برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1397 100 1

نعناع

/na'nA'/

برابر پارسی: نانوک، گیاه خوشبو، پَذُور

معنی اسم نعناع

اسم: نعناع
نوع: دخترانه
ریشه اسم: عربی
معنی: نعنا، گیاهی کاشتنی و خوشبو

معنی نعناع در لغت نامه دهخدا

نعناع. [ ن َ ] (ع اِ) نعنا. رجوع به نعنا شود.

معنی نعناع به فارسی

نعناع
( اسم ) گیاهی است از رده دو لپه ییهای پیوسته گلبرگ که سر دسته تیره نعناعیان میباشد و جزو سبزیهای خوراکی است.این گیاه دارای تمام اسانس ها و خواص پودنه است و برگهایش کرک کمتری دارند ولی بریدگیهای کنار برگهای آن بیشتر از پودنه و اسانس آن نیز از پودنه ملایم تر است . این گیاه همه آثار نیرو دهنده و با دشکن وخلط آور پودنه را داراست.از این گیاه اسانسی بنام مانتول استخراج میکنند که جهت خوشبو کردن داروها و برخی آب نباتها و شیرینی ها بکارمیرود . علاوه برین در معالجه التهابات مخاط بینی و گلو و دهان اسانس مزبور مورد استعمال دارد . از انساج نعناع نوعی کافور قابل تبلور نیز بدست میاورند که مانند کافور معمولی بکار میرود . دم کرده برگ نعناع را جهت تقویت و رفع نفخ معده و روده مصرف میکنند . برگهای خشک و نرم شده نعناع جهت خوشبو کردن ماست و دوغ و سرخ شده آن در روغن که بنام نعنا داغ موسوم است جهت خوشبو کردن برخی آش ها بکار میرود لمام نعناسبز مشی نعنع راقوته . یا نعنای آبی . ۱ - نعنای وحشی . ۲ - پودنه . ۳ - نعنای قرمز . یا نعنای طبی . سوسنبر . یا نعنای قرمز . گونه ای نعناع که در لبه رودخانه ها و در جریان آبهای ملایم و کم عمق میروید و چون برگهایش قرمز رنگند باین نام موسوم است نعنای آبی. یا نعنای فلفی. سوسنبر . یا نعنای وحشی . ۱ - پودنه . ۲- گونه ای نعناع که در کنار نهرها میروید
( اسم ) نعناع خشک و کوبیده که در روغن داغ کرده ریزند و آن برای خوشمزه و خوشبو ساختن انواع آش و کشک بادنجان و غیره بکار رود .

معنی نعناع در فرهنگ معین

نعناع
(نَ) [ ع . ] (اِ.)گیاهی است از تیرة دو لپه ای های پیوسته گلبرگ که سردستة تیرة نعناعیان می باشد و جز سبزی های خوراکی است . این گیاه همة آثار نیرو دهنده و باد شکن و خلط آور را دارا است . ، ~ داغِ چیزی را زیاد کردن چیزی را زیاد بزرگ و مهم جلوه دادن .

معنی نعناع در فرهنگ فارسی عمید

نعناع
گیاهی با برگ های بیضی و دندانه دار، ساقه های بلند، و گل های ریز سرخ یا بنفش که از سبزی های خوردنی است و عطر مخصوصی دارد. خشک کردۀ آن در بعضی از غذاها به کار می رود. ضد نفخ و ضد قی و محرک است. از برگ آن اسانسی می گیرند که در طب و عطرسازی استعمال می شود. ریشه یا پاجوش های آن را می کارند و سه یا چهار سال دوام دارد، پونۀ باغی، پودنۀ باغی.

نعناع در دانشنامه آزاد پارسی

نَعْناع (mint)
نَعْناع
گیاهی علفی و معطر، از لبدیسان (نعناعیان)، متعلق به جنس نعناع Mentha. این گیاه در مناطق معتدل به فراوانی یافت می شود. دارای ساقه های چهارگوش، ریشه های خزنده، و سنبله هایی با گل های معمولاً صورتی یا متمایل به ارغوانی اند. نعناع باغی و نعناع جزو این تیره اند. گیاهان جنس نعناع دارای اسانس مانتولاند و از قدیم آن ها را مقوی معده و ضد اسپاسم دانسته اند و به صورت عرق نعناع یا جوشانده مصرف می کنند. تقریباً بیشتر گونه های نعناع خوراکی اند. از این جنس پنج گونه و چندین جور در ایران می روید.

نعناع در جدول کلمات

نعناع
نانا,پونه باغی

معنی نعناع به انگلیسی

mint (اسم)
ضرابخانه ، نعناع ، ضرب سکه ، شیرینی معطر با نعناع
spearmint (اسم)
نعناع ، نعنای تند

معنی کلمه نعناع به عربی

نعناع
نعناع
نعناع
نعناع
نعناع

نعناع را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مضرات نعناع   • نعناع کوهی   • خواص نعناع دم کرده   • کاشت نعناع   • انواع نعناع   • طرز تهیه چای نعناع   • خواص نعناع برای پوست   • طرز تهیه جوشانده نعناع   • معنی نعناع   • مفهوم نعناع   • تعریف نعناع   • معرفی نعناع   • نعناع چیست   • نعناع یعنی چی   • نعناع یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نعناع
کلمه : نعناع
اشتباه تایپی : kukhu
آوا : na'nA'
نقش : اسم
عکس نعناع : در گوگل

آیا معنی نعناع مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )