برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1539 100 1
شبکه مترجمین ایران

کوله

/kule/

مترادف کوله: پشت، کوله بار، آبگیر، استخر، تالاب، انبوه، توده

معنی کوله در لغت نامه دهخدا

کؤلة. [ ک ُ ئو ل َ ] (ع مص ) کال. کألة. فروختن یا خریدن دینی که تو راست بر شخصی به مقابله دینی که او راست بر دیگری. (منتهی الارب ). کأل. کألة. (ناظم الاطباء). کؤولة. کأل. کالة. (اقرب الموارد).

کوله. [ ل َ / ل ِ ] (اِ) با ثانی مجهول ، گوی را گویند که صیادان در آن نشینند تا صید ایشان را نبیند و دام را بکشند. (برهان ) (آنندراج ). مرادف چاله است. (آنندراج ). گوی که در آن صیاد نشیند تا او را نبیند و دام را بکشد. (فرهنگ رشیدی ) :
تا کی آید به دام مرغ مراد
همچو صیاد مانده در کوله.
نزاری قهستانی (از فرهنگ رشیدی ).
|| خارپشت کلان و کوچک را نیز گفته اند و به این معنی با کاف فارسی هم آمده است. (برهان ). خارپشت. (ناظم الاطباء). خارپشت. مرنگو. خجو. تشی. راورا. بهین. سکنه. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). اسم فارسی قنفذ است. (فهرست مخزن الادویه ). || نوعی از حیله که خروسان جنگی را باشدو در ضمن این استراحت کنند و خصم را از کثرت حرکت مانده سازند. (فرهنگ رشیدی ). نوعی از حیله که خروسان جنگی در جنگ دارند و بدوند و نفس تازه کنند و خصم رااز حرکت خسته و مانده سازند و آنگاه بازگردند و به جنگ درآیند تا غالب شوند چنین خروس را «کله رو» به فتح «را» خوانند... (آنندراج ) (انجمن آرا). || کول. تالاب. استخر. آبگیر. (فرهنگ فارسی معین ) :
شه چو حوضی دان حشم چون لوله ها
آب از لوله رود در کوله ها.
مولوی (مثنوی ).
|| در اصطلاح بنایان ، دیواره ای که گرد حوض و امثال آن برآرند بالاتر از کف صحن حیاط. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || نامی است که در خوزستان به گندم سخت می دهند. مقابل نرمه. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || نانی که خمیر آن از دیوار تنور در آتش افتد و شکل مقصود را بگذارد. نان جداشده از جدار تنور و به آتش افتاده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || کتف و میانه ٔ دوکتف و هنوز هم معروف است :
سیه کوله ای گردبازو منم
گران کوه را هم ترازو منم.
نظامی (گنجینه گنجوی ).
و رجوع به کول شود.
|| از: کول (معنی اول ) + (پسوند نسبت ) آنچه بر کول (شانه و پشت ) حمل کنند. کوله بار. (فرهنگ فارسی معین ). پشته : یک کوله هیزم ؛ یک کوله بار. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا ...

معنی کوله به فارسی

کوله
( اسم ) آنچه بر کول ( شانه و پشت ) حمل کنند .
[ گویش مازنی ] /koole/ روی هم چیدن دسته های برنج به گونه ای که خوشه ها به طرف بیرون قرار گیرند توده & پلک چشم & جوجه خروس – بزغاله &
( اسم ) باری که بر پشت کشند : کوله بار آرزو یی بست دل کاسمان زد زور از جا بر نداشت . ( ظهوری )
( اسم ) باری که بر پشت کشند : کوله بار آرزو یی بست دل کاسمان زد زور از جا بر نداشت . ( ظهوری )
[ گویش مازنی ] /koole baviyen/ انباشته شدن
( اسم ) صمغ انگدان سفید .
( اسم ) ۱ - کیسه ای که برای حمل خواربار و لوازم دیگر بر پشت بندند ساک . ۲ - در کوهنوردی کیس. محتوی وسایل کوهنورد را گویند ساک .
( اسم ) درختچهای کوتاه از تیر. سوسنیها و از دست. مارچوبه ها که ارتفاعش حدود ۶٠ سانتیمتر است . ساقه اش منشعب بساقه های فرعی و منتهی به نوکی خار مانند است . گلها یش کوچک و سبز رنگ و دارای دم گلی است که بصفحات سبز رنگ و برگ مانند چسبیده است . میوه اش سته و برنگ ارغوانی و بقطر یک سانتیمتر است جز جیز چوشت چشت هس پل کول کولر کول کیش کول خس .
[Ruscus] [زیست شناسی- علوم گیاهی] سرده ای از کوله خاسیان نیمه درختچه ای چندساله و همیشه سبز با شش گونه که بومی غرب و جنوب اروپا هستند؛ ساقۀ آنها منشعب و پرشاخه و برگ هایشان ریز و فلس مانند و غیرفتوسنتزی (non-photosynthetic) است و گل هایشان کوچک و سفید و در م...
[Ruscaceae] [زیست شناسی- علوم گیاهی] تیره ای از مارچوبه سانان بالارونده یا درختچه ای با حدود سه سرده و حدود نُه گونه با گسترش جهانی که در مناطق معتدل تنوع بسیار دارند؛ ...

معنی کوله در فرهنگ معین

کوله
(لِ) باری که روی دوش حمل کنند.
(لَ) (ص .) احمق ، نادان .
(لِ. پُ) (اِمر.) کیف یا کیسه ای که برای حمل بار بر پشت بندند.
( ~ُ کُ لِ) (ص .) دارای شکل یا امتداد نادرست و نازیبا، کج و معوج .

معنی کوله در فرهنگ فارسی عمید

کوله
کج، خمیده: کج وکوله.
کوله بار و کوله پشتی.
کیف نسبتاً بزرگی برای راحت حمل کردن لوازم مختلف که بر پشت و روی شانه ها قرار می گیرد.
گیاهی چندساله با برگ های بیضی نوک تیز و گل های کوچک سبزرنگ که ساقۀ زیرزمینی و ریشۀ آن مصرف دارویی دارد، جز، جیز، چوشت، کول، کولار، کول کیش.

کوله در دانشنامه ویکی پدیا

کوله
کوله (دیواندره)، روستایی از توابع بخش سارال شهرستان دیواندره در استان کردستان ایران است.
این روستا در دهستان کوله قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۰۹ نفر (۷۶خانوار) بوده است.این روستا در 15کیلومتری دیواندره و75کیلومتری شهر سنندج قرار گرفته مردم این روستا اکثرا مشغول کار دامداری و کشاورزی می باشند.100درصد مردم این روستابا زبان کردی سخن میگویند.
کوله اومبرتو (به ایتالیایی: Colle Umberto) یک کومونه در ایتالیا است که در استان ترویزو واقع شده است.
فهرست شهرهای ایتالیا
San Martino di Colle Umberto, Menare', San Sebastiano.
کوله اومبرتو ۱۳٫۶ کیلومترمربع مساحت و ۴٬۹۰۰ نفر جمعیت دارد و ۱۴۴ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
شهرهای La Balme-de-Sillingy و لارنس رم خواهرخوانده های کوله اومبرتو هستند.
کوله بیان، روستایی از توابع بخش ییلاق شهرستان قروه در استان کردستان ایران است.
این روستا در دهستان قوری چای قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۶ نفر (۱۰خانوار) بوده است.
کوله پشتگردی یک شکل گردشگری کم هزینه است، که حتی می تواند گردشگری بین المللی باشد. این گردشگری با استفاده از کوله پشتی یا هر نوع چمدان دیگر است که بشود به راحتی آن را با خود برد و برای مسافت های طولانی یا دوره های طولانی زمانی آن را به کار گرفت، انجام می شود. استفاده از حمل و نقل عمومی، یا درخواست از ماشین هایی که در همان راه سفر می کنند برای جابه جا شدن، اسکان ارزان قیمت مانند خوابگاه های جوانان، مدت طولانی تر سفر در مقایسه با تعطیلات معمولی، علاقه به ملاقات با مردم محلی، دیدن منظره های محلی و همچنین خوردن غذاهایی محلی و ارزان همه جزو خصوصیات این گردشگران است. به طور معمول کوله پشتگردی بیشتر ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

معنی کلمه کوله به عربی

حقيبة , حمل
حقيبة , علبة

کوله را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میثم علیزاده
کیف کوله پشتی

☆ همچنین در گویش گیلکی به گوساله خیلی جوان که هنوز شیر میخورد گویند
علی باقری
کوله : [اصطلاح راه سازی] به دیوار پل می گویند.
علی باقری
کوله در زبان ترکی به معنی کوتاه ، قد کوتاه است . از این رو در زبان مغولی به نوعی اسب قد کوتاه کوله گفته می شود .کوله که نوعی اسب بوده است در پارسی، ترکی و مغولی دیده می‌شود که با کلمه کره (کره اسب )بی‌شباهت نیست. در زبان انگلیسی به کره اسب Colt گفته می شود

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خرید کوله پشتی دخترانه   • کوله پشتی ورزشی   • کوله پشتی کوهنوردی   • کوله پشتی نایک   • کوله پشتی دانشجویی   • خرید کوله پشتی دانشجویی   • کوله پشتی مدرسه   • کوله پشتی دیجی کالا   • معنی کوله   • مفهوم کوله   • تعریف کوله   • معرفی کوله   • کوله چیست   • کوله یعنی چی   • کوله یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کوله

کلمه : کوله
اشتباه تایپی : ;,gi
آوا : kule
نقش : اسم
عکس کوله : در گوگل

آیا معنی کوله مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )