برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1466 100 1

هون

/hun/

مترادف هون: خواری، ذلت، سختی، مشقت، رسوایی، فضیحت، ننگ

معنی هون در لغت نامه دهخدا

هون. [ هََ / هُو] (اِ) زمین کشتزاری را گویند که در آن کلوخه بسیاربود. (آنندراج ) (غیاث اللغات ). زمین شیارکرده ٔ کلوخ زار را گویند. (برهان ). || زراعتی را نیز گفته اند که سنگ و کلوخ بسیار داشته باشد. (برهان ).

هون. [ هََ ] (ع اِ) روش و گرانباری. (منتهی الارب ) (آنندراج ). گویند: اًمْش ِ علی هونک ؛ به روش و وقار خویش رو. || (ص ) مرد خرد و حقیر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). || (مص ) آسان گشتن. || سبک گردیدن. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || خوار گردیدن. (منتهی الارب ). || (اِمص ) سکینه و وقار. (اقرب الموارد). || بردباری. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ترجمان القرآن جرجانی ) (اقرب الموارد). || آرامش. (منتهی الارب ). آهستگی. (منتهی الارب ).

هون. (ع اِمص ) رسوایی. (منتهی الارب ) (آنندراج ). خزی. (اقرب الموارد). || خواری. || مشقت. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || خَلق. (اقرب الموارد). تمامی آفرینش. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || (مص ) مهانة. هوان. خوار شدن. (ترجمان القرآن جرجانی ). خوار گردیدن. (منتهی الارب ). ذلیل و حقیر گردیدن. (اقرب الموارد). || سست شدن و آرام و قرار گرفتن. (اقرب الموارد).

هون. (صوت ) کلمه ای است که برای تأکید گویند. (آنندراج ). کلمه ٔ تأکید و کلمه ٔ استکراه است. (غیاث اللغات ). هین :
پیش آمده در رهش دو وادی
یک آتش بد یکیش گلگون
آواز آمد که رو در آتش
تا یافت شوی به گلستان هون.
مولوی (از آنندراج ).

هون. (هندی ،اِ) به ضم ها و سکون نون و واو غیرملفوظ به معنی زر مسکوک رایج دکن. (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (برهان ).
- هون اچترائی ؛نوعی از هون است که واضع آن اچترائی نام راجه شده باشد. (غیاث اللغات ) (آنندراج ).

هون. (اِخ ) (در تداول ، هونها به صورت جمع به کار رود) نام قومی از اقوام زردپوست وحشی که از اوائل قرن دوم میلادی در شمال بحر خزر و حوالی رود ولگا و اورال سکونت اختیار کردند و سپس به طرف اروپا هجوم بردند و در 247 م. دسته ای از آنها روم را تهدید کردند و قبائل ژرمنی را مغلوب ساختند و دولت عظیمی تشکیل دادند که بعد از مرگ آتیلا منقرض گردید. دسته ٔ دیگر به آسیا رفتند و در توران ساکن شدند و در زمان ساسانی ...

معنی هون به فارسی

هون
نام قبیله ای از قبایل ترک ( نژاد تاتار ) که از حوالی جبال آلتائی بنقاط دیگری مانند تبت چین شمالی صحاری مغولستان کنونی دشتهای ترکستان قزیقزستان و نقاط نزدیک بجبال اورال انتشار یافته اند. قریب سه هزار سال قبل از میلاد چینی ها با هونها آشنائی و رابطه داشته اند.
از اقوام وحشی اروپا، نرم و آسان شدن، آرامی، آهستگی، وقار، بردباری
( اسم ) ۱- آرامی آهستگی . ۲- آسانی .
بضم ها و سکون نون و واو غیر ملفوظ بمعنی زر مسکوک رایج دکن هون اچترائی نوعی از هون است واضح آن اچترائی نام راجه شده باشد
( اسم ) ۱- دایره و هر چیز میان تهی مانند چنبر و طوق و امثال آن هر چیز گرد میان تهی ۲- چنبر ماه خرمن ماه هاله .

معنی هون در فرهنگ معین

هون
(هَ) [ ع . ] (اِ.) خواری ، رسوایی .
( ~.) (اِ.) زمین کلوخ وار شیار کرده .

معنی هون در فرهنگ فارسی عمید

هون
کلمۀ تٲکید هان: آواز آمد که رو در آتش / تا یافت شوی به گلسِتان هون (مولوی۲: ۷۴۰).
۱. خواری.
۲. رسوایی.
زمین یا کشتزار شیارکرده و کلوخ زار.

هون در دانشنامه اسلامی

هون
معنی هُونِ: ذلت - خواري
معنی هَوْنَ: فروتني و تواضع (درعبارت "الذين يمشون علي الأرض هونا ": "مؤمنين کساني هستند که روي زمين با وقار و فروتني راه ميروند" به نظر ميرسد که مقصود از راه رفتن در زمين نيز کنايه از زندگي کردنشان در بين مردم و معاشرتشان با آنان باشد .و هون به معناي تذلل و تواضع...
معنی مُّهِينٌ: خوار کننده (از هون است که به معناي ضعف و حقارت است )
معنی مَهِينٌ: خوار و ضعيف - حقير (از هون است که به معناي ضعف و حقارت است، و منظور فرعون از مهين بودن حضرت موسي (عليهالسلام) ، فقير و تهي دست بودن ایشان است)
ریشه کلمه:
هون‌ (۲۶ بار)

«هون» مصدر است و به معنای نرمش، آرامش و عدم تکبر می باشد، و استعمال مصدر در معنای اسم فاعل در اینجا برای تأکید است، یعنی: آنها آنچنانند که گویی عین آرامش و بی تکبّرند!

هون در دانشنامه ویکی پدیا

هون
هون ها یا هونهای زرد (پارسی میانه: خیون) قومی صحراگرد از مغولستان از نژاد مغول و ترکمن بودند که در سده های چهارم و پنجم میلادی به سوی غرب مهاجرت کرده و در موازات آمودریا کوچ نشین هایی تأسیس کردند.
ویکی پدیای انگلیسی
آن ها در حدود سال ۳۵۰ پس از میلاد به مرزهای خاوری ایران حمله کردند ولی لشکر ایران تحت شاهنشاهی شاپور دوم از ورود آن ها به مرزهای ایران جلوگیری کرد. البته گروه ها و قبایلی از ترکان حتی پیش از قرن پنجم میلادی به مرزهای شرقی و نیز شمالی دولت ساسانی در قفقاز رسیده بوده اند. بعدها هون ها به رهبری شاه خود گرومبات به لشکر ایران پیوستند و در لشکرکشی شاپور دوم به بخش تحت چیرگی رومیان در میان رودان او را همراهی کردند.
هون ها گروهی متحد از قبایل مختلف بودند. هسته اصلی هون ها را اقوام آلتایی زبان و مجارها تشکیل می دادند اما گروه های مختلف قومی در بین آن ها وجود داشت. خاستگاه هون ها آسیای میانه و شمال چین بود اما به مرور با مهاجرت به غرب وارد صفحهٔ تاریخ ایران و روم شدند و بیش از هزار سال نام خود را در نقشهٔ آسیا و اروپا به عنوان عشایری جنگجو ثبت کردند. طی سده ها جنگ با این دو امپراتوری، صدمات فراوانی به هر دو وارد ساختند و در سدهٔ پنجم میلادی حتی تا نزدیکی رم پیش رفتند ولی سپس ناپدید و مجذوب اقوام اوراسیا شدند.
حتی ممکن است مهاجرت بزرگ هون ها عامل محرک در فروپاشی امپراطوری روم باشد. پژوهش های معاصر نشان می دهد هون ها یک زبان مخصوص به خود را داشتند؛ که مقدار خیلی کمی از آن باقی مانده است. برخی نیز معتقدند زبان هون ها با زبان های ترکی در ارتباط بوده است. زبان های بسیار دیگری مانند زبان های ژرمانتیک شرقی در میان هون ها نیز صحبت می شده است.
عکس هون
هون (جاسک)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان جاسک در استان هرمزگان ایران است.
این روستا در دهستان گابریک قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۶۸ نفر (۳۷خانوار) بوده است.
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با هون

هون در جدول کلمات

پادشاه هون ها
اتیلا
رهبر هون ها
اتیلا

معنی هون به انگلیسی

hun (اسم)
المانی ، هون ، تاتار ، مخرب تمدن

هون را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بیگلری
هون یکی از اقوام ساکن در سمرقند و بخارا و بلخ در امپراتوری ساسانی بودند

در سال 558 ترکان به اقوام هون های سفید *هیاطله-هپیتالیان*و قوم اوگور و قرقیز حمله کردند و آنها را شکست دادن و تا کرانه های رود ولگا پیش رفتند که با مقاومت آوار ها روبرو شدند

تمام اقوامی که از ترکان شکست خوردند هم اکنون به زبان ترکی تکلم می کنند
در واقع ترک زبان هستند نه ترک نژاد
امیر
قبیله ای وحشی در مغولستان

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نام سردار قوم هون   • شاعر سینمای ایران   • سردار قوم هون در جدول   • پول مراکش   • معنی آتیلا   • فیلم اتیلا   • توت فرنگی درختی   • اثری از اسپینوزا   • معنی هون   • مفهوم هون   • تعریف هون   • معرفی هون   • هون چیست   • هون یعنی چی   • هون یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی هون
کلمه : هون
اشتباه تایپی : i,k
آوا : hun
نقش : اسم
عکس هون : در گوگل

آیا معنی هون مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران