امانج
فرهنگ اسم ها
معنی: مرام، هدف، مقصد
برچسب ها: اسم، اسم با ا، اسم دختر، اسم پسر، اسم کردی
پیشنهاد کاربران
یاشار هم میهن گرامیم، ما ایرانیان تازه تازه با زبان پهلوی آشنا می شدیم که سال ها و سال هاست "چندان" به آن در درون کشور پرداخته نشده است و در بیرون از کشور کوششهای ارزنده ای از سوی شمار بسیار اندکی از پژوهشگران
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
انجام شده است. از آن سوی، زبان پهلوی اگرچه در گوشت و پوست و استخوان زبان های بومی جای جای ایران و ایرانشهر هست، ولیسالهاست که با کنار گذاشته شدن الفبای پهلوی و جایگزین شدن آن با الفبای کنونی و گسترش زبان های بیگانگان عرب و تاتار و مغول رنگ و لعاب بیگانه گرفته است. برای نمونه، ما واژگان پاشا، دوگی یا دویی، کلوانَق و اَل و بالیق و دوداخ و درناخ و بارساخ را به کار می بریم و آنها را زبان تورکی می شناسیم، ولی همه این واژگان پهلوی هستند مگر دوگی و دگرگون شده آن دویی که واژه تاتار است. شما می توانید به پست های من به آبادیس که برای هَمبیدی ( اشتراک ) و آگاهی زودهنگام درباره یافته های خودم زود در آبادیس در دسترس هم میهنان خود گذاشته ام، نگاه کرده و آنها را بخوانید. در دانش، جای جنگ و به هم تاختن نیست و دانش همواره با پژوهش در پیوند است. بیشتر پژوهشگران پیشین واژگان را گردآوری کرده اند و به ریشه شناسی آنها نپرداخته اند و شاید بر پایه گستردگی جغرافیای کاربری آنها و نمای واژگان آنها را تورکی، عربی و یا پارسی شناسینیده اند ( معرّفی کرده اند ) . برای نمونه، شما اگر به واره سِفینه نگاه کنید و شنیده ها و خوانده های خودتان را به یاد بیاورید، شاید گمان کنید که این واژه عربی است، بی ( ولی ) این واژه معرّب سِپینَگ است و سپیت ( امروزه سپید خوانده و نوشته می شود ) و سپان و سپانلو و . . . با آن همریشه هستند، سِپیتَن ( سِپ - ) به چیم تکان دادن، به جنبش درآوردن و جابجا کردن هستند همچنان که سگ که در ایران کهن جانداری ارزشمند شناخته می شده است برای دُم تکان دادنش با این واژه سِپان با چنین واژه ای نیز خوانده می شده است و آغاز روز را سپیتَگ ( سپیده ) خوانده اند که مردم ایران و بیشتر جانوران با آن به جنبش و کار روزانه می پرداخته و می پردازند. واژه بیلان را واژه فرانسوی می شناسیم، بی این واژه با بیلدیرچین ( نام پرنده بِلدرچین ) و بیلدار ( بِلدار، آن که بیشتر دراز می کشد و دنبال جای گرم و نرم و آسایش است. این واژه در گویش آذری زبان پهلوی به کار گرفته می شود ) و واژگان دیگر همریشه است. کِلوین را که با درجه کِلوین می شناسیم و کِلیو ( گددی بهار عمروموز - ایت کِلیودَن گِچَن کیمین/ گیبی به زبان تورکی استانبولی ) و کِلوانَق ( نام جایی در آذربایجان ) و کِلوان ( نام جاهایی در استان های البرز و اراک ) همریشه است. ما گناهی نداریم، ما در کشوری زندگی می کنیم که بارها بیگانگان بر آن تاخته و سده ها بر آن فرمانروایی کرده اند و این بیگانگان در یک چیز هَمبید ( مشترک ) بوده اند: درنده خویی و ددمنشی و تاراج و ویرانگری! که از نَخشَگ ( نقشه ) شوم آنها سِتیده ( ناشی ) شده بود. ما یک بار با تاخت اسکندر مقدونی الفبای میخی را از دست دادیم که اَیادگار هخامنشیان ( نیکمنشان ) بود و یکبار با تاخت و تاز اعراب الفبای پهلوی را از دست دادیم که اَیادگار ساسانیان و اَشکانیان پیشتر از آنان بود و آنان را پس از سده ها، نه ایرانیان، که تاتارهای چنگیزی از میان بردند و پس از چندین سال، تیموریان و بازماندگان عرب زده بر ایران و بویژه بر آذربایجان و اَران فرمانروایی خونین داشتند ( به فیلم نسیمی چکامه سرای آذربایجان نگاه کنید که در آپارات در دسترس است، من دیوان اشعار او را نخوانده ام، ولی در این فیلم دیگر به زبان پارسی نمی سراید، میهِ ( بر خلاف ) نظامی گنجوی که به پارسی و به یاد ایران و ایرانشهر پیش از رخداد شوربختی بزرگ تاخت و تاز اعراب و تاتار دیوان ها سروده است ) و زبان پهلوی را استخوان شکستند. نام خود آذربایجان نیز معرّب آدورپایَگان است و آدور همان آتش و آذر است که نام یکی از ماه های پاییز نیز هست و پایَگان بیشال ( جمع ) پایَگ است یا همان پایه و جایگاه: سرزمین آتشگاهان! همچنان که نام گولپایَگان ( گُلپایگان ) و گولپا ( جولفا معرّب همین نام است ) را داریم. زبان پهلوی مانند زبان عربی نبوده که حرکت داشته باشیم و مانند انگلیسی با الفبا و حروف صدای اُ و اوُ و ی نشان داده می شده است و گول با الفبای امروزی همان نمودار نگارش پهلوی گُل با شیوه نگارش فارسی کنونی است. داستان دراز است.
آمانج کلمه ای تورکی است که در اصل آماج بوده و به معنی هدف می باشد در لغتنامه های شاهمرسی سنگلاخ دیوان الغات تورک و دهخدا تورکی قید شده است
آماج و آمانج هر دو معرب هستند و هر دو واژگان پهلوی هستند که زبان کهن همه ایرانیان پیش از تاخت و تاز بیگانگان عرب و چنگیزی و تیموری بوده است. آماگ و آمانگ به چیم هدف می باشند، باید واژگان را بیشتر بررسی کرد:
... [مشاهده متن کامل]
( آم - ) :
آمدار:
آمین:
آمتار:
آمیدار:
آماگ: آماج، همان واژه ای که امروزه در زبان فارسی به چیم خدف به کار گرفته می شود و برخی آذریها آن را واژه ای تورکی می پندارند. هم میهنان آذری و تورک دوست به چیم های واژگان اندام های بدن در آبادیس نگاه کنند: دوداگ، آیاگ، بویون، اَل، پارماگ، غولاگ، و و و
آمان:
آمیشن:
آمیشنیگ:
آمیشنیه:
آمیشنیها:
آمَگ:
آمینَگ:
پَدیشآم:
آمتَگ:
آمیدَک:
اگر آمان برای ساخت کردبون ( مصدر فعل ) به کار گرفته شود، خواهیم داشت:
آمانتَن ( آمان - ) :
آماندار:
آمانین:
آمانتار:
آماناگ:
آمانان:
آمانیشن:
آمانیشنیگ:
آمانیشنیه:
آمانیشنیها:
آمانَگ: همان وازه ای که امروزه به امانج معرب شده است: هدف در زبان مردم گُوردستان
آمانینَگ:
پَدیشآمان:
آمانت:
آمانتَگ:
... [مشاهده متن کامل]
( آم - ) :
آمدار:
آمین:
آمتار:
آمیدار:
آماگ: آماج، همان واژه ای که امروزه در زبان فارسی به چیم خدف به کار گرفته می شود و برخی آذریها آن را واژه ای تورکی می پندارند. هم میهنان آذری و تورک دوست به چیم های واژگان اندام های بدن در آبادیس نگاه کنند: دوداگ، آیاگ، بویون، اَل، پارماگ، غولاگ، و و و
آمان:
آمیشن:
آمیشنیگ:
آمیشنیه:
آمیشنیها:
آمَگ:
آمینَگ:
پَدیشآم:
آمتَگ:
آمیدَک:
اگر آمان برای ساخت کردبون ( مصدر فعل ) به کار گرفته شود، خواهیم داشت:
آمانتَن ( آمان - ) :
آماندار:
آمانین:
آمانتار:
آماناگ:
آمانان:
آمانیشن:
آمانیشنیگ:
آمانیشنیه:
آمانیشنیها:
آمانَگ: همان وازه ای که امروزه به امانج معرب شده است: هدف در زبان مردم گُوردستان
آمانینَگ:
پَدیشآمان:
آمانت:
آمانتَگ:
آماج در ترکی به معنی هدف هست
سلام من شیرازی هستم ولی از آنجا که علاقه زیادی به کردی داشتم اسم پسرم رو آمانج گذاشتم
سلام من اسم پسرم رو آمانج گذاشتم اسمی کوردی هستش به معنی هدف ومقصد
آمانج:هدف، مقصد
دوستانی که گفتند این اسم ترکی یا فارسی هستش لطفا برید بیشتر مطالعه کنید.
با توجه به معنی هایی که دوستان کورد از این کلمه ارائه دادند، با در نظر گرفتن معنی "هدف و منظور" برای این واژه، به نظر بنده این کلمه از واژه ama� از زبان ترکی گرفته شده است. در این زبان نیز "آماج" به معنی هدف بکار می رود.
?Hayatının amacı neydi
هدف زندگیت چی بود؟
?Hayatının amacı neydi
هدف زندگیت چی بود؟
امانج نامی کردی است که معنای ان یعنی ( هدف، مقصد )
سلام، اسم ( آمانج ) اسمی کردی است ومعنای ان یعنی ( هدف ومقصد )
آمانج به معنی هدف
آمانج معنی کردی که بیشتر در کردستان و کورد زبان ها این اسم وجود داردآمانج به معنی هدف می باشد
کاربر معلوم الحالی که اسمت گذاشتی �کوروش آریایی� اولا مادها، پارس ها و پارت ها همه آریایی بودند؛ دوما کوروش پسر دختر پادشاه ماد بود و مادها نیاکان کردهای امروزی. هرچند چوپانی عار نیست و در میان همه روستاییان
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
در سراسر ایران و جهان مرسوم بوده و تنها افراد معلوم الحال نژادپرست، شغل شریف چوپانی رو تحقیر میکنند. سوما نیازی نیست نادانی خودت به رخ بکشی وقتی چیزی نمیفهمی برو مطالعه کن و مطمئن باش شغل و شیوه زندگی تو از چوپانی بالاتر نیست. چهارما واژگان Kurd و Kurdistan رو در فرهنگهای لفت معتبر جستجو کن و در برابر دانایی مقاومت نکن.
اصل کلمه کردی . . . . . و به معنی هدف است
آمانج به معنی امید و آرزو هست و در زبان فارسى هم کاربرد دارد
این اسم ریشه کردی داره و به معنی هدف است . اسم بهترین یارم یعنی برادرم است
قیامت / سرانجام
هدف
هدف داشتن، پیروزی، امیدبه ارزوها
هدف، مقصد، به فکراینده بودن
درپی چیزی بودن، ارامش، بانشاط
هیوا سرکوتن
سه رکوتن ، هدف
آقا مهران غرض درسته
هدف پی گیشتن
سر کوتن
سر کوتن
امانج یعنی قرض و مقصد ما کرمانج های شمال خراسان اینجور مواقع میگوییم قرضت از اینکار چیه ، هدفت چیه ، قصدت چیه
هدف یا آرزو یا امید
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٨)