برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1407 100 1

کاکا

/kAkA/

مترادف کاکا: اخوی، برادر، داداش، تنقلات، خشکبار، اتابیک، لله، مربی، خانه زاد، غلام

معنی کاکا در لغت نامه دهخدا

کاکا. (اِ) میوه ٔ خشک. تنقلات. که بیشتر به اطفال دهند تا به مکتب شایق شود. (برهان ) (آنندراج ). قاقا. قاقالی لی :
گر نخواهد بخواه زود دوال
گوشهایش بگیر و سخت بمال.
در کنارش نه آن زمان کاکا
تا شود سرخ چهره اش چو لکا.
سنائی.
هله کاکای تست هین بشتاب
به دو رکعت بهشت را دریاب.
سنائی.

کاکا. (اِ) برادر کلان را گویند. || غلام قدیمی که در خانه پیر شده باشد. (برهان ) (غیاث ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). شیرازیان کاکا سیاه گویند. (آنندراج ). || مرد حبشی. مرد زنگی. || بنده ٔ حبشی نرینه. || شاید از کلمه ٔ کاک بمعنی مرد آمده و آن نشانه ٔ خطاب باشد. || بمزاح ، یک تن از مردم شیراز.
- کاکای حاج محمد زمان است بجای آقایش هم قسم میخورد. (امثال و حکم دهخدا) ؛ کنایه از عجب و تکبر است.
- مثل کاکا سیاه ها، آشفته مو ؛ با لبی ستبر. ژکان و دنان. (امثال و حکم دهخدا ج 3).
- مثل کاکای حاج محمد زمان ؛ لندلندان. (امثال و حکم دهخدا ج 3).
- امثال :
حساب حساب است کاکا برادر ؛ در سودا خویشاوندی و دوستی به کار نیست. برادری بجا بزغاله یکی هفتصد دینار. (امثال و حکم دهخدا ج 2).
کاکای امیر اعظم است عاشق است به هر کس که شما صلاح بدانید. (امثال و حکم دهخدا ج 3).
|| به هندی عمو باشد که برادر پدر است. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). به افغانی هم برادر پدر را گویند. (غیاث ) (آنن__دراج ). || در ت-داول م-ردم شیراز برادر را گویند. (حاشیه ٔ برهان چ معین ).

کاکا. (اِخ ) از شعرای دوره ٔ صفویه است. (تاریخ ادبیات ادوارد براون ص 88).

کاکا. (اِخ ) دهی است از دهستان انگوران بخش ماه نشان شهرستان زنجان که در 48 هزارگزی جنوب باختری ماه نشان سر راه عمومی افشار به زنجان واقع، کوهستانی و سردسیر است ، سکنه ٔ آن در حدود 475 نفر است آبش از چشمه و رودخانه ٔ امیرآباد تأمین میشود، محصول آن عبارت از غلات ، لبنیات و عسل است. شغل اهالی آن زراعت و گله داری است ، از صنایع دستی جاجیم بافی معمول است و راههای آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2).

کاکا. (اِخ ) دهی است از دهستان آتابای بخش مرکزی شهرستان گنبد قابوس که در 12هزارگزی ...

معنی کاکا به فارسی

کاکا
برادر، برادربزرگتربه معنی غلام نیزمیگویند
( اسم ) ۱ - مربی خانزاد گان لل. بزرگزاد گان اتابیک . ۲ - غلامی قدیمی که در خانه پیر شده باشد .
دهی است از دهستان آلان بخش سردشت شهرستان مهاباد
از مشایخ صوفیه است
از مشایخ صوفیه است
دهی است از دهستان هنام و بسطام بخش سلسله شهرستان خرم آباد
دهی است از دهستان هنام و بسطام بخش سلسله شهرستان خرم آباد
( اسم ) غم سیاه .
دهی است از دهستان سرکانه بخش پاپی شهرستان خرم آباد
دهی است از دهستان گاوبازه شهرستان بیجار
دریاچه بزرگی است در سلسله جبال آند که میان کشورهای بولیوی و پرو و در ارتفاع ۳۸۵۴ گزی از سطح دریا قرار دارد
دهی از دهستان لار بخش حومه شهرستان شهرکرد .

معنی کاکا در فرهنگ معین

کاکا
(اِ.) ۱ - برادر بزرگتر. ۲ - غلام .
(اِ.) ۱ - مربی خان زادگان ، للة بزرگ - زادگان ، اتابیک . ۲ - غلامی قدیمی که در خانه پیر شده باشد.

معنی کاکا در فرهنگ فارسی عمید

کاکا
۱. [عامیانه] برادر، برادر بزرگ تر.
۲. [منسوخ] غلام.

کاکا در دانشنامه ویکی پدیا

کاکا
کاکا ممکن است به موارد زیر اشاره داشته باشد
نسبت های خانوادگی که به زبان فارسی دری
برادر بزرگتر هر فرد یا عمو.
کاکا، نام دیگر شیرینی خاکاره دبیج شیرینی سنتی استان گیلان است.
کاکا (بازیکن فوتبال)، فوتبالیست برزیلی و سفیر افتخاری سازمان ملل متحد در امور انسان دوستانه.
کاکا (بازیکن فوتبال زاده ۱۹۸۱)
کاکا (بازیکن فوتبال، زاده ژانویه ۱۹۹۱)
کاکا (بازیکن فوتبال، زاده می ۱۹۹۱)
کاکاسیاه، عبارتی است که در زبان فارسی به بردگان سیاه پوست گفته می شود.
روستای کاکا در شهرستان گنبد کاووس در استان گلستان ایران.
کاکا (به پرتغالی: Claudiano Bezerra da Silva) مدافع اهل برزیل است که در شهر São José do Belmonte و در تاریخ ۱۶ مهٔ ۱۹۸۱ به دنیا آمده است.
تعداد بازی ها و گل ها فقط مربوط به بازی های لیگ داخلی است و آمار به روز شده در تاریخ 16 August 2015.
کاکا در تیم های فوتبال União Bandeirante سابقهٔ حضور دارد.
کاکا (انگلیسی: Kaká؛ زادهٔ ۱۲ ژانویهٔ ۱۹۹۱) بازیکن فوتبال اهل برزیل است.
تعداد بازی ها و گل ها فقط مربوط به بازی های لیگ داخلی است و آمار به روز شده در تاریخ ۲۱ فوریه ۲۰۱۲.
کاکا (انگلیسی: Kaká؛ زادهٔ ۲۰ مهٔ ۱۹۹۱) بازیکن فوتبال اهل برزیل است.
تعداد بازی ها و گل ها فقط مربوط به بازی های لیگ داخلی است و آمار به روز شده در تاریخ ۲۱ مه ۲۰۱۷.
از باشگاه هایی که در آن بازی کرده است می توان به باشگاه فوتبال بوتافوگو اشاره کرد.
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با کاکا

معنی کاکا به انگلیسی

negro (اسم)
سیاه پوست ، زنگی ، کاکا

معنی کلمه کاکا به عربی

کاکا
زنجي

کاکا را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ملیکا
برادر .داداش
آریا بهداروند
کاکا*برار*در زبان لری به برادر می گویند
کاکات هونیه::برادرت خانه است
طایفه کاکاوند لر ساکن در لرستان.اندیمشک.همدان.
قزوین.مازندران.فارس
آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی

برادر
Kaka
طایفه کاکاوند لر در لرستان
.قزوین.خوزستان.فارس
.همدان
واژ گا
کاکا= کا -کا
کا= کو /گو / کا / گا / کاو / گاو
کا= گاو نر بزرگ آسمانی
کاکا = گاو نر کوچک منظر جنس نر انسان مرد یا پدر ان ما
عبدالخلیل قوطوری
کاکا= پدر، پدربزرگ،پیرمرد،سرپرست
مثالهایی در زبان ترکی : منگ کاکام = پدر من یا پدر بزرگ من -کاکامنگ، کاکاسی، منگ کاکام= پدرِ پدرم پدربزرگ من است.-ای کاکا نیرا باریانگ=ای پدر بزرگ(پیرمرد)کجا می روی -
ارتباط کلمات فارسی با زبان ترکی poladabady@blogfa.com
علی مغانلو
در زبان ترکی می شود

آتا::پدر
آنا::مادر
باجی::خواهر
قارداش::برادر

****

سعید کاکایز
کاکا یک لغت ترکی قشقایی است در زمان حکومت صفوی توسط این قوم در جنوب ایران در مقابل اکا در زبان ترکی ازبکی و ارکا در زبان ترکی عثمانی که جنبه مذهبی داشته بکار برده می شده در این دو زبان ترکی عثمانی واوزبکی برادر بزرگ قرداش برادر کوچک داداش برادر وسط اینی اقا وتمام برادران را اکا و ارکاگفته می شده مثل اکا قرداش اکا داداش اکا ایناقا و ارکاداش وارکا داداش ولی در زبان قوم قشقایی که در مقابل این حکومت ها بودند لغت کاکا برده می شده مثل کاکا قرداش کاکا داداش کاکا اینا قا واین لغت نفوذ فرهنگی واعتقادی شیعی این قوم را در جنوب ایران در بین لر ها فارس ها و عرب ها و... رامی رساند
لهراسب کیانی

کاکا یک کلمه لری به معنی برادر است

ایل ترک قشقایی یک اتحادیه ی ایلی
است از اقوام(.افشار.بیات.کرد.لر
.عرب.آذری.ازبک.لک. زند.فیلی.بختیاری .)

اقوام ترک(افشار.ازبک.بیات.آذری.... )

اقوام لر(فیلی.شول.لک.بختیاری.ممسنی
.بهمئی.بویراحمد.زند.زنگنه.شبانکاره. )

طایفه کاکاوند ایل لر لک ساکن لرستان .ایلام.خوزستان.....


بیش از 50 تیره از قوم لر در ایل قشقایی زندگی می کنند
شامل::
مال احمدی
لک
لک نیازی
لر
فیلی
فیلوند
گشتاسبی
صفی خانی
طیبی
وند
وندا
آردکپان
زیلابی
زنگنه
چهاربنیچه
گنجه ای
لر بیگدلی
اردشیری
چگنی
لشنی
زندی
..
..
..
..


آیین چوبازی لری بختیاری آریایی در بین سایراقوام
عرب و ترک رواج پیدا کرده


پوشیدن
لباس چوقای مردان ایل لر ممسنی و ایل بویر احمد و ایل لیراوی
در بین اقوام ساکن فارس رایج است


لباس چوقای ایل لر بختیاری


کلاه نمدی مخصوص اقوام لر است (کلاه خسروی)

قوم لر از نسل قوم پارس آریایی


کوروش کبیر در شهر انشان سوسنکا (مسجدسلیمان )متولد شد
او پس از متحد کردن اقوام پارس و ماد
نام شهر را پارسوماش (پارسوماد )گذاشت

منطقه سوسن اندکا در شهرستان مسجدسلیمان

سعید کاکایز
در زبان ترکی جنوب کاکا .برادر دینی قرداش برادر بزرگ داداش برادر کوچک اینی کاکا برادر میانه، مادر انا، پدر اتا، پدر بزرگ بویا، جد باخاجا ،نیای کد بویا،مادر بزرگ نه نه،عمو بی، دایی تاق ،برادر زن حالو اد،همریش باجناق ،خواهر زن بالدوز ،عبای ترکان درسطح چوق قایی،عبای ترکان در بلندی چوخ خا،قبا ارخال اق، کلاه نمدبه معنی بورک کلاه بلونی قمی کلاه نمد صاف بلند کری کلاه خمیده قری کلاه لب برگشته دورک ضمنن تیره های غیر تورک در بین قشقایی ها حدود دودرصد این قوم راتشکیل میدهند
محمود جوانرودی
کاک::در زبان کردی به معنی برادر
کاکا ::در زبان لری به معنی برادر
****
ترکان به برادر
قارداش می گویند

جالب من تا حالا ندیدم که ترکی بگه لباسم
چوقا است و کلا هم نمدی

لباس چوقا مخصوص ایل لر بختیاری است

کلاه نمدی مخصوص اقوام لر و کرد است



کلاه نمدی دوگوش مخصوص ایل لر لک
است که در زمان حکومت کریم خان لر زند
در استان فارس رواج پیدا کرد
کلاه نمدی مخصوص سربازان آریایی بود
و نقوش آنها در شوش.کرمانشاه.کاملا هویدا است
*****
اقوام مغول.غز.ترکمن.گورکانی اقوامی بودند که از شرق دور به ایران
مهاجر ت کردند

در زمان حمله مغول به ایران نیمی از جمعیت ایران
کشته شدند
علی سیریزی
در گویش کرمانی ، برادر یا داداش
اوزرا(عذرا)
کاکا(قشقایی)همان قاقاش(آذربایجانی )است.هر کلمه ایی آخرش کا باشد تورکی است.مثل امریکا،فابریکا،هانی کا،..............قاقاش هر کلمه ایی آخرش آش باشد تورکی است.مثل داداش،آداش(آدلاش)، وتن داش،قارین داش،آرخاداش،بشیک تاش،بکتاش،فرتاش
Melin
كاكا در زبان تركمني يعني:پدربزرگ يعني:پدرپدرت
نگین
در افغانستان بجای عمو "کاکا" میگویند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شیرینی کاکا   • کاکا مسلمان   • کاکا caroline celico   • همسر کاکا   • جدایی کاکا از همسرش   • تیم فعلی کاکا   • کاکا و همسرش   • کاکا در pes 2016   • معنی کاکا   • مفهوم کاکا   • تعریف کاکا   • معرفی کاکا   • کاکا چیست   • کاکا یعنی چی   • کاکا یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کاکا
کلمه : کاکا
اشتباه تایپی : ;h;h
آوا : kAkA
نقش : اسم
عکس کاکا : در گوگل

آیا معنی کاکا مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )