برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1468 100 1

گرما

/garmA/

مترادف گرما: تف، حرارت، دما، گرمش، گرمی

متضاد گرما: برودت، سردی

معنی گرما در لغت نامه دهخدا

گرما. [ گ َ ] (اِ) مقابل سرما. حرارت. حرّ: تَهم ، سختی گرما. حَمیم ، گرمای سخت. دِف ء، دفاء، سَهام ؛ شدت گرما. صَیهَب ، شدت گرما و روز گرم. صَیهَد، شدت گرما. وَعک ؛ سختی گرما. (منتهی الارب ) : سپاه گرد آمده بود آنجا و گرمائی گرم بود. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ).
بانگ زله کرد خواهد کر گوش
و ایچ ناساید به گرما از خروش.
رودکی (سعید نفیسی ص 1079).
نه گرماش گرم و نه سرماش سرد
همه جای شادی و آرام و خورد.
فردوسی.
رنجه ز گرمای تموز آن و این
خفته و آسوده بزیر ظلال.
ناصرخسرو.
علم چون گرماست نادانی چو سرما در قیاس
هر که از سرما گریزد قصد زی گرما کند.
ناصرخسرو.
شیرین و سرخ گشت چنان خرما
چون برگرفت سختی گرما را.
ناصرخسرو.
در این گرما که باد سرد باید
دل آسان است ، با دل درد باید.
نظامی.
تو خفته خنک در حرم نیمروز
غریب از برون گو به گرما بسوز.
سعدی (بوستان ).
بنالید کای طالع بدلگام
به گرما بپختم درین زیر خام.
سعدی (بوستان ).
ایشان را سخت می آمد در گرمای گرم روزه داشتن. (تفسیر ابوالفتوح ).

معنی گرما به فارسی

گرما
گرمی هوا، نقیض سرما
( اسم ) حرارت گرمی مقابل سرما .
[heat] [فیزیک] نوعی انرژی مربوط به حرکت اتم ها یا مولکول ها که ازطریق رسانش و همرَفت و تابش قابل انتقال است
[ گویش مازنی ] /garmaa poshte/ از توابع خرم آباد تنکابن که نام قدیمی آن جور پشته بوده است
( صفت و اسم ) آلتی شیشه یی و مدرج که گرمی هوا را تعیین کند ترمومتر
( مصدر ) دچار سرما شدن مقابل سرما خوردن .
دچار گرما شده جمع : گرما خوردگان : بدم چندی چو خاکستر شد این دل که گرما خوردگان را خوش بود باد . ( امیرخسرو دهلوی )
آنکه حرارت در وی سخت اثر کرده .
[heat transfer] [شیمی، فیزیک، مهندسی بسپار] فرایندی که در آن گرما، در سطوح مرزی، از یک سامانه یا محیط به سامانه یا محیط دیگر منتقل می شود
[heat-resistant paint] [خوردگی، شیمی، مهندسی بسپار ـ علوم و فنّاورى رنگ] ماده ای پوششی که تاحدی در برابر گرما مقاوم است
[heat exchange] [فیزیک] مجموعه عملیاتی که به گرمایش یا سرمایش شاره ها منجر می شود
[heat exchanger] [فیزیک] افزاره ای که گرما را از یک محیط یا سامانه به محیط یا سامانه ای دیگر منتقل می کند
[heat island] [علوم جَوّ] ← جزیرۀ گرمای شهری
...

معنی گرما در فرهنگ معین

گرما
(گَ) [ په . ] (اِ.) حرارت ، سختی گرما.

معنی گرما در فرهنگ فارسی عمید

گرما
گرمی هوا.

گرما در دانشنامه ویکی پدیا

گرما
در فیزیک و ترمودینامیک، گرما انرژی جابجا شده از یک جسم به جسم دیگر یا از ناحیه ای به ناحیه ای دیگر، طی برهم کنش های گرمایی است. انتقال انرژی از راه های گوناگون مانند رسانش گرمایی، تابش، و همرفت انجام می شود. گرما یکی از ویژگی های سیستم یا جسم نیست، بلکه معمولاً به یک نوع فرایند مربوط است، و با جریان گرما و انتقال گرما هم معنا است.
واحد گرما در دستگاه SI، ژول است.
گرما را با نماد Q نمایش می دهیم.
در کل، گرما انتقال انرژی از یک جسم یا از یک سامانهٔ ترمودینامیکی به دیگری است در هنگامی که دو سامانه در دو دمای متفاوت باشند. این انرژی در اثر تماس حرارتی منتقل می شود. همچنین از انتقال گرما به عنوان یکی از فرایندهای بنیادی انتقال انرژی بین اجسام فیزیکی یاد می شود. انتقال گرما یکی از راه های جابجایی انرژی است که در آن کاری صورت نمی گیرد. صورتی از انرژی است که به واسطهٔ اختلاف دما منتقل می شود.
نیمه اول سده نوزدهم شاهد پیشرفت های فراوان و رشد بینش های عمیق دربارهٔ ماهیت های گرما بود چرا که در اواخر سده هجدهم انقلاب صنعتی در قاره اروپا و آمریکا گسترش یافت.
پیش از سال ۱۸۳۰ تصور می کردند که گرما و خواص گرمایی مواد با پدیده های مکانیکی الکتریکی ومغناطیسی ارتباطی ندارند. بنا بر نظریهٔ کالریک که در آن زمان رایج بود. مقدار گرمای هر جسم متناسب با مقداری از سیال کالریک بود که در جسم وجود داشت یعنی هر چه مقدار سیال کالریک آن نیز بیشتر بود انبساط گرمایی را که از پدیده های آشنا به شمار می آمد این طور توجیه می کردند که برای پذیرش سیال کالریک اضافی فضایی بیشتر لازم است. هر چند دادن گرما به جسم هیچ تغییر قابل اندازه گیری در جرم آن ایجاد نمی کرد و این امر را با معضل روبرو کرده بود اما هواداران این نظریه برای حل مشکل می گفتند که کالریک یک سیال است (سنجش ناپذیر) یا (آذرین) یعنی سیالی بدون جرم است.
عکس گرما
گرما ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
گرما (فیلم)
گرما (فیلم ۱۹۷۲)
گرما (فیلم ۱۹۸۶)
گرما (فیلم ۱۹۹ ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

گرما در دانشنامه آزاد پارسی

گَرما (heat)
شکلی از انرژی در ماده، حاصل از حرکت ارتعاشی (انرژی جنبشی) مولکول ها یا اتم های آن ماده. انرژی گرمایی از طریق رسانایی، همرفتی، و تابش منتقل می شود و همواره از ناحیه ای با دمای زیادتر (شدت گرما) به ناحیه ای با دمای کمتر جاری می شود. گرما ممکن است صرفاً موجب افزایش دمای ماده ای شود یا آن را منبسط، اگر جامد باشد ذوب، و اگر مایع باشد بخار کند یا اگر مادۀ گازی در ظرف سربسته باشد، موجب افزایش فشار شود.
اندازه گیری. مقادیر گرما معمولاً برحسب واحدهای انرژی اندازه گیری می شوند، ازجمله برحسب ژول (J) یا کالری (cal). گرمای ویژۀ ماده عبارت است از نسبت مقدار گرمای لازم برای افزایش دمای جرم معیّنی از ماده، در دامنۀ دمای مفروض، مثلاً یک درجه به گرمای لازم برای افزایش دمای جرم آب برابر با آن، در همان دامنه گرمایی. گرما را با گرماسنج (کالری متر) اندازه گیری می کنند.
رسانایی، همرفتی و تابش. رسانایی عبارت است از عبور گرما از ماده به محیط اطراف به قسمی که ضمن انتقال گرما حرکت محسوسی واقع نشود. مثلاً وقتی سر میله ای فلزی را در آتش بگذاریم، کل طول میله گرم می شود. همرفتی عبور گرما از طریق سیالی (گاز یا مایع) است که جریان دارد. مثلاً هوای اتاق بر اثر حرارت اجاق یا رادیاتور (فن کویل) گرم می شود. تابش انتقال گرما از طریق پرتوهای زیرسرخ است. این پرتو از درون خلأ گذر می کند، با سرعت نور حرکت می کند، و منعکس یا شکسته می شود. گرمای خورشید از طریق تابش به زمین می رسد. نیز ← ترمودینامیک

ارتباط محتوایی با گرما

گرما در جدول کلمات

گرما
تف
گرما | بخار
تف
گرما بخش فصل سرما
بخاری
گرما درمانی
دیا ترمی
درجه گرما و سرما
دما
مجموع آثار جوّی اعم از سرما و گرما در یک شهر یا ناحیه
اب و هوا

معنی گرما به انگلیسی

heat (اسم)
تندی ، نوبت ، اشتیاق ، حرارت ، گرمی ، گرما ، وهله ، تحریک جنسی زنان ، طلب شدن جانور
therm (اسم)
حمام ، داغ ، گرما ، کالری کوچک ، معادل هزار کالری بزرگ ، واحد گرما ، حمام عمومی

معنی کلمه گرما به عربی

گرما
حرارة
مشعاع
منظم الحرارة
دفء
سجل
منظم الحرارة
مدفأة
سعرة حرارية

گرما را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حمیدرضا دادگر_فریمان
تف، حرارت، دما، گرمش، گرمی
شهرام جاری
با سلام به ایل بزرگ بختیاری و طایفه ی غیور گرما

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی گرما   • واحد گرما در جدول   • تفاوت گرما و دما   • مترادف گرما   • واحد سنجش گرما چیست؟   • تعریف انرژی گرمایی   • روش های انتقال گرما   • نام دیگر گرما   • مفهوم گرما   • تعریف گرما   • معرفی گرما   • گرما یعنی چی   • گرما یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی گرما
کلمه : گرما
اشتباه تایپی : 'vlh
آوا : garmA
نقش : اسم
عکس گرما : در گوگل

آیا معنی گرما مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران