مکالمه
/mokAleme/
مترادف مکالمه: تکلم، صحبت، گفت وگو، گفت وشنود، محاوره
متضاد مکالمه: مکاتبه
برابر پارسی: گفت و شنید، گفت و شنود، گفتگو
معنی انگلیسی:
لغت نامه دهخدا
- مکالمه کردن ؛با یکدیگر سخن گفتن. با همدیگر حرف زدن.
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) سخن گفتن با یکدیگر . ۲ - ( اسم و مصدر ) گفتگو : [ وبگاه آنکه شراب طرب افزای دماغها را گرم کرد مخدره دهشت نقاب حیا از چهره مکالمه و محاوره بر انداخت . ] ( سلجوقنامه ظهیری . چا. خاور . ۲۷ ) جمع : مکالمات .
با کسی سخن گفتن . همدیگر را جواب دادن و سخن گفتن .
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
واژه نامه بختیاریکا
دانشنامه عمومی
مکالمه (فیلم). مکالمه ( به انگلیسی: The Conversation ) فیلمی آمریکایی به نویسندگی و کارگردانی فرانسیس فورد کوپولا محصول سال ۱۹۷۴ با بازی جین هکمن است.
این فیلم در جشنواره فیلم کن ۱۹۷۴ برندهٔ نخل طلایی شد. [ ۱]
هری کاول ( جین هکمن ) یک جاسوس خصوصی است و در کار خودش یک نابغه و منحصربه فرد است. وی مردی تنهاست و از اینکه بارها به خاطر فروش اطلاعات افراد بیگناه باعث کشته شدن آن ها شده دارای عذاب وجدان است. در پروندهٔ جدیدش او مکالمهٔ زوج جوانی را که در میدانی شلوغ در سانفرانسیسکو در حال قدم زدن هستند ضبط می کند. وی در طول فیلم بارها و بارها این مکالمه را گوش می کند و متوجه خطری می شود که آن زوج جوان را تهدید می کند. وی تصمیم می گیرد که تحویل نوارها را به تعویق بیندازد یا اصلاً از دادن آن ها خودداری کند ولی رئیس ( رابرت دووال ) با حقه ای قدیمی نوارها را از وی می دزدد. روز بعد کاول برای گرفتن دستمزدش به دفتر رئیس می رود که در آنجا متوجه میشود زن همسر رییس می باشد. او تصمیم می گیرد که آن زن و مردی که شنود میشدند را از مرگ نجات دهد. او در کنار اتاقی از هتلی خاص که در مکالمه بدان اشاره شده اتاق کرایه می کند. در آن لحظه صداهایی از دعوا و فریاد زن میشنود که با خود فکر میکند رییس شرکت زن را به قتل میرساند. پس از آن برای ملاقات با رییس به شرکت مراجعه میکند که موفق به ملاقات نمیشود. در آن هنگام زن را در اتومبیلی میبیند که زنده و سالم هست. تیتر روزنامه ها خبر از تصادف و مرگ رییس میدهند و وقتی کاول مجددا به شرکت مراجعه میکند متوجه میشود صداهایی که در هتل شنیده بود در آخر منجر به قتل رییس شده و در ابتدا زن و مردی که استراق سمع میشدند در حال نقشه کشیدن برای قتل رییس بودند که این نقشه را در هتل عملی کردند و آن را تصادف جلوه داده اند. در آخر فیلم معاون رییس ( هریسون فورد ) با کاول تماس میگیرد و با تهدید از او می خواهند که دنبال کردن ماجرا را رها کند به او می گویند که ما تمام حرف های تو را می شنویم. هری دیوانه وار تمام خانه اش را زیرورو می کند تا میکروفون مخفی را پیدا کند اما موفق نمی شود.
جین هکمن . . . در نقش هری کاول
جان کازال. . . در نقش استن
رابرت دووال. . . در نقش رئیس
آلن گری فیلد. . . در نقش برنی موران
فردریک فارست. . . در نقش مارک
سیندی ویلیامز. . . در نقش آن
مایکل هیگینز. . . در نقش پاول
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلفاین فیلم در جشنواره فیلم کن ۱۹۷۴ برندهٔ نخل طلایی شد. [ ۱]
هری کاول ( جین هکمن ) یک جاسوس خصوصی است و در کار خودش یک نابغه و منحصربه فرد است. وی مردی تنهاست و از اینکه بارها به خاطر فروش اطلاعات افراد بیگناه باعث کشته شدن آن ها شده دارای عذاب وجدان است. در پروندهٔ جدیدش او مکالمهٔ زوج جوانی را که در میدانی شلوغ در سانفرانسیسکو در حال قدم زدن هستند ضبط می کند. وی در طول فیلم بارها و بارها این مکالمه را گوش می کند و متوجه خطری می شود که آن زوج جوان را تهدید می کند. وی تصمیم می گیرد که تحویل نوارها را به تعویق بیندازد یا اصلاً از دادن آن ها خودداری کند ولی رئیس ( رابرت دووال ) با حقه ای قدیمی نوارها را از وی می دزدد. روز بعد کاول برای گرفتن دستمزدش به دفتر رئیس می رود که در آنجا متوجه میشود زن همسر رییس می باشد. او تصمیم می گیرد که آن زن و مردی که شنود میشدند را از مرگ نجات دهد. او در کنار اتاقی از هتلی خاص که در مکالمه بدان اشاره شده اتاق کرایه می کند. در آن لحظه صداهایی از دعوا و فریاد زن میشنود که با خود فکر میکند رییس شرکت زن را به قتل میرساند. پس از آن برای ملاقات با رییس به شرکت مراجعه میکند که موفق به ملاقات نمیشود. در آن هنگام زن را در اتومبیلی میبیند که زنده و سالم هست. تیتر روزنامه ها خبر از تصادف و مرگ رییس میدهند و وقتی کاول مجددا به شرکت مراجعه میکند متوجه میشود صداهایی که در هتل شنیده بود در آخر منجر به قتل رییس شده و در ابتدا زن و مردی که استراق سمع میشدند در حال نقشه کشیدن برای قتل رییس بودند که این نقشه را در هتل عملی کردند و آن را تصادف جلوه داده اند. در آخر فیلم معاون رییس ( هریسون فورد ) با کاول تماس میگیرد و با تهدید از او می خواهند که دنبال کردن ماجرا را رها کند به او می گویند که ما تمام حرف های تو را می شنویم. هری دیوانه وار تمام خانه اش را زیرورو می کند تا میکروفون مخفی را پیدا کند اما موفق نمی شود.
جین هکمن . . . در نقش هری کاول
جان کازال. . . در نقش استن
رابرت دووال. . . در نقش رئیس
آلن گری فیلد. . . در نقش برنی موران
فردریک فارست. . . در نقش مارک
سیندی ویلیامز. . . در نقش آن
مایکل هیگینز. . . در نقش پاول

wiki: مکالمه (فیلم)
مترادف ها
مکالمه
حرف، گفتگو، مکالمه، صحبت، مذاکره، سخن
هرزه درایی، وراجی، مکالمه، گفتگوی مفصل
گفتگو، محاوره، مکالمه، صحبت، گفت و شنید، سخن
کنفرانس، محاوره، مکالمه
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
همت نموده ای با ژوی خیال میباش.
شهرام ص.
شهرام ص.
مکالمه؛
گفتگو. گفت و شنود. گفت و شنفت. دم به دم. دَمتَقه. حَرفِش، باکیک حرفش ویا حرفشان شد. گویمان. گفتمان. همدم. همدمی. همزبان. همزبانی. هم سخن. هم سخنی. سخنگویی. [ لفاظی=لب بازی ]. گِرمَکَش=گیر :بگیر. مِ=منکش=من میکشم، در سخن ودَر کَرت کِشی.
گفتگو. گفت و شنود. گفت و شنفت. دم به دم. دَمتَقه. حَرفِش، باکیک حرفش ویا حرفشان شد. گویمان. گفتمان. همدم. همدمی. همزبان. همزبانی. هم سخن. هم سخنی. سخنگویی. [ لفاظی=لب بازی ]. گِرمَکَش=گیر :بگیر. مِ=منکش=من میکشم، در سخن ودَر کَرت کِشی.
" مکالمه ": همگو. همگویی. گفتگو. گفت و شنود. گفت و شنید. گفتن و شنیدن
مکالمه ": همگو. همگویی. گفتگو. گفت و شنود. گفت و شنید. گفتن و شنیدن.
در کوی بی خیالی موی خیال میباش&
ای بوی بیخیالی بوی خیال میباش&
پوی خیال خواهی روی خیال بنگر &
در کوی بیخیالی خوی خیال میباش&
... [مشاهده متن کامل]
در کوی بیخیالی کس را گذر ندادند&
زین انجمن بباید سوی خیال میباش&
در کار بیخیالان کاری دگر نداری&
ای ره نورد این ره جوی خیال میباش &
اینک سپاس داریم چون بیخیال هستیم&
ای دست گیر برخیز ووی خیال میباش&
جانم به لب رساندی از بس خیال بافی&
همت نموده ای آ هوی خیال میباش&
تا وام تو نمایند چون در خیال گشتی&
برخوان سرود مارا نوی خیال میباش&
حیف است چون تویی که اندر خیال افتی &
اندر خیال افتی، اوی خیال میباش&
هرگز ندیده ام من چون بیخیال یاران&
در نزد سازگار آهوی خیال میباش&
شهرام بر خیالت سبک گذر چو بندد&
چون اوی بیخیالی روی خیال میباش&
در کار و بار بودن چون بیخیال باشیم&
زین بار و کار خدا را هوی خیال میباش&
بس روز ها وشبها اندر خیال این چام&
فرزانه وار افسون زوی خیال می باش &
گویند شعر باید چون رودکی و خواجه &
آنک کجاست بابا چوی خیال میباش&
هرگز کجا تو دیدی چون بیخیالی خود &
چون بیخیال گاری گوی خیال میباش &
شهرام خیال دارد مارا خیال بارد&
ای پویش خیالم موی خیال میباش&
شهرام. ص.
در کوی بی خیالی موی خیال میباش&
ای بوی بیخیالی بوی خیال میباش&
پوی خیال خواهی روی خیال بنگر &
در کوی بیخیالی خوی خیال میباش&
... [مشاهده متن کامل]
در کوی بیخیالی کس را گذر ندادند&
زین انجمن بباید سوی خیال میباش&
در کار بیخیالان کاری دگر نداری&
ای ره نورد این ره جوی خیال میباش &
اینک سپاس داریم چون بیخیال هستیم&
ای دست گیر برخیز ووی خیال میباش&
جانم به لب رساندی از بس خیال بافی&
همت نموده ای آ هوی خیال میباش&
تا وام تو نمایند چون در خیال گشتی&
برخوان سرود مارا نوی خیال میباش&
حیف است چون تویی که اندر خیال افتی &
اندر خیال افتی، اوی خیال میباش&
هرگز ندیده ام من چون بیخیال یاران&
در نزد سازگار آهوی خیال میباش&
شهرام بر خیالت سبک گذر چو بندد&
چون اوی بیخیالی روی خیال میباش&
در کار و بار بودن چون بیخیال باشیم&
زین بار و کار خدا را هوی خیال میباش&
بس روز ها وشبها اندر خیال این چام&
فرزانه وار افسون زوی خیال می باش &
گویند شعر باید چون رودکی و خواجه &
آنک کجاست بابا چوی خیال میباش&
هرگز کجا تو دیدی چون بیخیالی خود &
چون بیخیال گاری گوی خیال میباش &
شهرام خیال دارد مارا خیال بارد&
ای پویش خیالم موی خیال میباش&
شهرام. ص.
بزاریم مکالمه کنند
ببینیم کی قراره یخ بیاره برای صورتم که بعد عمل بینی قراره ازم مراقبت کنه 😍
ببینیم کی قراره یخ بیاره برای صورتم که بعد عمل بینی قراره ازم مراقبت کنه 😍
مکالمه = اَندِشمال / اندشمار / همدَرَنجِش
گفتگو، مکالمه
قبلاً دیالوگ هم چنین امروزه خیلی کم گفته میشه و همچنین امروزه در کتاب ها زبان متوسط اول کانورستیشن میگن
دیالوگ
مکالمه مصدر باب مفاعله و به معنای مشارکت 2 نفر در سخن گفتن است. و لفظ کلمه هم از کلمه ( به معنای گفته ) و خود کلمه از کَلِم به معنای جراحت که اثر ظاهر و ملموسی دارد و وجه اشتراکش با کلمه اینه که بعضی از سخنان هم همان طور که زخم و یا جراحت اثری بر جا می گذاره سخن هم تاثیر معنوی بر دل مخاطب مگذاره یعنی بر دلش جراحت ناملموس داره.
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
گویش یا گفتمان واژه جایگزین خوبی میتواند باشد. مانند� امروز باید گویشی با هم داشته باشیم�
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٢)