برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1436 100 1

کتاب

/ketAb/

مترادف کتاب: تذکره، دفتر، دیوان، رساله، سفینه، صحیفه، کتابچه، کشکول، مصحف، مکتوب، نامه، نوشته

برابر پارسی: نسک، نوشته، نامک، ماتیکان، نوشتار

معنی کتاب در لغت نامه دهخدا

کتاب. [ ک ِ ] (ع مص ) کَتب. کِتابَة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (متن اللغة). کِتبَة. (اقرب الموارد)(متن اللغة). نبشتن و یقال کتبت بالقلم. (از منتهی الارب ). نگاشتن لفظ به حروف هجاء در چیزی ، مانند خط. (اقرب الموارد). || فرمان راندن. کتب علیه کذا؛ فرمان داد و حکم کرد بر او. (متن اللغة). || کتاب شی ٔ، جمع کردن آن. (از متن اللغة). و رجوع به کَتب و کِتابَة وکِتبَة شود. || آزاد کردن غلام و کنیزک به معاوضه ٔ مال ایشان. (آنندراج ). بنده بدو بازفروختن.(ترجمان القرآن جرجانی ص 81). رجوع به کتابت شود.

کتاب. [ک ِ ] (ع اِ) نامه. ج ، کُتُب ، کُتب. (منتهی الارب ). آنچه در آن نویسند، تسمیة بالمصدر سمی به لجمعه ابوابه و فصوله و مسائله. (از اقرب الموارد). سِفر. (دهار) (نصاب ). مجموعه ٔ خطی یا چاپی. (فرهنگ فارسی معین ).اجتماع چند جزو نوشته شده یا چاپ شده که آنها را بهم منضم کنند و به یکدیگر متصل نمایند. تصنیف. تألیف. (ناظم الاطباء). اوراق چاپ شده و گرد آمده در یک مجلد که به هم چسبیده یا ته دوزی شده باشد. در لغت نام است هر نوشته را و فرق بین آن و رساله آن است که در لفظ کتاب و مفهوم آن تمامیت منظور است و در رساله منظور نیست. در اصطلاح مصنفان کتاب ، اطلاق شود بر طایفه ای از الفاظ که دلالت کند بر مسائل مخصوص از جنس واحد و در غالب اوقات تحت آن جنس یا بابهایی که دال بر انواعی از آن مسائل باشد قرار می گیرد یا فصلهایی که دلالت کننده باشد بر اصناف و یا غیر آن. (کشاف اصطلاحات الفنون ) : بر خط بوحنیفه چند کتاب دیده بود. (تاریخ بیهقی ). اگر این کتاب دراز شود و خوانندگان را از خواندن ملالت افزاید طمع دارم بفضل ایشان که مرا از مبرمان نشمارند. (تاریخ بیهقی ). من در مطالعت این کتاب تاریخ از فقیه بوحنیفه ٔ اسکافی درخواستم تاقصیده ای گفت. (تاریخ بیهقی ). چهره را چون صفحه ٔ کتاب کتاب دیگرگون نمود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 452).
نه محقق بود نه دانشمند
چارپایی بر او کتابی چند.
سعدی.
- کتاب آبی ؛ (نزد مردم انگلیس ) معادل کتاب زرد در فرانسه و کتاب خاکستری در بلژیک و کتاب سبز در ایتالیا و کتاب نارنجی در روسیه و کتاب سرخ در اتریش و ...

معنی کتاب به فارسی

کتاب
نوشته، اوراق چاپ شده مجلد، جمع کاتب
( اسم ) ۱ - جمع : کاتب نویسندگان : [ و اگر اندر اشارتی دینی یا اندر عبارتی تاویل لفظی یا نکته ای یابد که آن میان فضئ نام آور دنیا وی از ادبا و شعرا و کتاب معروف نیست ... ] . ( جامع الحکمتین ) ۲ - ( بمعنی مفرد ) مکتب دبیرستان : [ رو به کتاب انبیا یک چند برخود این جهل و این ستم مپسند ] . ( حدیقه ) توضیح گاه بضرورت شعر بتخفیف استعمال شود : [ مرغان چون طفلکان ابحدی آموخته بلبل الحمد خوان گشته خلیف. کتاب ] . ( خاقانی )
نگاشتن لفظ به حروف هجائ در چیزیفرمان راندن
( اسم ) کتاب شیطان ( شیطانی )
( اسم ) کتاب لوح
که بکتاب بازی کند بعلاقه داشتن نه سود بردن از مطالب آن
عمل کتاب باز
فالچی فال بین
فال بینی فالگیری
[basic text] [اعتیاد] ← بِه نامه
جلد کردن کتاب
کتاب پشت کردن کتاب جلد کردن
[bibliotherapy] [روان شناسی] نوعی درمان در کنار روان درمانی که مطالعۀ کتاب را برای تقویت و فهم موضوعات طرح شده در جلسات درمانی توصیه می کند
کتابی که ادعیه ماثوره و اوقاف آن در آن است
...

معنی کتاب در فرهنگ معین

کتاب
(کِ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - نوشته ، مکتوب . ۲ - مجموعه چاپی یا خطی از موضوعات مختلف .
(کُ تّ) [ ع . ] (اِ.) جِ کاتب ، نویسندگان .
( ~ . فُ) [ ع - فا. ] ۱ - (حامص .) شغل و عمل فروش کتاب . ۲ - (اِ مر.) دکان و مغازة فروش کتاب .
( ~ . مِ) (اِمر.) فهرستی از کتاب های متعلق به یک نویسنده یا کتابخانه یا مربوط به یک موضوع همراه با اطلاعاتی دربارة تاریخ تألیف و چاپ کتاب و ناشر، کتاب شناسی .
( ~ِ کِ) [ ع . ] (اِمر) پیروان مذاهبی که دارای کتاب هستند و عبارتند از:مسلمانان ، یهودیان ، زرتشتیان و مسیحیان .

معنی کتاب در فرهنگ فارسی عمید

کتاب
۱. نوشته.
۲. اوراق چاپ شدۀ جلدشده.
۳. [قدیمی، مجاز] قرآن.
۴. [قدیمی] نامه.
* کتاب مقدس: کتابی مشتمل بر عهد عتیق (تورات) و عهد جدید (انجیل) و کتاب های دیگر از پیامبران بنی اسرائیل.
۱. [جمعِ کاتب] =کاتب
۲. دبستان، مکتب.
۱. خوانندۀ کتاب، کسی که زیاد کتاب می خواند.
۲. [مجاز] باسواد.
کسی که کتاب می فروشد، فروشندۀ کتاب.
۱. شغل و عمل کتاب فروش.
۲. (اسم) فروشگاه کتاب.

کتاب در دانشنامه اسلامی

کتاب
• کتاب یکی از اسمای قرآن کریم است.• کتاب واژه ای از زبان عربی به معنای مکتوب یعنی نوشته شده است.باید به این نکته توجه داشت که در منابع اسلامی وقتی لفظ کتاب به کار برده می شود قرآن کریم مدنظر است. ••• قرآن یکی از منابع فقه می باشد.
کتاب، یکی از ادله اربعه است که در فقه به آن تمسک می گردد و مراد از آن، قرآن کریم است که از جانب خداوند بر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم نازل شده و الفاظ و معانی و اسلوب آن، همه از سوی خدا است. قرآن معجزه جاوید پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم است و آن چه که در دست مسلمانان است همان کتابی است که بر قلب مقدس پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم نازل گردیده است.
اهمیت
قرآن حجت قاطع میان خلق و خالق بوده و منبع اصلی احکام شریعت اسلام شمرده می شود. ادله دیگر، یعنی سنت ، اجماع و عقل، از آن منبع پرفیض سرچشمه گرفته اند.
بررسی قطعیت در دلالت و صدور
قرآن از ناحیه صدور آن از جانب خداوند متعال، قطعی الصدور است و از ناحیه دلالت ، آیات آن یا از محکمات و یا از متشابهات می باشد، محکمات شامل نص (قطعی الدلالة) و ظاهر (ظنی الدلالة) است و متشابهات آن با ارجاع به محکمات روشن می گردد.
مسائل اصولی کتاب
...
کتاب
"کتاب" کلمه ای عربی و از ریشه "کَتَبَ"، به معنی پیوستن اجزای مختلف یک چیز به همدیگر است. استعمال مجازی آن برای نوشتن به واسطه پیوند دادن حروف و کلمات در امتداد "سطر" است. گاهی به پیوستن الفاظ در کلام نیز کتاب گفته اند. لفظ "کتاب" بر چند مصدر و به معنای "نوشتن" است ولی اصطلاحاً بر هر "نوشته" مدون و غیرمدون اطلاق می شود.
برای آگاهی از شأن کتاب در اسلام می باید که شأن آن را در قرآن مجید و اخبار نشان داد.
واژه کتاب در معنای "نوشتن" 360 بار در قرآن مجید آمده است. این موارد را می توان به دو وجه کلی "رمزی" و "متعارف" تقسیم کرد:
در هیئت صحیفه که امروز مدلول خاص لفظ کتاب است، به همین ترتیب مشتقات فعلی و اسمی کتاب نیز بر معنای متعارف نوشتن دلالت دارند. "و اگر ما بر تو کتابی کاغذین از آسمان فرود آوردیم تا مدعیان آن را با دست های خود لمس کنند، باز آن کسانی که کفر می ورزند خواهند گفت که این جز سحری آشکار ...


کتاب در دانشنامه ویکی پدیا

کتاب
کتاب مجموعه ای از صفحاتِ نوشته شده، مصوّر، چاپ شده یا صفحات خالی (صفحه سفید و نانوشته)؛ ساخته شده از جوهر، کاغذ (ورق)، پوست حیوانات یا مواد دیگر (چسب، نخ و…) است که معمولاً از یک طرف یا سمت به یکدیگر محکم شده یا متصل می شوند. هر برگه در کتاب، ورق و هر سمت یا روی هر ورق، صفحه نامیده می شود.
آسانی انتقال در عین یکپارچگی مطالب
انسجام مطالب و تنوع کاربرد
تبادل بینابین مطالب با یکدیگر
پشتیبانی از امکانات چند رسانه ای
آسانی کار و اجرا
به جلد کردن کتاب به اصطلاح صحافی گفته می شود. کتاب در اندازه هایِ گوناگون دیده می شود. در ایران، قطع رحلی، وزیری و جیبی از مشهورترین قطع های کتاب است. کوچک ترین کتاب دنیا یک انجیل است که در موزهٔ کلیسایِ وانک اصفهان نگهداری می شود. اولین کتاب به زبان فارسی در هند و به دست یک ارمنی به زیور طبع آراسته شده است. از انواع دیگر کتاب، کتاب دیجیتالی (e-Book) است که کتاب در قالب بسته های نرم افزاری مانندِ پی دی اف ارائه می شود که وسایلی نیز به نام کتابخوان الکترونیکی مانندِ آمازون کیندل برای خواندن آن به کار می رود. نمونهٔ دیگری از کتاب غیرِ چاپّی کتاب صوتی است.
تاکنون، تعریف مشخص و کاملی ارائه نشده است و نخواهد شد که بتواند مفهوم تمام انواع گوناگون کتاب را دربرگیرد. اما یکی از تعاریف معتبری که برای کتاب ارائه شده است، مربوط به سازمان یونسکو می شود: کتاب نوعی اثر چاپی صحافی شده است که بیشتر از ۴۹ صفحه داشته باشد و مانندِ نشریات، تحت یک عنوان ثابت، به صورت دوره ای منتشر نشود. تعریف دیگری نیز کتاب را «مجموعه ای از لوح های چوبی یا عاجی یا مجموعه ای از ورق های کاغذ، پوست آهو یا ماده ای مانند آن، اعم از دست نویس یا چاپی که با هم به نخ کشیده یا صحافی شده باشند» معرفی کرده است. تعریف دیگری که به نظر می رسد مناسب باشد، محتوای تولید شده توسط نویسنده که هدف مشخصی را دنبال کند و کتاب حولِ محور هدف مشخص شده توسط نویسنده مطالبی ارائه دهد و در پایان کتاب، نویسنده به هدف خود برسد و در این مجال، ارجاع کلّی به کتابِ دیگر یا مقاله نداشته باشد.
واژه کتاب از زبان عربی وارد فارسی شده است. در فارسی میانه «نامک» (به فارسی دری «نامه») به طور عمومی به کتاب اطلاق می شد و فروردگ به آنچه امروز عموماً نامه خو ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

کتاب در دانشنامه آزاد پارسی

مجموعه ای از الواح (چوبی یا عاجی و امثال آن) یا اوراق کاغذ یا پوست یا امثال آن که بر روی آن ها مطالبی نوشته یا چاپ و بین دو برگ (اصطلاحاً جلد) به هم چسبیده و صحافی شده باشند و اوراق آن بیش از ۴۸ صفحه باشد. مجموعۀ کمتر از ۴۸ صفحه را جزوه یا رساله می نامند. تفاوت کتاب یا نشریه ادواری در این است که کتاب واحد تمامی است، درصورتی که نشریه، با عنوان مشخص و در فاصله زمانی منظم یا نامنظم برای مدت نامحدودی منتشر می شود و هر شماره حاوی تعدادی مقاله است. کتاب در مقایسه با کتابت عمر کمتری دارد. پیش از اختراع کتاب بشر بر روی الواح گلین می نوشت و مجموعۀ آن ها را در مکانی نگهداری می کرد، مانند کتابخانه آشور بانی پال یا بایگانی سلطنتی تخت جمشید، یا آن که بر روی پاپیروس می نوشت و آن صفحات را به دنبال هم می چسباند و آن را از عرضِ صفحه لوله می کرد که «طومار» نامیده می شد. بازیابی اطلاعات در طومار کاری مشکل و وقت گیر بود. در کتابخانۀ اسکندریه (قرن ۳پ م) مجموعه ای از طومارها نگهداری می شد. در قرن ۲م کُدِکْس ساخته شد که همان شکل امروزی کتاب است. صفحات پاپیروس یا پوست را تا می زدند و کنار هم قرار می دادند و آن ها را با نخ به هم می دوختند. این روش رفته رفته تکامل یافت و کاغذ جانشین پاپیروس و پوست شد و دوختن عطف کتاب و جلدکردن آن صفحات (← صحافی_و_تجلید_سنتی) مرسوم شد و در قرون وسطا توسعۀ عظیمی پیدا کرد. با اختراع صنعت چاپ امکان تکثیر و تولید کتاب در نسخه های زیاد فراهم آمد. در آغاز، اندازۀ کتاب های چاپی به نسبت تاهایی که کاغذ می خورد تعیین می شد که مهم ترین آن ها عبارت بودند از یک تایی (نیم برگی) یا فولیو، چهارتایی یا کوارتو، هشت تایی یا اوکتاوو، و دوازده تایی یا دوئودسیمو. پس از رواج کاغذسازی ماشینی، اندازه های کاغذ و کتاب استاندارد شد. با اختراع صنعت چاپ و امکان تولید کتاب در شمارگان زیاد، کتابخانه ها و حرفه کتاب فروشی و نشر رونق بسیار یافت. در نیمۀ دوم قرن ۲۰ ـ با اختراع و به کارگیری فنّاوری نوین اطلاعات و ارتباط ـ نوع جدیدی از کتاب عرضه شد که در آن مطالب به صورت رقومی (دیجیتالی) در حافظه رایانه و یا دیسک فشرده و امثال آن ذخیره و با بهره گیری از نرم افزارهای مخصوص بازیابی می شود و به کتاب الکترونیکی شهرت دارد. تحول دیگر در کتاب ضبط مطالب آن بر روی نوارهای مغناطیسی یا دیس ...

نقل قول های کتاب

کتاب مجموعه ای از صفحات نوشته شده است. کتابخانه محل نگهداری کتاب در خانه و یا ساختمانی که به این منظور ساخته شده باشد.
• «آنچه که در یک شب نمایش می آموزیم، از عهده یک کتاب بزرگ بیرون است.» -> ولتر
• «آنچه مردم را دانشمند می کند مطالبی که می خوانند نیست بلکه چیزهایی است که یاد می گیرند.»
• «از بیشتر کتاب ها فقط چند نقل قول باقی می ماند. چرا از اول نقل قول ها را ننویسیم؟» -> استانیسلاو یرسی لخ
• «از درس و کتاب، کار من راست نشد// شاگردی روزگار استادم کرد» -> سعید نفیسی
• «از عنوان، کتاب پدید آید!» -> ضرب المثل فارسی
• «اتاق بدون کتاب مانند جسم بی روح است.» -> سیسرو
• «اگر ما از خواندن کتاب های کانونی فلسفه دست بکشیم، آگاهی مان نسبت به نیروهایی که ما را قادر ساخته به شیوه کنونی بیندیشیم و صحبت کنیم، کم و کمتر خواهد شد. آن وقت نخواهیم توانست وجوهِ احتمالی حیاتِ اجتماعی (کانتینینسی) مان را درک کنیم؛ نخواهیم توانست «آیرونیست» (وارون اندیش) به همان معنی ای که من بکار می برم باشیم.» -> ریچارد رورتی
• «اگر مادر نباشد، جسم انسان ساخته نمی شود و اگر کتاب نباشد، روح انسان پرورش نمی یابد.» -> پلوتارخ
• «امتی را یک نبی بس، ملتی را یک کتاب// عالمی را یک ملک بس، لشکری را یک امیر» -> معزی
• «این ابتدای کار است. اری آنجا که کتاب ها را می سوزانند، انسان ها را نیز خواهند سوزاند.» -> هاینریش هاینه
• «از خواندن چیزی که بخوانی و ندانی// هرگز نشود حاصل چیزیت جز افغان»
• «ابلهان اثری را می خوانند و چیزی از آن نمی فهمند، اشخاص عامی خیال می کنند که آن را کاملاً فهمیده اند، صاحبان عقل سلیم گاهی همه آن را نمی فهمند، آنان نکات مهم و تاریک را می یابند و نکات روشن را می بینند و اشخاص پر مدعا اصرار دارند که نکات روشن را تاریک جلوه دهند و نکاتی را که کاملاً واضح و قابل فهم است نفهمند.»
• «اوراق کتاب به منزله بال هایی هستند که روح ما را به عالم نور پرواز می دهند.»
• «باید درهای علم به روی همه باز باشد، هرجا مزرعه هست، هرجا آدم هست، آنجا کتاب هم باید باشد.» -> ویکتور هوگو
• «برای سوزاندن یک کتاب بیش از یک راه وجود دارد... برای نابود کردن یک ف ...

ارتباط محتوایی با کتاب

کتاب در جدول کلمات

کتاب آسمانی
قران
کتاب اخوان ثالث
از این اوستا
کتاب امام خمینی
کشف الاسرار
کتاب امام خمینی در مورد ادعیه و زیارات
شرح دعای سحر
کتاب امیل زولا
نانا
کتاب تامس هاردی
یهودی عجیب
کتاب جامی
بهارستان
کتاب حضرت داوود
زبور
کتاب داســتان
رمان
کتاب دینی مسیحیان
انجیل

معنی کتاب به انگلیسی

volume (اسم)
توده ، ظرفیت ، جلد ، کتاب ، دفتر ، سفر ، حجم ، اندازه ، طومار ، مجلد ، درجه صدا
book (اسم)
فصل ، کتاب ، دفتر ، سفر ، فصل یاقسمتی از کتاب
jacket (اسم)
جلد ، کتاب ، کت ، ژاکت ، نیمتنه ، پوشه

معنی کلمه کتاب به عربی

کتاب
سترة , کتاب
کتاب الطبخ
کتاب دراسي
ذو غلاف ورقي
مولع بالکتب
کتاب الجيب
رواية
کتاب دراسي
دليل , کتيب
دليل , کتيب
دليل
رومانسية
کتاب التراتيل
تعليم
مصنف المولفات
بيبلوغرافيا
کتاب الطبخ
دليل
مجلد
...

کتاب را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

احسان
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
پراپ prãp (کردی: په راو)
نُساپ nosãp (کردی: نووسراو)
مَتیان matyãn (پهلوی)
کوراس kurãs (پهلوی: کوراسْک)
سَروَنگ sarvang (اوستایی: سْرَوَنگْهْ)
تاتْوا tãtvã (سنسکریت: تَتّوَ)
گِرانتا grãntã (سنسکریت: گْرَنتهَ)
پوشکا puŝkã (سنسکریت: پوسَکَ)
مجتبی عیوض صحرا
کُتّاب-
جمعِ کاتب-نویسندگان-مَکتَب،مدرسه!
پرستو
نیوه
نیوه با واژه نوشتن هم‌ریشه و به معنای کتاب است.
محمدرضا
نیوه واژه کتاب پیش از امدن واژه های اربی در پارسی دری بکار میرفته.پس نیوه بهترین گزینست و از نوشتن می اید.ماتیکان تنها پرسش و پاسخ های دینی و داوری یا قضایی را میگویند.
محمدرضا نظری
برابر کتاب میشود نیوه
شهریار آریابد
در پهلوی " نبیگ " برابر نسک فرهنگ کوچک زبان پهلوی نوشته مکنزی و برگردان بانو مهشید میرفخرایی.
در اوستا " نسک"
لالالالاالالالاالالا
کتاب
۱. نوشته.
۲. اوراق چاپ شدۀ جلدشده.
۳. [قدیمی، مجاز] قرآن.
۴. [قدیمی] نامه.
* کتاب مقدس: کتابی مشتمل بر عهد عتیق (تورات) و عهد جدید (انجیل) و کتاب های دیگر از پیامبران بنی اسرائیل.
۱. [جمعِ کاتب] =کاتب
۲. دبستان، مکتب.
فر کیانی

لغت آریایی *ket� به ماناک کتاب رساله book treatise که شکل دیگر آن چتا-جتا *jot� به ماناک نامه است نشان میدهد واژه کتاب هیچ رپتی (ربطی) به واژگان اربی کاتب، مکتب و مکتوب ندارد. دانستنی است لغت کتاب که آنرا در کشور ولز نیز cadw میخوانند در استان پارس در چند دهه پیش به شکل کتو زپت (ضبط) شده همانتور که هم اکنون در گویشهای لُری و کُردی آنرا کتو میخوانند.‎ پسوند ب در لغت کتاب آوای پایانگر است که در واژگان زیر نیز دیده میشود: در-درب، جو-جوب (جوی آب)، ور (زدن)-ورب verb، وژه-وجب، جلو-جلوب، غسا (گوشت)-غساب (قصابی=گوشت فروشی)، هو←خو-خوب. همتاهای دیگر کلمه ی کتاب، نبیگ، نسک و ماتیکان است.

محمدرحیم ریگی
نوشتگاه
The one
دوستانی که واژه ی نیوه را نوشتند، بنمایه ی شما چی بوده؟ من کاملا مطمئن هستم که این واژه درسته، و همان واژه ی nebig در پهلوی است. ولی میشه یک نمونه بدید که این واژه بکار گرفته شده؟
امید
@The one

در فرهنگ کوچک پهلوی برگردان بانو میر فخرایی در روییه ی ۱۱۱، واژه ی نیوه را می‌شود یافت. واژه ای است که در نوشته های پازند (نوشته های زرتشت ها) پیدا می‌شود. درود بر شما که بدون بنمایه چیزی را نمی پذیرید :)
علی سیریزی
مُتیان ، نوشته ، نوشتار
علی باقری
واژه ی کتاب در زبان پهلوی �نامک � که بعدا پسوند (ک) به ه تبدیل شد مثل ستارک تبدیل شد به ستاره نامک مأخوذ از �نام �، کردی �نامه � (= مراسله ) (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ) در زبان کردی به کتاب "Pirtuk) " pirt�k ) هم می گویند .
ای نام تو بهترین سر آغاز بی نام تو نامه کی کنم باز
در بیت بالا نامه همان کتاب است . کتاب را در همین نام در زبان مغولی می بینیم در زبان مغولی به کتاب Nom گفته می شود . در زبان عربی کتاب از ریشه کتب به معنی نوشته شد می باشد این واژه به زبان فارسی و تعدادی از زبان ها ورود پیدا کرد .مثل زبان های اردو، پشتو ، سندی ، فارسی (کتاب ) اویغوری ، كئتاب ، ترکی آذربایجانی Kitab ، پنجابی Kitāba ، سواحیلی Kitabu ، ترکمنی Kitap ، ترکی استانبولی kitap ، قرقیزی kitep ، ازبکی Kitob ، تاجیکی Kitoʙ ، عربی ، ktab ، مالتیKtieb ،
رد پای واژه ی کتاب را در زبان های زیر نیز می توان دید . بلغاری kniga ، روسی kniga ، مقدونی Kniga ، اسلواکی kniha ، بلاروسی Kniha ، چکی Kniha ، اسلوونیایی Knjiga ، بوسنیایی Knjiga ، کروات knjiga ، لیتوانیایی Knyga ، اوکراینی Knyha ، مجاری konyv ، فنلاندی kirja
----------
واژه ی دیگری از کتاب که در زبان های بیشتر جهان خود نمایی می کند واژه ی انگلیسی book می باشد . ریشه ی این واژه را باید در مصدر( بوکمک ) زبان ترکی پیدا کرد . حالا چگونه book با این واژه ارتباط دارد چیز زیادی نمی دانم . بوکمک به معنی از وسط تا کردن معنی می دهد. وقتی چیزهای که به نوعی ورق ورق هستند مثل نان روی هم گذاشته شود و از وسط تا گردد می گوییم بؤکُم . واحد شمارش نان در روستاها ی آذربایجان این گونه بوده و هست . مثلا هفت عدد نان را روی هم می گذارند و از وسط تا می کنند و می گویند( بیر بوکم چؤرک ) یا به یک بسته پول که از وسط تا شده باشد می گویند (بیر بؤکُم پول) بنا بر این ریشه بوک انگلیسی از مصدر بؤکمَک گرفته شده به معنی تا کردن از وسط . بؤکؤلو یعنی روی هم تا شده
واژه ی book انگلیسی در این زبان ها دیده می شود
(انگلیسی ، دانمارکی ، لهستانی ، مالاگاسیایی ، نروژی Book ) ، لوگزامبورگی Buch ، آلمانی ، Buchen ، تلوگویی Buk سومالیایی Buka ، گجراتی Buka ، هاوائیایی Buke ، اندونزیایی ، Buku ، جاوه‌ای Buku ، سینهالی Buku ، مالایی Buku نیانجایی Buku ، سوندایی Buug ، سوئدی bok ، بنگالی Ba i ، سبوانو Basahon ، صربی Bhuku ، آفریکانس boek ، فریزی غربی Boek ، هلندی Boek ، سوتویی جنوبی Buka ، ایسلندی Bok ، شونایی pota ، مائوریایی Pukapuka
----------
عده ای از زبان ها این واژه را از واژه لاتین liber گرفته اند به معنی حافظه یا کتاب و یا به معنی چیزی که بتوان چیز های فراموش شدنی را در آن نگه داشت .
ایرلندی Leabhar ، گیلی اسکاتلندی Leabhar ، آلبانیایی liber ، اسپرانتو Libro ، ایتالیایی libro ، کورسی Libru ، باسکی liburua ، هوسیایی Littattafai ، هائیتیایی Liv ، پرتغالی Livro ، ولزی Llyfr ، یوروباییIwe ،
--------
در زبان هندی به کتابpustak گفته می شود و در زبان کردی Pirtuk "pirt�k" به نظر می رسد که به معنی سربسته باشد . تعدادی از زبان ها واژه مذبور را برای کتاب از این زبان ها گرفته اند .
کانارا Pustaka ، مراتی Pustaka ، نپالی Pustaka ، مالایالامی pustakam ، تامیلی Puttakam ،
در زبان فرانسه به کتاب Reserver گفته می شود تعدادی از زبان ها با تغییراتی Reserver برای کتاب بکار می برند .
کاتالانReserva ،گالیسیایی Reserva ، اسپانیایی Reservar
چ
مفرد وجمع کتاب
م بیک
چیخوان
چیزی را می خوانیم
کوروش
کتاب کلمه ای کاملا فارسی است از دو بخش ک و تاب تشکیل شده است و ک کوتاه شده کلمه کوو به معنی پوست درخت و حیوان است و تاب هم یعنی پیچانده شده و لوله شده است و منظور نوشته های پوستی بود که لوله می شدند.
حمیدرضا دادگر_فریمان
تذکره، دفتر، دیوان، رساله، سفینه، صحیفه، کتابچه، کشکول، مصحف، مکتوب، نامه، نوشته

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• کتاب رایگان   • دانلود کتاب دانشگاهی   • کتاب چیست   • دانلود کتاب ممنوعه   • دانلود کتاب رمان   • دانلود کتاب تاریخی   • دانلود کتاب علمی   • دانلود رایگان کتاب انگلیسی   • معنی کتاب   • مفهوم کتاب   • تعریف کتاب   • معرفی کتاب   • کتاب یعنی چی   • کتاب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کتاب
کلمه : کتاب
اشتباه تایپی : ;jhf
آوا : ketAb
نقش : اسم
عکس کتاب : در گوگل

آیا معنی کتاب مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )