برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1622 100 1
شبکه مترجمین ایران

کوت

/kut/

معنی اسم کوت

اسم: کوت
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر هزاره سرداران رومی و از یاران خسروپرویز پادشاه ساسانی

معنی کوت در لغت نامه دهخدا

کوت. (هندی ، اِ) قلعه. (تحقیق ماللهند ص 157). به زبان هندی قلعه را گویند. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). قلعه. حصار. (فرهنگ فارسی معین ). دژ. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : به جزیره ٔ هرمز راه یافته ، کوت - که عبارت از قلعه است - ترتیب داده مسکن گرفتند. (عالم آرای عباسی ص 64 از فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کوتوال شود.

کوت. (اِ) یکی از پنج سهمی که بر حسب سنت مبنای تقسیم محصول به شمار می رود. (فرهنگ فارسی معین ). یکی از سهم ها در معامله ٔ مالک و زارع. بهر. بهره : سه کوت. پنج کوت. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- سه کوت ؛ طرز تقسیم محصول که به موجب آن دو سهم به زارع و یک سهم به مالک می رسد یا بالعکس. (فرهنگ فارسی معین ). با الغاء مالکیتهای عمده و تقسیم زمین های مزروعی اکنون این رسم از میان رفته است.

کوت. (اِ) کود که بدان کشت را نیرو دهند. (ناظم الاطباء). کود. رشوه. نیرو. بار. انبار. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به کود شود. || (ص ) مجموع. انباشته. (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کوت کردن شود. || پر، با برآمدگی از لب ظرف. مقابل سیله. فوق پری : یک کاسه کوت برنج. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

کوت. [ ک َ / کُو ] (اِ) کفل و سرین آدمی را گویند. (برهان ) (آنندراج )(ناظم الاطباء). گوت. (برهان ). و رجوع به گوت شود.

کوت. (موصول + ضمیر + ضمیر) که + او + ت ضمیر متصل ؛ مخفف که او ترا. (ناظم الاطباء).

کوت. (اِخ ) دهی از دهستان مینوحی است که در بخش قصبه ٔ معمره ٔ شهرستان آبادان واقع است و 150 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

کوت. (اِخ ) دهی از دهستان قصبه ٔ نصار است که در بخش قصبه ٔ معمره ٔ شهرستان آبادان واقع است و 300 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

کوت. (اِخ ) دهی از دهستان ده ملای بخش هندیجان است که در شهرستان خرمشهر واقع است و 150 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

کوت. (اِخ ) کوت الحواشم. دهی از بخش حومه ٔ سوسنگرد است که در شهرستان دشت میشان واقع است و 500 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

کوت. (اِخ ) شهری بوده است از آشور به مسافت ...

معنی کوت به فارسی

کوت
توده چیزی مثل کوت گندم وکوت سنگ یاچیزدیگر
( اسم ) قلعه حصار : بجزیر. هرمز راه یافته کوت که عبارت از قلعه است ترتیب داده مسکن گرفتند .
مخفف که او ترا
[ گویش مازنی ] /koot/ ذخیره – انباشته شده – روی هم انباشته شده
شهریست در کشور عراق ( بین النهرین ) واقع در کنار رود دجله بین بغداد و عماره .
[ گویش مازنی ] /koot bazoen/ توده کردن – روی هم ریختن – انباشتن
آنکه یا آنچه کوت یا کود پاشد. یا آلتی که بدان کوت یا کود در مزارع پاشند.
کود دادن
[ گویش مازنی ] /koot roobaar/ از ارتفاعات بخش یانه سر واقع در هزارجریب بهشهر
دهی است از دهستان رویسی . بخش مرکزی شهرستان خرمشهر واقع در یک کیلومتری جنوب خاور خرمشهر دشت و گرمسیر و مرطوب دارای ۱۵٠٠ تن سکنه محصول خرما .
قصبه ایست از دهستان باوی بخش مرکزی شهرستان اهواز واقع در ۱۲ کیلومتری جنوب اهواز دشت و گرمسیر دارای ۲۵٠٠ تن سکنه غله و صیفی .
دهی است از دهستان مینوحی بخش معمره شهرستان آبادان واقع در ۱۷ کیلومتری شمال خاور نهر قصر دشت و گرمسیر دارای ۱۲٠٠ تن سکنه محصول خرما و انگور .
[ گویش مازنی ] /kot nike/ از مراتع نشتای عباس آباد تنکابن
[ گویش مازنی ] /koot hekaarden/ انباشتن
کوت کر ...

معنی کوت در فرهنگ معین

کوت
(اِ.) کفل و سرین آدمی .
(اِ.) ۱ - کود. ۲ - مجموع ، انباشته .
[ هند. ] (اِ.) قلعه ، حصار.
(اِ.) یکی از پنج سهمی که برحسب سنت مبنای تقسیم محصول به شمار می رود.
(کَ دَ) (مص م .) توده کردن ، انباشتن روی هم .

معنی کوت در فرهنگ فارسی عمید

کوت
تودۀ چیزی: کوت گندم، کوت سنگ.

کوت در دانشنامه آزاد پارسی

(یا: کوت هِزارِه) در شاهنامۀ فردوسی ، از جنگاوران رومی و پسر هزاره. با لشکریان روم به سرداری نیاطوس به یاری خُسرو پرویز آمد. چون دو لشکر رویارو شدند، کوت از خسرو پرویز خواست که بهرام چوبین را به وی نشان دهد؛ تا با او بجنگد. خسرو، بهرام را به او نشان داد. کوت به کارزار با بهرام درآمد، اما به تیغ او از پای درآمد. در اخبارُالطِوال این داستان با اندکی تفاوت آمده است .

کوت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اسرا
کپه، توده، انباشته بر هم، جمع شده، این واژه هم اکنون در خراسان در میان توده مردم به کار میرود
آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی
کوتاه شدن.خم شدن
Kot
منیرزاده
آبادی، قریه
این کلمه با یک پسوند خاص در مناطق عرب نشین خوزستان میاید مثل کوت عبدالله، کوت جاسم
علیرضا
یعنی کرد به زبان ترکی
بشیری
قوم کوت و آشوری از یک نژاد بودند
زنگنه
به جمع خانوادهایی گفته می شودکه درچندنسل قبل ازیک پدر بنام آقاحسنخان هستند مثلاکوت آقا حسنخان
( اولادآقاحسنخان)
علی باقری
کوت (Quote):[ اصطلاح توییتر]درواقع همان ریتوییت است. با این تفاوت که می‌توانید روی آن نظرتان را هم بگویید. البته توییتر عبارت کوت را به عبارت Retweet with Comment به معنی ریتوییت با کامنت تغییر داد.
شهاب
جناب علی باقری
کلمه ی quote در انگلیسی به معنی گفتن است و معادل say ،البته به معنی نقل قول نیز هست و این کلمه با کلمه ی فارسی گفتن همریشه است و درواقع تغییر شکل یافته ی گفتن است بدین ترتیب : گفت > گوت > کوت > quote .
کوت فارسی همان کود است که درانگلیسی به shit تغییر یافته وباهم همریشه اند و از تبدیل ک به ج و سپس چ و درآخر ش ساخته شده است.
کوت فارسی با کد درکلمه ی کدخدا به معنی روستا و خانه یکیست و همین کلمه در ترکی نیز به همین معنی موجود است و درانگلیسی نیز با تبدیل ک به ه که زیاداتفاق می افتد به hut به معنی کلبه تبدیل شده است.
کلمات کرد ،کند ،قند ،گرد ،جرد در پایان نام روستاها و شهرها از همین ریشه است و به معنی آبادیست ، مانند دارابگرد ،دستگرد ،دستجرد ،قندهار و بسیاری دیگر.
اکبر روشنی
کت در زبان ملکی گالی بشکرد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فاصله کوت تا کربلا   • معنی کوت   • کوت عراق   • استان های هم مرز ایران و عراق   • فاصله کوت تا نجف   • شهر بدره عراق   • دانشگاه واسط   • زرباطیه   • مفهوم کوت   • تعریف کوت   • معرفی کوت   • کوت چیست   • کوت یعنی چی   • کوت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کوت

کلمه : کوت
اشتباه تایپی : ;,j
آوا : kut
نقش : اسم
عکس کوت : در گوگل

آیا معنی کوت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )