[ویکی فقه] استدراج: غافلگیر کردن گناهکاران با نعمت است.واژه «استدراج» به معنای فریب دادن و نزدیک کردن تدریجی است. مفهوم کلّی «انجام تدریجی» در این واژه نهفته است.
از دیدگاه اهل لغت استدراج دو معنی دارد، یکی گرفتن چیزی به تدریج است. زیرا اصل این ماده از درجه گرفته شده که به معنی " پله" است، همان گونه که
انسان در صعود و نزول از طبقات پائین عمارت به بالا، یا به عکس، از پله ها استفاده می کند، همچنین هر گاه چیزی را تدریجاً و مرحله به مرحله بگیرند یا گرفتار سازند به این عمل استدراج گفته می شود.معنی دیگر "پیچیدن" است، همان گونه که یک طومار را به هم می پیچند.از حسین بن علی(صلوات الله علیهما) در تحف العقول نقل شده فرمود:«استدراج از خداوند سبحان آن است که نعمت بنده را فراوان کند و توفیق شکر را از او سلب نماید.»
تعریف اصطلاحی استدراج
در اصطلاح دینی، مراد از استدراج این است که خداوند گناهکاران و نافرمانان جسور و بی شرم را سریع گرفتار عقوبت نمی کند؛ بلکه درهای نعمت خود را بر آنها می گشاید. فراوانی نعمت یا آنها را از خواب
غفلت بیدار می کند که این همان «هدایت الهی» است و یا بر غرور آنها می افزاید و عقوبت را سخت تر می سازد که این، استدراج است
استدراج در قرآن
«استدراج» دو بار در قرآن کریم به کار رفته است و هر دو درباره انکار کنندگان آیات الهی است. ولی کید الهی، مهلت، استهزاء، طول عمر دادن و... به عنوان «استدراج»، بارها در آیات قرآن آمده است.«وَالَّذِینَ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَیْثُ لاَ یَعْلَمُونَ»«و آنها که آیات ما را تکذیب کردند، به تدریج از جایی که نمی دانند، گرفتار مجازاتشان خواهیم کرد.»در این آیه، قرینه مقام دلالت دارد بر این که منظور از استدراج نزدیک شدن به هلاکت است یا در دنیا و یا در آخرت و این که استدراج را مقید کرد به راهی که خود آنان نفهمند، برای این است که بفهماند این نزدیک کردن آشکارا نیست، بلکه در همان سرگرمی به تمتع از مظاهر زندگی مادی مخفی است، و در نتیجه ایشان با زیاده روی در معصیت پیوسته بسوی هلاکت نزدیک می شود. پس می توان گفت استدراج، تجدید نعمتی بعد از نعمت دیگری است تا بدین وسیله التذاذ به آن نعمت ها ایشان را از توجه به وبال کارهایشان غافل بسازد.
استدراج در روایات
...
[ویکی شیعه] «هرگاه بنده ای گناه کند، اما در مقابل، نعمت او زیاد گردد و این نعمت او را از استغفار باز دارد، (این استدراج است) و از آنجایی که احتمالش را نمی دهد، غافلگیر می شود».
استدراج، دور شدن بنده از توفیق استغفار است که با افزودن نعمت ها توسط خدا رخ می دهد. برخی از مفسران استدراج را به معنای انجام کارهای خارق العاده نیز گرفته اند.
آیات قرآن و روایات امامان شیعه ، استدراج بندگان را پس از مهلتهایی می دانند که بنده برای استغفار داشته و از آن استفاده نکرده است.
کلمه استدراج به معنای نزدیک شدن به سوی چیزی به تدریج است.
قرآن در دو
آیه از مشتقات کلمه استدراج استفاده کرده و معنایی شبیه به همین معنای لغوی را از آن قصد کرده است:
[ویکی اهل البیت] این صفحه مدخلی از دائرة المعارف قرآن کریم است
نزدیک شدن تدریجی و غیرمستقیم کافران و فاسقان به هلاکت و عذاب، بر اثر اصرار بر کفر و گناه.
و تکذیب و رویگردانی انسان از سوی دیگر، در مورد کافران و فاسقان به اجرا درمی آید. این واژه از ریشه «د ـ ر ـ ج» به معنای اندک اندک گام برداشتن و حرکت یک شیء یا حرکت در ضمن یک شیء و درهم پیچیدن اشیا و مرگ و فنا بوده، در همه کاربردهایش متضمن معنای تدریج و نوعی حرکت صعودی یا نزولی است.
استدراج به نوعی صناعت ادبی نیز گفته می شود که در مباحثات و مجادلات به کار می آید، به این گونه که شخص از مسیری پنهان و با جلب نظر تدریجی مخاطب، او را به نحوی به پذیرش مدعای خویش وادار می کند.
مفهوم استدراج در قرآن به معنای فرو کشیدن تدریجی افراد به سوی مقصد و سرانجامشان یا در هم پیچیدن زندگی و وجودشان از طریق اغفال آنها از یاد خداست که اعطای نعمت و آسایش بیشتر در این فرایند نقشی اساسی دارد. انسان هایی که از هدایت ها و آزمایش های گوناگون خداوند برای هدایت تأثیر مثبت نمی پذیرند در آخرین مرحله به آنان مهلت داده شده، به کلی رها می گردند و حتی زمینه ها و امکانات سقوط نیز برایشان مهیا می شود و به تدریج به سرانجام شوم خویش نزدیک شده، ناگاه به عذاب خداوندی دچار می گردند.
واژه استدراج دوبار در قرآن به کار رفته (سوره اعراف/ 7، 182؛ سوره قلم/68، 44) و در آیات فراوانی نیز بدون کاربرد واژه استدراج از این پدیده به تفصیل بحث شده است. این واژه در هر دو مورد به صورت جمع بکار رفته که برخی آن را اشاره به تأثیر واسطه های فیض الهی و مدبرات امور از قبیل فرشتگان در نزول نعمت های پیاپی برای استدراج دانسته اند، چنان که کاربرد واژه «املاء» و «کید» به صورت مفرد در مورد خداوند، به حکم ویژه الهی در مورد کافران و فاسقان اشاره دارد که کسی در صدور آن با خداوند مشارکتی ندارد. در روایات یکی از اسمای الهی مُملی دانسته شده است.
مفهوم استدراج گستره وسیعی دارد و در ارتباط با بسیاری از مفاهیم دیگر قرآن است، از این رو مجلسی، در ضمن دو عنوان عام «کفر و ایمان» درباره استدراج بحث کرده است.
مفاهیم پیرامون استدراج گاه در مقایسه با افراد مبتلا به این سنت و گاه در مقایسه با خداوند در نقش فاعل استدراج مطرح شده است. در واقع این مفاهیم، دو روی یک سکه است که بخش نخست آن ها حالت ظاهری استدراج (تنعّم، آسایش و احساس عزت و اقتدار) و بخش دیگر حالت باطنی و واقعی آن (فرو رفتن آرام در باتلاق هلاکت و ابتلای تدریجی به عذاب الهی) را نمایش می دهد.
[ویکی اهل البیت] اِستدراج. این صفحه مدخلی از دائرة المعارف قرآن کریم است
نزدیک شدن تدریجی و غیرمستقیم کافران و فاسقان به هلاکت و عذاب، بر اثر اصرار بر کفر و گناه.
و تکذیب و رویگردانی انسان از سوی دیگر، در مورد کافران و فاسقان به اجرا درمی آید. این واژه از ریشه «د ـ ر ـ ج» به معنای اندک اندک گام برداشتن و حرکت یک شیء یا حرکت در ضمن یک شیء و درهم پیچیدن اشیا و مرگ و فنا بوده، در همه کاربردهایش متضمن معنای تدریج و نوعی حرکت صعودی یا نزولی است.
استدراج به نوعی صناعت ادبی نیز گفته می شود که در مباحثات و مجادلات به کار می آید، به این گونه که شخص از مسیری پنهان و با جلب نظر تدریجی مخاطب، او را به نحوی به پذیرش مدعای خویش وادار می کند.
مفهوم استدراج در قرآن به معنای فرو کشیدن تدریجی افراد به سوی مقصد و سرانجامشان یا در هم پیچیدن زندگی و وجودشان از طریق اغفال آنها از یاد خداست که اعطای نعمت و آسایش بیشتر در این فرایند نقشی اساسی دارد. انسان هایی که از هدایت ها و آزمایش های گوناگون خداوند برای هدایت تأثیر مثبت نمی پذیرند در آخرین مرحله به آنان مهلت داده شده، به کلی رها می گردند و حتی زمینه ها و امکانات سقوط نیز برایشان مهیا می شود و به تدریج به سرانجام شوم خویش نزدیک شده، ناگاه به عذاب خداوندی دچار می گردند.
واژه استدراج دوبار در قرآن به کار رفته (سوره اعراف/ 7، 182؛ سوره قلم/68، 44) و در آیات فراوانی نیز بدون کاربرد واژه استدراج از این پدیده به تفصیل بحث شده است. این واژه در هر دو مورد به صورت جمع بکار رفته که برخی آن را اشاره به تأثیر واسطه های فیض الهی و مدبرات امور از قبیل فرشتگان در نزول نعمت های پیاپی برای استدراج دانسته اند، چنان که کاربرد واژه «املاء» و «کید» به صورت مفرد در مورد خداوند، به حکم ویژه الهی در مورد کافران و فاسقان اشاره دارد که کسی در صدور آن با خداوند مشارکتی ندارد. در روایات یکی از اسمای الهی مُملی دانسته شده است.
[ویکی فقه] استدراج (قرآن). استدراج یکی از قوانین خدا برای عذاب ظالمان می باشد.
استدراج در لغت به معنای نزدیک کردن تدریجی و گرفتن آرام آرام است.
استدراج در قرآن
در قرآن به قرینه مقام در آیه ۱۸۲
سوره اعراف ، نزدیک کردن تدریجی و مهلت دادن برای نابود ساختن است؛ چه با عذاب دنیوی باشد یا اخروی. برخی در تفسیر آیه یاد شده گفته اند: مقصود از استدراج این است که انسان از نعمت و رفاه برخوردار شده و در حال غفلت به هلاکت و عذاب الهی گرفتار شود.
مشتقات استدراج
در این مدخل از مشتقات «استدراج»، «املاء»، «امهال»، «مد»، «نذر» و برخی جملات مشتمل بر واژه هایی مانند: «تمتع» و «متاع» استفاده شده است.
اهم عناوین
...