برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1471 100 1

مگس

/magas/

مترادف مگس: پشه، ذباب

معنی مگس در لغت نامه دهخدا

مگس. [ م َ گ َ ] (اِ)جانوری است کوچک و بالدار و پرنده که به تازی ذباب گویند. (ناظم الاطباء). ذباب. (زمخشری ) (ترجمان القرآن ). در اوستایی ، مخشی (پشه ، مگس ). پهلوی ، مگس ، مکس ، مخش (فقط در تفسیر کلمات اوستایی ) بلوچی ، مکش ، مگیسک ، مهیسک (مگس ، پشه ). وخی ، مکس . منجی ، مغه . سانسکریت ، مکش ، مکشا ، مکشیکا . افغانی ، مچ (مگس ). شاید از مشک . در اوراق مانوی (پارتی )، مگس . کردی ، میش ، مژ ، مش . زازا، میس . گیلکی ، مگز . حشره ای است از راسته ٔ دوبالان دارای خرطومی که رأس آن برجسته و اسفنجی است. دو چشم مرکب بزرگ و دو شاخک کوچک کوتاه و یک جفت بال دارد. پاهای مگس به چنگال ها و بادکش هایی ختم می شود. مگس با خرطومش هر چیز مایع را می مکدو از آن تغذیه می کند و بر روی زباله و کثافات تخم می گذارد. (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). نامی است که به عده ٔ فراوانی از دوبالان داده اند. مگس های خانگی به علت آنکه بوسیله ٔ پایها و خرطومشان ناقل انواع میکربها هستند بسیار زیان آورند.(از لاروس ). اسم فارسی ذباب است. (تحفه ٔ حکیم مؤمن )(فهرست مخزن الادویه ). ابوجعفر. ابوحکیم. ابوالخدوش.ابومنیة. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
او مرا پیش شیر بپسندد
من نتاوم براو نشسته مگس.
رودکی.
ذباب مگس باشد و نوفل گوید مژه های چشم را نگذارد که بریزد. (الابنیه چ دانشکده ص 161). اگر بر آب روی خسی باشی و اگر در هوا پری مگسی باشی دل به دست آر تا کسی باشی. (خواجه عبداﷲ انصاری ).
آمدشدن تو اندرین عالم چیست
آمد مگسی پدید و ناپیدا شد.
(منسوب به خیام ).
اﷲ تعالی مگس را ضعیف آفرید و با ضعف وی وقاحت آفرید. (کشف الاسرار ج 1 ص 118). اگر آن وقاحت که در مگس است در شیر بودی در زمین کس از زخم وی نرستی... و با ضعف مگس وقاحت سزا بود. (کشف الاسرار ج 1 ص 118). هرون گفت... اﷲ مگس را از بهر چه آفرید؟ شافعی گفت... خواری و بیچارگی ملوک زمین را. (کشف الاسرار ج 1 ص 118).
گرچه خوبی به سوی زشت به خواری منگر
کاندر این ملک چو طاوس به کار است مگس.
سنائی.
ندارم باک از آن هرگز که دارم انگ ...

معنی مگس به فارسی

مگس
پایتخت آلان در قفقاز است . مسعودی در مروج الذهب آنرا ( مغص ) نوشته است در جهانگشای جوینی مکس آمده است و این شهر در سال ۱۲۳۹ م . خراب گردیده است.
حشرهای است که درجاهای گرم وکثیف بوجودمی آید، دارای خرطوم کوچک ودوچشم ودوشاخک کوتاه ویک جفت بال نازک است
( اسم ) ۱ - حشره ایست از راسته دو بالان که در جلو دهن دارای دو شاخک کوتاه است و دارای خرطومی است که راس آن برجسته و اسفنجی است .این جانور دارای دو چشم مرکب بزرگ است و هر چشم از تعداد زیادی چشمهای ریز ساده ساخته شده . پاهای مگس به چنگالهای و بادکش هایی ختم میشود . مگس با خرطومش هر چیز مایعی را میمکد و از آنها تغذیه میکند و بر روی زباله ها و خاکروبه ها و کثافات تخم میکند .از تخم مگس نوزادی کرمی شکل خارج میشود که فاقد چشم و پا است و پس ازاندک مدتی بشکل بیضی در میاید و دور بدنش را جلد سختی احاطه میکند و پس از چند روز جانور بالغ از درون آن خارج میشود . از اقسام مگس ها مگس سبز و مگس گزنده و مگس تسه تسه را میتوان نام برد ذباب . یا مگس آبی . مگس گوشت یا مگس اسپانیولی . قانتاریدس یا مگس انگبین . زنبور عسل . یا مگس تسه تسه . گونهای مگس که مخصوص نواحی حاره میباشد و ناقل میکرب مرض خواب است . یا مگس سبز رنگ . مگس گوشت . یا مگس سگ . مگسی که غالبا روی سگ نشیند: [ گرچه درین فن یکی است او و دگر کس بنام آن مگس سگ بود وین مگس انگبین . ] ( خاقانی . سج . ۳۳۶ ) یا مگس گوشت . گونه ای مگس که از مگسهای معمولی کمی بزرگتراست و رنگ بدنش آبی متمایل بسبز میباشد . این گونه مگس بر روی گوشتها و خون حیوانات زندگی میکند مگس سبز مگس آبی : مشنج : [ مگس چون به بندوق گردید راست بگفتش که بنمای دشمن کجاست . ] ( نعمت عالی بها . فرنظا. )
[Musca, Mus, Fly] [نجوم] صورت فلکی کوچک آسمان جنوبی (southern sky) نزدیک به صورت بارز صلیب جنوبی
( صفت ) کسی که مگسها را براند . ۲ - شخص بیکار . ۳ - آنکه بازارش کساد است ۴ - روبندی است چرمی که بر آن تسمه های باریک آویزان است و آنرا بصورت اسب زنند تا چون مگس بر آن نشیند اسب سرخود را تکان دهد و مگس پرانده شود.
مگس پراندن ...

معنی مگس در فرهنگ معین

مگس
(مَ گَ) (اِ.) حشره ای است از راستة دوبالان و دارای دو چشم مرکب بزرگ .
( ~. پَ دَ) (مص م .) کساد بودن بازار.
(مَ گَ. کُ) (اِمر.) ۱ - کشندة مگس . ۲ - ابزاری پلاستیکی بلند و باریک دارای دسته که قسمت سر آن پهن و مشبک است . آن را با شدت روی مگس و دیگر حشرات موذی می زنند تا کشته شود.

معنی مگس در فرهنگ فارسی عمید

مگس
۱. حشره ای با دو بال و خرطومی کوچک که معمولاً در جاهای کثیف پیدا می شود.
۲. (زیست شناسی) [قدیمی] زنبور عسل.
* مگس انگبین: (زیست شناسی) [قدیمی] زنبور عسل.
آلتی که با آن مگس ها را دور می کنند.
۱. عمل راندن و دور کردن مگس ها، مگس پراندن.
۲. [عامیانه، مجاز] بیکاری و کسادی بازار.
پرنده ای کوچک از راستۀ سبک بالان که بالای سرش دسته ای از پر به شکل تاج قرار دارد، تاجورک.
آلتی که با آن مگس ها را دور می کردند: حورفشی را چو مور زیر لگد کشته ای / پس پر طاووس را کرده مگس ران او (خاقانی: ۳۶۲).
۱. آن که یا آنچه مگس بگیرد.
۲. (زیست شناسی) = عنکبوت
آلتی که به وسیلۀ آن مگس ها را می کشند.
نوعی مگس که پاهای دراز دارد و به بدن سگ و اسب و بعضی حیوانات دیگر می چسبد و خون آن ها را می مکد.

مگس در دانشنامه ویکی پدیا

مگس
نخ شاخان (includes Eudiptera)کوتاه شاخکانآمیزش جنسی مگس   مگس مدیترانه ای میوه   پای یک خرمگس   تمایل به نور   مگس رقاص نر
مَگَس ها یا دوبالان (نام علمی: Diptera) از بزرگترین گروه های حشرات است که در حال حاضر بیش از ۷۵۰۰۰۰ نوع از آن ها وجود دارد.
مگس ها دارای دو جفت بال جلویی مشخص هستند. دو جفت بال عقبی آن ها تبدیل به بالچه چاقوشکل به نام توازنگر (هالتر یا بالانسیـِر) شده است.
این حشره پس از آنکه از تخم بیرون آمد نخست به صورت لارو است و سپس در عرض 1 هفته پر در آورده و به شکل یک مگس در می آید. چشم مگس مرکب از هزاران چشم کوچک دیگر است و این چشم ها وی را قادر می سازد در آن واحد به هر طرف نگاه کند. تعداد چشم های ریز او در حدود ۴۰۰۰ چشم است و کلیه آن ها به شکل مربع می باشد.
عکس مگس
مگس یک حشره است.
مگس (فیلم ۱۹۵۸)، به کارگردانی کورت نویمان
مگس (فیلم ۱۹۸۰)
مگس (فیلم ۱۹۸۶)، به کارگردانی دیوید کراننبرگ
مگس (شعر)، شعری کوتاه از ویلیام بلیک
مگس همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد.
«مگس» (به انگلیسی: The fly)، نام شعری کوتاه از ویلیام بلِیک است که در سال ۱۷۹۴ در مجموعهٔ ترانه های بی گناهی و تجربه چاپ شد.
متن اصلی به زبان انگلیسی:
Little Fly Thy summer's play, My thoughtless hand Has brush'd away.
Am not I A fly like thee? Or art not thou A man like me?
مگس (انگلیسی: The Fly) فیلمی آمریکایی در سبک ترسناک و علمی–تخیلی به کارگردانی و تهیه کنندگی کورت نویمان است که در سال ۱۹۵۸ منتشر شد. فیلمنامه این کار توسط جیمز کلیول بر اساس داستانی کوتاه ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

مگس در دانشنامه آزاد پارسی

مگس (fly)
هر یک از حشرات متعلق به راستۀ دوبالان. مگس یک جفت بال، یک جفت شاخک، و چشم مرکب دارد. بال های عقبی تغییریافته و به شکل زوائد گرزمانندی درآمده اند است که برای حفظ توازن در حین پرواز به کار می آیند. بیش از ۹۰هزار گونه از این حشرات یافت شده است. قطعات دهانی از سر امتداد می یابد و خرطوم را تشکیل می دهد. خرطوم برای مکیدن مایعات کاراست. این اندام در برخی از گونه ها، ازجمله پشه، برای سوراخ کردن پوست و مکیدن خون تغییر یافته است. صفحات موجود در انتهای موهای پای مگس ها مایعی ترشح می کند که آن ها را قادر می سازد روی دیوار و سقف راه بروند. مگس ها دگردیسی کامل دارند و نوزاد آن ها، با نام لاروهای دوبالان، فاقد پاهای حقیقی است. شفیره ها به ندرت در پیله قرار می گیرند. نر و ماده ها معمولاً شبیه یکدیگرند و به ندرت رنگ هایی درخشان دارند. با این همه، برخی به رنگ های سبز یا آبی براق اند. به سبب آن که نگهداری مگس سرکۀ جنس Drosophila آسان، و تولیدمثلش سریع است و کروموزوم هایش نیز به راحتی دیده می شوند در آزمایش های ژنتیک از آن به فراوانی استفاده می کنند. در ۱۹۹۷، گونۀ جدیدی از مگس ها در اسکاتلند کشف شد. طول این مگس سه میلی متر و رنگش زرد است، و در جنس Palloptera قرار دارد.

نقل قول های مگس

مگس، حشره ای است از راسته دوبالان.
• «ای مردمان زده شد مثلی پس گوش باز دارید مرآن را بدرستی که آنان که می خوانید از غیر خدا هرگز نتوانند آفرید مگسی را و اگرچه اجتماع نمایند مرآن را و اگر برباید از ایشان مگس چیزی را نمی توانند استخلاص کرد آنرا از او ناتوان آمد عابد و معبود.» -> قرآن، سوره حج، آیه ۷۳
• «تا وقتی که با تلویزیون نتوان یک مگس را کشت، جای روزنامه را نخواهد گرفت.» -> مانفرد رومل
• «مگس انگبین و کرم پیله که به دیدار حقیرند ولیکن از ایشان چیزها پدیدار آید عزیز و باقیمت.» -> نوروزنامه
• «مگس بر نجاست آدمی نیکوتر از آنک علما بر درگاه سلطان.» -> محمدبن سلمه از امثال و حکم - دهخدا، ص. ۱۷۲۹
• «نیش های چند مگس هرگز اسب چابک را از تاختن باز نمی دارد.» -> ولتر
• «و باشد که یکی در مگس نگه کند گوید 'این را چرا آفرید؟' و نداند که مگس نیز در آدمی نگرد، گوید 'این را چرا آفرید؟'» -> محمد بن محمود همدانی، عجایب نامه
• «به مگس هم آزارش نرسد.» -> ضرب المثل هلندی
• «مثل مگس دست بر سر داشتن»
• «مگس پراندن»
• «مگس را در هوا رگ زدن»
• «مگس چیزی نیست اما دل را چرکین می کند.»
• «مگس حرام نیست لیکن دل به هم زند.»
• «آمد شدن تو اندرین عالم چیست// آمد مگسی پدید و ناپیدا شد» -> خیام
• «آن مگس بر برگ کاه و بول خر// همچو کشتی بان همی افراشت سر» -> مولوی
• «استخوانی طلبد جان همای// که به صحرا مگسش نشناسد» -> خاقانی
• «ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه تست// عرض خود می بری و زحمت ما می داری» -> حافظ
• «این دغل دوستان که می بینی// مگسانند دور شیرینی» -> سعدی
• «با کبوتر، باز کی شد هم نفس// کی شود هم راز، عنقا با مگس» -> مولوی
• «برآستان تو غوغای عاشقان چه عجب// که هر کجا شکرستان بود مگس باشد» -> حافظ
• «بر خوان تو این شکر که می بینم// بی فایده است مگس که می رانی» -> سعدی
• «بنده خویشتنم خوان که به شاهی برسم// مگسی را که تو پرواز دهی شاهین است» -> سعدی
• «پرستار امرش همه چیز و کس// بنی آدم و مرغ و مور و مگس» -> سعدی
• «پرهیزم از آن عسل که با زهر آمی ...

ارتباط محتوایی با مگس

مگس در جدول کلمات

مگس
منج
مگس پران اسب
دم

معنی مگس به انگلیسی

fly (اسم)
پرواز ، اونگان ، پرش ، مگس ، حشره پردار
housefly (اسم)
مگس

معنی کلمه مگس به عربی

مگس
ذبابة
نحلة
يرقة

مگس را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نادر
مگس به ترکی " میلچَک " ، با تلفظ ( میلچَه )یا ( میلچَی )نامیده می شود. مثال: میلچَه اوشدو. = مگس پرواز کرد. میلچَیی اؤلدور. = مگس را بکش.
در لفظ قدیم ترکی " چیبین " نیز گفته می شد که نسل جدید کمتر با این کلمه آشنایی دارند.
علی باقری
مگس: مگس نحل ، زنبور عسل
گرد شه خانه را عبیر دهد
مگسم شهد و گاو شیر دهد.
(هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص483 )

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نام دیگر مگس   • انواع مگس   • فواید مگس   • مضرات مگس   • عمر مگس   • معنی مگس   • مگس خانگی   • چشم مگس   • مفهوم مگس   • تعریف مگس   • معرفی مگس   • مگس چیست   • مگس یعنی چی   • مگس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مگس
کلمه : مگس
اشتباه تایپی : l's
آوا : magas
نقش : اسم
عکس مگس : در گوگل

آیا معنی مگس مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران