کروم

/korom/

معنی انگلیسی:
chromium, chrome

لغت نامه دهخدا

کروم. [ ک ُ ]( ع اِ ) ج ِ کَرم. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). درختان انگور. ( غیاث اللغات ) :
میل جان در حکمت است و در علوم
میل تن در باغ و راغ و در کروم.
مولوی.
چه رها کن رو به ایوان و کروم
کم ستیز اینجابدان کاللّج شوم.
مولوی.
دیگر کرمی و باغی که چهارساله بود که میانه آن را نشانده باشند آن را بر کروم جدیده و حدیثه نویسند. ( تاریخ قم ص 107 ). || حق ریشه. آنچه زارع و باغبان راست از درختان یا تاک رز که کشته باشد. و این جز ازسهم اوست از حاصل.

فرهنگ فارسی

جمع کرم . درختان انگور .یا حق ریشه

فرهنگ عمید

= کَرْم
عنصر فلزی جامد، نقره ای رنگ، براق، و بسیارسخت که در مجاورت هوا واکنش نشان نمی دهد و در ساخت برخی آلیاژها و آب کاری فلزها به کار می رود.

دانشنامه آزاد فارسی

کروم (chromium)
مشتق از واژه ای یونانی به معنی رنگ عنصری فلزی، به رنگ خاکستری مایل به سفید، سخت و شکننده، با نماد Cr، عدد اتمی ۲۴، و جرم اتمی نسبی ۵۱.۹۹۶. نقطۀ ذوبش بالا و بسیار جلاپذیر است. در برابر خوردگی مقاومت زیادی دارد. در آبکاری کروم، و برای تولید فولاد ضدزنگ و سایر آلیاژ ها به کار می رود. همچنین، گاهی کاتالیزگر است. از ترکیباتش برای دباغی چرم و تهیۀ زاج ها استفاده می کنند. وجود مقادیر ناچیز کروم در رژیم غذایی انسان ضروری است. در طبیعت، عمدتاً به صورت کانۀ آهن ـ کروم یا کرومیت (FeCr۲O۴) و در کشورهای قزاقستان، زیمبابوه، و برزیل یافت می شود. لوئی ووکلن (۱۷۶۳ـ ۱۸۲۹)، شیمی دان فرانسوی، به سبب درخشندگی رنگ ترکیباتش آن را نام گذاری کرد (۱۷۹۷).

مترادف ها

chromium (اسم)
کروم، کرومیوم، فلزی سخت وخاکستری رنگ

فارسی به عربی

معدن الکروم

پیشنهاد کاربران

کرومی دارک
باغ انگور که دور آن را به صورت خاکریز احاطه کرده باشندبه صورت کاسه ای
در زبان لری بختیاری به معنی
پسرم
جمع کرم: تاک، درخت انگور

بپرس