برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1408 100 1

و

/va/

معنی و در لغت نامه دهخدا

و. (حرف ) حرف بیست و ششم از حروف هجاء عرب و سی ام از الفبای فارسی و ششم از الفبای ابجدی و نام آن «واو» است و در حساب جُمّل آن را به شش دارند. در تجوید واو از حروف مصمته است. رجوع به مصمته شود. و نیز از حروف یرملون محسوب است. رجوع به یرملون شود. و نیز از حروف هوائیه و جوفیه و ضعیفه است. رجوع به هوائیه و جوفیه و ضعیفه شود. و از حروف منصوب است. رجوع به منصوب شود. و از حروف مدّ است. رجوع به مدّ شود. و در علم نجوم علامت و رمز برج میزان است.
ابدالها:
> گاه بدل از «آ» (در تداول ) آید:
نادان = نادون.
جوان = جوون.
گمان = گمون.
> گاه بدل از همزه ٔ ساکن (در کلمات عربی )آید:
جزء = جزو.
جزئی = جزوی :
حجتی بپذیر برهانی ز من زیرا که نیست
آن دبیرستان کلی را جز این جزوی گوا.
ناصرخسرو.
> گاه به الف بدل شود:
کوس = کاس.
فروغ = فراغ :
دمدمه ٔ کاس به آواز خوش
کوس زده با فلک کاسه وش.
میرخسرو (از آنندراج ).
از خوی او برند گل و نسترن نسیم
وز روی او گرندمه و مهر هم فراغ.
قطران (از آنندراج ).
> گاه بدل به «ب » شود و یا بدل از آن آید:
پاوند = پابند.
تراویدن = تلابیدن.
چراغوانی = چراغبانی.
چوزه لوا = چوزه ربا.
دست آورنجن = دست آبرنجن.
زندواف = زندباف.
زَوَر = زبر.
شناو = اشناب.
شوروا = شوربا.
کلاوه = کلابه.
کَوَر = کبر.
گرماوه = گرمابه.
ماست وا = ماست با.
نوشتن = نبشتن.
نو ...

معنی و به فارسی

حرف سی ام ازالفبای فارسی که واوتلفظمیشود
حرف سی ام از الفبای فارسی و حرف بست و ششم از الفبای ( ابتث ) و در حساب جمل آنرا شش گیرند . نام آن (( واو )) و (( و )) است و آنرا بصورتهای ذیل نویسند: و - و نامند : وام بو. توضیح ۱ (( و )) را در الفبای عربی غالبا بعد از (( ه )) آید . توضیح ۲ در زبان فارسی و همچنین در عربی (( و )) نشانه ایست برای نمایاندن حروف و اصوات مختلف و این خود باعث خلط و اشتباه بسیار شده .
مولف منتهی الارب آورد : واو حرفی است از حروف هجا و به چند وجه می آید .

معنی و در فرهنگ معین

( ~.) (ق .) خاصه ، مخصوصاً.
( ~.) [ ع . ] (حر.) در آغاز لفظ جلاله (= الله) برای قسم به کار رود.
(واو معدوله ) از نظر دستوری واوی است که در عهد ما نوشته می شود ولی خوانده نمی شود: خواب ، خواهش ،خویش ، خویشتن . اما در زمان قدیم آ ن را تلفظ می کردند و چون در هنگام تلفظ از ضمه به فتحه عدول می کردند آن را واو معدوله نامیده اند. لازم به توضیح است که همیش
( ~.) [ په . ] (حر رب ، عطف ) حرف عطف است و آن دو کلمه یا دو جمله را به هم پیوند دهد و آن به معانی ذیل آید: ۱ - (معیت و مصاحبت ) با. ۲ - (حالیه ) حال آن که ، در صورتی که . ۳ - با آن که با وجودی که .
(حر.) سی امین حرف از الفبای فارسی که در حساب ابجد برابر با عدد ۶ می باشد.
(وَ) (حر. اض .) مقابله را رساند، مقابل ، برابر.

معنی و در فرهنگ فارسی عمید

سی امین حرف الفبای فارسی، واو. &delta، در حساب ابجد: «۶ ».
نام واج «و».

و در دانشنامه اسلامی

و
معنی أَثَاماً: سزا-مجازات - کیفر سخت
معنی أَثْخَنتُمُوهُمْ: بسيار آنها را کشتيد- برآنها غلبه کرديد - آنان را از قدرت و توان انداختید (کلمه اثخان به معناي بسيار کشتن ، و غلبه و قهر بر دشمن است . کلمه ثِخَن به معنی غلظت و بی رحمی است و اثخان کسی به معنی بازداشتن و مانع حرکت وجنبش او شدن است مثلاً با کشتن او . د...
معنی أَثَرِ: اثر-جاي پا
معنی أَثَرْنَ: زير ورو کردند-برپا نمودند
معنی أَثَرِي: در پي من
معنی أَثْقَالاًَ: بارهاي سنگين
معنی أَثْقَالَکُمْ: بارهاي سنگينتان
معنی أَثْقَالَهَا: بارهاي سنگينش
معنی أَثْقَالَهُمْ: بارهاي سنگينشان
معنی أَثْقَلَت: آن زن سنگين شد
معنی أَثْلٍ: نام گياهي بي ميوه(طرفاء)
معنی أَثُمَّ: آيا بعد از
معنی أَثْمَرَ: ميوه داد
معنی أَثِيمٍ: گناه پيشه
معنی أَجِئْتَنَا: به سراغ ما آمده اي
ریشه کلمه:
و (۹۵۹۴ بار)
چند نکته در مورد این فهرست :
13150 - الواثق بالله --- ج 20 ص205
13151 - واثلة بن الأسقع --- ج 20 ص205
13152 - واصل --- ج 20 ص205
13152 - واصل --- ج 20 ص206
13154 - واصل بن سلیم المنقری --- ج 20 ص206
13155 - واصل بن سلیمان --- ج 20 ص206
13156 - واصل بن سلیمان الکوفی --- ج 20 ص207

و در دانشنامه ویکی پدیا

و
و حرف سی ام در الفبای فارسی، حرف بیست وششم در الفبای عربی و ششمین حرف از حروف الفبای عبری (ו) است. نام این حرف «واو» است. این حرف از حروف ربط نیز می باشد.
واو معدوله
واو معروف و مجهول
در خط و زبان فارسی حرف «و» نمایندهٔ چند واج به شمار می رود:
همچنین واو به عنوان یک واژهٔ مستقل یا یک وند نیز به کار می رود:
عکس و
و یکی از حروف الفبای فارسی (و البته عربی) است. همچنین می تواند به موارد زیر اشاره داشته باشد:
و (سیریلیک)، یکی از حروف الفبای سیریلیک
عطف منطقی یا «وَ»، یک عملگر منطقی در ریاضیات
وُ (به ایتالیایی: Vo') یک کومونه در ایتالیا است که در استان پادووا واقع شده است. و ۲۰٫۴ کیلومتر مربع مساحت و ۳٬۴۱۶ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای ایتالیا
و (Β β)، نویسهٔ سوم در الفبای سیریلیک است.
و اما عشق نام دومین آلبوم گروه آریان است که در سال ۱۳۸۰ منتشر شد. تنظیم آهنگ های این آلبوم را نینف امیرخاص انجام داده است و ترانه ها با صدای علی پهلوان و پیام صالحی اجرا شده اند.
آیه و ان یکاد آیه ۵۱ و ۵۲ سوره قلم است.
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ ﴿۵۱﴾ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ ﴿۵۲﴾
و همانا نزدیک است کافران هنگامی که قرآن را می شنوند، با چشم هایشان تو را به زمین بزنند و می گویند: او مجنون است؛ ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

و در دانشنامه آزاد پارسی

سی امین حرف از الفبای فارسی و حرف بیست وهفتم از حروف الفبای عربی (ابتثی) و حرف ششم از الفبای ابجدی که در حساب جمل آن را معادل شش حساب می کنند. در ترتیب الفبای فارسی، حرف «و» قبل از «ه » می آید، اما در الفبای عربی حرف «ه » قبل از «و». از نظر آوایی، حرف «و» نمایندۀ صامتِ لب و دندانی ـ سایشی «v» است چنان که در «وارد=vâred» و نیز نمایندۀ مصوت «o»، چنان که در «تو (ضمیر)= to» و مصوت «u»، چنان که در «تو (داخل)= tu» و مصوت «o»، چنان که در «دور (اطراف)= dor». نام این حرف «واو= vâv» است. حرف «و» به عنوان پسوند اشتقاقی به کلمات متصل می شود و صفت نسبی با مفهوم تحقیر و تصغیر می سازد، مثلِ کرمو، سبیلو، غرغرو، ترسو، یارو. حرف «و» به عنوان حرف ربط هم پایگی دو جمله را به هم پیوند می دهد، مثلِ «دیگران کاشتند و ما خوردیم». حرف «و» به عنوان حرف عطف، دو کلمه یا گروهِ هم نقش را در یک جمله به هم پیوند می دهد، مثل «قسمت خود می خورند، منعم و درویش ـ روزی خود می برند پشّه و عنقا». در فارسی نوشتاری معاصر، غالباً اگر بیش از دو کلمه را بخواهیم به هم پیوند بدهیم، فقط دو کلمۀ آخر را با حرف «و» به هم عطف می کنیم و کلمات اول و دوم و سوم و... را با ویرگول «،» به هم پیوند می دهیم. مثلِ «امروز در شهرهای اردبیل، آستارا، بندر انزلی و نوشهر باران بارید.» حرف «و» به عنوان حرف اضافه، به معنی «با، دربرابر، همراهِ، معادلِ» در متون فارسی کهن بسیار آمده است، مثلِ «عمر برف است و آفتابِ تموز ـ اندکی ماند و خواجه غرّه هنوز» (گلستان سعدی). «پس زندگی یادکن روز مرگ ـ چنانیم با مرگ چون باد و برگ» (شاهنامۀ فردوسی). در فارسی کهن، حرف مصوت «و» را به دو صورتِ «مجهول و معروف» تلفظ می کرده اند که در زبان فارسی معاصر چنین تمایزی وجود ندارد. «و» مجهول واوی بوده است که در تلفّظ اندکی مفهوم بوده است، مثلِ «بور، هور، بو، سبو» و حرف «و» معروف واوی بوده است که در تلفظ مفهوم می شده است، مثل «سور، دور، گلو، آسود، پالود، خوب». «واو معدوله» که بلافاصله بعد از صامت «خ» در کلمات فارسی می آید، نوشته می شود اما به تلفظ درنمی آید. توضیح این که در فارسی دری «خو= xo» واج صامت مستقلی بوده است که رفته رفته ازمیان رفته و هنوز در بعضی لهجه ها باقی مانده است. شکل مکتوب آن در برخی واژه ها از قبیل «خواب، خواندن، خواستن، خواهش، خو ...

ارتباط محتوایی با و

و در جدول کلمات

و احد شمارش پارچه
توپ
و سیله نخ ریسی
دوک
آئین و سنت
رسم
آئین و سنن
اداب
آب روان و جاری
سیال
آب شور و پرنمک
شوراب
آب مایه معطر و ضد عفونی کننده
ادکلن
آباد و برقرار
دایر
آبکی و وارفته
شل
آپارتمان کوچک و مجهز
سوییت

معنی و به انگلیسی

and (حرف ربط)
و

و را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نیوشا
" به همراهِ "
The one
وات افزوده( حرف اضافه) و (va) وارد زبان ما از عربی شده است. ولی فارسی زبانان در زندگی روزانه آن را O تلفظ میکنند و درستش همان است.
این وات افزوده باید همیشه o باشد.
آریانا
یه حرف در الفبای پارسی

در عربی نویسی، الفبای یکم: و
در لاتین نویسی، الفبای دوم: Ww
مازیار ایرانی

واک و که واژه پیوند و همراهی است از زبان عربی در فارسی امده و پارسی و پهلوی ان واژه اود od و یا او O میباشد . برای نمونه ارمان اود مهران امدند ک میشود ارمان و مهران امدند دوستان بجای و میشد O را هم بکار برد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی و   • مفهوم و   • تعریف و   • معرفی و   • و چیست   • و یعنی چی   • و یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی و
کلمه : و
اشتباه تایپی : ,
آوا : va
نقش : حرف ربط
عکس و : در گوگل

آیا معنی و مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )