برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1686 100 1
شبکه مترجمین ایران

ملی

/melli/

مترادف ملی: مربوط به ملت، عمومی، ملت گرا، ملت خواه، مردمی ، خصوصی، غیردولتی

متضاد ملی: دولتی

برابر پارسی: میهنی، کشوری، میهن پرست، مردمگرا، توده گرا

معنی ملی در لغت نامه دهخدا

ملی. [ م ِل ْ لی ] (ص نسبی ) منسوب به ملت و آنچه که در ید و اختیار ملت است و گاهی توسعاً در زبان فارسی دولتی را نیز به سبب وابستگی دولت به ملت ، ملی گویند. از این روی این کلمه در همه جا معادل ناسیونال به کار نمی رود.در ترمینولوژی حقوق تألیف جعفری لنگرودی چنین آمده : در معانی زیر به کار رود: الف - تبعه در مقابل بیگانه. ب - وابسته و مرتبط به یک دولت در این صورت به شکل صفت به کار می رود، مانند: پرچم ملی ، بندر ملی. ج - وصف دولت حامی فرد از آن جهت که حمایت به عهده ٔ اوست و شخص مورد حمایت تبعه ٔ او می باشد و گفته می شود «اتاناسیونال » یا دولت متبوع.د- صفت ملت به معنی دسته ای از افراد انسان که دارای بعضی اوصاف مشترکند از نوع نژاد و سنن و طرز فکر.
- ملی کردن ؛ نهادن یک مؤسسه در خدمت ملت. (ترمینولوژی حقوق تألیف جعفری لنگرودی ).

ملی. [ م ُل ْ لا] (ع ص ) کوماج پخته. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

ملی. [ م َ لی ی ] (ع اِ) ساعت دراز از روز. (منتهی الارب )(از اقرب الموارد). ساعت دراز از روز و گویند: مضی ملی من النهار؛ ای ساعة طویلة. (ناظم الاطباء). || یک چندی از روزگار. (دهار). یک چندی. (ترجمان القرآن ). هنگام. (مهذب الاسماء). پاره ای از روزگار. (منتهی الارب ). پاره ای از روزگار. قوله تعالی : و اهجرنی ملیاً ؛ ای مدة و زماناً طویلا. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || گاه به معنی ملی ٔ می آید. (ناظم الاطباء)(از اقرب الموارد). رجوع به ملی ٔ و مدخل بعد شود.

ملی. [ م َ ] (ع ص ) مخفف مَلی ٔ. توانگر. بادستگاه. (فرهنگ نوادر لغات کلیات شمس چ فروزانفر). قادر. مالدار. باتمکن :
چون که نباشی به کار ایزد حق
همچو به کار فلان ولی و ملی.
ناصرخسرو (دیوان ص 444).
بوعلی از اشرف و اشرف ز تو نازد به حشر
پیش مختار و علی آن شاه کافی و ملی.
سوزنی.
باغ و گلستان ملی اشکوفه می کردند دی
زیراک برریق از پگه خوردند خماران ما.
مولوی (از نوادر لغات کلیات شمس چ فروزانفر).
کاهلم چون آفریدی ای ملی
روزیم ده هم ز راه کاهلی.
مولوی.
یا به علم نقل کم بودی ملی ...

معنی ملی به فارسی

ملی
( صفت ) منسوب به ملت : ۱ - مربوط به ملت ( آیین دین ) . ۲ - مربوط به ملت ( سکنه یک کشور ) توضیح در ایران [ ملی ] را بمعانی مختلف و گاه متضاد بکار می برند : الف - در موارد محدود بهمان معنی اروپایی ( یعنی دولتی ) استعمال کنند : صنعت ملی نفت . ب - بمعنی آنچه که تعلق بیک یا چند فرد از افراد ملت دارد - نه بهمه ملت : مدرسه ملی
ساعت دراز از روز . ساعت دراز از روز گویند . یا یکچندی از روزگار .
[national] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] آنچه مربوط به ملت است
[ گویش مازنی ] /meli/ سگ ماده
[intermestic] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] ویژگی موضوعات پیش روی یک دولت که هم جنبۀ داخلی و هم جنبۀ بین المللی دارد
( مصدر ) در اختیار ملت ( که دولت نمایندگی آنرا دارد ) قرار دادن : [ ملی کردن صنعت نفت . ]
[national archives] [علوم کتابداری و اطلاع رسانی] آرشیو مرکزی یک کشور که گردآوری و نگهداری و مدیریت اسنادی را که برای مردم و دولت ارزش تاریخی دارند برعهده دارد
[national consensus] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] اجماعی که در سطح کشور شکل می گیرد
اعتصابی که بوسیله تشکیلات سندیکائی داخلی اعلام و ایجاد گردد و عوامل خارجی آنرا تحریک و تقویت ننموده باشد .
( وزارت ) وزارت پیشه و هنر
[national security] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] نبود خطری که موجودیت یا حاکمیت یا تمامیت ارضی یا ارزش های کشور را تهدید کند
در سال ۱۳٠۴ ه. ش . انجمنی بنام ...

معنی ملی در فرهنگ معین

ملی
(مَ لِ یّ) [ ع . ] (ص .) توانگر، توانا.
(مِ لّ) [ ع . ] (ص نسب .) ۱ - آن چه مربوط به ملت و قوم باشد. ۲ - طرفدار ملت ، هوادار ملت .
( ~ . گَ) (ص مر.) دلبستگی و اعتقاد به ملت خویش ، ناسیونالیسم .
(مِ لّ. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م .) مالکیت دولت بر بخشی از صنایع وفعالیت های تولیدی یا اقتصادی .

معنی ملی در فرهنگ فارسی عمید

ملی
۱. توانگر.
۲. توانا.
مربوط به ملت.

ملی در دانشنامه ویکی پدیا

ملی
ملی ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
انجمن نشنال جئوگرافی
لیگ ملی هاکی
فرودگاه ملی رونالد ریگان واشنگتن
سرود ملی
پرچم ملی
کتابخانه ملی
امنیت ملی
ملی ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
انجمن نشنال جئوگرافی
لیگ ملی هاکی
فرودگاه ملی رونالد ریگان واشنگتن
سرود ملی
پرچم ملی
کتابخانه ملی
امنیت ملی
ملی (درخت)(نام علمی: Amomyrtus meli) نام یک گونه از تیره مورت است.
ملی بابی براون (متولد فوریه ۱۹، ۲۰۰۴) یک بازیگر انگلیسی متولد شده در اسپانیا است. او حرفه بازیگری خود را در سال ۲۰۱۱، زمانی که به اورلاندو فلوریدا نقل مکان کرده بودند، شروع کرد. او برای بازی در نقش الون در چیزهای عجیب شناخته شده است. او همچنین در مجموعه مزاحمان نیز ایفای نقش کرده است.
ملی پرکینس (انگلیسی: Millie Perkins؛ زادهٔ ۱۲ مهٔ ۱۹۳۸) هنرپیشه اهل ایالات متحده آمریکا است.
از فیلم هایی در آن نقش داشته می توان به شهر گمشده، وال استریت و تیراندازی اشاره کرد.
ملی سازی فرایند انتقال صنایع و دارایی ها از مالکیت خصوصی به مالکیت عمومی توسط دولت است. ملی سازی معمولاً در مورد دارایی های خصوصی انجام می شود ولی گاهی در مورد انتقال دارایی های سطوح پایین تر حکومت مثل انتقال اموال شهرداری ها به بخش دولتی هم استفاده می شود. ملی سازی متضاد خصوصی سازی یا غیر ملی سازی یا سپردن دارایی ها به شهرداری ها می باشد. صنایعی که معمولاً ملی سازی می ش ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ملی در جدول کلمات

ملی پوش بسکتبال ایران
کامرانی
از گلرهای معروف سابق تیم ملی فوتبال ایران
بهزاد غلامپور
از مدافعان تیم ملی فوتبال مکزیک
مارکز
از مربیان سرشناس سابق مادرید و سر مربی فعلی تیم ملی فوتبال
ویسن تهدل بوسکه
از هافبک های تیم ملی مکزیک
مورالس
این اقتصاددان برجسته رابطه ای را که میان درآمد | پس انداز | نرخ رشد اقتصادی و تولید ناخالص ملی وجود دارد بیان می کند
دومار
این اقتصاددان برجسته | رابطه ای را که میان درآمد | پس انداز | نرخ رشد اقتصادی و تولید ناخالص ملی وجود دارد | بیان می کند
دومار
این عبارت اقتصادی از تفاضل تولید ناخالص ملی و استهلاک سرمایه های ثابت حاصل می شود•
تولید خالص ملی
بازی ملی هندوان
کریکت
بازیکن تیم ملی بسکتبال ایران
ساهاکیان

معنی ملی به انگلیسی

popular (صفت)
محبوب ، مشهور ، متداول ، عمومی ، عوامانه ، خلقی ، ملی ، توده پسند ، نامدار ، وابسته بتوده مردم
national (صفت)
قومی ، ملی ، وابسته به قوم یاملتی
public (صفت)
اشکار ، اجتماعی ، عمومی ، همگانی ، همگان ، ملی

معنی کلمه ملی به عربی

ملی
شعبي , مواطن
تاميم
امم
امم
الأمن القومي ، الأمن الوطنة
متنزه
جبهة الإنقاذ الوطني
الحرکة الوطنية
الحزب الوطني
الحفاظ علي الأمن القومي
تقليد
ديموقراطي
الحداد الوطني
البطل الوطني
التراث القومي

ملی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آرین
میهنی، زادبـُنی
ملت = مردم، زادبــُن
ملی = میهنی، زادبـُنی
سجاد
به ضم "م" و تشدید "ل"، در گویش هرات به معنی ترب، به تربچه نیز "ملی گک" می گویند.
فر کیانی
واژه ی ملل که جَمِ ملت است یک لغت دروغین و جعل شده است ولی ریشه‌ی پارسی آریایی دارد، زیرا واژه ی ملت در سنسکریت به شکل milati /-te{ mil } मिलति /و به ماناک unite, یکپارچه و همبسته و متحد کردن آمده است، بنابراین لغت های ملت، ملیت و ملی پارسی_ آریایی هستند ولی لغت ملل که از روی دستور اربی ساخته و جَمِ مکسر اربی است و جعلی است!
حبیب الله حاج حیدری
در زبان ولاتی در خمینی شهر اصفهان به معنی گربه
جمال عاشوری
به گویش طالقانی سگ ماده
مصیب مهرآشیان مسکنی
انچه منسوب به ملت است
اگر بخواهیم ریشه این واژه را پیدا کنیم باید به سراغ موالی که هم دوست است و هم نگهبان و مولا و ملا و مولانا برویم
مصیب مهرآشیان مسکنی
موالیان مرز کسانی که از ملیت و مرز و ملت و مَلِک و مُلک و موالی متوالی هم که از همین خانه است برویم متوالی یعنی مولودی که پشت به پشت از یک ملت متولد شده و اکنون وراثت ملیت خود را حفظ میکنند
پریسا
Nation یا به پارسی نَهِش Nahesh (ع: مِلَّت)
هم ریشه با Nature یا به پارسی نَهاد Nahaad (ع: طَبیعَت)
هر دو از ریشه پروا-هندو-اروپایی *gene- که در پارسی معنی زادَن Zaadan و زیستَن Zistan دارند.
اگر پسوند صفت‌ساز انگلیسی و پارسی -ال بگیرند میشوند (همچون در گُودال، پوشال، گِردال، چَنگال و...)
نَشنال یا نَهِشال (National, Naheshaal) (ع: مِلّی)
نَچرال یا نَهادال (Natural, Nahaadaal) (ع: طَبیعی)
و پیشوند اینتِر- یا اَندَر- به معنی (مینو، meaning) در میان به نشنال بیفزاییم میشود اینتِرنَشنال، اَندَرنَهِشال (International, Andarnaheshaal) (ع: بِین‌ُالمِلَّلی)
پریسا
Nation یا به پارسی نَهِش Nahesh (ع: مِلَّت)
هم ریشه با Nature یا به پارسی نَهاد Nahaad (ع: طَبیعَت)
هر دو از ریشه پروا-هندو-اروپایی *gene- که در پارسی معنی زادَن Zaadan و زیستَن Zistan دارند.
اگر پسوند صفت‌ساز انگلیسی و پارسی -ال بگیرند میشوند (همچون در گُودال، پوشال، گِردال، چَنگال و...)
نَشنال یا نَهِشال (National, Naheshaal) (ع: مِلّی)
نَچرال یا نَهادال (Natural, Nahaadaal) (ع: طَبیعی)
و پیشوند اینتِر- یا اَندَر- به معنی (مینو، meaning) در میان به نشنال بیفزاییم میشود اینتِرنَشنال، اَندَرنَهِشال (International, Andarnaheshaal) (ع: بِین‌ُالمِلَّلی)
آرزو
توانا،توانگر
ایرزاد
ملی
این و واژه ملت پارسی و به مینه توده و در کُل فراوان و همر یشه با :
مور ، مورچه : جانور ریز با شمار فراوان
مِسال : مِسل مور و مَلَخ
molecul : mol- ec - ul
mol = مول : فراوان ، بسیار
ec = پسوند - اَک در پارسی
ul = پسوند خُردی مانند : کوچولو : کوچ - اولو
این ریشه را درواژه مَردُم هم می بینیم :
مَردُم : مَر - دُم
مَر = مِل ، مول ، مور ، مَل = فراوان ، بسیار
همریشه با more انگلیسی و mehr آلمانی
دُم = تُم ، تُخم ، تَهم
مَردُم = بسیار تُخمه : تُخمی که فراوان و زیاد شده و اَفزایش پَذیر است.
آرشاگرگین
این واژه را عرب از ملکوتا سریانی گرفته و خود سریانی ها آن را از آریایی ها در زمان زیر دست و زیر فرمان بودنشان گرفتند:
واژه آریایی *لِک lek (در پهلوی lekā) همخانواده با location انگلیسی و loka در سنسکریت به معنای سرزمین اقلیم بوم زمین است که از آن واژه مَلِک (مَه=بزرگ لِک=سرزمین) به معنای سلطان را ساخته‌اند.

واژه مملکت (مام=بدنه-تمام لِک=ملت ات) به معنای امپراتوری یا شاهنشاهی است که از پیوستن چندین ملت شکل میگیرد (مام میهن=تمامیت میهن). در سنسکریت loka लोक در بلوچستان واژه mahl�k مہلوک همتای واژه ملت هستند.

عرب از مَلِک واژه ملوک و از مملکت واژه ممالک را به دست آورده است.

*پیرس:

فرهنگ واژگان پهلوی: شادروان بهرام فره وشی
آرشاگرگین
ملی
این و واژه ملت پارسی و به مینه توده و در کُل فراوان و همر یشه با :
مور ، مورچه : جانور ریز با شمار فراوان
مِسال : مِسل مور و مَلَخ
molecul : mol- ec - ul
mol = مول : فراوان ، بسیار
ec = پسوند - اَک در پارسی
ul = پسوند خُردی مانند : کوچولو : کوچ - اولو
این ریشه را درواژه مَردُم هم می بینیم :
مَردُم : مَر - دُم
مَر = مِل ، مول ، مور ، مَل = فراوان ، بسیار
همریشه با more انگلیسی و mehr آلمانی
دُم = تُم ، تُخم ، تَهم
مَردُم = بسیار تُخمه : تُخمی که فراوان و زیاد شده و اَفزایش پَذیر است
آرشاگرگین
Nation یا به پارسی نَهِش Nahesh (ع: مِلَّت)
هم ریشه با Nature یا به پارسی نَهاد Nahaad (ع: طَبیعَت)
هر دو از ریشه پروا-هندو-اروپایی *gene- که در پارسی معنی زادَن Zaadan و زیستَن Zistan دارند.
اگر پسوند صفت‌ساز انگلیسی و پارسی -ال بگیرند میشوند (همچون در گُودال، پوشال، گِردال، چَنگال و...)
نَشنال یا نَهِشال (National, Naheshaal) (ع: مِلّی)
نَچرال یا نَهادال (Natural, Nahaadaal) (ع: طَبیعی)
و پیشوند اینتِر- یا اَندَر- به معنی (مینو، meaning) در میان به نشنال بیفزاییم میشود اینتِرنَشنال، اَندَرنَهِشال (International, Andarnaheshaal) (ع: بِین‌ُالمِلَّلی
آرشاگرگین
واژه ی ملل که جَمِ ملت است یک لغت دروغین و جعل شده است ولی ریشه‌ی پارسی آریایی دارد، زیرا واژه ی ملت در سنسکریت به شکل milati /-te{ mil } मिलति /و به ماناک unite, یکپارچه و همبسته و متحد کردن آمده است، بنابراین لغت های ملت، ملیت و ملی پارسی_ آریایی هستند ولی لغت ملل که از روی دستور اربی ساخته و جَمِ مکسر اربی است و جعلی است!

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• پرداخت اقساط بانک ملی   • بانک ملی موجودی   • بانک ملی بام   • خدمات اینترنتی بانک ملی   • بانک ملی انتقال وجه   • تلفن بانک ملی   • بانک ملی شبا   • صادرات   • معنی ملی   • مفهوم ملی   • تعریف ملی   • معرفی ملی   • ملی چیست   • ملی یعنی چی   • ملی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ملی

کلمه : ملی
اشتباه تایپی : lgd
آوا : melli
نقش : صفت
عکس ملی : در گوگل

آیا معنی ملی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )