برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1680 100 1
شبکه مترجمین ایران

کمین

/kamin/

مترادف کمین: بزنگاه، کمینگاه، مرصاد، مکمن، نخیز، نخیزگاه، ترصد، مخفی شدن، کمترین، کوچکترین، ناتمام، ناقص، پست، حقیر، دون

برابر پارسی: پنهان، گوش به زنگ، خود نهانیدن، بزنگاه، پنهان شدن

معنی کمین در لغت نامه دهخدا

کمین. [ ک َ ] (ع اِ) قوم پنهان نشیننده به قصد دشمن در جنگ. (منتهی الارب ). گروهی که در جنگ پنهان نشینند به قصد دشمن و منه :الکمین فی الحرب حیلة. (ناظم الاطباء). قومی که به خدعه در جنگ پنهان شوند و آن چنان است که در نهانگاهی که کس بر آن آگاه نباشد خود را مخفی کنند و در انتهاز پدیدار شدن طلیعه ٔ سپاه دشمن باشند و بر ایشان تازند. (از اقرب الموارد). پنهان شونده در کارزار و جز آن. (غیاث ). و رجوع به ماده ٔ بعد شود. || دخل در امور به نوعی که مفهوم نگردد. (منتهی الارب ). داخل در کار به نوعی که کسی دریافت نکند. (ناظم الاطباء). داخل در کار چنانکه کسی را بر آن آگاهی نباشد وگویند: هو فی ذلک الامر کمین. ج ، کُمَناء. (از اقرب الموارد). || هذا امر فیه کمین ؛ در این کاردغلی است که بدان آگاهی نیست. (از اقرب الموارد).

کمین. [ ک َ ] (از ع ، اِمص ) پنهان شدن به قصد دشمن و ناگاه بدر آمدن. و صاحب قاموس گوید: کسی که پنهان نشیند به قصد کسی ، پس مأخوذ باشد از کمون ، در این صورت صحیح بودن استعمال با لفظ کردن و گشادن و زدن و بردن و برآوردن و گرفتن که در فارسی مستعمل است بسیار مشکل می نماید و کمین گاه درست می شود یعنی جایی که صاحب چنین حالت نشیند و به تازی قرموص خوانند. (آنندراج ). پنهان شدن به قصد محاربه با دشمنان و ناگاه به درآمدن و جای پنهان شدن را کمین گاه گویند (انجمن آرا). پنهان شدن به قصد دشمن و شکار باشد چه جای پنهان شدن را کمین گاه و به عربی قرموص خوانند. (برهان ). نهان شدن به قصد دشمن یا شکار و جای پنهان شدن را کمین گاه و به تازی قرموص خوانند،لیکن در قاموس گوید: کسی که پنهان نشیند به قصد کسی آن را کمین گویند. (فرهنگ رشیدی ). پنهانی در جایی به قصد دشمن و یا شکار. (ناظم الاطباء). پنهان شدن به قصد دشمن یا صید و ناگاه به در آمدن. پنهان شدگی به قصد دشمن یا صید. (از فرهنگ فارسی معین ) :
از ایشان شبیخون و از ما کمین
کشیدیم و جستیم هرگونه کین.
فردوسی.
ور ایدون که ترسی همی از کمین
ز جنگ آوران و ز مردان کین.
فردوسی.
نباید که ایمن شوی از کمین
سپه باشد آسوده دردشت کین.
فردوسی.
صد قلعه ٔ شاهانه را بر هم زد ...

معنی کمین به فارسی

کمین
دهستانی است از بخش زرقان شهرستان شیراز ( فارس ) واقع در شمال باختر بخش معتدل دارای ۱۳ آبادی و ۵۲٠٠ تن سکنه محصول غله چغندر قند برنج میوه صنعت دستی قالی بافی .
کسی که بقصدازپادر آوردن دشمن یاشکاردرجائی پنهان شودوفرصت نگاهدارد، درفارسی کمی هم گفته شده
۱ - ( مصدر ) پنهان شدن بقصد دشمن یا صید و نا گاه بدر آمدن . ۲ - ( اسم ) پنهان شدگی بقصد دشمن یا صید . ۳ - ( اسم ) محلی که در آن کمین کنند کمینگاه : مردان دلاور از کمین بدر جستند و دست یکان یکان بر کتف بستند . یا از کمین بدر آمدن . از کمینگاه ناگاه خارج شدن . یا در کمین بودن . در جایی ما رقب دشمن یا صید بودن : مدتی متمادی میگذرد که در کمین این مرغان بوده ام .
نام محالی است در فارسی به سه منزلی شیراز. نام یکی از دهستانهای هشتگانه بخش زرقان شهرستان شیراز است و از سیزده آبادی تشکیل یافته و در حدود ۵۲٠٠ تن سکنه دارد و قرائ مهم آنان سعادت آباد و علی آباد و بوکان است و راه شوسه شیراز به اصفهان از این دهستان می گذرد.
[ambush] [علوم نظامی] نوعی تک غافلگیرکننده با اجرای آتش از مواضع پنهان علیه ستون های متحرک یا موقتاً ثابت دشمن
[ گویش مازنی ] /komin/ کدام
کمین دار . آنکه می سازد و در کمین می نشیند. خداوند کمین
( مصدر ) کمین کردن .
کمین آوردن . کمین کردن
( مصدر ) کمین کردن .
کمین گشادن .از کمین بیرون آمدن و بر دشمن تاختن
[minimax] [اقتصاد] در نظریۀ بازی ها، ویژگی راهبردی که بالاترین میزان خطر پیشِ روی دو بازیگر را به حداقل می رساند
[ گویش مازنی ] /kemin ti/ کدام طرف ...

معنی کمین در فرهنگ معین

کمین
(کَ) (ص .) کمترین .
( ~ .) [ ع . ] (اِ.) شخص یا اشخاصی که برای حملة ناگهانی به دشمن در جایی پنهان شوند و منتظر فرصت مناسب باشند.
( ~ . گُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) حمله کردن ، یورش بردن .

معنی کمین در فرهنگ فارسی عمید

کمین
۱. پنهان شدن در جایی به قصد از پا درآوردن دشمن یا شکار.
۲. (صفت) [قدیمی، مجاز] کمین کرده.
۳. (اسم) [قدیمی، مجاز] کمینگاه.
* کمین کردن: (مصدر لازم) در جایی پنهان شدن به قصد از پا در آوردن دشمن یا شکار، کمین آوردن، کمین ساختن، کمین گرفتن.
۱. کمترین.
۲. کم ارزش ترین، فرومایه ترین.
جایی که در آن کمین کنند.

کمین در دانشنامه اسلامی

کمین
کمین در لغت یعنی پنهان‏کردن و مخفی‏شدن.
در اصطلاح، یعنی گروهی که در پناهگاهی خود را پنهان کرده و منتظرند تا دشمن آزادانه (در کمال غفلت) به آنها نزدیک شود و سپس غافلگیرانه بر او حمله کنند.
در آداب جنگ آمده است که اگر بر اثر حمله مقدمه خودی به نیروی دشمن شکستی حاصل شد، بقیه نیروها باید در مواضع خود استوار بمانند و همگی با هم و یکباره هجوم نکنند، زیرا ممکن است این شکست ظاهری دشمن یک حمله جنگی برای کمین انداختن نیروهای خودی باشد.
برای اطلاع بیشتر به واژه «ارصاد» رجوع شود.


کمین در دانشنامه ویکی پدیا

کمین
کَمین نوعی تَک (حمله) غافلگیرکننده با اجرای آتش از مواضع پنهان علیه ستون های متحرک یا موقتاً ثابت دشمن است. روند آن این گونه است که کمین گران در نهانگاه، آماده نشسته و در فرصتی مناسب به دشمن می تازند. کمین از تاکتیک های نظامی است که می تواند به لشکرهای کوچک کمک کند تا لشکرهای بزرگ تر از خود را از پا درآورند. در کمین نشستن، قدمتی به قدمت جنگ دارد و از آغاز در جنگ ها و درگیری ها استفاده می شده است.
شبیخون
قصد از کمین، برهم زدن نظم دشمن کلاسیک، کاهش نیروی دشمن، و تضعیف روحیه آن ها است. در برخی موارد سعی می شود دشمن به سمت مورد نظر هدایت شود.
نهانگاه کمین را کمینگاه می گویند. در جریان اجرای کمین، منطقه ای که بیشترین حجم آتش در آن متمرکز می شود را «کشتارگاه» می گویند.
کمینگاه معمولاً به گونه ای انتخاب می شود که بهترین استتار و اختفا را دارا باشد، دارای میدان دید و تیر مناسب باشد، و موضعی باشد که در مورد آن نتوان ضد کمین اجرا کرد. داشتن راه فرار امن و مخفی، و دور بودن از پایگاه دشمن، از دیگر ویژگی های یک کمینگاه خوب است. کوه ها، تنگه ها، گردنه ها، شیارهای کم عمق جنگلی، درختان بلند، و زمین های پر از برگ از کمینگاه های مناسب هستند.
عکس کمین
کمین نوعی حملهٔ غافلگیرکننده علیه دشمن است.
کمین (فیلم ۱۳۵۴)، به کارگردانی کامران قدکچیان
کمین (فیلم ۱۳۷۵)، به کارگردانی حمید خیرالدین
کمین (فیلم ۱۹۵۰)، به کارگردانی سم وود
کمین (فیلم ۱۹۹۹)
کمین، قرقیزستان، شهری در استان چوئی کشور قرقیزستان
کمین همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
کمین فیلمی به کارگردانی کامران قدکچیان و نویسندگی مهدی فخیم زاده محصول سال ۱۳۵۴ است.
سعید راد
بهمن مفید
سپیده
مهدی فخیم زاده
پروین سلیمانی
طاهره غفاری
نرسی کرکیا
عباس ناظری نیک
اکبر اصفه ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

کمین در جدول کلمات

معنی کمین به انگلیسی

ambuscade (اسم)
کمین ، کمینگاه ، یک دسته نظامی کمین کرده
ambush (اسم)
کمین ، دام ، کینگاه ، مخفی گاه سربازانبرای حمله ، سربازانی که درکمین نشسته اند
forestall (اسم)
کمین ، کمینگاه
minimal (صفت)
کمین

معنی کلمه کمین به عربی

کمین
احبط , اقل ما يمکن , کمين
ترصد , کمين

کمین را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آریا بهداروند
در زبان لری به شکمو،،کمین
Komin می گویند
آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی

شکمو.komin
پ ص ر parviz13371348@gmail.com
خودنهانید
علی باقری
کمین:[اصطلاح نظامی]عبارت است حمله یا تک توام با غافلگیری به دشمن که در حال حرکت بوده و یا بطور موقت متوقف شده است، هدف کمین دستگیری یا انهدام نیروی دشمن می‎باشد.
دانشنامه دفاعی (نحن صامدون)
HBTRILL
قلا
میرحسین سیاوشی خیابانی
در کمین ایستادن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی کمین در جدول   • کمین نظامی   • کمین در حل جدول   • فیلم کمین   • کمین جدول   • مترادف کمین   • ضد کمین   • هم معنی کمین   • مفهوم کمین   • تعریف کمین   • معرفی کمین   • کمین چیست   • کمین یعنی چی   • کمین یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کمین

کلمه : کمین
اشتباه تایپی : ;ldk
آوا : kamin
نقش : اسم
عکس کمین : در گوگل

آیا معنی کمین مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )