی بود ؟
من چند نمونه از واژه های دخیل در دوبیت های وی را می آورم شما خود قضاوت کنید .
چند لغات از دوبیت های ایشان به زبان لکی :
...
[مشاهده متن کامل]

استعمال فعل " بی" لکی به جای "بود" فارسی.
به جای فعل دارم وجود فعل "دیرم " لکی در دوبیتی ها .
آوردن "واجم " به جای می گویم
واژه لکی "بو" به جای " باد " فعل دعایی
آوردن کلمه " روج " در برخی ابیات به جای " روز " و ده ها کلمه دیگر :
غمت " مهله" که "مو" تنها نشینم
مریزاد بارک الله مرحبا غم
دلم میل گل باغ ته "دیریِ:
درون سینه ام داغ ته "دیریِ"
"بشم" آلاله زاران لاله چینم
"وینم آلاله هم داغ ته :دیریِ"
نوای ناله غم اندوته ذونه"
عیار قلب و خالص بوته ذونه
"بوره" ای روی تو باغ بهارم
خیالت مونس شبهای تارم
شب تاریک و بیابان پر ورک "بی"
در این را روشنایی کمترک "بی"
ته که می شی بمو "چاره بیاموز
که این تاریک شوان را چون "کرم روج"
دلی نازک به سان شیشه" دیرم "
اگر آهی کشم اندیشه دیرم
همه دل زآتش غم " سوتنی" بی
بهر جان سوز هجر افزوتنی بی
که از دست اجل بر تن قبایی
اگر شاه و گدایی دو تنی بی
همه جا جای تو" مو "کور باطن
غلط گفتم، غلط استغفرالله
بی تو " تلواسه" دیرم ای نکو یار
زهر در کاسه دیرم ای نکو یار
"جره " بازی بدم رفتم به نخجیر
سبک دستی بزد بر بال مو تیر
پریشان سنبلان پرتاب "مکه"
خمارین نرگسان پر خواب" مکه"
زدل نقش جمالت در "نشی یار"
خیال خط و خالت در نشی یار
سگت ار پا نهد بر چشمم ای دوست
بمژگان خاک راهش "روته" دیرم
"دیم" یک عندلیب خوشنوائی
که می نالید وقت صبحگاهی
رضا ضَحاکی راحت
دبیر و مدرس تاریخ
و ادبیات. اسدآباد
همدان