اعیان ثابته
لغت نامه دهخدا
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] اعیان ثابته یکی از آموزه های بنیادین در عرفان اسلامی و به تعبیر دیگر یکی از دستاوردهای اندیشه عرفانی در سیر تاریخی آن می باشد. اهمیت آن را می توان در همپوشی و ارتباط تنگاتنگ مباحث آن با بحث های الاهیاتی مهمی مثل علم حق تعالی و اختیار انسان دانست.این نوشتار بر آن است با بررسی این آموزه در متون اولیه و درجه اول عرفانی به تبیین و توصیف آن بپردازد. پیشینه اعیان ثابته خصوصاً قبل از ابن عربی، تعریف و نحوه چینش آنها از مباحث مقدماتی این نوشته می باشد. بررسی ادله عقلی، نقلی و شهودی اعیان ثابته، رابطه آن با مقام ذات، تعیّن اول، تعیّن ثانی، اسماء حق و تعینات خلقی بخش میانی و طولانی تر این مقاله و احکام و ویژگی های اعیان ثابته از جمله: عدمی بودن، عدم مجعولیت، ازلیت، ابدیّت و ثبوت علمی آن بخش مهم تر آن می باشد. بخش پایانی آن نیز بررسی علم حق تعالی و مسئله اختیار از منظر این آموزه می باشد.
موضوع این نوشتار بررسی مسئله اعیان ثابته در حوزه عرفان اسلامی می باشد. همان گونه که در تاریخچه بحث خواهد آمد این آموزه در عرفان اسلامی بعد از ابن عربی مطرح شده است. ابن عربی به طور مفصل و واضح، البته پراکنده و بدون نظام، به این مبحث به لحاظ اثباتی و ثبوتی پرداخته است؛ تقریباً تمام آنچه درباره اعیان ثابته می دانیم در آثار او آمده است. پس از ابن عربی پیروان رمزگشای او نظیر قونوی و جندی و تا حدی فرغانی به این بحث و مباحث مربوط به آن پرداخته اند. قونوی در بحث تابعیت علم از معلوم و استعداد و اقتضای اعیان ثابته و جندی در مباحث سرّالقدر تسلط و توانایی بسیاری از خود نشان داده اند. پس از آن شارحان دیگری نظیر کاشانی و قیصری به شرح و بسط و دسته بندی مباحث پرداخته اند. قیصری در اثر ماندگار خود مطلع خصوص الکلم فی معانی فصوص الحکم به طور مفصل و نظام مند به این بحث پرداخته و فهم آن را بسیار آسان و سهل کرده است؛ کاشانی نیز با توضیحات دقیق گام دیگری در تبیین این بحث برداشته است. در نهایت جامی محصول دو سه قرن کوشش محققان را در آثار خود از جمله نقد النصوص فی شرح نقش النصوص گرد آورده است.با ورود عرفان به حوزه شیعی در قرون بعدی و ارائه تحلیل های عقلانی که محصول تلاقی حکمت متعالیه و مباحث نظری عرفان بود، زوایای دیگری از بحث نمایان شد. ملاصدرا و پیروان او در قرون بعدی به تحلیل این بحث در نظام حکمت متعالیه پرداختند. این تحلیل ها در آثار بزرگانی مثل آقا محمدرضا قمشه ای و میرزا هاشم اشکوری به چشم می خورد.در مباحث هستی شناسی عرفانی، بحث اعیان ثابته اهمیت زیادی دارد و می توان آن را یکی از مهم ترین دستاوردهای اندیشه عرفانی دانست. این بحث کلید فهم بسیاری از مباحث مهم در حوزه عرفان اسلامی می باشد؛ از جمله مباحثی نظیر علم حق تعالی، قضا و قدر، جبر و اختیار، خیر و شرّ و مباحث دیگری که به آن اشاره خواهد شد. آنچه بر اهمیت این آموزه افزوده است ارتباط آن با مسئله علم پیشین حق تعالی می باشد که یکی از مسائل مهم هستی شناسی در تمام حوزه های الاهیاتی اعم از کلام و فلسفه و عرفان است. در عرفان اسلامی بحث از علم حق تعالی با بحث تعینات اسمایی حق و اعیان ثابته گره خورده است؛ بنابراین در بررسی دیدگاه عرفا در مورد علم حق تعالی تبیین مسئله اعیان ثابته از ضروریات می باشد. هدف این نوشتار نیز تبیین و بررسی اعیان ثابته و احکام و لوازم آن و فراهم آوردن بستری برای ورود به مباحث فوق می باشد.
پیشینه بحث
اعیان جمع عین و به معنی ذوات می باشد. در عرفان دو قسم اعیان داریم: اعیان ثابته و اعیان خارجه. اعیان ثابته حقیقت اعیان خارجی در علم حق تعالی است. اعیان خارجی، همان موجودات در عوالم خلق و تعینات خلقی هستند. یعنی همه آنچه ما سوی الله و خارج از صقع ربوبی است. از عقل اول و عالم عقول تا عالم مثال و نفوس و عالم ماده همه را اعیان خارجه گویند.هرچند بسیاری از محققان این بحث را از ابداعات ابن عربی دانسته و معتقدند قبل از وی در آثار عارفان مسلمان مطرح نبوده است و به لحاظ لفظی نیز، گویا اصطلاح اعیان ثابته نخستین بار توسط او به کار رفته است؛ اما به لحاظ محتوایی مباحثی نظیر مُثُل افلاطونی، صور مرتسمه، معدوم ثابت معتزله و معارفی از شریعت به عنوان پیشینه مبحث اعیان ثابته شایسته بررسی می باشد که به اختصار به آن می پردازیم.
← مُثُل افلاطونی
به طور کلی تعاریف اعیان ثابته را می توان به سه دسته تقسیم کرد:
← رابطه اعیان ثابته و عالم خلق
...
موضوع این نوشتار بررسی مسئله اعیان ثابته در حوزه عرفان اسلامی می باشد. همان گونه که در تاریخچه بحث خواهد آمد این آموزه در عرفان اسلامی بعد از ابن عربی مطرح شده است. ابن عربی به طور مفصل و واضح، البته پراکنده و بدون نظام، به این مبحث به لحاظ اثباتی و ثبوتی پرداخته است؛ تقریباً تمام آنچه درباره اعیان ثابته می دانیم در آثار او آمده است. پس از ابن عربی پیروان رمزگشای او نظیر قونوی و جندی و تا حدی فرغانی به این بحث و مباحث مربوط به آن پرداخته اند. قونوی در بحث تابعیت علم از معلوم و استعداد و اقتضای اعیان ثابته و جندی در مباحث سرّالقدر تسلط و توانایی بسیاری از خود نشان داده اند. پس از آن شارحان دیگری نظیر کاشانی و قیصری به شرح و بسط و دسته بندی مباحث پرداخته اند. قیصری در اثر ماندگار خود مطلع خصوص الکلم فی معانی فصوص الحکم به طور مفصل و نظام مند به این بحث پرداخته و فهم آن را بسیار آسان و سهل کرده است؛ کاشانی نیز با توضیحات دقیق گام دیگری در تبیین این بحث برداشته است. در نهایت جامی محصول دو سه قرن کوشش محققان را در آثار خود از جمله نقد النصوص فی شرح نقش النصوص گرد آورده است.با ورود عرفان به حوزه شیعی در قرون بعدی و ارائه تحلیل های عقلانی که محصول تلاقی حکمت متعالیه و مباحث نظری عرفان بود، زوایای دیگری از بحث نمایان شد. ملاصدرا و پیروان او در قرون بعدی به تحلیل این بحث در نظام حکمت متعالیه پرداختند. این تحلیل ها در آثار بزرگانی مثل آقا محمدرضا قمشه ای و میرزا هاشم اشکوری به چشم می خورد.در مباحث هستی شناسی عرفانی، بحث اعیان ثابته اهمیت زیادی دارد و می توان آن را یکی از مهم ترین دستاوردهای اندیشه عرفانی دانست. این بحث کلید فهم بسیاری از مباحث مهم در حوزه عرفان اسلامی می باشد؛ از جمله مباحثی نظیر علم حق تعالی، قضا و قدر، جبر و اختیار، خیر و شرّ و مباحث دیگری که به آن اشاره خواهد شد. آنچه بر اهمیت این آموزه افزوده است ارتباط آن با مسئله علم پیشین حق تعالی می باشد که یکی از مسائل مهم هستی شناسی در تمام حوزه های الاهیاتی اعم از کلام و فلسفه و عرفان است. در عرفان اسلامی بحث از علم حق تعالی با بحث تعینات اسمایی حق و اعیان ثابته گره خورده است؛ بنابراین در بررسی دیدگاه عرفا در مورد علم حق تعالی تبیین مسئله اعیان ثابته از ضروریات می باشد. هدف این نوشتار نیز تبیین و بررسی اعیان ثابته و احکام و لوازم آن و فراهم آوردن بستری برای ورود به مباحث فوق می باشد.
پیشینه بحث
اعیان جمع عین و به معنی ذوات می باشد. در عرفان دو قسم اعیان داریم: اعیان ثابته و اعیان خارجه. اعیان ثابته حقیقت اعیان خارجی در علم حق تعالی است. اعیان خارجی، همان موجودات در عوالم خلق و تعینات خلقی هستند. یعنی همه آنچه ما سوی الله و خارج از صقع ربوبی است. از عقل اول و عالم عقول تا عالم مثال و نفوس و عالم ماده همه را اعیان خارجه گویند.هرچند بسیاری از محققان این بحث را از ابداعات ابن عربی دانسته و معتقدند قبل از وی در آثار عارفان مسلمان مطرح نبوده است و به لحاظ لفظی نیز، گویا اصطلاح اعیان ثابته نخستین بار توسط او به کار رفته است؛ اما به لحاظ محتوایی مباحثی نظیر مُثُل افلاطونی، صور مرتسمه، معدوم ثابت معتزله و معارفی از شریعت به عنوان پیشینه مبحث اعیان ثابته شایسته بررسی می باشد که به اختصار به آن می پردازیم.
← مُثُل افلاطونی
به طور کلی تعاریف اعیان ثابته را می توان به سه دسته تقسیم کرد:
← رابطه اعیان ثابته و عالم خلق
...
wikifeqh: عین_ثابته
دانشنامه آزاد فارسی
اَعیان ثابته
عنوانی که ابن عربی (۵۶۰ـ۶۳۸ق) آن را برای وجود معقول و علمی موجودات به کار برد و پس از وی یکی از اصطلاحات رایج در عرفان نظری شد. وی معتقد بود این موجودات که در جهان می بینیم، پیش از آن که در این عالم پیدا شوند، در عالَم علم حق پیدا شده اند، یا به عبارت بهتر، در عالم علم حق پیدا بوده اند. وجود آن ها در آن عالم وجودی معقول و علمی بود و چون به این جهان در می آیند، وجودی خارجی و عینی پیدا می کنند و محسوس و مشهود می شوند. پس موجودات ظاهری دارند و باطنی؛ ظاهر آن ها همان است که به صورت موجودات خارجی دیده می شود و باطن آن ها عین ثابت یا وجود معقول آن هاست که همواره در معقولیت و کلیت خود باقی می ماند و محسوس و مشهود نمی شود. در نظر ابن عربی هر موجود عینی برحسب اقتضای عین ثابت خود هستی می یابد. از باب تمثیل گفته اند مهندسی که طرح ساختمانی را در ذهن خود ریخته، این طرح ذهنی وجود خارجی ندارد اما در ذهن و خیال مهندس (به اصطلاح ابن عربی در علم او) نهفته است. آن ساختمان مفروض، در جریان عینیت یافتن و تحقق، از طرحی که در خیال مهندس نقش بسته است پیروی می کند. پس هر وجود خارجی صورت است. وجود صفت به موصوف است، و موصوف نیز در عینیت و تشخص خود وابسته به صفت است. اعیان ثابته فرآیند آن تجلی دایمی و لایزال الهی است که در قید تعیّن نیامده است؛ نقش بی نقشی است. این تجلّی را ابن عربی فیض اقدس نام می نهاد و تجلی دیگر را که موجب پیدا شدنِ تعدد و تکثر در اعیان و ظهور موجودات در عالم خارجی (اعم از مادی و غیر مادی) است فیض مقدس می خواند. در واقع تجلی الهی یکی بیش نیست که اگر از بالا در آن نگریسته شود فیض اقدس خوانده می شود و اگر از پایین مورد نظر قرار گیرد فیض مقدس نام دارد. موجودات از طریق عین ثابت خود با حق در ارتباط هستند و حق هرچه را عین ثابت هر موجودی می خواهد به او عطا می کند. داد و دهش برحسب استعدادهاست. اگرچه صورت ظاهر عین ثابت هر موجود را در عالم محسوس می بینیم، خودِ عین ثابت به چشم نمی آید، زیرا که هنوز پای به عرصۀ وجود ننهاده و موجودیت عینی پیدا نکرده است. نظریه اعیان ثابته از مباحث اصلی و کلیدی اندیشۀ ابن عربی است. نیز ← تجلّی
عنوانی که ابن عربی (۵۶۰ـ۶۳۸ق) آن را برای وجود معقول و علمی موجودات به کار برد و پس از وی یکی از اصطلاحات رایج در عرفان نظری شد. وی معتقد بود این موجودات که در جهان می بینیم، پیش از آن که در این عالم پیدا شوند، در عالَم علم حق پیدا شده اند، یا به عبارت بهتر، در عالم علم حق پیدا بوده اند. وجود آن ها در آن عالم وجودی معقول و علمی بود و چون به این جهان در می آیند، وجودی خارجی و عینی پیدا می کنند و محسوس و مشهود می شوند. پس موجودات ظاهری دارند و باطنی؛ ظاهر آن ها همان است که به صورت موجودات خارجی دیده می شود و باطن آن ها عین ثابت یا وجود معقول آن هاست که همواره در معقولیت و کلیت خود باقی می ماند و محسوس و مشهود نمی شود. در نظر ابن عربی هر موجود عینی برحسب اقتضای عین ثابت خود هستی می یابد. از باب تمثیل گفته اند مهندسی که طرح ساختمانی را در ذهن خود ریخته، این طرح ذهنی وجود خارجی ندارد اما در ذهن و خیال مهندس (به اصطلاح ابن عربی در علم او) نهفته است. آن ساختمان مفروض، در جریان عینیت یافتن و تحقق، از طرحی که در خیال مهندس نقش بسته است پیروی می کند. پس هر وجود خارجی صورت است. وجود صفت به موصوف است، و موصوف نیز در عینیت و تشخص خود وابسته به صفت است. اعیان ثابته فرآیند آن تجلی دایمی و لایزال الهی است که در قید تعیّن نیامده است؛ نقش بی نقشی است. این تجلّی را ابن عربی فیض اقدس نام می نهاد و تجلی دیگر را که موجب پیدا شدنِ تعدد و تکثر در اعیان و ظهور موجودات در عالم خارجی (اعم از مادی و غیر مادی) است فیض مقدس می خواند. در واقع تجلی الهی یکی بیش نیست که اگر از بالا در آن نگریسته شود فیض اقدس خوانده می شود و اگر از پایین مورد نظر قرار گیرد فیض مقدس نام دارد. موجودات از طریق عین ثابت خود با حق در ارتباط هستند و حق هرچه را عین ثابت هر موجودی می خواهد به او عطا می کند. داد و دهش برحسب استعدادهاست. اگرچه صورت ظاهر عین ثابت هر موجود را در عالم محسوس می بینیم، خودِ عین ثابت به چشم نمی آید، زیرا که هنوز پای به عرصۀ وجود ننهاده و موجودیت عینی پیدا نکرده است. نظریه اعیان ثابته از مباحث اصلی و کلیدی اندیشۀ ابن عربی است. نیز ← تجلّی
wikijoo: اعیان_ثابته
پیشنهاد کاربران
گنجی بودم شناخته شده برای خودم یعنی خودم را بطور کامل و مطلق می شناختم و دوست داشتم که موجود دیگری هم باشد که خودم را به او بشناسانم طوریکه آن موجود بتواند مرا مانند خودم بشناسد و با این هدف کلیه ی افراد انسانی را بطور مطلق همزمان و همسن و در یک سن معتدل ملکوتی و هرکدام را به شکل خانواده های ده عضوی مشتمل بر پنج مرد و پنج زن خودی یا به بیانی دیگر هرکدام از آنها را بصورت پنج زوج مختلط مرکب از سه زوج غیر همجنس یا هترو و دو زوج همجنس یا هُمو ( دو مرد و دو زن خودی ) در نهایت کمال ایده آل خوبی و زیبایی، توانائی و دانائی و هنرمندی و هوشمندی و دانش کامل و بدون فعال نمودن غریزه تولید مثل آفریدم و به هرکدام عشق و زندگی جاودانه اهداء نمودم از عشق و زندگی بی آغاز و بی پایان، لایزال و جاودانه خویش و خودم را به هرکدام از آنان بطور کامل شناساندم طوریکه حتا یک فرد انسانی در بین آنان یافت نمی شد که مرا نشناسد و مرا خالق یا آفریننده و ربّ خود نپندارد. به هر فرد انسانی و هر موجود دیگری که آفریدم به زبان ملکوتی یا آسمانی خودم یک نام خاص، ویژه و منحصر بفرد اهداء نمودم طوریکه دو فرد انسانی یافت نمیشدند که دارای یک نام مشترک باشند و نام کلیه ی موجودات را هم به تک تک افراد انسانی طوری آموختم که یک فرد انسانی یافت نمی شد که با نام یکی از موجودات آشنائی نداشته باشد. قبل از پایان آن عشق و زندگی در نهایت کمال ایده آل خوبی و زیبایی، سلامتی و صلح و صفا، آسایش و سعادت و خوشبختی، لذت و شادی و بازی و آزادی، مساوات و برابری، عدالت و اخلاق نیکو با کمیت و کیفیت بهشت برین تحت فرمانروایی دولت آسمانی خودم و قبل از آغاز این سفر بسیار طولانی و دایره وار دنیوی، مقطعی، نزولی و صعودی محتوای کیهان یا جهان بین دو بهشت برین متوالی یعنی بین مبدء و معاد حقیقی و واقعی ( منظور از دیدگاه علمی و نه از دیدگاه معارف وحیانی و حدیثی و روائی دینی و معارف فلسفی و شهودات و کشفیات شوقانی و ذوقانی عرفانی ) کلیه ی انس و جنس زیر درخت زندگی که شاخه های آن به وسعت فضای بهشت برین بود، به امر و خواست من دور هم جمع شدند که در طی برگزاری بزم یا جشن الست از همدیگر خدا حافظی نمایند و در پایان آن جشن جملگی بطور همزمان به خواب سنگین و ژرف و شیرین فرو روند و به موازات آن از همان عشق و زندگی در قالب روئیا های حقیقی و روشن با همان کیفیت و کیفیت بهشت برین برخوردار گردند تا لحظه بسته شدن نطفه ی هرکدام در رحم مادر و بیداری و تولد در دنیای خاص و ویژه ی خویش. آن ده انسان های آسمانی در طول این سفر بسیار طولانی و دایره وار دنیوی بطور سلسله وار در ده عالم یا دنیا زیر سقف ده آسمان و روی ده کره زمین به ظهور و پیدایش نمیرسند بلکه در هفت عالم یا دنیا زیر سقف هفت آسمان و روی هفت کره زمین. چرا ؟. ارائه یک پاسخ حقیقی به این سوال به عهده کلیه فقیهان، متکلمین، مفسرین آیات و روایات و احادیث انبیا و اولیا، الاهی دانان یا خدا شناسان و خود شناسان، حکیمان و عارفان پیرو کلام های موسا ( موسی ) و ایسا ( عیسی ) و محمّد و بخصوص پیروان اعیان ثابته ابن عربی و منقدین و شارحان آثار وی و به ویژه آنانیکه به تصویر آسمانی - وحیانی - قرآنی در قالب سه کلمه به شکل 《دنیا - برزخ - آخرت 》 اعتقاد و ایمان و امید دارند. رهروان روی جاده های شریعت و طریقت و حقیقت شاید مفید و ثمر بخش و راه گشا باشد بدانند که این طبیعت یا این عالم یا دنیا به شکل این آسمان و زمین و هرآنچه که بین آنهاست بر روی یک مسیر دایره ای شکل در راه و سفر می باشد و آنهم از طریق گردش دایره وار وقوع مهبانگ های هفتگانه بر اثر نوسانات خودکار و متوالی انبساط و انقباض در چارچوب طرح مطلق آفرینش و بر اساس قوانین جاودانه و آئین نامه های اجرایی ثابت و پایدار و تغییر ناپذیر آن و با هدف بازگشت به همان حالت آفرینش اولیه در نهایت کمال ایده آل خوبی و زیبایی، اعتدال و نظم و هماهنگی با کمیت و کیفیت بهشت برین و نه با هدف حضور انسان در دادگاه عدل الاهی بر اساس حکمت های موسائی - تَورائی ؛ ایسائی - ایوانگلیئی ( انجیلی ) ؛ محمّدی - قرآنی ؛ ودائی و اُپانیشادی - هندوئی و بودائی ؛ زرتشتی - اوستائی و اعم و ذالک. همچنین مفید خواهد بود بدانند که غیر از خدای حقیقی و واقعی یعنی ظاهر و باطن این واقعیت و طبیعت و یا بطور کلی محتوا و محیط هرکدام از گیتی ها یا کیهان ها و یا جهان های متناهی و مساوی و موازی و بیشمار، هیچ موجود و هیچ چیز دیگری چه شهودی و چه غیبی نه وجود دارد و نه میتواند وجود داشته باشد. محتوای هر کتابی کلام جزئی خدا می باشد به کمک حواس و غرایز و احساسات و افکار و خیالات و تصورات و اوهامات افراد انسانی در اعصار و شرائط مختلف تاریخی و نه کلام خدا در حالت کلی و بیکرانی. لذا محتوای کتب علمی به حقیقت و واقعیت بسیار نزدیک ترند تا محتوای کتب وحیانی و حدیثی و روائی دینی، فلسفی و عرفانی. برای خود ما ایرانیان امروز و آینده شاید مفید و ثمر بخش و راه گشا باشد بدانیم که وعده های بهشت و جهنم از طرف خدای حقیقی و واقعی و به امر و خواست وی به انسان داده نشده اند بلکه از طرف بنیانگذاران آئین ها و ادیان و مخترعین یوغ های سنگین و سبک شرایع آئینی و دینی به عنوان دو ضمانت نامه سفت و سخت اجرائی در دفاع جانبازانه از آئین و دین و حفظ یوغ شریعت بر دوش پیروان در عمل، با هدف و قصد و نیت و انگیزه باطنی و آرزوی پنهانی زنده نگه داشتن نام و نشان و اثر خویش در ذهن و زبان و خط و خاطره انسان بخصوص پیروان و به ویژه در حافظه تاریخ. خدای حقیقی و واقعی در طول تاریخ پیدایش انسان روی کره زمین تاکنون هیچ انسان هایی را در بین اقوام یهود، عرب، عجم و هیچ قوم دیگری تحت عناوین سوشیانت، نبی، پسر، رسول، نماینده، جانشین، واسطه ، میانجی، خلیفه ، ولی، والی و هیچ عنوان دیگری برای تربیت و هدایت بشر بسوی معنویت های حقیقی و نور و روشنائی انتخاب، اعزام و ارسال ننموده و در گوش سر هیچ انسانی یک جمله یا جملاتی را تحت عنوان آیه و آیات نجوا و زمزمه نکرده است چه بطور مستقیم و بدون واسطه و چه غیر مستقیم یا باواسطه. هدف اصلی، ظاهری و باطنی متکلمین ، حکیمان و عارفان دینی هیچگاه شناخت انسان، طبیعت، حقیقت و خدا نبوده و نمی باشد بلکه تحکیم پایه های اقتدار دین و مذهب و بطور غیر مستقیم تحمیل همه جانبه ی امر به معروف و نهی از منکر تا حد توان بر تار و پود های جامعه. برای پیروان دین و جناح خدا باوران از یکطرف و آتئیسم و جبهه خدا ناباوران از طرف دیگر مفید خواهد بود بدانند که دو داستان مبدئی - بنیادی ادیان ابراهیمی ( یهودیت و مسیحیت و اسلام ) یکی آفرینش شش روزه جهان و دیگری خلق بابا آدم و ننه حوا دو افسانه خیالی - اوهامی بیش نبوده و نمی باشند، به این معنا که محتوای آن دو داستان از طرف خدای حقیقی و واقعی و به امر و خواست وی و از آسمان نازل نشده و در قالب وحی به گوش سر و دل سرایندگان ( اول موسا و سپس محمّد ) ابلاغ نگردیده، طنین نیفکنده، نجوّا نشده نه بطور مستقیم و نه توسط یک موجود خیالی اوهامی تحت نام گابریئل یا جبرئیل. انسان امروز و آینده در جهت شناخت حقیقی، یقینی خود و خدا هیچ راه و روش معقول و منطقی تری در پیش پا و روی خود ندارد غیر از شناخت ظاهر و باطن این واقعیت و طبیعت و یا بطور کلی شناخت محتوا و محیط این گیتی یا کیهان و یا این جهان به روش علمی و در راس آنها علوم طبیعی و تجربی و ریاضیات هم محض و هم کاربردی.
... [مشاهده متن کامل]
کنت کنزا مخفیا ؟ کند کنیز را بطور مخفی؟ آیا آبراهام یا ابراهیم کنیز مصری سرا و سارای خود یعنی هاجر را پنهان از دید آقا یا سرور دنیا کرد یا به پیشنهاد سارا ؟
... [مشاهده متن کامل]
کنت کنزا مخفیا ؟ کند کنیز را بطور مخفی؟ آیا آبراهام یا ابراهیم کنیز مصری سرا و سارای خود یعنی هاجر را پنهان از دید آقا یا سرور دنیا کرد یا به پیشنهاد سارا ؟
ایده های افلاطونی یعنی مُثُل یا مثال ها، الگوها و یا سرمشق های ثابت و پایدار و تغییر ناپذیر و جاودانه که از دیدگاه وی در عالم ایده ها یا ماوراء طبیعت در نهایت بالا قرار و جای دارند و موجودات درون عالم محسوسات یا طبیعت در نهایت پایین کپی های ناقص آنها هستند و فرم های مطلق ارسطو که از دیدگاه وی در درون یا در باطن طبیعت بصورت امکانات بالقوه موجود اند و فرم های ظاهری موجودات درجات ناقصی از آن فرم های مطلق اند و اعیان ثابته ابن عربی که خود وی تعریف و تصور روشنی از آنها نداشته است، هیچ چیز های دیگری نیستند غیر از تک تک افراد انسانی و هر موجود مفید نباتی و حیوانی و هر موجود غیر زنده و بطور کلی همه چیز و همه کس که در آفرینش اولیه یا سرمدی، مبدئی و ازلی همین طبیعت، همین عالم یا دنیا به شکل همین آسمان و زمین و هرآنچه که بین آنهاست در نهایت کمال ایده آل خوبی و زیبایی، اعتدال و هماهنگی با کمیت و کیفیت بهشت برین، که هرکدام یکبار برای ابدیت و بقا در نهایت کمال ایده آل خوبی و زیبایی آفریده شده و از جاودانگی بر خوردار گردیده اند. آن آفرینش اولیه را میتوان نظام احسن و اشرف آفرینش سرمدی نامید. آن نظام آفرینش اولیه و کلیه ی موجودات درون آن، قبل از اینکه در عمل آفریده شوند به کمک حکمت و علم و قدرت مطلق و بیکران خدا و به کمک قوای ادارکی فهم و عقل بیکران وی اول بصورت نظام و موجودات فکری - خیالی آفریده شده و تصاویر کلی و جزئیاتی آنها در خاطره مطلق و بیکران وی یکبار برای جاودانگی طوری ثبت و ضبط گردیده اند که هرگز در آنها کوچکترین خلل و لرزشی ایجاد نخواهد گردید. در این زمینه مفید خواهد بود بدانیم که خدای حقیقی و واقعی یعنی خدای علمی یا خدا از دیدگاه علمی ( و نه خدای لفظی، واژه ای، کلمه ای، مفهومی و ایده ای با نام های گوناگون در زبان های مختلف انسانی که فقط در زبان و خط و قوای ادراکی فهم و عقل ناقص و محدود انسانی از موجودیت برخوردار ست و در خارج از آنها هیچگونه مصداق و مثال بیرونی ندارد، از دیدگاه آئین و دین و مذهب و فلسفه و عرفان و آتئیسم ) برای ایجاد طرح مطلق آفرینش و تعیین قوانین جاودانه و آئین نامه های اجرایی ثابت و پایدار و تغییر ناپذیر آن، بسوی گذشته بینهات زمان و بیزمانی در اختیار داشته است و نه اینکه یک شبه خواب یا روئیای آفرینش را دیده بوده باشد و نکته ی بسیار مهم دیگر در مورد آفرینش این گیتی یا کیهان و یا این جهان و موجودات درون آن، اینست که خدای حقیقی و واقعی آنرا از ابعاد فراوان و بیکران خویش آفریده است و نه از ظلمت و عدم یا نیستی از دیدگاه ادیان ابراهیمی یعنی یهودیت و مسیحیت و اسلام و کلام ها و حکمت ها و عرفان های گوناگون و متناقض این سه دین.
... [مشاهده متن کامل]
تمثیل آیینه و جیوه و تمثیل خورشید و عینک دودی : بعضی حکیمان و عارفان دینی خودمان معتقدند که حق تعالی از شدت نور ظهوری در مقابل چشمان سر انسان پنهان و ناپیداست و لذا دیدن آن به کمک چشمان غیر مسلح ممکن نیست بلکه به آینه داران طلعت حق تعالی نیازمندیم، همانطور که برای نگاه کردن به خورشید به عینک های دودی نیازمندیم. و این آینه داران طلعت را خود حق تعالی و انسان های کامل می پندارند و اگر شیعی مذهب باشند، این انسان های کامل را محمّد و علی میدانند و اگر سنی مذهب باشند محمّد و ابوبکر و عمر و عثمان و اعم و ذالک. و اعیان ثابته ابن عربی را جیوه ی پشت آینه می پندارند که خود ناپیداست اما تصاویر نهفته در خود را در آینه را به ظهور می رساند. بر خلاف بینش و باور این بزرگواران، من معتقدم که جیوه ی موجود در پشت آینه وجود و ماهیت بیکران خدای حقیقی و واقعی هیچ چیز دیگری نیست غیر از خاطره ی مطلق و بیکران وی که تصاویر فراوان هر موجودی در مدارات، مراتب یا درجات فراوان تکاملی بین دو حد دنیوی؛ یکی نهایت نقصان و امکان اخس در پایین درجه تکاملی و دیگری نهایت کمال و امکان اشرف دنیوی در بالاترین درجه تکاملی در طول این سفر بسیار طولانی و دایره وار دنیوی، مقطعی، نزولی و صعودی محتوای کیهان یا جهان بین دو بهشت برین متوالی یعنی بین مبدء و معاد حقیقی و واقعی ( منظور از دیدگاه علمی و نه دینی ) در آن ثبت و ضبط شده، موجود میباشند و خارج از تیر رس شعاع برد حواس غیر مسلح و مسلح ( یعنی به کمک تلکسکوپ و میکروسکوپ ) قرار دارند و به کمک تجربه غیر قابل فهم و درک می باشند. خدای حقیقی و واقعی بر خلاف خدای کلمه ای دینی و فلسفی و عرفانی و آتئیسم، بطور همزمان و در عین واحد در لحظه ی جاودانه حال هم شهودی و هم غیبی، هم امری و هم خلقی، هم ملکی و هم ملکوتی است، هم واجب الوجود است و هم ممکن الوجود، هم علت است و هم معلول، هم خالق و هم مخلوق و بطور کلی و عام هم اول، هم وسط، هم آخر، هم بیرون و هم درون همه چیز و همه کس است، هم ظاهر و هم باطن این واقعیت و طبیعت، هم محتوا و هم محیط هرکدام از گیتی ها یا کیهان ها و یا جهان های متناهی و مساوی و موازی و بیشمار و در محتوای هرکدام از آنها دارای هفت سیما یا چهره و یا جمال و جلال کلی می باشد بصورت هفت سامان یا نظام کلی کوانتمی در قالب هفت عالم یا دنیا به شکل آسمان ها و زمین های هفتگانه و هرآنچه که بین آنهاست و لذا هیچ موجود دیگری چه شهودی و چه غیبی غیر از او نه وجود دارد و نه میتواند وجود داشته باشد منجمله اهریمن یا شیطان آئینی و دینی که درست مثل خدای کلمه ای دینی فقط در زبان و خط و فهم و عقل انسان دینی شبح وار در حال پرسه زدن است و در خارج از آنها هیچگونه مصداق و مثال بیرونی ندارد. نتیجه کلی اینکه جدا نمودن عالم غیب و امر و ملکوت از عالم شهود و خلق و ملک و قرار دادن آن در نهایت حاشیه ی بالائی و دیگری در نهایت حاشیه پائینی هستی یا وجود و ماهیت بیکران، یکی از بنیادی ترین گمراهه روی ها و انحرافات در اندیشه، فکر، خیال و تصور دینی محسوب میشود. در ست مثل جدا نمودن ایده ها از محسوسات و قرار دادن اولی در عالم ماوراء طبیعت و دیگری در عالم مادون یا طبیعت توسط افلاطون که بنیادی ترین گمراهه روی در اندیشه، فکر، خیال و تصور فلسفی محسوب میشود. و همچنین جدا نمودن بیزمانی و بیمکانی و زمانی و مکانی از همدیگر و گذاشتن یا قرار دادن اولی در ورای دومی، یکی از گمراهه روی های بنیادی شهودات شوقانی و ذوقانی عرفانی محسوب میشود که بر اساس آن این جهان و موجودات درون آن تجلی و ظهور صفات و اسماء حق تعالی میباشند ( یعنی بدون صفت بیزمانی و بیمکانی وی ) .
نتیجه کلی : من به عنوان یک فرد انسانی در خاطره مطلق و بیکران خدای حقیقی و واقعی دارای سه تصویر میباشم: یکی مبدئی و معادی، ازلی و ابدی در نهایت کمال ایده آل خوبی و زیبایی برای جاودانگی و دیگری برزخی باز هم در نهایت کمال ایده آل خوبی و زیبایی و دیگری تصاویر فراوان دنیوی در مدارات، مراتب یا درجات فراوان تکاملی بین دو حد دنیوی اشاره شده در بالا در طول سلسله ی دایر وار دهّر ها و دقیقن به تعداد یک هفتم کلیه ی حلقه های زنجیره دایره وار علت و معلول که به روش علمی و به زبان ریاضی قابل محاسبه و تعیین و در قالب یک عدد بزرگ قابل نمایش اند. این محاسبه و تعیین به عهده متکلمین و حکیمان و عارفان دینی که ادعای پر طمطراق خود شناسی و خدا شناسی را در سر و دل خویش می پروانند و آنرا به عام تحمیل مینمایند، یعنی در پیشگاه والای عام خود را خود شناس و خدا شناس معرفی میکنند و احیانا در پایان نمایشات کلامی خود، عبارت های " اللهُ اکبر " و " لا اله الا الله " را بر زبان جاری می نمایند بدون اینکه معنای این واژه ها را بخوبی و براستی و درستی فهمیده و درک کرده بوده باشند.
آفریدگار کائنات نیافریده ست ما را بهر طاعت و بندگی یا به لسان قرآن الا یعبدون/ بلکه تا کند مارا راست و درست و حسابی وان هم نه به سان ماریا مادر ایسا یا مریم باک راه/ الا یعنی بلکه یا مگر به معرفت کامل ابعاد فراوان و بیکران خویش هدایت و رهنمون مارا/ تا سهیم گرداند و بهره مند نماید از عشق و زندگی بی آغاز و بی پایان، لایزال و جاودانه خویش مارا/ لذا شیخا گر خود نمی خواهی مخواه اما دست کم بگذار که دیگران رسند به سعادت های نسبی دینوی در همین جا و حال درین زمان و مکان/ در عوض پیشکش خود و جمیع گذشتگان و حال و آیندگانت باد انشاالله کلیه ی سعادت های برزخی و اُخروی در لازمان و لامکان/. . .
... [مشاهده متن کامل]
تمثیل آیینه و جیوه و تمثیل خورشید و عینک دودی : بعضی حکیمان و عارفان دینی خودمان معتقدند که حق تعالی از شدت نور ظهوری در مقابل چشمان سر انسان پنهان و ناپیداست و لذا دیدن آن به کمک چشمان غیر مسلح ممکن نیست بلکه به آینه داران طلعت حق تعالی نیازمندیم، همانطور که برای نگاه کردن به خورشید به عینک های دودی نیازمندیم. و این آینه داران طلعت را خود حق تعالی و انسان های کامل می پندارند و اگر شیعی مذهب باشند، این انسان های کامل را محمّد و علی میدانند و اگر سنی مذهب باشند محمّد و ابوبکر و عمر و عثمان و اعم و ذالک. و اعیان ثابته ابن عربی را جیوه ی پشت آینه می پندارند که خود ناپیداست اما تصاویر نهفته در خود را در آینه را به ظهور می رساند. بر خلاف بینش و باور این بزرگواران، من معتقدم که جیوه ی موجود در پشت آینه وجود و ماهیت بیکران خدای حقیقی و واقعی هیچ چیز دیگری نیست غیر از خاطره ی مطلق و بیکران وی که تصاویر فراوان هر موجودی در مدارات، مراتب یا درجات فراوان تکاملی بین دو حد دنیوی؛ یکی نهایت نقصان و امکان اخس در پایین درجه تکاملی و دیگری نهایت کمال و امکان اشرف دنیوی در بالاترین درجه تکاملی در طول این سفر بسیار طولانی و دایره وار دنیوی، مقطعی، نزولی و صعودی محتوای کیهان یا جهان بین دو بهشت برین متوالی یعنی بین مبدء و معاد حقیقی و واقعی ( منظور از دیدگاه علمی و نه دینی ) در آن ثبت و ضبط شده، موجود میباشند و خارج از تیر رس شعاع برد حواس غیر مسلح و مسلح ( یعنی به کمک تلکسکوپ و میکروسکوپ ) قرار دارند و به کمک تجربه غیر قابل فهم و درک می باشند. خدای حقیقی و واقعی بر خلاف خدای کلمه ای دینی و فلسفی و عرفانی و آتئیسم، بطور همزمان و در عین واحد در لحظه ی جاودانه حال هم شهودی و هم غیبی، هم امری و هم خلقی، هم ملکی و هم ملکوتی است، هم واجب الوجود است و هم ممکن الوجود، هم علت است و هم معلول، هم خالق و هم مخلوق و بطور کلی و عام هم اول، هم وسط، هم آخر، هم بیرون و هم درون همه چیز و همه کس است، هم ظاهر و هم باطن این واقعیت و طبیعت، هم محتوا و هم محیط هرکدام از گیتی ها یا کیهان ها و یا جهان های متناهی و مساوی و موازی و بیشمار و در محتوای هرکدام از آنها دارای هفت سیما یا چهره و یا جمال و جلال کلی می باشد بصورت هفت سامان یا نظام کلی کوانتمی در قالب هفت عالم یا دنیا به شکل آسمان ها و زمین های هفتگانه و هرآنچه که بین آنهاست و لذا هیچ موجود دیگری چه شهودی و چه غیبی غیر از او نه وجود دارد و نه میتواند وجود داشته باشد منجمله اهریمن یا شیطان آئینی و دینی که درست مثل خدای کلمه ای دینی فقط در زبان و خط و فهم و عقل انسان دینی شبح وار در حال پرسه زدن است و در خارج از آنها هیچگونه مصداق و مثال بیرونی ندارد. نتیجه کلی اینکه جدا نمودن عالم غیب و امر و ملکوت از عالم شهود و خلق و ملک و قرار دادن آن در نهایت حاشیه ی بالائی و دیگری در نهایت حاشیه پائینی هستی یا وجود و ماهیت بیکران، یکی از بنیادی ترین گمراهه روی ها و انحرافات در اندیشه، فکر، خیال و تصور دینی محسوب میشود. در ست مثل جدا نمودن ایده ها از محسوسات و قرار دادن اولی در عالم ماوراء طبیعت و دیگری در عالم مادون یا طبیعت توسط افلاطون که بنیادی ترین گمراهه روی در اندیشه، فکر، خیال و تصور فلسفی محسوب میشود. و همچنین جدا نمودن بیزمانی و بیمکانی و زمانی و مکانی از همدیگر و گذاشتن یا قرار دادن اولی در ورای دومی، یکی از گمراهه روی های بنیادی شهودات شوقانی و ذوقانی عرفانی محسوب میشود که بر اساس آن این جهان و موجودات درون آن تجلی و ظهور صفات و اسماء حق تعالی میباشند ( یعنی بدون صفت بیزمانی و بیمکانی وی ) .
نتیجه کلی : من به عنوان یک فرد انسانی در خاطره مطلق و بیکران خدای حقیقی و واقعی دارای سه تصویر میباشم: یکی مبدئی و معادی، ازلی و ابدی در نهایت کمال ایده آل خوبی و زیبایی برای جاودانگی و دیگری برزخی باز هم در نهایت کمال ایده آل خوبی و زیبایی و دیگری تصاویر فراوان دنیوی در مدارات، مراتب یا درجات فراوان تکاملی بین دو حد دنیوی اشاره شده در بالا در طول سلسله ی دایر وار دهّر ها و دقیقن به تعداد یک هفتم کلیه ی حلقه های زنجیره دایره وار علت و معلول که به روش علمی و به زبان ریاضی قابل محاسبه و تعیین و در قالب یک عدد بزرگ قابل نمایش اند. این محاسبه و تعیین به عهده متکلمین و حکیمان و عارفان دینی که ادعای پر طمطراق خود شناسی و خدا شناسی را در سر و دل خویش می پروانند و آنرا به عام تحمیل مینمایند، یعنی در پیشگاه والای عام خود را خود شناس و خدا شناس معرفی میکنند و احیانا در پایان نمایشات کلامی خود، عبارت های " اللهُ اکبر " و " لا اله الا الله " را بر زبان جاری می نمایند بدون اینکه معنای این واژه ها را بخوبی و براستی و درستی فهمیده و درک کرده بوده باشند.
آفریدگار کائنات نیافریده ست ما را بهر طاعت و بندگی یا به لسان قرآن الا یعبدون/ بلکه تا کند مارا راست و درست و حسابی وان هم نه به سان ماریا مادر ایسا یا مریم باک راه/ الا یعنی بلکه یا مگر به معرفت کامل ابعاد فراوان و بیکران خویش هدایت و رهنمون مارا/ تا سهیم گرداند و بهره مند نماید از عشق و زندگی بی آغاز و بی پایان، لایزال و جاودانه خویش مارا/ لذا شیخا گر خود نمی خواهی مخواه اما دست کم بگذار که دیگران رسند به سعادت های نسبی دینوی در همین جا و حال درین زمان و مکان/ در عوض پیشکش خود و جمیع گذشتگان و حال و آیندگانت باد انشاالله کلیه ی سعادت های برزخی و اُخروی در لازمان و لامکان/. . .
عین ثابت یعنی ذات خداوند که درموجودات تجلی کرده ویادرآینده متبلورخواهدشد. کارما نیست شناسایی "رازگلسرخ"
گل سرخ همان عین ثابت است. . . . رسم آزادی
گل سرخ همان عین ثابت است. . . . رسم آزادی