برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1650 100 1
شبکه مترجمین ایران

مول

/mol/

مترادف مول: فاسق، معشوق، حرام زاده، تأخیر، درنگ، کندی، مولش

معنی مول در لغت نامه دهخدا

مول. [ م َ ] (ع مص ) مال دادن کسی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || بامال شدن. (منتهی الارب ). بسیارمال شدن. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). خداوند مال شدن. (المصادر زوزنی ). مؤول. (منتهی الارب ).

مول. [ م َ ] (ع اِ) مال و سامان و اسباب را گویند. (برهان ). مال باشد. (فرهنگ جهانگیری ).

مول. (ع اِ) عنکبوت. (از فرهنگ جهانگیری ) (ناظم الاطباء) (از برهان ). تارتنه. کارتنه. ج ِ مولة،به معنی تننده. (منتهی الارب ). رجوع به عنکبوت شود.

مول. (اِ) درنگ و تأخیر. (غیاث ). درنگ و تأخیر و توقف و بازایستادگی. (ناظم الاطباء). بودن و درنگ و تأخیر. و مول مول یعنی باش باش. (از برهان ) (از آنندراج ). درنگ باشد. (لغت فرس اسدی ). لفظی است که از برای تأخیر و درنگ گویند. (فرهنگ اوبهی ). به معنی تأخیر است و مول مول به معنی آرام آرام. (فرهنگ لغات شاهنامه ). درنگ در کاری. تأخیر. (از یادداشت مؤلف ). || توبه. (غیاث ) (ناظم الاطباء). به معنی بازگشت هم آمده است که کنایه از توبه باشد. (برهان ). بازگشت باشد. (فرهنگ جهانگیری ) (از آنندراج ). پشیمانی. (ناظم الاطباء). || ناز و غمزه. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جهانگیری ) (از انجمن آرا) (از غیاث ). || عاشق و عاشقباز و رفیق و یار زن. (ناظم الاطباء). معشوقه ٔ زن را گویند. (فرهنگ جهانگیری ). معشوق زن. (غیاث ). مولی. آنکه با زنی رابطه ٔ نامشروع دارد. دوست نامشروع زن. مردی که زن با وی رابطه ٔ نامشروع دارد. (یادداشت مؤلف ). مردی بیگانه که زن دیگری با او سری پیدا کند. (انجمن آرا) (آنندراج ). معشوق زن را گویند. (برهان ) :
چرا این مردم دانا و زیرکسار و فرزانه
زنانشان مولها باشد دو درشان هست و یک خانه.
ابوشکور بلخی.
زن مولی داشت. شب خلوت میان معاشرت و اثنای مفاوضت این حال با او گفته شد. (راحةالصدور راوندی ).
آن زنک می خواست تا با مول خویش
برزند در پیش شوی گول خویش.
مولوی.
- مول داشتن ؛ با مردی اجنبی راه داشتن. (یادداشت مؤلف ).
- مول گرفتن ؛ آشنای نامشروع گرفتن زن. با مرد اجنبی رابطه ٔ غیرمشروع برقرار ساختن زن. (از یادداشت ...

معنی مول به فارسی

مول
( اسم ) ۱ - درنگ در کاری تاخیر . ۲ - توقف در جایی .
رجل مول مرد بسیار مال و توانگر ٠
[ گویش مازنی ] /mool/ آدم مرموز - ریشه کن شدن افراد یک دودمان ۳تخم حرام – فرزند نامشروع
[ گویش مازنی ] /mool baviyen/ دم در نیاوردن و پنهان شدن
[ گویش مازنی ] /mool paleng/ از انواع گوشتخواران گربه سان در اندازه ی سگ که در بعضی نقاط مازندران به آن سیاه گوش نیز گویند
[ گویش مازنی ] /mooleKhar/ آدم موذی – آب زیرکاه
[ گویش مازنی ] /moole Khi/ مول خی
( مصدر ) فاسق داشتن زن : [ و زن مولی داشت شب خلوت در اثنائ مفاوضه این احوال با مول بگفت ... ]
فاسق گرفتن .
[ گویش مازنی ] /mool gonne/ آدم مرموز و آب زیرکاه
عمل این دست آن دست کردن .
( مصدر ) درنگ کردن تاخیر کردن این پا آن پا کردن : [ امر می آمد که نی طامع مشو چون ز پایت خار بیرون شد برو . ] [ مول مولی میزد آنجا جان او در فضای رحمت و احسان او ] ( مثنوی . نیک . ۱۲۸:۱ )
درنگ کردن . به تاخیر انداختن .
[ گویش مازنی ] /mool mooli/ زیرکی به خرج دادن – با تظاهر به سادگی بهتر و آسانتر از دیگران به مقصود رسیدن
مول هاکردن ...

معنی مول در فرهنگ معین

مول
(اِ.) درنگ ، تأخیر.
(اِ.)۱ - معشوق ، فاسق . ۲ - فرزند نامشروع .

معنی مول در فرهنگ فارسی عمید

مول
۱. حرامزاده.
۲. (اسم، صفت) [قدیمی] معشوق زن غیر از شوهر خودش.
= مولیدن

مول در دانشنامه اسلامی

مول
تکرار در قرآن: ۸۶(بار)

مول در دانشنامه ویکی پدیا

مول
مول یکی از واحدهای شمارشی است. یک مول، طبق تعریف سنتی، مقداری از هر ماده است که تعداد ذرات بنیادی آن (مولکول یا اتم) برابر با تعداد اتم های موجود در ۱۲ گرم از کربن-۱۲ است. این تعداد، عدد آووگادرو نامیده شده و برابر است با 1023×(74)6.022140857
دانشنامه ویکی پدیا بخش فرانسوی
که در واقع مقداری از جسم که تعداد واحدهای بنیادی آن برابر با عدد آووگادرو باشد، یک مول است که به صورت واحد SI به شمار می رود.
برای به دست آوردن یک مول از یک ماده کافیست عدد ۱۰۲۳ ×۶٫۰۲ را به خاطر آوریم به این مقدار اتم یا مولکول از هر ماده یک مول از آن ماده گفته می شود در واقع به خاطر سخت بودن کار با واحد amu در آزمایشگاه ها یا بهتر است بگوییم غیرممکن بودن آن دانشمندان به فکر ابداع واحد مول افتادند.
مطابق تعریف جدید(لازم الاعمال پس از 20 می 2019)، یک مول ماده حاوی دقیقا 1023×(0)6.02214076 ذره(اتم، مولکول و ...) است.
مول در معانی زیر کاربرد دارد:
یک مول از هر اتم (ملکول) برابر با تعداد عدد آووگادرو اتم (ملکول) از همان اتم (ملکول)
مول به معنی فاسق و همچنین آب زیرکاه
مول نام دیگر دستگاه حفاری تونل
مول هیداتی فرم یا حاملگی مولار بیماری ای نادر و خوش خیم
جزیره مول جزیره ای نزدیک به کرانه های غربی اسکاتلند
مول (بلژیک) شهری در شهرستان تورنو در استان آنتوئر در منطقه فلاندری بلژیک
مول (فیلم ۲۰۱۸)
مول (فیلم ۲۰۱۴)
شهر مول (به فرانسوی: Mol) در شهرستان تورنو در استان آنتوئر در منطقه فلاندری در کشور بلژیک واقع شده است.
مول یا موش کور با نامِ اصلیَ کرتک (چکی: Krtek) نام یک شخصیت مشهور کارتونی است که توسط انیماتور برجستهٔ اهل جمهوری چک، «زدنیک میلر» خلق شد.
سینمای جمهوری چک
این شخصیت نخستین بار در م ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

مول در دانشنامه آزاد پارسی

مول (mole)
واحد اس آی برای مقدار جسم، با نماد mol. یک مول مقداری از جسم است که تعداد اجزای بنیادی آن، شامل اتم ها، مولکول ها، و مانند آن ها، برابر با تعداد اتم های دوازده گرم ایزوتوپ کربنِ ۱۲ باشد. یک مول از هر عنصر، که وزن اتم های منفرد آن بر حسب گرم برابر با عدد اتمی آن باشد، شامل یک مول از اتم های آن عنصر است. به این ترتیب، یک مول کربن، دوازده گرم وزن دارد. یک مول از هر عنصر دارای ۱۰۲۳×۶.۰۲۲۰۴۵ اتم است که به عدد آووگادرو معروف است.

مول در جدول کلمات

عده مول های ماده حل شده در یک لیتر محلول
مولارکته

معنی مول به انگلیسی

paramour (اسم)
یار ، عاشق ، معشوقه ، رفیقه ، فاسق ، موله ، مول

مول را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آرتین
مول در زبان مازنی (تاپوری) به معنای حرام، حرامزاده، و نیز مارموز و آبزیرکاه است. مولِکِته اصطلاحی است در زبان مازنی به معنای حرام زاده.
پوریا13
زرنگ ،فریبکار
سجادیه
مُول در گویش یزدی به پشت گردن گفته میشود .
سیدنویدخاوران
مول در گویش گلپایگانی به معنای آب زیرکاه و زیرک به کار میرود. شخصی که خیلی مول باشد را جلب میگویند.
موری بازفت(بختیاری)
در گویش زبان بختیاری مول به معنی معشوقه میباشد.
موری بازفت(بختیاری)
در گویش زبان بختیاری مول به معنای معشوقه است.
🖤MANI🖤
شیمی دان ها به عدد آووگادرو از هر ذره ٬ یک مول (mol) از آن ذره می گویند .

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مول حاملگی   • بچه مول   • مول در شیمی   • مفهوم مول   • یک مول چند گرم است   • درمان مول   • فرمول مول   • محاسبه مول   • معنی مول   • تعریف مول   • معرفی مول   • مول چیست   • مول یعنی چی   • مول یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مول

کلمه : مول
اشتباه تایپی : l,g
آوا : mol
نقش : اسم
عکس مول : در گوگل

آیا معنی مول مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )