برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1639 100 1
شبکه مترجمین ایران

موضوع

/mowzu'/

مترادف موضوع: سوژه، مبحث، مسئله، مشکل، مطلب، محمول، باب، خصوص، فقره، قضیه، نهاده، گذارده، وضع شده، قرارداده شده، ساختگی، مصنوع، مجعول، مکذوب، مبتدا

متضاد موضوع: محمول

برابر پارسی: جستار، نکته، باره، پرسمان، زمینه، سخن، نهاده، نهشته

معنی موضوع در لغت نامه دهخدا

موضوع. [ م َ ] (ع مص ) وضع. موضع. نهادن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بنهادن.(تاج المصادر بیهقی ). و رجوع به وضع و موضع شود. || سبک و تیزرو گردیدن شتر. (منتهی الارب ).

موضوع. [ م َ ] (ع ص ، اِ) مرد زیان زده در تجارت. (منتهی الارب ) (آنندراج ). مرد زیان کرده در تجارت. (ناظم الاطباء). || شتری که بر سر خود بی شبان و راعی چرا کند و به شب به خانه بازآید. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
- بعیر حسن الموضوع ؛ شتر شتاب نیکو. (ناظم الاطباء). شتر نیکو تیزرفتار. (منتهی الارب ). راهوار. (ناظم الاطباء).
|| (اصطلاح حدیث ) حدیث موضوع ، حدیث ساخته و بربسته. (ناظم الاطباء). موضوعة. (احادیث الموضوعة) (منتهی الارب ). رجوع به موضوعة شود. جعلی. ساختگی. مصنوع. مجعول. برساخته. بربسته. حدیث مجعول وساختگی بی اصل را گویند. (از یادداشت مؤلف ). در اصطلاح اهل حدیث ، حدیثی را گویند که به دروغ به حضرت رسول (ص ) نسبت داده شود. و آن را مختلف الموضوع نیز گویند. و روایت آن در صورتی که دروغ بودنش معلوم باشد حرام است و همچنین عمل بدان و سبب آن فراموشی یا افتراء و یا مانند آنهاست. و شناخته می شود به اقرار واضعیا قرینه ای در راوی و مروی عنه و در خلاصةالخلاصة است که فرقه ٔ کرامیه و مبتدعه به منظور ترغیب و ترهیب ، وضع حدیث را جایز می دانند و آن مخالف وضع اجماع مسلمانان است. و آنچه از شرح النخبة و مقدمه ٔ شرح المشکوة برمی آید در اصطلاح آنان حدیث موضوع حدیثی را گویند که راوی آن مظنون به دروغگویی باشد و ثبوت دروغ و ساختگی بودن حدیث موردنظر را لازم نمی دانند. (از کشاف اصطلاحات الفنون ص 1488). موضوع آن است که جمعی از اهل اهوا و بدع از برای ترغیب بر امری یا تنفیر از چیزی آن را وضع کرده باشند و این بدترین اقسام ضعیف است. و اگر کسی به وضع آن عالم بود روایت آن جایز نبود مگر بیان حال آن کند به خلاف بقیه ٔ اقسام که ایراد آن جهت ترغیب یا ترهیب جایز بود و علم به وضع یا به اقرار واضع معلوم شود یا به رکاکت لفظ و معنی آن یا به مخالفت معلومی که مقطوع باشد. واضعان چند قسمند: اول - کرامیه که برای ترغیب یا ترهیب جایز داشته اند. دوم -زنادقه که ایشان چون خواستند چیزی چند که در دین جایز نبود زیاده کنند احادیث بسیار وضع کردند. چنانکه ...

معنی موضوع به فارسی

موضوع
گذارده شده، نهاده شده ، امرموردبحث، مطلبی که درباره آن بحث شود، مواضیع و موضوعات جمع
( اسم ) ۱ - گذارده شده نهاده . ۲ - چیزی که درباره آن گفتگو کنند مطلب ۳ - چیزی که در علمی از آن و اعراض ذاتی آن بحث کنند مثلا موضوع صرف کلمه است و موضوع نحو کلام : [ دانستن صناعت طب که برتر و گرامیتراست از دانش دیگرصناعات از آنکه موضوع او تن مردم است . ] ( مصنفات بابا افضل ۴ ) ۳۹۳:۲ - هر چیزی که در وجود نیاز بحالی و عرضی نداشته باشد آنرا موضوع گویند در مقابل محل که قوامش به حال است ( بنابراین هیولا و ماده محل صورت اند ) . دیگر آنکه حال ممکن است جوهر باشد چنانکه صورت که حال در ماده است جوهر است و محل نیز جوهر است بر خلاف آنچه حال و عارض بر موضوع میشود ( اساس الاقتباس ۳۶ تفسیر ۱۲۷۱ دستور جمع : ۵ ) ۳۷۳: ۳ - جزو اول از قضیه حملیه را موضوع نامند و جزو دوم را محمول . ۶ - ساختگی مصنوع ۷ - ( درایه ) حدیثی است که مجعول و مکذوب باشد ( درایه ۶۹ )
مرد زیان زده در تجارت ٠
[subject, sujet (fr.)] [عمومی] آنچه دربارۀ آن بحث و آزمایش کنند
[data subject] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] فردی که داده های مشخصی به او مربوط می شود
[niche tourism] [گردشگری و جهانگردی] بخش تخصصی کوچکی از گردشگری که برای بازار هدفِ (target market) همان بخش جذابیت دارد
در منطق واصول بمعنایی گفته می شود که آنرا واضع بازائ لفظ قرار داده است و آنرا ما وضع له نیز می گویند با معنایی که بر اثر وضع از گویند یا معنایی که بر اثر وضع از لفظ فهمیده می شود .
اصطلاح منطق معنایی که لفظ در مقابل آن وضع شده است ٠
[emerging issue, potential issue] [آینده پژوهی و آینده نگری] مسئله ای که هنوز پیش روی سامانه نیست، اما می توان آن را چالش آیندۀ سامانه دانست
...

معنی موضوع در فرهنگ معین

موضوع
(مُ) [ ع . ] (اِمف .) ۱ - نهاده شده ، وضع شده . ۲ - امر مورد بحث ، چیزی که دربارة آن بحث کنند. ج . موضوعات .

معنی موضوع در فرهنگ فارسی عمید

موضوع
۱. مطلبی که دربارۀ آن بحث می شود.
۲. سوژه.
۳. (صفت) [قدیمی] گذارده شده، نهاده شده.
۴. (صفت) [قدیمی] ساخته شده.

موضوع در دانشنامه اسلامی

موضوع
موضوع هر علمی عبارت است از آن چیزی که در آن علم از احوال و عوارض او گفتگو می شود و قضایای مربوط به او حل می شود.
موضوع هر علمی عبارت است از آن چیزی که در آن علم از احوال و عوارض او گفتگو می شود و قضایای مربوط به او حل می شود. تدبر و تدقیق در مسائل هر علمی و تجزیه ی مسائل آن روشن می کند که همه ی آن مسائل بیان احکام و آثار و عوارض و حالات یک شئ بخصوص است و همان شئ بخصوص است که همه ی آن مسائل را به صورت افراد یک خانواده درآورده است و ما آن را موضوع آن علم می نامیم.
قرابت بین موضوعات علوم
در اینجا یک سؤال مهم برای منطقیین و فلاسفه پیش آمده است و آن اینکه نظر به اینکه موضوعات علوم متباین من جمیع الجهات نیستند بلکه- چنانکه قبلاً اشاره کردیم- قرابتهایی بین موضوعات علوم برقرار است و همان قرابتها منشا خویشاوندی فامیلی و نژادی علوم است مثل اینکه بین «کمّ منفصل» که موضوع علم حساب شمرده شده و «کمّ متصل» که موضوع علم هندسه شمرده شده قرابت جنسی است یعنی هر دو از جنس کمیت هستند، و از طرف دیگر آنچه موضوع یک علم نامیده می شود همواره دارای انواع و اقسامی است و هر نوع و قسمی اختصاص دارد به یک سلسله احکام و عوارض و حالات، مثل اینکه موضوع هندسه که «کمّ متصل» شناخته می شود منقسم می شود به خط و سطح و حجم و هر یک از آنها احوال و عوارض مخصوص به خود دارد، و از طرفی هم کلمه ی «عوارض و احکام» کلمه ی کشداری است و آنچه از عوارض نوع و قسم یک شئ محسوب می شود از عوارض خود آن شئ نیز محسوب می شود و در این صورت یا باید جمیع علوم را علم واحد بدانیم یعنی مسائل مختلف جمیع علوم را به منزله ی افراد یک خانواده و همه را مستقیماً منشعب از یک اصل بدانیم و اختلافات خانوادگی و فامیلی و نژادی را منکر شویم و اختلاف هر علمی را با علم دیگر یک امر قراردادی و وضعی بدانیم و یا آنکه به هر اندازه که موضوعات، انواع و اقسام پیدا می کنند علوم را متکثر و مختلف بدانیم مثلاً هندسه را مجموعه ای از سه علم (علم الخط و علم السطح و علم الحجم) بدانیم بلکه نظر به اینکه ممکن است هر یک از این سه نیز انقساماتی پیدا کنند مثل انقسام خط به مستقیم و منحنی، انقسامات جزئی تری برای آن علم قائل شویم.
جامع مشترک موضوع علم
علاوه بر اینکه موضوعات علوم متباینات من جمیع الجهات نیستند و ب ...


موضوع در دانشنامه آزاد پارسی

(یا: مستعمل) اصطلاحی در منطق شامل پنج معنی: ۱. در برابر محمول؛ یکی از دو جزء قضیۀ حملیه است که از آن به محکومٌ علیه و مسندٌالیه نیز تعبیر می شود و آن جزئی است که جزء دیگر (محمول) به ایجاب یا سلب بدان نسبت داده می شود، مانند «انسان» در قضیه های «انسان ناطق است»؛ «انسان پرنده نیست»؛ ۲. محلِّ بی نیاز از حال؛ مانند جسم که موضوع و محلّ است برای رنگ و شکل، ولی خود بی نیاز از رنگ و شکل است؛ ۳. موضوع علم؛ که در علم در باب اَعراض ذاتی و خواص آن بحث می شود، مانند عدد که موضوع علم حساب است و عوارض ذاتی آن چهار عمل اصلی است که مسائل علم حساب به شمار می آیند؛ ۴. در برابر مهمل؛ چون الفاظ موضوع اند برای معانی گوناگون، به همین سبب از آن ها به «مستعمل» و «مفید» و «موضوع» تعبیر می شود و مهمل، لفظی است بی معنا؛ ۵. در برابر مشتق؛ زیرا در اصطلاح منطق از «جامد» در برابر «مشتق» به موضوع تعبیر می شود.

موضوع در جدول کلمات

موضوع
زمینه
موضوع علمی به اثبات نرسیده
تیوری
موضوع مورد بحث یا بررسی
مقوله
موضوع ها
موارد
موضوع و زمینه
تم
موضوع و قصه
تم
موضوع و متن
زمینه
از مثنوی های اهلی شیرازی که 520 بیت دارد و موضوع آن عشق پاک « جم » به دختر پسر عم خود « گل » است
سحر حلال
از موضوع اصلی بحث خارج شدن
حاشیه رفتن
شمار علمی که موضوع آن طبقه بندی علمی وقایع و موارد اجتماعی بر مبنای محاسبه است
امار

معنی موضوع به انگلیسی

matter (اسم)
ماده ، جوهر ، امر ، مطلب ، چیز ، خیم ، جسم ، اهمیت ، ذات ، ماهیت ، موضوع ، نکته
object (اسم)
شیی ء ، هدف ، مقصود ، کالا ، چیز ، مفعول ، موضوع ، منظره ، شیء ، شیی
subject (اسم)
نهاد ، فاعل ، مطلب ، مبتدا ، شخص ، در معرض ، موضوع ، شیی ، تحت ، مبحث ، موضوع مطالعه ، زیرموضوع ، موکول به
story (اسم)
گزارش ، شرح ، حکایت ، داستان ، روایت ، موضوع ، قصه ، اشکوب ، نقل
point (اسم)
پست ، ماده ، معنی ، نقطه ، سر ، قله ، هدف ، جهت ، درجه ، نوک ، فقره ، ممیز ، اصل ، لبه ، پایان ، مرحله ، موضوع ، نکته ، امتیاز بازی ، نمره درس
issue (اسم)
عمل ، کردار ، نژاد ، اولاد ، فرزند ، سرانجام ، پی امد ، بر امد ، نسخه ، موضوع ، شماره ، نشریه ، نتیجه بحی
subject matter (اسم)
مطلب ، فقره ، موضوع ، موضوع اصلی
question (اسم)
مطلب ، موضوع ، پرسش ، سئوال ، مسئله ، پرس ، سوال ، استفهام
fable (اسم)
داستان ، حکایت اخلاقی ، دروغ ، افسانه ، موضوع
plot (اسم)
نقطه ، قطعه ، طرح ، نقشه ، دسیسه ، توطئه ، موضوع ، موضوع اصلی
theme (اسم)
شاهد ، ریشه ، زمینه ، انشاء ، موضوع
problem (اسم)
سختی ، چیستان ، مشکل ، موضوع ، مسئله
topic (اسم)
موضوع ، سرفصل ، مبحث
leitmotiv (اسم)
موضوع ، موضوعمهم تکراری
motif (اسم)
اصل ، موضوع ، موتیف ، مایه اصلی ، شکل عمده

معنی کلمه موضوع به عربی

موضوع
رييس , سوال , عمل , قضية , مسالة , مقترح , موضوع , نقطة
موامرة
مناورة
تسجيل
رهان
سبب
استطراد
تعقيد الأمر
بخصوص
هناک
دراسة
کتاب دراسي

موضوع را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهدیس
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست: جُستار (پارسی امروز) سَرگیک (سرگ = وضع از سنسکریت: سَرگَ + پسوند مفعولی یک)، چیتاپیک (چیتاپ= وضع از سنسکریت: چیتَّوْرتّی+ پسوند یک)
خاطره
اسمی مشتق است (اسم مفعول)
سمانه
نوعی غذای هندی است که به آن اششک سیکی میگویند
مطهرنیا
رُخ جستار
اشکان
روشن نیست که این وازه عربی است یا ایرانی چون واژه گانی که آخرشان عین است ، بیشتر ایرانی هستند که عرب به آنها عین افزوده است .
علی بهجو
در برگردان واژه موضوع از انگلیسی ، دیکشنری گرامی آبادیس ۱۵ واژه انگلیسی را روبروی آن گذاشته است یعنی واژه موضوع در هرجا باید یک واژه جایگزین داشته باشد مانند انگلیسی و این گسترش یک زبان را نشان می دهد . به امی روزی که ما هم برای تنبلی در سخن گفتن از دم دست ترین واژه بهره نبریم بلکه بهترین واژه را برگزینیم
به امید روزی که واژه " چیز " از زبان ما دور شود که بجای هر واژه ای بکار گرفته می شود
پیشنهاد من برای موضوع = جریان
مانند موضوع چه بود = جریان چه بود = داستان
ابراهیم، ق
جوهر. ذات . ماده
حمیدرضا دادگر_فریمان
تم،سوژه، مبحث، مسئله، مشکل، مطلب، محمول، باب، خصوص، فقره، قضیه، نهاده، گذارده، وضع شده، قرارداده شده، ساختگی، مصنوع، مجعول، مکذوب، مبتدا
ب. الف. بزرگمهر
جُستار، باره (در برخی جاها)

واژه ی �باره� را نه همتراز با واژه ی �جُستار� که در ترازی پایین تر از آن، می توان بجای واژه ی از ریشه عربی �موضوع� بکار برد. نمونه:
چنین گفت کز مرگ خود چاره نیست مرا بر دل اندیشه زین باره نیست. فردوسی توسی

برگرفته از نوشتاری در پیوند زیر:
ب. الف. بزرگمهر ۲۹ تیر ماه ۱۳۹۶
https://www.behzadbozorgmehr.com/2017/07/blog-post_30.html

نگار
اتفاق -حادثه
علی حیدر
نهاده شده . وضع شده .

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی موضوع   • موضوع چیست   • انتخاب موضوع   • تعریف موضوع   • موضوع در جدول   • مضوع   • موضوع یعنی چه   • موضوع بحث   • مفهوم موضوع   • معرفی موضوع   • موضوع یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی موضوع

کلمه : موضوع
اشتباه تایپی : l,q,u
آوا : mowzu'
نقش : اسم
عکس موضوع : در گوگل

آیا معنی موضوع مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )