برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1577 100 1
شبکه مترجمین ایران

یونجه

/yonje/

برابر پارسی: اسپست، آسپست، اسفست

معنی یونجه در لغت نامه دهخدا

یونجه. [ یُن ْ ج َ / ج ِ ] (اِ) ینجه. اسفست. اسپست. آسپست. رطبة. قت. فصفصة. برسیم. گیاهی تر و سبز که تخم آن را می کارند و برای تعلیف اغنام و احشام به کار می رود. (یادداشت مؤلف ). یونچقه. گیاهی که اسبان را فربه کند. (فرهنگ رشیدی ). اسپست. فسفسه. (برهان ). این لغت که در این چند قرن اخیر در زبان فارسی راه یافته در ترکی جغتایی «یونوچکه » و در عثمانی «یوندزه » خوانده شده و به معنی تره و علف سبز گرفته شده است. در این زبانها هم این لغت قدیم نیست. برخی نوشته اند کلمه ٔ ترکی «یونجه » از «یونت » که به معنی «اسب » است ترکیب یافته (یونت در ترکی جغتایی و عثمانی به معنی اسب و مادیان است ) و معلوم نیست این وجه اشتقاق صحیح باشد.(هرمزدنامه نگارش پورداود ص 3). یونجه گیاهی است پایا از تیره ٔ پروانه واران واز دسته ٔ شبدرها که برگهایش دارای تقسیمات سه تایی می باشند. گلهایش غالباً بنفش رنگ و کوچک و گاهی زردرنگ است و گل آذینش خوشه ای است. معمولاً یونجه بین 4 تا 10 سال در زمینی که کشت می شود می ماند و هر دفعه آن رادرو کنند مجدداً رشد می کند و به طور معمول هر سال 4 تا 5 مرتبه می شود آن را درو کرد. اسپست. سبست. سبیس.اسپیستا. برسیم حجازی. قضب. ینجه. یونجه ٔ معمولی.
- زکام یونجه ؛ در اصطلاح پزشکی ، گونه ای زکام که دراثر حساسیت نسبت به گرده ٔ گیاهان مختلف (خصوصاً گیاهان تیره ٔ گندمیان و یا پروانه واران و غیره ) ایجاد می شود و در حقیقت یک نوع زکام دراثر حساسیت است. زکام علوفه. زکام براثر حساسیت.
- یونجه ٔ باغی ؛ اسم رطبه است. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).
- یونجه ٔ رازکی ؛ گونه ای یونجه که دوساله است و ساقه اش روی زمین می خوابد و در اراضی رسی خوب می روید. این گونه یونجه پیش رس است و زودتر از اقسام دیگر یونجه رشد می کند و گلهایش زردرنگ و خیلی کوچکند و گل آذینش سنبله ای است.
- یونجه ٔ زرد ؛ یکی از گونه های یونجه که دارای گلهای زرد لیمویی است.
- یونجه ٔ شنی ؛ گونه ای از یونجه که دورگه است و از آمیزش دو گونه یونجه ٔ زرد و یونجه ٔ معمولی حاصل شده است. گلهایش ممکن است زرد یا سبز روشن و یا بنفش باشند و چنانکه از اسمش پیداست در اراضی شنی کشت می شود و 3 تا 6 سال می ...

معنی یونجه به فارسی

یونجه
کلمه ترکی، اسپرس، اسپست، گیاهی که بمصرف خوراک چهارپایان میرسد
(اسم) گیاهی پایاازتیر. پروانهواران و از دست. شبدرها که برگهایش دارای تقسیمات سهتایی میباشند یعنی هربرگ شامل سه برگچهاست گلهایش غالبا بنفش رنگ و کوچک و گاهی زردرنگ است وگل آذینش خوشهای است .میوهاش نام وسمی پیچ خوردهاست .این گیاه از علفهای بسیارمرغوب مراتع است و خوراک بسیارخوبی جهت دام هااست بهمین جهت بمقدار زیاد آنرا کشت میکنند بهترین زمین برای کشت یونجه زمینهای شنی رسی آهک دار است معمولایونجه بین ۴ تا ۱٠ سال درزمینی که کشت میشود میماند و هر دفعه آنرا درو کنند مجددا رشد میکند و بطور معمول هرسال ۴ تا ۵ مرتبه میشود آنرادرورکرد. تخم های یونجه که بمنظور بذرکاری مورداستفاده واقع میشوند نباید بیش از دو سال مانده باشند و ضمنا باید رنگ آنها قهوهای روشن باشد زیرا تخم های تیره رنگ کهنه شدهاند وقو. زیر رااز دست دادهانداین گیاه دراکثرنقاط دنیاکشت میشودوبخوب رشدمیکندترکیب شیمیایی این گیاه درساقه های جوان ( قبل ازگل دادن ) وساقه های مسن (بعداز گل دادن) فرق میکنددر گیاه جوان مقدارمواد پروتیدی زیادتر وبرعکس سلولز وگلوسیدهای آن کمتراز گیاه مسناست . پروتئین های موجود دراین گیاه عبارتنداز لیزین آرژینین هیستیدین آدنین آسپاراژین سیستین وغیره یونجه ازلحاظ دارا بودن مواد ازته و ویتامین های متعدد وهمچنین دارابودن مواد آهکی فراوان درمعالج. مرض راشی تیسم و رشد و نمو اطفال اثرات نیکویی دارد. یونجه بوصرت خام و یا پخته دراغذیه مصرف اختیار میشود یکی از طرق استفاده از یونجه آنست که گیاه خشک شده را بمقدار ۳٠٠ گرم کنندو در یک لیتر آب بجوشانند بحدی که مایع به نصف تقلیل یابد سپس آنرا با فشار صاف کنند و با افزودن ۹٠٠ گرم قند بصورت شربت غلیظی در آورند مقدارمصرف روزان. شربت حاصل معادل ۲٠٠ تا ۳٠٠ گرم در روز بصورت مخلوطی باکمی آب میباشد .یونجه اگربحالت تازه مصرف شود بایدبمقدارکم باشد خصوصا موقعیکه تاز. آن بمصرف تغذی. دام ها میرسد زیرا براثر تخمیر تدریجی که حاصل میکند موجب نفخ زیادمعده وهلاکت آنهامیشود وبعلاوه ساپونین موجود درگیاه نیزمنشا عوارض واختلالات میگردد ازاینجهت درغذای روزانه جزئ سبزیهای خوراکی ویادرسالاد در مصرف آن بایستی امساک کرد و بهتراست بصورت پختهشده مصرف شود
...

معنی یونجه در فرهنگ معین

یونجه
(یُ جِ) [ تر. ] (اِ.) گیاهی است از نوع اسپرس که خوراک چهارپایان است .

معنی یونجه در فرهنگ فارسی عمید

یونجه
گیاهی با ساقه های بلند، برگچه های نازک، و گل های بنفش که به مصرف خوراک چهارپایان می رسد، اسپرس، اسپست.
زمینی که در آن یونجۀ فراوان کاشته باشند.

یونجه در دانشنامه ویکی پدیا

یونجه
یونجه(ترکی)، (کابلی:رشقه، هراتی:سبست) یا اسپست (medicago sativa به معنی علف مادها) اولین بار توسط مادها برای تأمین غذای اسب هایشان اهلی گردید. یونجه اصولاً مبدأ کویری دارد و در حال حاضر در تمام مناطق معتدل و شبه قاره کشت می گردد.
یونجه های ایرانی عبارت اند از: همدانی، بمی، یزدی، قره یونجه، بغدادی، مهاجرانی، قره یونجه خورونده، هراتی، افغانی، فامنین و دشته ای،نیک شهری
یونجه خارجی موآپا – سونورا – سی ریور –سکوئل – ماسیرسا- رنجر- کانادایی- هاردیگان- ترکستانی،سی یو اف 101
Kingdom: Plantae
Division: Magnoliophyta
Class: Magnoliopsida
عکس یونجه
یونجه (نام علمی: Medicago) نام یک سرده از تیره باقلاییان است. یونجه گونه ای از این سرده است.
یونجه
Medicago blancheana Boiss.
Medicago noeana Boiss.
Medicago rugosa Desr.
Medicago rotata Boiss.
Medicago scutellata (L.) Miller
Medicago shepardii Post
Medicago ciliaris (L.) Krocker
Medicago granadensis Willd.
یونجه خارپشتی (L.) Miller
Medicago muricoleptis Tin.
Medicago arabica (L.) Huds.
Medicago coronata (L.) Bart.
Medicago disciformis DC.
یونجه پاره پاره (L.) Miller
Medicago lanigera Winkl. & Fedtsch.
Medicago laxispira Heyn
یونجه صغیر (L.) Bart.
یونجه خاردار L.
Medicago praecox DC.
Medicago sauvagei Nègre
Medicago tenoreana Ser.
یونجه ایرلندی (نام علمی: Sida rhombifolia) نام یک گونه از تیره پنیرکیان است.
یونجه باغی (نام علمی: Coronilla) نام یک سرده از تیره باقلاییان است.
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

یونجه در دانشنامه آزاد پارسی

(یا: اِسپست) گیاهانی علفی و به ندرت پایا از جنس Medicago، متعلق به تیرۀ پروانه آسایان. برگ های این گیاهان سه برگچه ای با گوشوارک پیوسته به دُم برگ، کاسۀ گل آن ها کوتاه و پنج دندانه ای، و میوۀ نیامشان پُر از دانه است. از این جنس، بیش از چهارده گونه در بیشتر نقاط ایران می روید. پرورش انواع آن برای تهیۀ علوفه برای چهارپایان و اسب های سلطنتی از زمان های بسیار قدیم در ایران معمول بوده است. گل های اسپست دارای ارزش فراوانی در تولید عسل اند. همچنین، این گیاهان به سبب دارابودن ویتامین ها و برخی مواد مؤثر دیگر، برای رشد کودکان و درمان برخی امراض مؤثرند.

یونجه در جدول کلمات

یونجه زرد
اکلیل الملک
یونجه عرب
قت

معنی یونجه به انگلیسی

alfalfa (اسم)
یونجه
lucerne (اسم)
یونجه
fettle (اسم)
یونجه ، حالت ، حال ، نظم و ترتیب

معنی کلمه یونجه به عربی

یونجه
برسيم
غش

یونجه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اوزرا
پنجعلی.یا پنجه لی؟؟؟لو.و.لی.علامت نسبیت در زبان تورکی است.مثل آجرلو.خوجالو.قره خانلو.اینانلو.خومارلو.آیدانلو.رجبلو.اسدلو.شعبانلو…..تهرانلی.تبریزلی.پنجه لی(کسی که دارای پنجه های قوی است)گنجه لی(گنجعلی غلط است..مثل نظامی گنجوی).سبزه لی(سبزعلی غلط است)شیره لی(شیرعلی غلط است)تپه لی(تپلی باغ نام محله ایی در تبریز)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• طریقه مصرف یونجه   • یونجه خشک   • معنی یونجه   • دانه یونجه   • کاشت یونجه   • فروش یونجه   • یونجه+کاشت+داشت+برداشت   • عکس یونجه   • مفهوم یونجه   • تعریف یونجه   • معرفی یونجه   • یونجه چیست   • یونجه یعنی چی   • یونجه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی یونجه

کلمه : یونجه
اشتباه تایپی : d,k[i
آوا : yonje
نقش : اسم
عکس یونجه : در گوگل

آیا معنی یونجه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )