برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1436 100 1

پاک

/pAk/

مترادف پاک: پاکیزه، تمیز، منزه، نزه، نظیف، زکی، مبرا، مقدس، مهذب، باعفاف، پاکدامن، عفیف، معصوم، نجیب، سترده، منقح، بی غش، خالص، سره، صاف، صافی، محض، ناب، طاهر، طهر، طیب، مطهر، بی عیب، منقا، نقی، بی آلایش، بی ریا، صمیم، مخلص، زلال، صراح، شفاف بکلی، تماماً، سراسر، کاملاً، کلاً

متضاد پاک: آلوده، پلید، رجس، ناپاک، نجس

معنی پاک در لغت نامه دهخدا

پاک. (ص ) طاهر. طاهرة. طهور. نمازی. طیّب. طیّبة. نقی ّ. نقیّة. زَکی. بی آلایش.مُطیَّب. مُطَهّر. مُنَقّح. پاکیزه. نظیف. نظیفة. مهذّب. مهذّبة. نزه. نَزهة. نزیه. نزیهة: مُنَزّه. مقابل : پلید. ناپاک. شوخ. شوخگن. نجس. رجس :
بگویش که من نامه ٔ نغزناک
فراز آوریدستم از مغز پاک.
بوشکور.
اگر شوخ بر جامه ٔ من بود
چه شد چون دلم هست از طمع پاک.
خسروی.
بیفکنی خورش پاک را ز بی اصلی
بیاکنی ز پلیدی ماهیان تو گژار.
بهرامی.
بدو داد هوش و دل و جان پاک
پراکند بر تارک خویش خاک.
فردوسی.
به اندیشه ٔ پاک دل را بشست
فراوان ز هرگونه ای چاره جست.
فردوسی.
پزشک خردمند را داد و گفت
که با رأی پاکت خرد باد جفت.
فردوسی.
فراوان بدو آفرین کرد و گفت
که با جان پاکت خرد باد جفت.
فردوسی.
همه تن بشستش بدان آب پاک
بکردار خورشید شد تابناک.
فردوسی.
بدوزخ مبر کودکان را بپای
که دانا نخواند ترا پاک رای.
فردوسی.
خروشی برآمد که ای شهریار
به آهن تن پاک رنجه مدار.
فردوسی.
کنون آن ، بخون اندرون غرقه گشت
کفن بر تن پاک او خرقه گشت.
فردوسی.
خورشها بیاراست خوالیگرش
یکی پاک خوان از در مهترش.
فردوسی.
همه راه را پاک کرده چو دست
در و دشت چون جایگاه نشست.
فردوسی.
ترا داد این کشور و مرز پاک
مخور غم که گشتی از اندوه پاک.
فردوسی.
سرنامه گفت [ خسروپرویز ] آفرین مهان
بر آن باد کو پاک دارد نهان.
فردوسی.
بدانست شیروی کایرانیان
کرا برگزیدند پاک از میان.
فردوسی.
زین دادگری باشی و زین حق بشناسی
پاکیزه دلی پاک تنی پاک حواسی.
منوچهری.
گوشت به آغاز گرچه از خون خیزد
پاک بود گوشت و پلید بود خون. ...

معنی پاک به فارسی

پاک
( اسم ) ۱- عید بزرگ یهود که هر سال در چهاردهمین روز از نخستین ماه قمری بیاد خروج قوم بنی اسرائیل از مصر بر پا میدارند . و در چهاردهمین روز از دومین ماه قمری هر سال نیز یهودیان جشن پاک را بنام دومین پاک می گیرند تا بیماران یا مسافرانی که در نخستین پاک نتوانسته اند در اورشلیم حضور یابند از آن برخوردار شوند عید پاک عید فصح پاسکا باغوث عید فطیر. ۲- یکی از اعیاد بزرگ مسیحیان که هر سال بیاد برخاستن مسیح از میان مردگان بر پا کنند عید احیای مسیح عید فصح نصارا باغوث. (پاکات) جمع پاکت توضیح کلم. اروپایی (پاکت) را بقیاس غلط با جمعهای عربی چنین جمع بسته اند :طاهر طاهره
[sober, clean] [اعتیاد] ویژگی فردی که با رعایت اصول خودیابی از مصرف مواد و الکل پرهیز می کند
[ گویش مازنی ] /paak/ پاک - درست کامل ۳یکسره – همگی
( صفت ) آنکه گوهری پاک دارد پاک گوهر پاک نژاد .
پاک نژاد پاک گوهر
عمل پاک اصل
( صفت ) آنکه اعتقادی درست دارد کسی که عقیده ای راست دارد .
که اعتقادی درست دارد که عقیدتی راست دارد
عمل پاک اعتقاد
( صفت ) آنکه باطنی پاک دارد پاغک نهاد پاک اعتقاد .
پاک نهاد پارسا
عمل پاک اندرون
(اسمصفت) آنکه اندیشه ای پاک دارد آنکه سوئ نیت ندارد پاک اندیشه .
آنکه اندیشه پاک دارد سو نیت ندارد
( صفت ) کسی که دارای اندیش. پاک است پاک اندیش .
عمل پ ...

معنی پاک در فرهنگ معین

پاک
[ فر. ] ( اِ.) ۱ - عید فصح ، عیدی که یهودیان هر سال در چهاردهمین روز از نخستین ماه قمری به یاد خروج قوم بنی اسرائیل از مصر برپا دارند. ۲ - عیدی که مسیحیان هر سال به یاد برخاستن مسیح از میان مردگان برپا کنند.
[ په . ] ۱ - (ص .) پاکیزه . ۲ - ساده و بدون ترکیب . ۳ - روشن ، درخشان . ۴ - بی گناه ، پاکدامن . ۵ - (ق .) تماماً، بالکُل .
(تَ) (مص م .) پاکبازی کردن .
(تِ) ( اِ.) ۱ - کسی که همة پول خود را باخته است . ۲ - کسی که همه چیز خود را از دست داده است .
(مَ) (ص مر.) برخوردار از پاکدامنی ، نداشتن وضع یا کیفیت رفتارهای زشت و ننگین .
(حامص .) ۱ - پاک کردن جایی . ۲ - مجازاً: بیرون کردن یا بازنشسته کردن کارمند یا عضوی از یک موسسه .
(س ِ رِ) (ص مر.)پاک نهاد، پاک - طینت .
( نَ فَ) [ فا - ع . ] (ص مر.) راستگوی .
(کُ کَ دِ) (ص مر.) آشکار، صریح .
(کُ) (اِمر.) ماده پلاستیکی نرمی که در کارخانه به صورت قالبی ساخته شده است و برای پاک کردن نوشته به کار می رود.

معنی پاک در فرهنگ فارسی عمید

پاک
۱. [مجاز] بی آلایش، بی غش.
۲. پاکیزه، طاهر.
۳. [مجاز] صاف.
۴. [مجاز] عفیف، پرهیزکار، درستکار.
۵. (قید) تمام، همه، یکسر، یکسره: هرکه پرهیز و زهد و علم فروخت / خرمنی گرد کرد و پاک بسوخت (سعدی: ۱۷۰).
* پاک باختن: همه را باختن، همه چیز خود را از دست دادن.
* پاک شدن: (مصدر لازم)
۱. پاکیزه شدن، از آلودگی درآمدن.
۲. سترده شدن، زدوده شدن، محو شدن.
* پاک کردن: (مصدر متعدی)
۱. پاکیزه ساختن از آلودگی و پلیدی، پاکیزه کردن.
۲. شستن چیزی و چرک آن را گرفتن.
۳. صاف کردن، خالص کردن.
۴. آشغال و نخالۀ چیزی از قبیل گندم، جو، و امثال آن ها را جدا کردن.
۵. ستردن، زدودن، محو کردن چیزی از روی چیزی دیگر، پاکیدن.
= فصح
پاک نژاد، پاک گوهر، نجیب.
کسی که عقیده ای راست و درست دارد.
پاک نهاد، پاک طینت، پاک باطن.
آن که اندیشۀ پاک دارد، پاک اندیشه.
۱. کسی که همه چیز خود را از دست داده.
۲. آن که در قمار تمام دارایی خود را باخته باشد.
۱. پاک باخته.
۲. کسی که در قمار تمام دارایی خود را ببازد.
۳. [مجاز] کسی که با نظر پاک به معشوق خود می نگرد، عاشق صادق.
۴. شخص وارسته، زاهد، و تارک دنیا: تمنی کند عارف پاک باز / به دریوزه از خویشتن ترک آز (سعدی۱: ۵۶).
۱. پاک باختن در قمار.
۲. پاک باختن همه چیز در راه عشق.
۳. وارستگی.
۴. ازخودگذشتگی.
پاکیزه بوم، سرزمین پاک، خاک پاک، زمین مقدس.
پاک ...

پاک در دانشنامه اسلامی


...
«دکتر سید رضا پاک نژاد» فرزند سید ابوالقاسم، در سوم آذر ماه سال 1303ش متولد شد. وی کودکی را در شهر دارالعباده یزد سپری و در سال 1321ش، دیپلم متوسطه را از دبیرستان ایرانشهر اخذ کرد.
پس از پایان دوران تحصیل و قبل از راهیابی به دانشگاه در سال 1322ش به مکه مکرمه مشرف شد و چون در آن سال، فتنه گردن زدن ابوطالب یزدی در مکه معظمه پیش آمد، مدت 31 روز به همراه برخی از دوستانش در زندان شهر مکه بازداشت شد. وی در طول سفر حج ابراهیمی که 6 ماه و 7 روز طول کشید، تحقیق و پژوهش را در کنار احکام عبادی و مناسک حج دنبال نمود و با مسلمانان کشورهای مختلف ارتباط صمیمی برقرار کرد.
وی در سال 1331ش رساله دکترای خود با عنوان «تمام برنامه های پزشکی در اسلام» را با درجه ممتاز گذراند. وی در کنار تحصیل علم طب، به فراگیری زبان و ادبیات عرب نیز پرداخت و دروس حوزوی را تا سطح مقدمات، نزد حجت الاسلام والمسلمین عجم طی کرد. وی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، با انتخاب مسئولیت آموزگاری در مدارس شهر یزد، حسابداری، طبابت و سرانجام ریاست بیمارستان هراتی و بیمه یزد، خدمات قابل توجهی را به همنوعان خود ارائه کرد. او همواره به روشنگری مردم، به ویژه جوانان می پرداخت. ایشان در سال های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی دو سفر به حج، چهار سفر به عراق (برای زیارت)، یک سفر به سوئیس، پاریس، لندن و برلین برای تحقیقات علمی داشته است.
او که دانش آموخته مکتب امام صادق(ع) بود، توانست فقه و طب را با هم درآمیخته، با کنکاش در علوم پزشکی و اسلامی، احکام و فتوای مراجع تقلید را در علم پزشکی بکار گیرد. وی با طرح مطالب پزشکی و انطباق آن با فقه و نیز بررسی علوم و معارف اسلامی، کتب متعددی را تألیف نمود که مهمترین آن یکصد و ده جلد کتاب با عنوان «اولین دانشگاه و آخرین پیامبر» است که 40 جلد آن به زیور چاپ آراسته شده است.
این محقق متعهد، شامگاه هفتم تیر سال 1360ش به همراه دیگر برادرش سید محمد که او نیز از اعضاء حزب جمهوری اسلامی بود به سوی آسمانها پر گشودند. او و برادرش به همراه 70 نفراز بهترین خدمتگزاران ایران و آیت ...

پاک در دانشنامه ویکی پدیا

پاک
پاک اغلب به آنچه دارای طهارت است، اطلاق می شود و می تواند به موارد زیر نیز اشاره کند:
پاک، صفتی برای اشاره به عفت و پاکدامنی
پاک، صفتی برای اشاره به عصمت
پاک (مجله)، اولین مجلهٔ موفق طنز در ایالات متحده
شرکت پاک، شرکت لبنیاتی در ایران
عید پاک یا عید قیام، یکی از روزهای تعطیل در سال مسیحی
آدرس پاک
حزب پاک ایران
پاک اغلب به آنچه دارای طهارت است، اطلاق می شود و می تواند به موارد زیر نیز اشاره کند:
پاک، صفتی برای اشاره به عفت و پاکدامنی
پاک، صفتی برای اشاره به عصمت
پاک (مجله)، اولین مجلهٔ موفق طنز در ایالات متحده
شرکت پاک، شرکت لبنیاتی در ایران
عید پاک یا عید قیام، یکی از روزهای تعطیل در سال مسیحی
آدرس پاک
حزب پاک ایران
پاک (به آلمانی: Pack) یک منطقهٔ مسکونی در اتریش است که در ویتسبرگ واقع شده است. پاک ۳۹٫۰۶ کیلومتر مربع مساحت دارد ۱٫۱۱۶ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
فهرست شهرهای اتریش
پاک (انگلیسی: Puck;‎/pʌk/‎) یکی از قمرهای اورانوس است که در دسامبر ۱۹۸۵ توسط وویجر ۲ کشف شد.Smith Soderblom et al..
۰٫۱۱ ± 0.015 (geometric)
۰٫۰۳۵ ± 0.006 (bond) at ۰٫۵۵ μmKarkoschka, Hubble.
پاک (به مجاری: Páty) یک شهرداری در مجارستان است که در Bia District واقع شده است. پاک ۳۹٫۲۹ کیلومتر مربع مساحت و ۷٬۳۶۸ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای مجارستان
پاک (به انگلیسی: Puck) نخستین مجلهٔ موفق طنز ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

پاک در دانشنامه آزاد پارسی

پاک (Puck)
(یا: رابین خوش مشرب؛ هابگابلین) در فرهنگ عامیانۀ انگلستان، پریای شرور. او مسافران را دست می اندازد، به شکل های مختلف درمی آید و حتی موجب فاسدشدن شیر می شود. نامش با پیکسی مرتبط است. در نمایش نامۀ رؤیای شب نیمۀ تابستان، اثر ویلیام شکسپیر، خدمتکار اوبرون، شاه پریان، است؛ یوهان ولفگانگ گوته در فاوست و نویسندگان دیگری همچون مایکل درایتون و بن جانسون در نمایش نامه های خود به او پرداخته اند.

ارتباط محتوایی با پاک

پاک در جدول کلمات

پاک
نقی, زکی
پاک | و پاکیزه
منزه
پاک | پاکیزه
نقی
پاک ا ز گناه
زکی
پاک باز
پاکباخته
پاک پیوند
پاک نژاد
پاک ساختن با آب
شستشو
پاک سازی رودخانه
لایروبی
پاک سرشت
روشن نهاد
پاک شدن از تهمت
برایت

معنی پاک به انگلیسی

good (صفت)
قابل ، شایسته ، پسندیده ، خوب ، صحیح ، سودمند ، مهربان ، مطبوع ، خیر ، خوش ، پاک ، نیک ، نیکو ، ارجمند ، خوشنام
clean (صفت)
روشن ، پاکیزه ، عفیف ، طاهر ، تمیز ، پاک ، صاف ، زلال ، نظیف ، باطراوت
sheer (صفت)
راست ، مطلق ، خالص ، پاک ، محض ، حریری
pure (صفت)
خالص ، منزه ، اصیل ، عفیف ، تمیز ، پاک ، محض ، ناب ، سره ، بیغش ، ژاو
naked (صفت)
برهنه ، عریان ، لخت ، پاک
stark (صفت)
سفت ، کامل ، حساس ، شاق ، خشن ، رک ، قوی ، شجاع ، زبر ، پاک ، خشک وسرد
kosher (صفت)
پاک ، حلال ، تهیه شده برطبق شریعت یهود

معنی کلمه پاک به عربی

پاک
جيد , صافي , مطلق , نظيف
بقعة , محو
دائم
امح , بري , تدليک , حک , طهر , غسل , مسحة , نظيف , نق , هو , ورطة
صفصاف
قابل للمسح
فرشاة
منظف
عيد الفصح

پاک را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

داریوش
پیشنهاد آفریدگار جهانیان بخشنده مهربان
سجاد غنمی
در فیلمنامه نویسی و در دیالوگ نویسی:
پاک به معنای به کلی،یکسره و یکباره
مثلا مادر خطاب به شوهر درباره پسرشون بحث میکنند
=پسره پاک زده به سرش یعنی پسره یکباره زده به سرش
حسنعلی
پاستوریزه
فاطمه
بی الایش
علی باقری
پاک: به کل، سراسر، بالکُلّ
((چون ترا از تو پاک بستانند
دولت آن دولت است و کار آن کار))
دکتر شفیعی کدکنی در مورد این واژه ‌می نویسد: (( هنوز هم در خراسان به همین معنی رواج دارد. رودکی گفته است.
این جهان پاک، خوب کردار است
آن شناسد ک دلش بیدار است‌))
(تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سنائی، دکتر شفیعی کدکنی،زمستان ۱۳۸۳، ص۳۷۶.)
امروزه در محاورات گفته می شود فلان چیز پاک از دستم رفت یعنی به کل.(نگارنده)
علی
نزیه، طاهر، پاکیزه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی پاک   • بستنی قیفی پاک   • استخدام شرکت لبنیات پاک   • فرم استخدام شرکت لبنیات پاک   • استخدام شرکت پاک   • استخدام شرکت لبنیات پاک تهران   • استخدام لبنیات پاک   • حزب پاک   • مفهوم پاک   • تعریف پاک   • معرفی پاک   • پاک چیست   • پاک یعنی چی   • پاک یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پاک
کلمه : پاک
اشتباه تایپی : ~h;
آوا : pAk
نقش : صفت
عکس پاک : در گوگل

آیا معنی پاک مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )