برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1474 100 1

مدح

/madh/

مترادف مدح: آفرین، تحسین، تکریم، تمجید، مدحت، ثنا، ستایش، مدیح، مدیحه، منقبت، نعت

متضاد مدح: قدح

برابر پارسی: ستایش، آفرین

معنی مدح در لغت نامه دهخدا

مدح. [م َ ] (ع اِمص ) ستایش. ثنای به صفات جمیله. وصف به جمیل. توصیف به نیکوئی. مدحت. مدیح. مدیحه. نقیض هجا. نقیض ذم. (یادداشت مؤلف ). آفرین. تحسین. تمجید. مقابل هجو :
آفرین و مدح سود آید ترا
گر به گنج اندر زیان آید همی.
رودکی.
تا زنده ام مرا نیست از مدح تو دگر کار
کشت و درودم این است خرمن همین و شدکار.
رودکی.
بتا نخواهم گفتن تمام مدح را
که شرم دارد خورشید اگر کنم سپری.
رودکی.
ستاینده ٔ شهریاران بدی
به مدح افسر نامداران بدی.
فردوسی.
هر که ناشاعر بود چون کرد قصد مدح او
شاعری گردد که شعرش روضه ٔ رضوان بود
زآنکه مدحش جمع گردانید معنی های نیک
چون معانی جمع گردد شاعری آسان بود.
عنصری.
ای خواجه چو در مدح تو من شعر فتالم
از معنی باشد چو سماوات پرانجم.
بدری (از حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ).
چون در اول تاریخ فصلی دراز بیاوردم در مدح غزنین. (تاریخ بیهقی ص 277). استادان در صفت مجلس و صفت شراب و تهنیت عید و مدح پادشاهان سخن بسیار گفته اند. (تاریخ بیهقی ص 276). متنبی در مدح وی بر چه جمله سخن گفته است. (تاریخ بیهقی ص 391).
تا سخنم مدح خاندان رسول است
تابعه طبع مرا متابع و یار است.
ناصرخسرو.
از شرف مدح تودر کام من
گرد عبیر است و لعابم گلاب.
ناصرخسرو.
چو با دانا سخن گوئی سخن نیکو شود زیرا
که جز در مدح پیغمبر نشد نیکوسخن حسان.
ناصرخسرو.
و این بنده و بنده زاده را در مدح مجلس اعلی قاهری قصیده ای است. (کلیله و دمنه ).
فلک خاک در میراست و من هم
از آن مدحش به آب زر نویسم.
خاقانی.
قصرش چو فکرت من در راه مدح سلطان
گردون در او مرکب گیتی در او مصور.
خاقانی.
فاخته گفت از سخن نایب خاقانیم
گلبن کآن دیدکرد مدح شهش امتحان.
خاقانی.
هندیان را اصطلاح هند مدح
سندیان را اصطلاح سند مدح.مولوی. ...

معنی مدح به فارسی

مدح
ستودن ، ستایش
۱- ( مصدر ) ستایش کردن تمجید کردن ستودن مقابل هجو . ۲- ( اسم ) ستایش تمجید مقابل هجو : و در مدح اواشعار شعرای آن عصر بسیار است . ۳- ( اسم ) قصیده مدیح . یا مدح شبیه بذم . آنست که گوینده مدح را بنحوی آغاز کند که شنونده نخست گمان برد که وی می خواهد ذم کسی کند ولی در پایان سخن دریابد که مقصود او مبالغه در مدح بوده است مانند : فلانی هیچ عیبی ندارد جز اینکه دروغ نمی گوید . عیب من این است که نسبت بدوستان وفادارم . بزلف کژمژ لیکن بقد و قامت راست بتن درست ولیکن بچشمکان بیمار . ( همائی ) یا مدح موجه . یا استتباع صنعتی است معنوی و آن چنانست که مادح ممدوح را چنان ستاید که مستلزم مدح دیگر او باشد و صفتی از صفات نیکوی وی گفته آید تا از دو راه او را مدح کرده باشد مثلا : ای ز یزدان تا ابد ملک سلیمان یافته هر چه جسته جز نظیر از فضل یزدان یافته . ( انوری )
ستایش
ستایش کننده
( صفت ) کسی که مدح بزرگی را بخواند شاعر مدیحه گوی : محمود همتی تووما مدح خوان تو شاید که جان عنصری اشعار خوان ماست . ( خاقانی )
مدیحه خوان
مداح
مدیحه گوی
مدیحه گوئی
مدح سرای
( صفت ) مدح کننده ستایشگر مداح : خاطر خاقانی است مدح گر مصطفی زان ز حقش بی حساب هست عطا در حساب . ( خاقانی )
( صفت ) آنکه مدح بزرگی یا شیئی مهم را نشر دهد شاعر مدیحه سرای : این کعبتین بی نقش آورد سر بکعبم تا بر دو کعبه ...

معنی مدح در فرهنگ معین

مدح
(مَ) [ ع . ] (مص م .) ستودن ، ستایش .

معنی مدح در فرهنگ فارسی عمید

مدح
ستودن به ویژه در شعر.
= مدیحه سرا
= مدیحه سرا

مدح در دانشنامه اسلامی

مدح

مدح. (م َ) (ع اِمص) ستایش. ثنای به صفات جمیله. وصف به جمیل. توصیف به نیکویی. مدحت. مدیح. مدیحه. نقیض هجا. نقیض ذم. (یادداشت مؤلف). آفرین. تحسین. تمجید. مقابل هجو : آفرین و مدح سود آید ترا ••• گر به گنج اندر زیان آید همی (رودکی)ستاینده ٔ شهریاران بدی ••• به مدح افسر نام داران بدی (فردوسی) هر که ناشاعر بود چون کرد قصد مدح او ••• شاعری گردد که شعرش روضه ٔ رضوان بودزآنکه مدحش جمع گردانید معنی های نیک ••• چون معانی جمع گردد شاعری آسان بود (عنصری) چون در اول تاریخ فصلی دراز بیاوردم در مدح غزنین. استادان در صفت مجلس و صفت شراب و تهنیت عید و مدح پادشاهان سخن بسیار گفته اند. متنبی در مدح وی بر چه جمله سخن گفته است. تا سخنم مدح خاندان رسول است ••• تابعه طبع مرا متابع و یار است (ناصرخسرو)چو با دانا سخن گویی سخن نیکو شود زیرا ••• که جز در مدح پیغمبر نشد نیکو سخن حسان (ناصرخسرو)هندیان را اصطلاح هند مدح ••• سندیان را اصطلاح سند مدح (مولوی)
مدیحه
مدیحه. اشعاری که در توصیف و تحسین ممدوحی سرایند. رجوع به مدیح و مدیحه شود. || (مص) ستودن. ثنا گفتن کسی را به صفات نیکو و پسندیده ای که در اوست خلقاً یا اختیاراً. ـــ مدح آوردن؛ مدح کردن. ستودن.ـــ مدح الموجه؛ به اصطلاح شعرا این را اشتباه نیز نامند و آن ستودن ممدوح است به مدحی که منتج به مدحی دیگر باشد، شاعری گوید: آن کند کوشش تو بر اعدا ••• که کند بخشش تو بر دینار. مفید بلخی.ز رشک ساعدش در خون نشسته ••• ید بیضا به رنگ پنجه ٔ گل.
مدح موجه
مدح موجه نزد بلغا آن است که ممدوح را از یک ترکیب به دو نوع ستایش حاصل آید. ـــ مدح بما یشبه الذم؛ رجوع به مدح شبیه به ذم شود.ـــ مدح خواندن؛ مدیحه خواندن: بر آتش هر که مدح تو خواند ••• جز طوبی و ضیمران ندیدت.
مدح به معنی ستایش کردن و ستودن خصلت ها و صفات نیک کسی است.
مدح به معنی ستایش کردن و ستودن خصلت ها و صفات نیک کسی است.
شعر مدحی
و شعر مدحی ستایشی است که شاعر از ممدوح خود می کند و ضمن آن سجایای اخلاقی وی را برمی شمرد و از رفتار و موفقیت های او تمجید می کند و زبان به بزرگ داشت او می گشاید.
مدح و ...


مدح در دانشنامه ویکی پدیا

مدح
مدح (انگلیسی: Eulogy) اصطلاحاً به تعریف و تمجید کردن از دیگری گفته می شود.
مداحی
در فرهنگ ایرانی، مدح جایگاه بزرگی داشته است. شاهان ایران و اکثر نقاط دنیا به اینکه از آنها تعریف شود، اهمیت زیادی می داده اند.
«مدح» (انگلیسی: Eulogy) فیلمی در ژانر کمدی است که در سال ۲۰۰۴ منتشر شد.
هانک آزاریا
زویی دشانل
فامکه یانسن
کلی پرستون
ری رومانو
دبرا وینگر
گلن هدلی
جس بردفورد
پجت بروستر
پایپر لوری
رنه اوبرجونیس
ریپ تورن
تانیا گنادی
مدح کوهی، روستایی از توابع بخش سردشت شهرستان دزفول در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان سردشت قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با مدح

مدح در جدول کلمات

مدح
ستایش
مدح و ثنا
ستایش
مدح کننده
ناز

معنی مدح به انگلیسی

eulogy (اسم)
تشویق ، ستایش ، ستایشگری ، مدح ، مداحی ، مدیحهسرایی

معنی کلمه مدح به عربی

مدح را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی دوستی نوگورانی
ثنا
علی باقری
مدح :مدح به معنی هر گونه ستايش است ، خواه در برابر يك امر اختياری باشد يا غير اختياری ، فی المثل تعريفی را كه از يك گوهر گرانبها می كنيم ، عرب آنرا مدح می نامد ، و به تعبير ديگر مفهوم مدح ، عام است در حالی كه مفهوم حمد خاص می باشد .

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی مدح   • حسینیه مدح   • مدح چیست   • مدح امیرالمومنین   • مدح و ستایش در جدول   • هجو   • مدح و تمجید شده در جدول   • مدح امام حسین   • مفهوم مدح   • تعریف مدح   • معرفی مدح   • مدح یعنی چی   • مدح یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مدح
کلمه : مدح
اشتباه تایپی : lnp
آوا : madh
نقش : اسم
عکس مدح : در گوگل

آیا معنی مدح مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران