برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1429 100 1

کانون

/kAnun/

مترادف کانون: انجمن، باشگاه، پاتوق، جمعیت، کلوب، لنگر، محفل، مرکز، آتشدان، روش، قاعده

برابر پارسی: باشگاه، آتشدان

معنی کانون در لغت نامه دهخدا

کانون. (اِ) بمعنی آتشدان باشد مطلقاً اعم از گلخن یا منقل آتشی. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). کانون در عربی و سریانی بمعنی آتشدان است و نیز به دو ماه کانون اول و کانون دوم اطلاق شده ، و در اصل کلمه ٔ سامی است ، و آن از عصر اکدی بدین دو ماه اطلاق گردیده. در زبان اکدی کانونو (آتشدان ) است و به هر یک از دو ماه مزبور هم گفته شده بدین اعتبار که در آن دو سرمای زمستان ظاهر گردد و مردم باضطرار در کانون آتش افروزند. (از حاشیه ٔ برهان چ معین ) :
کانون شده قبله ٔ من از راست
قانون شده تکیه گاه چپ هم.
خاقانی.
در کانون اصل نفس ابلیس
در قانون علم شخص آدم.
خاقانی (از آنندراج ).
راست گفتی سپهر کانون گشت
و اختران اندر آن میان اخگر.
معزی نیشابوری (از حاشیه ٔ برهان چ معین ).
|| به لغت سریانی نام بعضی از ماه های رومی است که کانون اول و کانون آخر باشد و آن ماه سیم و چهارم است. (برهان ) (ناظم الاطباء). رجوع به حاشیه ٔ برهان شود. || طرز و روش و قاعده را نیز گویند. (برهان ) (ناظم الاطباء). || (ص ) مرد یا زن گران و کندفهم که صحبت وی را ناخوش دارند. (ناظم الاطباء). || کسی را گویند که مردم او را گرامی دارند و سخنش را قبول کنند. (برهان ) (از ناظم الاطباء). || (اِ) نشستنگاه باز در کریزخانه. (از آنندراج ).

معنی کانون به فارسی

کانون
( اسم ) قاعده روش طرز .
[focus] [زبان شناسی، ژئوفیزیک، فیزیک- اپتیک] [اپتیک] نقطه ای بر روی محور عدسی که تصویر نقطه ای در بی نهایت بر روی آن تشکیل می شود [زبان شناسی] در ساخت اطلاع جمله، سازه ای که گوینده با استفاده از آهنگ یا نشانه ای دیگر آن را با تأکید بیان می کند [ژئوفیزیک] مح...
[volcanic focus] [زمین شناسی] جایگاه یا مرکز زیرسطحی فعالیت آتشفشانی در یک ناحیه
[prime focus] [نجوم رصدی و آشکارسازها] کانون آینۀ اصلی تلسکوپ های بازتابی
( اسم ) ۱ - آتشدان ( اعم از گلخن یا منقل آتش ) : [ چو گیرد آتش خشم تو با نیابد از دو عالم نیم کانون ] . ( انوری ) ۲ - نام دو ماه از ماههای سریانی مشهور به [ شهور رومی ] : [ نثار آرد عروسان را به بستان ز گوهر های الوا ماه کانون ] . ( ناصر خسرو ) توضیح این نام از عصر اکدی اطق شده و در کتیبه های پالمیر هم بیکی از ماههای سال اطق گردیده . بعد ها کانون نام دو ماه سریانی گردید : یا کانون اول . ( کانوناول ) و آن ماه سوم از ماههای سریانی مشهور به [ شهور رومی ] است . یا کانون آخر . ( کانون اخر ) و آن ماه چهارم از ماههای سریانی مشهور به [ شهور رومی ] است . ۳ - مرکز محل اصلی : کانون فساد . ۴ - باشگاه : کانون سوار کاران . یا کانون خانوداگی ( خانواده ) . محل اقامت خانواده
برای پیشرفت مقاصد عالی بانوان در سال ۱۳۱۴ ه ش. موسسه ای بنام [ کانون بانوان ] از طرف وزارت معارف در تهران تاسیس گردید . این کانون در اغلب ولایات نیز شعبه دارد . هدف اصلی از تاسیس آن که در اساسنامه ذکر شده تربیت فکری و اخلاقی بانوان و ایجاد موسسات خیریه است . کانون مزبور بر طبق ماده ۵۸۷ قانون تجارت مصوب ۱۳۱۱ ه ش . شخصیت حقوقی دارد و رئیس آن نماینده کانون خواهد بود .
[hub port] ...

معنی کانون در فرهنگ معین

کانون
[ ع . ] (اِ.) ۱ - آتشدان ، منقل . ۲ - نام دو ماه از ماه های رومی . ۳ - انجمن ، باشگاه . ۴ - در فارسی مرکز.

معنی کانون در فرهنگ فارسی عمید

کانون
۱. محل گردآمدن گروهی با هدف خاص، انجمن.
۲. مرکز.
۳. (فیزیک) نقطه ای در آینه یا عدسی که پرتوهای نور در آن به هم می رسند.
۴. [قدیمی] آتشدان، آتش خانه، منقل،کوره.
۵. [قدیمی] نام دو ماه از ماه های سریانی یا رومی، مطابق دسامبر و ژانویه: گذشته بر تو هر آذار بهتر از کانون / نهاده با تو هر امروز وعدۀ فردا (انوری: ۱۸).

کانون در دانشنامه ویکی پدیا

کانون
کانون دارای معانی و کاربردهای زیر است.
کانون، به معنی انجمن، سازمان یا جز آن است.
کانون (هندسه)
کانون عدسی، نقطه ای که پرتوهای نور در آن همگرا می شوند.
کانون (زمین لرزه)، نقطه ای که زمینلرزه از آن سرچشمه می گیرد.
«کانون» (انگلیسی: Focus (2001 film)) یک فیلم است که در سال ۲۰۰۱ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به ویلیام اچ میسی اشاره کرد.
در هندسه، کانون یک جفت نقطهٔ خاص است که به کمک آن انواع منحنی ها حاصل می شود. در تعریف انواع مقاطع مخروطی (دایره، بیضی، سهمی، و هذلولی) می توان از کانون ها کمک گرفت. مقاطع مخروطی را می توان به کمک دو کانون، یک کانون و یک خط هادی، یا یک کانون و یک دایره تعریف کرد.که در این میان دایره و سهمی یک کانون و بیضی و هذلولی دو کانون دارند.
Wikipedia contributors, "Focus (geometry)," Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Focus_(geometry)&oldid=557617728 (accessed July 7, 2013).
کانون آهنگسازان سینمای ایران وابسته به خانه سینمای ایران (جامعه اصناف سینمای ایران) در جهت ایجاد تشکل صنفی برای آهنگسازان سینما به وجود آمده است.
ترکیب هیئت مؤسس و شورای مرکزی کانون آهنگسازان سینمای ایران در نخستین دوره (۱۳۷۱) بدین صورت بوده است:هیئت مؤسس: فریدون ناصری، احمد پژمان، مجید انتظامی، کامبیز روشن روان، محمدرضا علیقلیشورای مرکزی: فریدون شهبازیان (رئیس) کامبیز روشن روان، محمد سریر (اعضای اصلی) فریدون ناصری، کریم قربانی (اعضای علی البدل)هیئت فنی: احمد پژمان، شریف لطفی، همایون رحیمیان، علیرضا خورشیدفر (اعضای اصلی) مجید انتظامی، اکبر محمدی (اعضای علی البدل)بازرس: سید محمد میرزمانی (اصلی) مهرزاد شکوهمند (علی ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با کانون

کانون در جدول کلمات

کانون دایره
مرکز
کانون عشق و احساسات
سینه

معنی کانون به انگلیسی

focus (اسم)
قطب ، مرکز ، کانون ، فاصله کانونی ، مرکز توجه ، کانون عدسی ، نقطه تقاطع
club (اسم)
انجمن ، چماق ، باشگاه ، کانون ، گرز ، باتون ، مجمع ، خال گشنیز ، خاج ، عمود
fireplace (اسم)
بخاری ، کانون ، اجاق ، اتشگاه

معنی کلمه کانون به عربی

کانون
ترکيز , موقد , نادي
ترکيز
ثنائي البورة

کانون را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ط
مرکز
توحيد
هوالعلیم

کانون : مرکز ؛ قطب ؛ مرکزیت ؛ انجمن : محل تجمع ؛ گرد همائی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نفرات برتر کانون   • صفحه شخصی پشتیبان قلم چی   • سیتی کانون   • برنامه راهبردی قلم چی   • کانون زبان   • برنامه راهبردی قلم چی 94-95   • قلم چی تخمین رتبه   • گزینه دو   • معنی کانون   • مفهوم کانون   • تعریف کانون   • معرفی کانون   • کانون چیست   • کانون یعنی چی   • کانون یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کانون
کلمه : کانون
اشتباه تایپی : ;hk,k
آوا : kAnun
نقش : اسم
عکس کانون : در گوگل

آیا معنی کانون مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )