برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1682 100 1
شبکه مترجمین ایران

معما

/mo'ammA/

مترادف معما: چیستان، لغز، مسئله، پوشیده، رمز

برابر پارسی: چیستان، راز

معنی معما در لغت نامه دهخدا

معما. [ م ُ ع َم ْ ما ] (ع ص ، اِ) پوشیده شده. || نابینا کرده شده. || مکان پوشیده. || به اصطلاح کلامی که به وجه صحیح دال باشد بر اسمی به طریق رمز و ایماکه پسند طبع سلیم باشد و در بعضی کتب چنین نوشته که معما به معنی بی دیده و بی نظر و در اصطلاح کلامی که دلالت کند به طریق رمز و ایما بر اسمی به طریق قلب یا تشبیه یا به حساب جمل یا به وجهی دیگر. (غیاث ) (آنندراج ). کلامی که دلالت کند بر اسمی به طریق رمز و ایما وچیستان. (ناظم الاطباء). این صنعت چنان باشد که شاعرنام معشوق یا نام چیزی دیگر در بیت پوشیده بیارد اما به تصحیف اما به قلب اما به حساب اما به تشبیه امابه وجهی دیگر و آن چنان باشد که از طبع نیک دور نباشد و از تطویل و الفاظ ناخوش خالی بود و این صنعت آن را شاید که طبعهای نقاد و خاطرهای وقاد را به استخراج آن بیازمایند. مثالش از شعر تازی مراست در برق :
خذالقرب ثم اقلب جمیع حروفه
فذاک اسم من اقصی منی القلب قربه.
مثال دیگر پارسی در نام میرک :
دیدم دو هفته ماه ز دیبا بر او سلب
کردم در او نگاه بماندم از او عجب
گفتم چه نامی ای بت گفتا کریم را
بنگار با شگونه و زو نام من طلب.
دیگر بلعلاء شوشتری در نام علی گوید:
تیری و کمانی و یکی نقش نشانه
بنگار و بپیوند به سوفار یکی تیر
نام بت من بازشناسی بتمامی
آن بت که به خوبیش قرین نیست به کشمیر.
(حدائق السحر فی دقایق الشعر).
معما آن است که اسمی یا معنیی را به نوعی از غوامض حساب یابه چیزی از قلب و تصحیف و غیر آن از انواع تعیمت آن را پوشیده گردانند تا جز به اندیشه ٔ تمام و فکر بسیار به سر آن نتوان رسید و برحقیقت آن اطلاع نتوان یافت چنانکه در نام مسعود گفته اند:
چو نامش بپرسیدم از ناز زود
به دامن چو برخاست بربط بسود
به تازی بدانستم آن رمز او
که نامش ز بربط بسودن چه بود.
(المعجم ص 430).
عبارت است از آنکه نام چیزی را در بیتی به تصحیف یا قلب یا غیر آن تضمین کنند و لغز نیز عبارت از این معنی با زیادتی سؤال و جواب. (نفایس الفنون ). نزد بلغاء کلامی است موزون که دلالت کند بطریق رمز و ایماء بر اسمی یا زیاده از آن بطریق قلب یا تشبیه یا بحساب جمل و یا بوجهی دیگر بملاحظه ٔ آنکه در هر لباسی که باشد طبع سلیم از قبول آن انکار ننماید و ...

معنی معما به فارسی

معما
( اسم ) رسم الخط فارسی برای معمی و همین صورت در نوشته های فارسی غلبه دارد : وجود ما معمایی است حافظ . که تحقیقش فسون است و فسانه . ( حافظ . ۲۹۷ )
پوشیده شده یا نابینا کرده شده
به معنی حل کردن معما
رمزهائی را معین کردن تا بضرورت در نامه ها و پیغامها از آنها استفاده شود مکتوم ماندن مقصود را .
مقابل خط روان مقابل خط خوانا
دوای مرکبی است مستعمل در دوائ الخطاطیف و در معاجین .
تفل دهن زعفرانست

معنی معما در فرهنگ معین

معما
(مُ عَ مّ) [ ع . معمی ] (اِمف .) ۱ - پوشیده . ۲ - کلامی که با رمز و اشاره بر مطلبی دلالت کند.

معنی معما در فرهنگ فارسی عمید

معما
۱. (ادبی) در بدیع، ذکر مطلبی یا اسمی به قلب، تصحیف، و تبدیل کلمات یا به حساب اعداد و جمل که پس از تفکر و تعمق بسیار کشف شود. مثال به اسم علی: چو نام او گذرد بر صوامع ملکوت / به قدر مرتبه هریک ز جا بلند شود. «ز جا» را اگر به مرتبه بلند کنند (بالا ببرند)، یعنی «ز» را که هفت است هفتاد و «ج» را که سه است سی و «الف» را که یک است ده بکنند «ع» و «ل» و «ی» به دست می آید.
۲. موقعیتی که معنی آن پوشیده باشد.
۳. (اسم مصدر) [قدیمی] پوشیده بودن، ابهام.

معما در دانشنامه اسلامی

معما
معما اسم مفعول از مصدر تعمیه به معنی کور کردن است.
با آن که بسیاری از شاعران قرن نهم و دهم در این فن بسیار مهارت به خرج داده اند و این صنعت در کتب سنتی جزء صنایع بدیعی معنوی آورده شده است، اما اکثر محققان برای آن به عنوان یک صنعت، ارزشی قائل نیستند، استاد همایی می گوید: ساختن معما و حل کردن آن جز تلف کردن وقت و بیهوده کاری نتیجه ای ندارد و تنها به درد کسی می خورد که بیکار در گوشه ای مثل زندان افتاده باشد.
گسترش صنعت معما
از قرن ششم به بعد بر پیچیدگی و ابهام این گونه اشعار معماگونه افزوده شد و بیش از پیش مورد توجه و طبع آزمایی گویندگان قرار گرفت و تقریبا بیشتر شعرا قسمتی از وقت خود را صرف ساختن این معماها کردند. این فن در دوره ی تیموری و صفوی نیز رواج زیادی پیدا کرد و ساختن معماهای دشوارتر، مهارت و استادی تلقی می شد. این جریان تقریبا تا قرن دوازدهم دوام دارد و سرانجام این تکلفات ادبی با ظهور نهضت بازگشت ادبی به سبک قدما سپری می شود. قرن نهم و دهم دوره ی شیوع و اعتبار معما و به طورکلی گونه ی شعر تکلف آمیز است. جامی شاعر قرن نهم و دو معاصر او "ملا میرحسین معمایی" و "ملا شهاب الدین حقیری معمایی" و "محتشم کاشانی" معاصر شاه طهماسب و "ملا حیدر معمایی" معاصر شاه عباس و بالاخره "ملا اهلی شیرازی" که بنا به گفته ی صاحب تذکره ی نصرآبادی در معما و لغز و اشعار مصنوع بی مانند بوده است، همگی از شاعرانی هستند که معما و لغزگونه های زیادی در آثار آنان دیده می شود. اینان غالبا در جمع های ادبی که معمولا در قهوه خانه ها تشکیل می شد، گرد هم می آمدند و معماهای خود را طرح می کردند و هر یک به حل معمای دیگری می کوشید و از این راه در تبحر و مهارت بر یکدیگر سبقت می جستند. برخی از این شاعران آن قدر در این نوع شعر تخصص می جستند که به معمایی شهرت می یافتند. "جامی" خود به تبحر خویش در این فن اشاره می کند:به قصد قصائد شدم تیزگام ••• برآمد به نظم معمام نام
نقلی در تذکره نصرآبادی
...

معما در دانشنامه آزاد پارسی

مُعَمّا
در اصطلاح بدیع، پنهان کردن نام شخص یا چیزی در سخن که برای یافتن آن باید از محاسبات حروف ابجد یا بازی با خط و حروف یا تغییر و معکوس کردن کمک گرفت. در معما باید نشانه هایی به دست داد تا با توجه به آن ها در یافتن پاسخ کوشش کرد. این نشانه ها را «اصول» می نامند: چو نامش بپرسیدم، از ناز زود/به دامن چو برخاست بربط بسود/به تازی بدانستم آن رمز او/که نامش ز بربط بسودن چه بود که «سودن» به عربی «مسّ» و «بربط» به عربی «عود» است که از مجموع این دو نام «مسعود» ساخته می شود. نام بت من ز غایت لطف/سیبی ست نهاده بر سر سرو، که مقصود از «سیبی ست» ۲۰×۳۰ است که ۶۰۰ در حروف ابجد معادل حرف «خ» است و اگر آن را بر سر «سرو» بگذاریم نام «خسرو» ساخته می شود. کاربرد معما در شعر فارسی از قرن ۵ق صورتی پیچیده گرفت، اما دورۀ رواج معماسازی بین قرن های ۹ تا ۱۱ق است؛ چنان که در این دوره برخی شاعران لقب «شاعران معمایی» گرفتند و رساله هایی در حل معما نوشته شد ازجمله حلل المطرز شرف الدین علی یزدی، حلیةالحلل جامی. صنعت معماسازی با رواج سبک هندی در شعر فارسی رفته رفته از سکه افتاد و گویا ابهام ها و پیچیده گویی های این سبک میل شاعران را به معما کاست.

معما در جدول کلمات

معنی معما به انگلیسی

mystery (اسم)
هنر ، سر ، شبیه ، صنعت ، حرفه ، خفا ، پیشه ، رمز ، معما ، لغز ، راز
puzzle (اسم)
معما ، چیستان ، لغز ، پازل ، جدول معما
riddle (اسم)
سرند ، غربال ، رمز ، معما ، چیستان ، لغز ، جدول معما
conundrum (اسم)
معما ، چیستان ، مسئله بغرنج وپیچیده
enigma (اسم)
رمز ، معما ، چیستان ، لغز ، بیان مبهم
crux (اسم)
معما ، چیستان ، مسئله دشوار ، لغز
logogram (اسم)
معما
logogriph (اسم)
معما

معنی کلمه معما به عربی

معما
لغز
لغز
حزورة

معما را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد
منم کج و راست اتشم غوغاست نورم بیناست
ئاکار یوسفی
راز، خواست نهان
در گویش کردی (مه‌ته‌ل)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معما و چیستان   • معما اسم دختر   • معما با جواب   • معما با جواب کوتاه   • معما تصویری   • معما ریاضی   • معما سخت   • معما 🔑3💉بود🍌است   • معنی معما   • مفهوم معما   • تعریف معما   • معرفی معما   • معما چیست   • معما یعنی چی   • معما یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی معما

کلمه : معما
اشتباه تایپی : lulh
آوا : mo'ammA
نقش : اسم
عکس معما : در گوگل

آیا معنی معما مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )