برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1537 100 1
شبکه مترجمین ایران

چاقو

/CAqu/

مترادف چاقو: تیغ، خنجر، دشنه، سنان، شفره، شمشیر، کارد، سکین

برابر پارسی: کارد کوچک

معنی چاقو در لغت نامه دهخدا

چاقو. (اِ) چقو. (آنندراج ). آلت بریدن چیزها که دارای دسته و تیغه است و تیغه اش تاه شده در میان دسته جا میگیرد. (نظام ). کارد کوچک که غالباًتیغه ٔ آن به دسته تا می شود. (ناظم الاطباء). نوعی از کارد و مانند به استره و سرش در شکم میباشد. (آنندراج ). قلم تراش. چاکو. (ناظم الاطباء). چیقو. (آنندراج ). || قسمتی از کارد است. (فرهنگ نظام ).
- امثال :
چاقو دسته خودش را نبرد ؛ در مورد اینکه شخص خویشان و یاران خود را حمایت کند و به آنان آسیب و گزند نرساند.
صد تا چاقو میسازد که یکیش هم دسته ندارد ؛ مثل است در مقام بیان دروغگویی کس. (فرهنگ نظام ).
قول او و چاقوی جیب سگ ؛ در مورد بدقولی و گزافه گویی اشخاص به کار رود.

چاقو. (اِخ ) ده کوچکی است از بخش زرند شهرستان ساوه. سکنه 14 تن. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1).

معنی چاقو به فارسی

چاقو
آلت کوچک برای بریدن وتراشیدن که دارای دسته کوتاه، وتیغه آن تامیشود، ولبه اش دردست فرومیرود
( اسم ) آلتی مرکب از تیغ. فولادین و دسته های چوبین و آن برای بریدن و تراشیدن بکار رود.
ده کوچکی است از بخش زرند شهرستان ساوه.
تیزگر . فسان . سنگ فسان . سنگ ساو . اصطلاح اهالی فیض آباد محولات بخش .
بیکار بودن . کار نداشتن .
کسیکه چاقو سازی داند و چاقو سازی کند . یا صد تا چاقو میسازد که یکیش هم دسته ندارد مثل است در مقام بیان دروغگویی کس .
( صفت ) ۱- آنکه با چاقو بمردم حمله کند. ۲- شریر.
چاقو کشنده . آنکه چاقو میکشد . ولگرد . هرزه گرد . عربده جو . بدمست . باج گیر . لات . شریر . فردی از افراد اراذل و اوباش . بیکار. ولگردی که از راه ارعاب و تهدید و چاقو کشی و عربده جویی از اهل بازار و کسبه جنس یا نقدینه میطلبد و میگیرد . آنکه باندک بهانه ای چاقو میزند . بچاق چی . پیچقاق چی .
عمل چاقوکش
هرزگی . عربده جویی . ولگردی . باج خواهی . بچاق چی گری . پیچاق چی گری .
قبضه چاقو . آن قسمت از چاقو که تیغه بدان متصل است .
[ گویش مازنی ] /val sar chaaghoo/ حسابگر و مقاوم - چاقوی سرکج

معنی چاقو در فرهنگ معین

چاقو
(اِ.) آلتی مرکب از تیغة فولادین که به دسته ای وصل است و آن برای بریدن و تراشیدن به کار رود. ،~ی بی دسته ساختن کنایه از: کار ناتمام و بی ارزش کردن .

معنی چاقو در فرهنگ فارسی عمید

چاقو
وسیله ای کوچک برای بریدن و تراشیدن که دارای دسته و تیغۀ تیز است و گاهی تیغۀ آن تا می شود و لبه اش در دسته فرومی رود.
* چاقو انداختن: = * چاقو زدن
* چاقو خوردن: (مصدر لازم) مورد اصابت چاقو قرار گرفتن.
* چاقو زدن: (مصدر لازم، مصدر متعدی) با چاقو زخمی کردن.
* چاقو کشیدن: تهدید کردن با چاقو هنگام نزاع.
* چاقوی ضامن دار: نوعی چاقو با دکمه یا فنر که با فشار دادن آن تیغۀ چاقو از دسته خارج می شود.

چاقو در دانشنامه اسلامی

چاقو
چاقو, وسیله ای برنده است. از این عنوان به مناسبت در بابهای صلات، حج، صید و ذباحه و اطعمه و اشربه سخن رفته است.
چاقو که از یک دسته و تیغه تشکیل می شود برای بریدن اشیا به کار می رود.
کاربرد چاقو در فقه
همراه داشتن چاقوی نجس و مانند آن، که ساتر عورت نیستند، بنابر قول گروهی در نماز اشکال ندارد. همراه داشتن سلاح برای مُحرم حرام است؛ لیکن همراه داشتن چاقوی کوچک که معمولاً مورد نیاز است، جایز می باشد. ذبح حیوان با آلتی تیز و برنده از جنس آهن، مانند چاقو صحیح است. مستحب است قبل از ذبح، چاقو تیز گردد تا حیوان کمتر آزار ببیند. در اینکه ذبح با چاقوی فلزی از غیر جنس آهن صحیح است یا نه، اختلاف است. از این رو، در صحّت ذبح با چاقوی استیل اختلاف است. پاره کردن نان با چاقو مکروه است.
چاقو کارد کوچکی است که غالبا تیغه آن به دسته، تا می شود در مواردی در قرآن کریم از چاقو نام برده است.
داستان بریده شدن دستهای زنان مصر، به دست خودشان با چاقو در اثر دیدن جمال حیرت انگیز یوسف - علیه السلام- در سوره یوسف آمده است :فلما سمعت بمکرهن... و ءاتت کل وحدة منهن سکینـا وقالت اخرج علیهن فلما راینه اکبرنه وقطعن ایدیهن... «پس چون (همسر عزیز) از مکرشان اطلاع یافت نزد آنان (کسی) فرستاد و محفلی برایشان آماده ساخت و به هر یک از آنان ( میوه و) کاردی داد و (به یوسف) گفت بر آنان درآی پس چون (زنان) او را دیدند وی را بس شگرف یافتند و (از شدت هیجان) دستهای خود را بریدند و گفتند منزه است خدا این بشر نیست این جز فرشته ای بزرگوار نیست.»
← مکر زنان حیله گر مصر
در سوره یوسف آیه ۳۱ به استفاده از چاقو برای خوردن خوردنیها، در مصر باستان و عصر یوسف -علیه السلام- استفاده شده است :فلما سمعت بمکرهن... و ءاتت کل وحدة منهن سکینـا... «پس چون (همسر عزیز) از مکرشان اطلاع یافت نزد آنان (کسی) فرستاد و محفلی برایشان آماده ساخت و به هر یک از آنان ( میوه و) کاردی داد و (به یوسف) گفت بر آنان درآی پس چون (زنان) او را دیدند وی را بس شگرف یافتند و (از شدت هیجان) دستهای خود را بریدند و گفتند منزه است خدا این بشر نیست این جز فرشته ای ...

چاقو در دانشنامه ویکی پدیا

چاقو
چاقو یا کارد ابزاری تیز است که برای بریدن به کار می رود. رایج ترین طرح برای یک چاقو به شکل یک تیغهٔ تیز فلزی است که به وسیلهٔ یک زبانه به یک دسته پیوند داده شده است. از چاقوها از دوران نوسنگی تاکنون نیز به عنوان ابزار یا جنگ افزار بهره گیری شده است. از چاقوهای نخستین، ابزارهای دیگری مانند ساطور، خنجر و شمشیر مشتق شده اند. کارد و چاقو این دو واژه هر یک برای آلت یا وسیله ای برنده به کار می رود ولی آلتی که کارد نامیده می شود با آلتی که چاقو خوانده می شود فرق دارد. چاقو آلتی است که لبهٔ برندهٔ آن در دستهٔ آن بر می گردد و می خوابد و لذا می توان آن را در جیب هم گذاشت ولی کارد وسیله ایست که لبهٔ آن روی دسته بر نمی گردد. پس آلت برنده ای که همراه با چنگال سر میز غذا خوری می گذارند کارد است نه چاقو.چاقوی سرامیکی
کاردهای گوناگونی وجود دارند که برای کارکردهای گوناگون به کار می روند، مانند:
ابزاری که برای تیز کردن لبهٔ چاقو به کار می رود، چاقوتیزکن نام دارد.
استان زنجان از مراکز برجستهٔ چاقوسازی در ایران است.
چاقو بالا، روستایی از توابع بخش ملارد شهرستان شهریار در استان تهران ایران است.
این روستا در دهستان اخترآباد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۱ نفر (۷خانوار) بوده است.
چاقو در پشت نمایشنامه ای است از بهرام بیضایی، نوشته به سال ۱۳۷۳، که نخستین بار به سال ۱۳۷۸ به کارگردانی دخترش، نیلوفر، با نام مستعار «کاوه اسماعیلی» به جای «بهرام بیضایی»، در آلمان به نمایش درآمد.
چاقو در قلب (به فرانسوی: Un Couteau Dans Le Cœur) نام یک فیلم درام فرانسوی به کارگردانی یان گونزالس محصول ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

چاقو در جدول کلمات

چاقو
سکین
پزشک چاقو به دست
جراح
پزشک چاقو به ست
جراح
سنگ چاقو تیز کنی
فسان, شاتر

معنی چاقو به انگلیسی

knife (اسم)
شمشیر ، تیغه ، کارد ، نیشتر ، چاقو ، گزلیک
whittle (اسم)
ساطور ، چاقو

معنی کلمه چاقو به عربی

چاقو
سکين
سکين
طعنة

چاقو را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

پریا
وسیله ای برنده
سمیرامس
وسیله ای بسیار تیز
علی باقری
چاقو یک واژه ترکی است به همین خاطر ریشه آن را در زبان فارسی نمی توان یافت . چاقو برگردانده شده ی چالقی ترکی است از مصدر چالماق به معنی زدن همراه با ضربه و به عبارتی وسیله ی ضربه زدن . در ترکی یک نوع جارو وجود دارد که از شاخه های نازک گیاه گز که در ترکی یؤلقون گفته می شود درست می کنند که از جارو محکمتر بوده و برای جارو کردن چیزهای سنگین مثل ماسه و پهن های خشک شده کاربرد دارد که چون این جارو کردن به ضربه زدن نیاز دارد به این نام نامیده شده . به جارو کردن با این وسیله چالقولاماخ گفته می شود در صورتی که به جارو کردن با جاروی معمولی سوپورمک می گویند .
دکتر کزازی در مورد واژه ی " چاک" می نویسد : ((ریشه و معنای بنیادین چاک بر من روشن نیست... انگار که چاق در ”چاقو ”نیز ریختی است از "چاک ": چاقو( =چاکو ) ابزاریست که با آن چیزی را چاک می زنند و می شکافند.))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 243.)
کورش
در اصل چاکو و چکو است به معنی چاک دهنده ، شکاف دهنده
کاف
چاقو برگرفته از بیچاق یا به شکل کوتاه شده چاققی واژه ای ترکی است به معنی کارد.
کارد به ترکی بیچاق هس و به شکل کوتاه شده چاققی، چاغی هم گفته میشود و به این شکل به زبان فارسی وارد شده برابر فارسی آن کارد است.
مثال: اُ بیچاقی ور منئه
یعنی: اون کارد و بده به من.

در زبان فارسی واژه ای با حرف "ق" نداریم یا ترکی است یا عربی (به استثنای واژه‌های زبان سنسکریت)
واژگان لری( بختیاری)
در گفتار لری :
چَقو : کاردی که نوک و تیزی آن خم می شود و درون دسته خود قرار می گیرد.

چَک، چَق=صدای شکستن چیزی خشک

چَکنیدن(پرکاربرد در گفتار لری) = شکستن چیزی خشک، با تبر یا تیشه زدن روی چوب یا چیزی خشک و آن را دو نیم کردن،خم کردن و شکستن تفنگ بادی یا تفنگ ته پُر برای گذاشتن فشنگ، خم کردن تیغ کارد برای جا گرفتن در دسته، خم کردن چوب تا اینکه بشکند.

چاقو فارسی نوین شده چَقو است و چَقو گفتاری روان شده و سپس نوشتاری شده از چَکو می باشد.

حرف های (ک، گ، ق، غ) گاهی به جای هم برای ساخت واژه در گذشته استفاده می شود که در زبان مردم‌ زاگرس، آذربایجان، کردستان و عراق و....رخ داده و هیچ رپطی به زبان عربی یا ترکی یا... بودن واژه ندارد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خرید چاقو جیبی   • چاقو گربر   • خرید چاقو شکاری   • خرید چاقو زنجان   • خرید چاقو نظامی   • چاقو شکاری بزرگ   • خرید چاقو ضامن دار   • خرید چاقو پرتابی   • معنی چاقو   • مفهوم چاقو   • تعریف چاقو   • معرفی چاقو   • چاقو چیست   • چاقو یعنی چی   • چاقو یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی چاقو

کلمه : چاقو
اشتباه تایپی : ]hr,
آوا : CAqu
نقش : اسم
عکس چاقو : در گوگل

آیا معنی چاقو مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )