برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1646 100 1
شبکه مترجمین ایران

مخمر

/moxammer/

مترادف مخمر: تخمیرکننده

برابر پارسی: خمیرشده، خمیرمایه

معنی مخمر در لغت نامه دهخدا

مخمر. [ م ُ خ َم ْ م َ ] (ع ص ) سرشته شده. (ازآنندراج ) (غیاث ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). سرشته. (دهار چ بنیاد فرهنگ ). تخمیرشده و سرشته شده. (ناظم الاطباء) : و هر مخلوقی که به دست قدرت وی را مخمر گردانیده. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 310).
گویی مرا که گوهر دیوان از آتش است
دیوان این زمان همه از گل مخمرند.
ناصرخسرو (دیوان ص 121).
انصاف ده که آدم ثانی است مقتفی
در طینت است نور یداﷲ مخمرش.
خاقانی (دیوان ایضاً ص 221).
اگر تو آب و گلی همچنانکه سایر خلق
گل بهشت مخمر به آب حیوانی.
سعدی.
و مقرر و مخمر است که هر کس بیخ خشک کاشت به اجتنای ثمرتش بهره مند گشت... (جهانگشای جوینی ).
- مخمر شدن ؛ سرشته شدن :
تا اربعین بروجش زینت نیافت آدم
در اربعین صباحش طینت نشد مخمر.
خاقانی (دیوان چ سجادی ص 188).
- مخمر کردن ؛ سرشتن :
چون طبع را مخمر کردی به زهد و پند
زان گفته ها چو موی برون آئی از خمیر.
سوزنی (دیوان ص 172).
عدل تو در طینت آدم مخمر کرد حق
تا برآری خلق را از ظلم چون موی از خمیر.
سوزنی.
بر در میخانه ٔ عشق ای ملک تسبیح گوی
کاندر آنجا طینت آدم مخمر می کنند.
حافظ.
|| پوشیده و پوشانیده. (دهار چ بنیاد فرهنگ ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || خماردار. (ناظم الاطباء). || خمیر ورآمده. (از فرهنگ جانسون ). || نیم مست از شراب. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). || تیار. (آنندراج ) (غیاث ). تیار و مهیا و آماده. (ناظم الاطباء).
- مخمر شدن ؛ تیار شدن و آماده و مهیا گشتن.(ناظم الاطباء).

مخمر. [ م ُ م ِ ] (ع ص ) پوشاننده و پنهان کننده ٔ شهادت. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). || کسی که می رساند خمیر را. || کسی که دریافت می کند و چیزی به یاد می گذارد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || آنکه عطا می کند. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). || آنکه داخل می شود. || آنکه کینه می ورزد و کینه ور. || زمین بسیارخمر که در آن می فراوان بود. (ناظم الاطباء) (از م ...

معنی مخمر به فارسی

مخمر
تخمیرشده، سرشته شده، خمیرمایه
۱- ( اسم ) تخمیر کننده . ۲- ( اسم ) یک فرد قارچ از تیر. ساکارمیستاسه ها. یامخمر آب جو . یکی از مخمرهایی که بر روی گلوکز جوانه های جو عمل تخمیر را انجام میدهد . یا مخمرها تیرهای از قارچها که بنامهای ساکارومیستاسه ها و لوورهانیز موسومند و از راست. آسکومیست های پست یا ژیمنو آسه ها میباشند . این تیره از قارچها یک سلولی و کروی یا بیضوی یا استوانهیی شکل بعرض ۴ تا ۶ میکرن و بطول ۵ تا ۸ میکرن میباشند و سیتوپلاسم آنها دارای یک هسته است . این سلولها اگر در محیط مناسب قرار گیرند بطریق جوانه زدن تولید مثل میکنند ولی اگر محیط نامناسب باشد و غذا در دسترس مخمر نباشد تولید آنها بوسیل. آسک صورت میگیرد بدین طریق که هست. سلولهای مذکور دو یا سه بار تقسیم میشود و هریک از آنها را سیتو پلاسم فرا میگیرد و یک آسکوسپور تولید میکند . هر سلول مخمر معمولا محتوی چهار و گاهی هشت آسکوسپور میشود و در این موقع سلول مخمر را بنام آسک خوانند . مخمرها را از نظر اینکه در مجاورت اکسیژن زندگی کنند و یا در محیط دور از اکسیژن نمو نمایند بدو دست. هوازی و غیر هوازی تقسیم میکنند . جزو مخمرهای غیر هوازی گون. ساکارومیسس الیپسوئیدئوس و گون. ساکارومیسس آپیکولاتوس را باید نام برد که در تخمیر الکلی نقش مهمی دارند و گلوکز و فروکتوز محتوی در شیر. انگور را تبدیل به الکل میکنند و نیز گون. ساکارومیسس سرویزیه که مخمر آب جو میباشد عمل تخمیر را بر روی گلوکزهای جوانه های جو انجام میدهد و آب جو را بوجود میاورد . همچنین ساکارومیسس فراژیلیس که برروی قند شیر ( لاکتوز) عمل میکند و قند شیر را تخمیر و تبدیل بالکل مینماید. بکمک همین مخمر در برخی از کشورها مشروباتی از شیر تهیه میکنند که کفیر نام دارد . جزو مخمرهای هوازی بچه سرکه را باید نام برد که الکل را تبدیل به سرکه و بالاخره باب و انیدریه کربنیک مینماید. و همچنین مخمر آب جو پس از آنکه عمل تخمیر را بر روی گلوکز جوانه های جو انجام دهد و تولید الکل نماید میتواند عمل را از این مرحله ببعد ( اگر گلوکزی در اختیارش نباشد ) بطور هوازی انجام دهد و اکسیژن هوا را گرفته با الکل ترکیب نماید و تولید آب وانیدرید کربنیک کند . مخمر آب جو را بصورت دارو در برخی از بیماریهای میکربی مصرف میکنند چه از خود ترشحاتی میکند که ...

معنی مخمر در فرهنگ معین

مخمر
(مُ خَ مَّ) [ ع . ] (اِمف .) سرشته شده ، تخمیر شده .
(مُ خَ مِّ) [ ع . ] (اِفا.) تخمیرکننده .

معنی مخمر در فرهنگ فارسی عمید

مخمر
۱. عاملی که سبب تخمیر شود، تخمیرکننده.
۲. خمیرمایه.
* مخمر آبجو: (شیمی)
۱. مایعی غلیظ به رنگ زرد روشن یا خرمایی دارای مواد معدنی، پتاس، آهک، منیزی، آهن، گوگرد، اسیدفسفریک و ویتامین های مختلف که که در کارخانه های آبجوسازی تهیه می شود و مصرف دارویی دارد، کفی که از آبجو در هنگام تخمیر گرفته شود.
۲. جاندار تک سلولی که قندها در مجاورت آن الکل تولید می کنند.
۱. تخمیرشده، سرشته شده.
۲. رسیده، پخته شده.
۳. [مجاز] مفهوم، قابل درک.

مخمر در دانشنامه ویکی پدیا

مخمر
عکس مخمر
نقش مخمر در شراب سازی (به انگلیسی: Yeast in winemaking) مهمترین بخش در تبدیل آب انگور به شراب و شراب سازی است. مخمر، قند موجود در آب انگور را به الکل و دی اکسید کربن تبدیل می کند و هر چه مقدار قند موجود در آب انگور بیشتر باشد، میزان الکل محلول بیشتر می شود.ساکارومیسس سرویزیه همان مخمر شراب است که در تهیه آبجو و نان هم استفاده میشود.
در اواسط قرن ۱۹، دانشمند فرانسوی به نام لویی پاستور از طرف دولت فرانسه مسئول تحقیق درباره از بین رفتن (مزه) برخی شراب ها شد و همین باعث کشف میکروارگانیسم های مخمر توسط او شد و نام او را در صدر فهرست پدران علم میکروبیولوژی قرار داد.
مخمر قهوه ای زرد(نام علمی: Cryptococcus) نام یک سرده از زیرشاخه قارچ های کلاه دار است.
مخمر نان، خمیر مایه نان انگلیسی: Baker's yeast نام عمومی برای مخمر هایی است که به عنوان یک عامل ورآورنده در قبل از تنوری کردن نان و فرآوردهای آن استفاده می شود. مخمر نان برای تبدیل شکر به اتانول و دی اکسید کربن جهت ورآمدن خمیر نان بکار برده می شود.
مخمر کرمی انگلیسی: Cream yeast
مخمر فشرده انگلیسی: Compressed yeast
مخمر خشک فعال انگلیسی: Active dry yeast
مخمر آماده انگلیسی: Instant yeast
مخمر زود ورآورنده انگلیسی: Rapid-rise yeast
مخمر نان همان مخمر آبجو یا ساکارومیسس سرویزیه است که به صورت تجاری در چندین نوع مختلف موجود است، تفاوت اصلی آن میزان رطوبت مخمر است.
موارد بالا برای ورآمدن خمیر و تهیه نان استفاده می شوند


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

مخمر در دانشنامه آزاد پارسی

مُخَمِّر (yeast)
از انواع قارچ های تک یاخته ای (← قارچ). از راه جوانه زدن، توده ای از یاخته های گرد یا بیضوی پدید می آورد. با قراردادن مخمرها در محلول قندی یاخته ها تکثیر می شوند و قند را به الکل و منواکسید کربن تبدیل می کنند. از مخمرها در نانوایی، تهیۀ نوشابه ها، و الکل سازی استفاده می کنند. مخمر نانوایی (Saccharomyces Cervisie) منبعی سرشار از ویتامین ب است. در آوریل ۱۹۹۶، توالی یابی ژنوم این مخمر پس از شش سال کار ۳۰۰ دانشمند کامل شد. این ژنوم بیش از ۱۲میلیون زوج باز و تقریباً ۶هزار ژن دارد که عملکرد ۴۰ درصد از آن ها هنوز مشخص نشده است.

معنی مخمر به انگلیسی

yeast (اسم)
مایه ، پودر خمیرمایه ، مخمر ، خمیر ترش ، خمیرمایه ، خمیر مایه دار
barm (اسم)
مخمر ، مایه ابجو
wort (اسم)
مخمر ، مخمر ابجو
barmy (صفت)
مخمر ، خمیرمایهای
zymogenic (صفت)
مخمر ، تخمیر کننده

معنی کلمه مخمر به عربی

مخمر
خميرة

مخمر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهریار آریابد
در پارسی " خازا ، سرشته " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو .
روحانی
خمیر مایه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تهیه مخمر   • انواع مخمر   • فواید مخمر   • مخمر شراب چیست   • مخمر را از کجا تهیه کنیم؟   • عکس مخمر   • خرید مخمر نان   • معنی مخمر   • مفهوم مخمر   • تعریف مخمر   • معرفی مخمر   • مخمر چیست   • مخمر یعنی چی   • مخمر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مخمر

کلمه : مخمر
اشتباه تایپی : lolv
آوا : moxammer
نقش : اسم
عکس مخمر : در گوگل

آیا معنی مخمر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )