برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1618 100 1
شبکه مترجمین ایران

پیاز

/piyAz/

مترادف پیاز: ازلیم، بصل، صوغان

معنی پیاز در لغت نامه دهخدا

پیاز. (اِ) سوخ. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ). بَصل. دوفص . بصلة. (منتهی الارب ). عنبرة القدر. (منتهی الارب ). گیاهی خوردنی که حصه ٔ داخل زمینی آن مدور یا شبیه به آن است بقدر تخم مرغ یا کوچکتر و یا بزرگتر و با شاخی سبز و باریک و میان کاواک و طعمی تند. رنگ ته پیاز سفید و زرد و سرخی خاص است و در آن چند طبقه روی هم هست. در قاموس کتاب مقدس آمده : نباتی است شبیه بزنبق که در مصر بسیارمیروید و پیاز مصری بواسطه ٔ بزرگی و نیکی طعم معروف است و بدین واسطه اسرائیلیان خوردن آن را بر من ّ و سلوی ترجیح میدادند. (قاموس کتاب مقدس ) :
دو دستم بسستی چو پوده پیاز
دو پایم معطل دو دیده غرن.
ابوالعباس عباسی.
ای تن ار تو کارد باشی گوشت فربه بر همه
چون شوی چون داسگاله خود نبری جز پیاز.
ابوالقاسم مهرانی.
مردم بیهش جوید بدل مشک پیاز.
قطران.
صبر کن بر سخن سردش زیرا کان دیو
نیست آگاه هنوز ای پسر از نرخ پیاز.
ناصرخسرو.
ای رای تو بر سپهر تدبیر
صورتگر آفتاب تقدیر
راز کره ٔ پیاز مانند
پیش دل تو برهنه چون سیر.
(از سندبادنامه ).
بمانی چون پیازی پوست بر پوست
همی سوزی چومغزت نبود ای دوست.
عطار (اسرارنامه ).
چون پیازی تو جمله تو بر تو
گر تو بی تو شوی ترا بخشد.
عطار.
هست این راه بی نهایت دور
توی بر توی جمله مثل پیاز.
عطار.
سلب گرچه ده تو کند چون پیاز
شود کوفته زیر گرزت چو سیر.
کمال اسماعیل.
دست ناپاک چون دراز کند
بمثل گر سوی پیاز کند
یک بیک جامه هاش بستاند
همچوسیرش برهنه گرداند.
کمال اسماعیل.
تو ملاف از مشک کان بوی پیاز
از دم تو میکند مکشوف راز.
مولوی.
ای دریغا گر بدی پیه و پیاز
په پیازی کردمی گر نان بدی.
مولوی.
وقت ذکر غزو شمشیرش دراز
وقت کر و فر تیغش چون پیاز.
مولوی.
آنکه چون پسته دیدمش همه مغز
پوست بر پوست بود همچو پیا ...

معنی پیاز به فارسی

پیاز
( اسم ) ۱- گیاهی است از تیر. سوسنی ها جز و تک لپه های جام و کاسه رنگین که پایا میباشد و برگهایش استوانه یی و نوک تیز و تو خالی و گلهایش سفید و مجتمع و چتری با منظر. کرویست و همچنین یک ساق. کوتاه زیر زمینی دارد که بنام طبق پیاز موسوم است و از آن برگهای زیر زمینی پیاز ( فلس ها ) و ریش. افشادن این گیاه جدا میشوند. برگهای زیر زمینی گیاه بانضمام طبق آن منظر. کروی شکلی ایجاد میکند که بنام سوخ یا پیاز موسوم است. این گیاه با سیر و موسیر از یک خانواده میباشد. برگهای زیر زمینی گیاه مذکور که همان پیاز معمولی است خوراکی است و با اغذی. مختلف یا بصورت ترشی مصرف میشود. در پیاز ترکیبات گوگردی و ویتامین های مختلف و یا قند غیر قابل تبلور بنام گلو کوکینین - که بنام انسولین گیاهی مشهور است- وجود دارد و همچنین قند های دیگر از قبیل ساکارز و مالتوز و املاح نیترات و فسفات و استات کلسیم و سدیم و پتاسیم و اینولین وجود دارد. بنابر این پیاز جزو مواد غذایی مفید و مهمیاست که بصورت خام یا پخته مصرف میشود. در تداوی پیاز را بعنوان ضد اسکوربوت و ضد دیابیطس نیز مصرف میکنند. پیاز همچنین مدر میباشد. در تشمع کبدی و سرطان کبد و ورم پرد. بیرونی قلب و ذات الجنب نیز مفید است بصل صوغانازلیم.۲- ریش. کلی. گیاهانی که ساختمان و شکلی نظیر پیاز معمولی دارند: خوان چو رسید از آسماندست بشوی و هم دهان تا که نیاید از کفت بوی پیاز و گندنا. ( دیوان کبیر ) یا پیاز اسپانیولی.پیازچه.یا پیاز تازه . پیازچه . یا پیاز تیره مغز. بصل النخاع . یا پیاز حسرت.گل حسرتپیاز سگگل حضرتی . یا پیاز حضرتی . گل حضرتی گل حسرت . یا پیاز دریایی . پیاز عنصل .یا پیاز عنصل. یا پیاز دشتی.پیاز عنصل.یا پیاز زمستانی. پیازچه . پیاز سگ . گل حضرتی گل حسرت . یا پیاز سنبل.کوت. سنبل.یا پیاز سبل . پیاز عنصل . یا پیاز صحرایی . پیاز دشتی پیاز عنصرل.یا پیاز عنصل.( اسم ) گیاهی زیبا از تیر. سوسنی ها جز و تک لپه ییهای کاسه و جام رنگین که دارای پیازی حجیم و بزرگ میباشد و در نواحی شنزار کناره های دریا خصوصا سواحل بحر الروم ( مدیترانه ) آفریقای شمالی صقلیه و کرس میروید .گلهایش کوچک و سفید مایل بسبز میباشد و بصورت خوش. دراز در انتهای ساقه گل دار قرار دارند. میوه اش بشکل کپوسل و قهوه یی رنگ و سه خانه است که در هرخانه ۳ ...

معنی پیاز در فرهنگ معین

پیاز
(اِ.) گیاه علفی از تیره سوسنی ها با برگ های نوک تیز گل های سفید مایل به سبز یا گلی مایل به بنفش که غدة متورم آن خوراکی است ، دارای طعم و بوی تند و مرکب از لایه های نازک تو در توست . ، ~ کسی کونه کردن (کن .) پیشرفت کردن ، موفق شدن ، ثابت و مستقر شدن .

معنی پیاز در فرهنگ فارسی عمید

پیاز
۱. ساقۀ زیرزمینی، مدور، خوراکی، و لایه لایۀ گیاه پیاز به رنگ سفید، قرمز، یا زرد.
۲. گیاه علفی این ساقه با برگ های نوک تیز و گل های سفید مایل به سبز.
۳. ساقۀ زیرزمینی و تغییرشکل یافتۀ گروهی از گیاهان تک لپه ای که با ورقه های نازک پوشیده شده است.
* پیاز دشتی: (زیست شناسی) گیاه علفی پایا با پیاز بزرگ، گل های کوچک و خوشه ای به رنگ سفید یا سفید مایل به خاکستری، و برگ های دراز و نوک تیز که پیاز آن کاربرد دارویی دارد، عنصل، اشقیل، اسقیل.
* پیاز مغزتیره: (زیست شناسی) = بصل النخاع
* پیاز مو: (زیست شناسی) قسمتی از مو در پوست سر که مو را تغذیه می کند و باعث رشد آن می شود.
* پیاز موش: (زیست شناسی) [قدیمی] = * پیاز دشتی
نوعی اشکنه که با پیه یا روغن، آب، و پیاز درست کنند: ای دریغا گر بدی پیه و پیاز / په پیازی کردمی گر نان بدی (مولوی: لغت نامه: په پیاز).
= په پیاز

پیاز در دانشنامه اسلامی

پیاز
پیاز (در عربی، بَصَل)، گیاهی خوردنی با طعمی تند از تیره سوسنیان با نام علمی آلیوم کپا (Alliumcepa) و سوخ خوراکی معروف آن و از قدیمی ترین گیاهان مصرفی آدمی است.موضوع این مقاله فقط پیاز خوراکی است.
واژه پیاز توسعاً به سوخ هر رستنی دیگری نیز گفته می شود، مثلاً، پیاز نرگس و پیاز سنبل.
تاریخجه پیاز
پیاز از قدیم ترین گیاهان مصرفی آدمی است. خاستگاه آن احتمالاً جنوب غربی آسیا بوده و از آن جا به دیگر نقاط جهان راه یافته است (بریتانیکا، مقاله "onion")؛ ولی اکنون در همه جای دنیا کشت می شود.مصریان باستان پیاز را نمادی از نظام کیهان دانسته، به نام آن سوگند یاد می کردند.
قدیم ترین ذکر
شاید قدیم ترین ذکر پیاز اشارات پراکنده حکیم یونانی تئوفراستوس (اواخر سده چهارم و اوایل سده سوم پیش از میلاد) به آن باشد، مثلاً: بخشی از ساقه آن در خاک می روید؛ زمان کِشت و جوانه زدن آن؛ دانه های آن خوب نمی ماند؛ و «ریشه» آن لایه لایه است. اما قدیم ترین وصف منسجم پیاز (انواع پیاز و رویشگاه های آن در حوزه مدیترانه بویژه در یونان، کِشت پیاز، و جز این ها) را در «تاریخ طبیعی» پلینیوس می یابیم. وی در قدمت کشت پیاز می گوید: «در مصر مردم، به وقت ادای سوگند، به سیر و پیاز همچون (دیگر) خدایانِ خود قَسَم می خوردند».
پیاز در تمدن های باستانی
...
پیاز گیاهی خوردنی با طعمی تند از تیره سوسنیان با نام علمی (Alliumcepa) و از قدیمی ترین گیاهان مصرفی آدمی است.
پیاز، گیاهی خوردنی با طعم تند تک لپه ای و از تیره سوسنی و هم خانواده با سیر است. در این مدخل از واژه «بصل» استفاده شده است.
پیاز در قرآن
معادل عربی پیاز، «بَصَل» است که شباهت بسیاری به معادل عبری آن دارد. در قرآن این واژه تنها یک بار به عنوان یکی از خوراکیهای درخواستی بنی اسرائیل یاد شده است که به جای مَنّ و سَلْوی به خوردن آنها رغبت داشتند:«و اِذ قُلتُم یـموسی لَن نَصبِرَ عَلی طَعام و احِد فَادعُ لَنا رَبَّکَ یُخرِج لَنا مِمّا تُنبِتُ الاَرضُ مِن بَقلِها وقِثّائِها وفومِها و عَدَسِها وبَصَلِها قالَ اَتَستَبدِلونَ الَّذی هُوَ اَدنی بِالَّذی هُوَ خَیرٌ اِهب ...

پیاز در دانشنامه ویکی پدیا

پیاز
پیاز (نام علمی: Allium cepa) گیاهی از سرده سیر در زیرتیره پیازیان از تیره نرگسیان است.
Allium cepa var. aggregatum – G. Don
Allium cepa var. bulbiferum – Regel
Allium cepa var. cepa – Linnaeus
Allium cepa var. multiplicans – L.H. Bailey
Allium cepa var. proliferum – (Moench) Regel
Allium cepa var. solaninum – Alef
Allium cepa var. viviparum – (Metz) Mansf.
پیاز از قدیمی ترین سبزی ها و صیفی جات خوراکی در دنیا و ایران است . این محصول سه هزار سال قبل از میلاد مسیح در مصر کشت می شده است و بر اساس برخی اسناد کارگرانی که در ساختن اهرام مصر فعالیت می کرده اند، از پیاز به عنوان غذایِ اصلی استفاده می کردند. پیاز به خانواده آلیاسه (Alliaceae) متعلق است و گیاهی است دو ساله با رشد بوته ای ضعیف، برگ های استوانه ای شکل توخالی که در سال اول با توجه به طول روزِ موردِ نیازِ خود تشکیل سوخ یا پیاز (Bulb) داده و در سال دوّم با کشت سوخ ها و پس از ظهور ساقه (های) گل دهنده و چترها تولیدِ بذر می نماید. مهم ترین فاکتورهای محیطی مؤثر در تشکیلِ سوخ درجه حرارت و طول روز است و بر این اساس، رقم هایِ پیاز به سه گروه شامل ارقام روز بلند، روز متوسط و روز کوتاه تقسیم بندی می شوند. اهمیت این موضوع در تعیینِ زمانِ مناسبِ کاشت است. مثلاً، برای کاشت ارقامِ روزِ بلند مانندِ پیاز قرمز قرمزِ ایلخچی به طور معمول در فروردین ماه اقدام به کاشت می شود.
گیاه پیاز (Allium cepa) که با نام bulb onion یا پیاز معمولی هم شناخته می شود، رایج ترین گونه کشته شده گونه سیر است. این گیاه اولین بار به طورِ رسمی در سال ۱۷۵۳ توسط کارل لینه در کتاب گونه های گیاهان توصیف شد. تعدادی از مترادف هایی که در تاریخ طبقه بندی آمده است:
پیاز معمولاً کاشته می شود، ولی گونه هایِ وحشیِ مرتبط در آسیای مرکزی وجود دارد. نزدیک ترین گونه های مرتبط A. vavilovii و A. asarense از ایران هستند. به هرحال زُهاری و هاپوف توضیح می دهند که «درمورد این که مجموعه های جمع آوری و تست شده گونه وحشی خالص هستند یا محصولاتی گریخته شک وجود دارد.»
عکس پیاز
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

پیاز در دانشنامه آزاد پارسی

پیاز (۱)(onion)
گیاهی متعلق به تیره سوسن، از گونۀ پیاز خوراکی. ریشۀ غده ای این گیاه طعم و بویی شاخص و قوی دارد. گرچه این گیاه از دوران باستان کشت شده است، خاستگاه احتمالی آن آسیا است. این غده ها خوراکی اند. لایه های بی رنگ و هم مرکز پره های اصلی حاوی روغنی است که هنگام بریدن پیاز در هوا متصاعد و باعث ریزش اشک می شود. پیاز در آشپزی به وفور مصرف می شود. پیاز گیاهی دوساله است. انواع معمولی آن در فصل نخست کشت تولید غده پیازی و در فصل دوم تولید دانه می کنند. گرچه پرورش پیاز امروزه در بیشتر نواحی ایران معمول است، به نظر می رسد منشأ این گیاه بلوچستان و افغانستان بوده و از آن جا به سایر نقاط نفوذ کرده است. مصرف پیاز از زمان ماقبل تاریخ و پرورش آن در مصر و کلده معمول بوده است. پیاز نزد مصریان احترام مذهبی خاصی داشت و در آن جا، نمونه هایی با غده درشت و طعم ملایم را برای غذا پرورش می دادند. یونانیان آن را از زمان هومر می شناخته اند و رومیان آن را به فراوانی مصرف می کرده اند. مصرف پیاز برای درمان بسیاری از امراض توصیه شده است. پیاز مدرّ، پایین آورنده فشار خون، مسکن دردهای عصبی و جراحت ها، و برطرف کننده برخی از ناراحتی های سینه است.

نقل قول های پیاز

پیاز گیاهی از سرده سیر در زیرتیره پیازیان از تیره نرگسیان است.
• پروین اعتصامی
• «پیاز هم خودش راداخل میوه ها کرده.» ضرب المثل های فارسی
• تازه به دوران رسیده نون ندره باخره پیاز موخره اشتهاش واره ضرب المثل های خراسانی
• آتان سوغان آنان ساریمساق اوزون نجه اولدون گول بسر؟
• ضرب المثل های آذربایجانی

پیاز

معنی اصطلاحات عامیانه و امروزی -> پیاز
خنگ، مشنگ، یعنی تو که عین بز نگاهم می کنی وقتی می گویم دوستت دارم

ارتباط محتوایی با پیاز

پیاز در جدول کلمات

پیاز
بصل
پیاز حضرتی
سورنجان
پیاز موش
عنصل
یکی از غذاهای اصیل ایرانی که در طبخ آن از گوشت قرمز گوساله با استخوان | پیاز | رب گوجه فرنگی و ادوی ه جات مخصوص استفاده و با پلو مصرف میشود
خورش لوبیا سفید
یکی از غذاهای اصیل ایرانی که در طبخ آن از مرغ | پیاز بزرگ | آرد | جعفری خشک و ادویه جات مخصوص استفاده و با پلو مصرف میشود
خورش گوجه سبز

معنی پیاز به انگلیسی

bulb (اسم)
پیاز ، پیاز گل ، لامپ چراغ برق ، لامپ برق
onion (اسم)
پیاز

معنی کلمه پیاز به عربی

پیاز را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

divoneh😇
صوغان =ترکی
سجاد غنمی
در گفتگوهای عامیانه به معنای خنگ و مشنگ
مصیب مهرآشیان مسکنی
بصل هرچیز که مایه رشد شود مانند کَنبل گیاهان که غده ای غذایی در انتهای ریشه دارد‌ که سنبل برگ از ان رشد میکند
مصیب مهرآشیان مسکنی
پیاز=پی که به معنی ریشه است. و یاز که به معنی رشد است یعنی میوه ریشه مانندی که مایه یاز و رشد و نمو میشود
مصیب مهرآشیان مسکنی
بصل= پیاز. مثل پیاز مو پیاز زعفران پیاز اکثر گلهای زینتی
پس پیاز پی یاز ریشه رشد و نمو است
نادر
پیاز به ترکی: سوغان
هومان معمارباشی
این کلمه در زبان سانسکریت प्याज़ (پیاز)، ازبکی: piyoz، فیلیپینی: sibuyas می باشد. در زبان هیتی parshiya است که به معنی بخش بخش یا لایه لایه است. در آکدی persu که به معنی بخش می باشد. در یکی از گویش های فارسی به جای واژه پیاز از پیا استفاده می کنند. در زبان سومری pa است که به معنی شاخه می باشد و اشاره به تکه تکه بودن دارد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مضرات پیاز   • کشت پیاز   • پیاز سفید   • خواص پیاز برای مو   • خواص پیاز برای پوست   • انواع پیاز   • پیاز قرمز   • طبع پیاز   • معنی پیاز   • مفهوم پیاز   • تعریف پیاز   • معرفی پیاز   • پیاز چیست   • پیاز یعنی چی   • پیاز یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پیاز

کلمه : پیاز
اشتباه تایپی : ~dhc
آوا : piyAz
نقش : اسم
عکس پیاز : در گوگل

آیا معنی پیاز مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )